در روزهای اخیر بحرانهای رژیم از داخل تا منطقه و خارج فعال شدهاند، ابتدا توجه به نمونههای زیر در این رابطه روشنگر است:
-آخوند احمد خاتمی اول مرداد: (گزارش دبیرکل) ”گزارشی است که بدعهدیهای آمریکا را ندیده. خودشان دارند اعتراف میکنند آمریکاییها به عهدشان عمل نکردند؛ بیش از 50 طرح و لایحه ضد روح برجام در مجلسینشان تصویب کردهاند. دبیرکل اینها را نمیگوید اما میگوید به ایران میگوییم دست از پرتاب موشک بردارد.
یک زوج جوان میخواهند ده میلیون وام بگیرند جانشان به لبشان میرسد آن وقت چشم باز میکنند و میبینند فلان مسئول فلان مقدار گرفته یا بعضیها میگویند تمام حقوق دوره خدمتمان را بگذاریم روی هم به اندازه حقوق یک ماه یک مسئول نمیشود “.
-آخوند علمالهدی در نمایش جمعهٴ مشهد: ”از روزی که برجام اجرا شده 52 لایحه در مجلس نمایندگان و سنای آمریکا علیه ایران تصویب شده و این نکته توسط بان کیمون مطرح نمیشود “. (سایت حکومتی آفتاب نیوز 1مرداد)
-خبرگزاری نیروی تروریستی قدس-30تیر: پاسدار جعفری: ”سازمانهای مافیایی در داخل کشور نمیخواهند که معیشت مردم شکل بگیرد و همراه دشمنان خارجی فعالیتهایی را انجام میدهند... انشاءالله زمانی که موانع داخلی برطرف و موتور انقلاب روشن شود خواهیم دید که انقلاب در بُعد داخلی به فتح سنگرهای خود میپردازد و تحقق اهداف والای انقلاب در آن زمان سرعت بیشتری به خود خواهد گرفت “.
-تلویزیون رژیم- 1مرداد 95: ”وزیر خارجه عربستان، مواضع خصمانه علیه کشورمان را تکرار کرد، عادل الجبیر در مصاحبه با یورو نیوز ایران را به مداخله در کشورهای منطقه متهم کرد و گفت دیگر نمیتوانیم رویکرد ایران را در قبال عربستان و متحدانش تحمل کنیم. جبیر گفت نگران دسترسی ایران به برخی منابع مالی احتمالی هستیم. وزیر خارجه سعودی درباره سوریه هم گفت هدف ما تغییر نظام این کشور است “.
-یورنیوز- عادل الجبیر: ”ما شاهد یک خلأ بودیم. شاهد فقدان رهبری بودیم. با متحدانمان همکاری کردیم و برای حفاظت از منافعمان وارد این خلأ شدیم. شبهنظامیان تندرو که متحدان رژیم ایران و حزبالله هستند تلاش کردند کنترل یمن، پایگاههای موشک بالستیک و نیروی هوایی را در دست گیرند. این تهدیدی مستقیم برای عربستان سعودی و کشورهای منطقه بهشمار میآمد. کسی باید کاری میکرد. ما وارد عمل شدیم. در خصوص ایران نیز ۳۵ سال تجاوز از سوی این کشور به عربستان سعودی و متحدانش کافی است. ما چنین چیزی را تحمل نخواهیم کرد. درباره سوریه، هدفمان اعمال تغییر در نظام حاکم در آنجاست “.
-رادیو دولتی آلمان- 1مرداد: بحرین روز ۳۱ تیر اعلام کرد یک گروه نظامی مرتبط با ایران را که در حال طراحی حملاتی در بحرین بوده متلاشی کرده است.
-سایت حکومتی دیپلوماسی ایرانی- 1مرداد: کویت حکم اعدام «جاسوس ایران» را تأیید کرد؛ یک دادگاه تجدیدنظر در کویت حکم اعدام یک شهروند شیعه به اتهام ارتباط با ایران و گروه حزبالله لبنان بهمنظور ارتکاب «اقدامات خصمانه» علیه این کشور را تأیید کرد.
-خبرگزاری مهر آخوندی-31تیر: ”عبد اللطیف بن راشد زیانی با صدور بیانیهیی مطبوعاتی مدعی شد که در صورتی که رژیم ایران از دخالتهای خود در امور کشورهای منطقه دست برندارد، تحریمهایی علیه این کشور اعمال خواهد شد.
در همین راستا، وزیر خارجه بحرین مدعی شد ایران "جمهوری شرارت" است “.
..
سوالی که این بین مطرح میشود این است که آیا واقعاً همهٴ بحرانهای رژیم در روزهای اخیر بهطور همزمان شدت گرفته است؟
واقعیت این است که اگر نگاهی به اخبار و موضعگیریهای فوق که بسیار اندک از انبوه مواضع است بیندازیم، روشن میشود که مجموعهیی از بحرانهای مختلف بهصورت همزمان و موازی، گریبان رژیم را گرفته است و در حال پیشروی و تاثیرگذاری جدی بر روی رژیم و تحولات هستند.
یکی از این بحرانها، بحران منطقهیی هست که شاخص اوجگیریش هم، صحبتهای بسیار تیز و تند وزیر خارجه عربستان بر ضد رژیم آخوندی است. تا جایی که عادل الجبیر بهروشنی گفت: «دیگر نمیتوانیم رویکرد ایران را در قبال عربستان و متحدانش تحمل کنیم... » . وزیر خارجه عربستان در ادامه صحبتهاش گفت خواهان تغییر نظام در سوریه هست، یعنی رفتن بشار اسد؛ و در همین راستا هم اضافه کرد که سلاحهای کاراتری به اپوزیسیون سوریه میدهند. از بعد جهانی هم کماکان فشارها و تحریمهای جدید بر ضد رژیم افزایش پیدا میکند. از طرفی گزارش دبیرکل درباره برجام هم که در آن، نسبت به آزمایشهای موشکی، سفرهای قاسم سلیمانی و ارسال سلاح توسط رژیم نگرانی شده، بهشدت رژیم را بهم ریخته و واکنشهایش هنوز ادامه دارد. چون به گفته خودشان، این اقدام زمینهساز اقدامات جدیتر بر ضد رژیم است. علاوه بر این، خود سردمداران رژیم میگویند دستکم 52طرح تحریم، بعد از برجام بر ضد ما در جریان است. بحران حاد دیگر، جنگ باندی درون رژیم است. این جنگ به آنجا رسیده که در یک تغییر فاز، روحانی و پاسدار جعفری تقریباً شمشیر را از رو بستند. روحانی در کرمانشاه در برابر باند خامنهای گفت پولهای دزدیده شده را از حلقومتان بیرون میکشیم. خامنهای هم علاوه بر اینکه توسط اطلاعات سپاه بهصورت عملی شروع به دستگیری برخی مهرههای باند روحانی کرد، پاسدار جعفری را به صحنه فرستاد تا به باند رقیب هشدار بدهد منتظر فتح سنگرهای داخلی باشید. یعنی قلع و قمع باند رقیب. در بستر همین جنگ باندی هم، چپاولهای نجومی آنچنان اوج گرفته که دیروز آخوند احمد خاتمی در نمایش جمعه تهران با اشاره به موضوع فیشهای نجومی با وحشت گفت اعتماد مردم را نابود نکنید. روشن است که مردم که هیچ اعتمادی به اینها ندارند، اما منظور احمد خاتمی این است که حواستان باشد مرز سرخها رد شدند و تأکید کرد: «مردم تحمل نمیکنند... این حرفها را جدی بگیرید آقایان» . حالا همهٴ این بحرانها را قرار بدهید کنار بحرانهای جدی اقتصادی، وضعیت بیکاری و فقر در تمامی جامعه.
حالا آیا فعال شدن همزمان این بحرانها، میتواند به این معنی باشد که این بحرانها در ارتباط با هم هستند و روی هم تاثیر متقابل میگذارند؟
جواب آری است، زیرا دقیقاً این بحرانها در ارتباط با هم هستند و روی هم تاثیر جدی هم میگذارند. برای نمونه، بحران جهانی که امروز در «باتلاق برجام» نمود پیدا کرده، همچنین بحران منطقهای، تاثیر جدی بر روی بحران جنگ باندی درون رژیم میگذارند و آن رو شدت میدهند. چرا؟ چون هر کدام از دو باند برای خروج رژیم از بحران جهانی و منطقهای، دنبال پیشبرد خط خودشان هستند. باند رفسنجانی میگوید باید در مقابل جهان و منطقه کوتاه بیاییم و جامزهرهای بعدی را بخوریم؛ باند خامنهای میگوید زهر خوردن بیشتر از این، راه به تنزل بیپایان و سرنگونی نظام میبرد. حالا خود این تشدید جنگ باندی، باز هم تاثیر میگذارد روی بحران جهانی و منطقهای. نمونهٴ بارزش حمله به سفارت عربستان در تهران توسط بسیجیهای خامنهای بود که پیامدهای جدی تا امروز برای رژیم دارد. تمامی این بحرانها هم سرشکن میشوند روی بحران اجتماعی و آن را فعالتر میکنند. خود فعال شدن بحرانهای اجتماعی هم، باز سایر بحرانهای رژیم را فعالتر میکند.
طبیعی است که همزمانی فعال شدن بحرانها اهمیت خاصی دارد و پیآمدهای مشخص برای رژیم دارد از جمله اینکه بهشدت رژیم را ضعیف میکند و از طرف دیگر به رژیم جای مانور نمیدهد که در یک جبهه فشار را کم کند تا بتواند در جبههای دیگر تمرکز کرد و نفسی بکشد.
اما نکته مهمی که باید توجه کرد این است که تا پیش از این در بعد جهانی و منطقهای، حرف با رژیم تغییر رفتار بود. اما در این میان مقاومت ایران بود که میگفت تنها راه، سرنگونی این رژیم است و تحولات را به سمت سرنگونی جهت میداد. طی این سالیان، برای جهان هم اثبات شد که راه دیگری در برابر این رژیم وجود ندارد و امروز میبینیم که وزیر خارجه عربستان بهروشنی میگوید صبر ما بهسر رسیده است. حرفی که در خط سرنگونی معنی میدهد. همینطور شاهدیم که حضور امیر ترکی فیصل در گردهمایی بزرگ مقاومت ایران، توسط رسانهها و سیاستمداران و حتی خود رژیم، بهمعنای سرنگونی رژیم معنا میشود. برای همین هم این روزها میبینیم که کارگزاران و رسانههای رژیم چطور نسبت به مجاهدین ابراز وحشت میکنند. یک نمونهٴ آن 2مرداد بود که سایت حکومتی دیدبان نوشت: «برای پی بردن به زنجیرهیی از اقدامات (مجاهدین) میتوان به نقش زیرپوستی اندیشههای آنها در عرصه فرهنگ و هنر (اشاره کرد)... (آنها) زهر خود را از طریق نفوذ در آثار و اندیشههای هنرمندان و ادیبان و افراد فعال تزریق میکنند» . بهراستی اندیشهٴ مجاهدین چیست؟ جز سرنگونی تام و تمام رژیم ولایتفقیه؟.
-آخوند احمد خاتمی اول مرداد: (گزارش دبیرکل) ”گزارشی است که بدعهدیهای آمریکا را ندیده. خودشان دارند اعتراف میکنند آمریکاییها به عهدشان عمل نکردند؛ بیش از 50 طرح و لایحه ضد روح برجام در مجلسینشان تصویب کردهاند. دبیرکل اینها را نمیگوید اما میگوید به ایران میگوییم دست از پرتاب موشک بردارد.
یک زوج جوان میخواهند ده میلیون وام بگیرند جانشان به لبشان میرسد آن وقت چشم باز میکنند و میبینند فلان مسئول فلان مقدار گرفته یا بعضیها میگویند تمام حقوق دوره خدمتمان را بگذاریم روی هم به اندازه حقوق یک ماه یک مسئول نمیشود “.
-آخوند علمالهدی در نمایش جمعهٴ مشهد: ”از روزی که برجام اجرا شده 52 لایحه در مجلس نمایندگان و سنای آمریکا علیه ایران تصویب شده و این نکته توسط بان کیمون مطرح نمیشود “. (سایت حکومتی آفتاب نیوز 1مرداد)
-خبرگزاری نیروی تروریستی قدس-30تیر: پاسدار جعفری: ”سازمانهای مافیایی در داخل کشور نمیخواهند که معیشت مردم شکل بگیرد و همراه دشمنان خارجی فعالیتهایی را انجام میدهند... انشاءالله زمانی که موانع داخلی برطرف و موتور انقلاب روشن شود خواهیم دید که انقلاب در بُعد داخلی به فتح سنگرهای خود میپردازد و تحقق اهداف والای انقلاب در آن زمان سرعت بیشتری به خود خواهد گرفت “.
-تلویزیون رژیم- 1مرداد 95: ”وزیر خارجه عربستان، مواضع خصمانه علیه کشورمان را تکرار کرد، عادل الجبیر در مصاحبه با یورو نیوز ایران را به مداخله در کشورهای منطقه متهم کرد و گفت دیگر نمیتوانیم رویکرد ایران را در قبال عربستان و متحدانش تحمل کنیم. جبیر گفت نگران دسترسی ایران به برخی منابع مالی احتمالی هستیم. وزیر خارجه سعودی درباره سوریه هم گفت هدف ما تغییر نظام این کشور است “.
-یورنیوز- عادل الجبیر: ”ما شاهد یک خلأ بودیم. شاهد فقدان رهبری بودیم. با متحدانمان همکاری کردیم و برای حفاظت از منافعمان وارد این خلأ شدیم. شبهنظامیان تندرو که متحدان رژیم ایران و حزبالله هستند تلاش کردند کنترل یمن، پایگاههای موشک بالستیک و نیروی هوایی را در دست گیرند. این تهدیدی مستقیم برای عربستان سعودی و کشورهای منطقه بهشمار میآمد. کسی باید کاری میکرد. ما وارد عمل شدیم. در خصوص ایران نیز ۳۵ سال تجاوز از سوی این کشور به عربستان سعودی و متحدانش کافی است. ما چنین چیزی را تحمل نخواهیم کرد. درباره سوریه، هدفمان اعمال تغییر در نظام حاکم در آنجاست “.
-رادیو دولتی آلمان- 1مرداد: بحرین روز ۳۱ تیر اعلام کرد یک گروه نظامی مرتبط با ایران را که در حال طراحی حملاتی در بحرین بوده متلاشی کرده است.
-سایت حکومتی دیپلوماسی ایرانی- 1مرداد: کویت حکم اعدام «جاسوس ایران» را تأیید کرد؛ یک دادگاه تجدیدنظر در کویت حکم اعدام یک شهروند شیعه به اتهام ارتباط با ایران و گروه حزبالله لبنان بهمنظور ارتکاب «اقدامات خصمانه» علیه این کشور را تأیید کرد.
-خبرگزاری مهر آخوندی-31تیر: ”عبد اللطیف بن راشد زیانی با صدور بیانیهیی مطبوعاتی مدعی شد که در صورتی که رژیم ایران از دخالتهای خود در امور کشورهای منطقه دست برندارد، تحریمهایی علیه این کشور اعمال خواهد شد.
در همین راستا، وزیر خارجه بحرین مدعی شد ایران "جمهوری شرارت" است “.
..
سوالی که این بین مطرح میشود این است که آیا واقعاً همهٴ بحرانهای رژیم در روزهای اخیر بهطور همزمان شدت گرفته است؟
واقعیت این است که اگر نگاهی به اخبار و موضعگیریهای فوق که بسیار اندک از انبوه مواضع است بیندازیم، روشن میشود که مجموعهیی از بحرانهای مختلف بهصورت همزمان و موازی، گریبان رژیم را گرفته است و در حال پیشروی و تاثیرگذاری جدی بر روی رژیم و تحولات هستند.
یکی از این بحرانها، بحران منطقهیی هست که شاخص اوجگیریش هم، صحبتهای بسیار تیز و تند وزیر خارجه عربستان بر ضد رژیم آخوندی است. تا جایی که عادل الجبیر بهروشنی گفت: «دیگر نمیتوانیم رویکرد ایران را در قبال عربستان و متحدانش تحمل کنیم... » . وزیر خارجه عربستان در ادامه صحبتهاش گفت خواهان تغییر نظام در سوریه هست، یعنی رفتن بشار اسد؛ و در همین راستا هم اضافه کرد که سلاحهای کاراتری به اپوزیسیون سوریه میدهند. از بعد جهانی هم کماکان فشارها و تحریمهای جدید بر ضد رژیم افزایش پیدا میکند. از طرفی گزارش دبیرکل درباره برجام هم که در آن، نسبت به آزمایشهای موشکی، سفرهای قاسم سلیمانی و ارسال سلاح توسط رژیم نگرانی شده، بهشدت رژیم را بهم ریخته و واکنشهایش هنوز ادامه دارد. چون به گفته خودشان، این اقدام زمینهساز اقدامات جدیتر بر ضد رژیم است. علاوه بر این، خود سردمداران رژیم میگویند دستکم 52طرح تحریم، بعد از برجام بر ضد ما در جریان است. بحران حاد دیگر، جنگ باندی درون رژیم است. این جنگ به آنجا رسیده که در یک تغییر فاز، روحانی و پاسدار جعفری تقریباً شمشیر را از رو بستند. روحانی در کرمانشاه در برابر باند خامنهای گفت پولهای دزدیده شده را از حلقومتان بیرون میکشیم. خامنهای هم علاوه بر اینکه توسط اطلاعات سپاه بهصورت عملی شروع به دستگیری برخی مهرههای باند روحانی کرد، پاسدار جعفری را به صحنه فرستاد تا به باند رقیب هشدار بدهد منتظر فتح سنگرهای داخلی باشید. یعنی قلع و قمع باند رقیب. در بستر همین جنگ باندی هم، چپاولهای نجومی آنچنان اوج گرفته که دیروز آخوند احمد خاتمی در نمایش جمعه تهران با اشاره به موضوع فیشهای نجومی با وحشت گفت اعتماد مردم را نابود نکنید. روشن است که مردم که هیچ اعتمادی به اینها ندارند، اما منظور احمد خاتمی این است که حواستان باشد مرز سرخها رد شدند و تأکید کرد: «مردم تحمل نمیکنند... این حرفها را جدی بگیرید آقایان» . حالا همهٴ این بحرانها را قرار بدهید کنار بحرانهای جدی اقتصادی، وضعیت بیکاری و فقر در تمامی جامعه.
حالا آیا فعال شدن همزمان این بحرانها، میتواند به این معنی باشد که این بحرانها در ارتباط با هم هستند و روی هم تاثیر متقابل میگذارند؟
جواب آری است، زیرا دقیقاً این بحرانها در ارتباط با هم هستند و روی هم تاثیر جدی هم میگذارند. برای نمونه، بحران جهانی که امروز در «باتلاق برجام» نمود پیدا کرده، همچنین بحران منطقهای، تاثیر جدی بر روی بحران جنگ باندی درون رژیم میگذارند و آن رو شدت میدهند. چرا؟ چون هر کدام از دو باند برای خروج رژیم از بحران جهانی و منطقهای، دنبال پیشبرد خط خودشان هستند. باند رفسنجانی میگوید باید در مقابل جهان و منطقه کوتاه بیاییم و جامزهرهای بعدی را بخوریم؛ باند خامنهای میگوید زهر خوردن بیشتر از این، راه به تنزل بیپایان و سرنگونی نظام میبرد. حالا خود این تشدید جنگ باندی، باز هم تاثیر میگذارد روی بحران جهانی و منطقهای. نمونهٴ بارزش حمله به سفارت عربستان در تهران توسط بسیجیهای خامنهای بود که پیامدهای جدی تا امروز برای رژیم دارد. تمامی این بحرانها هم سرشکن میشوند روی بحران اجتماعی و آن را فعالتر میکنند. خود فعال شدن بحرانهای اجتماعی هم، باز سایر بحرانهای رژیم را فعالتر میکند.
طبیعی است که همزمانی فعال شدن بحرانها اهمیت خاصی دارد و پیآمدهای مشخص برای رژیم دارد از جمله اینکه بهشدت رژیم را ضعیف میکند و از طرف دیگر به رژیم جای مانور نمیدهد که در یک جبهه فشار را کم کند تا بتواند در جبههای دیگر تمرکز کرد و نفسی بکشد.
اما نکته مهمی که باید توجه کرد این است که تا پیش از این در بعد جهانی و منطقهای، حرف با رژیم تغییر رفتار بود. اما در این میان مقاومت ایران بود که میگفت تنها راه، سرنگونی این رژیم است و تحولات را به سمت سرنگونی جهت میداد. طی این سالیان، برای جهان هم اثبات شد که راه دیگری در برابر این رژیم وجود ندارد و امروز میبینیم که وزیر خارجه عربستان بهروشنی میگوید صبر ما بهسر رسیده است. حرفی که در خط سرنگونی معنی میدهد. همینطور شاهدیم که حضور امیر ترکی فیصل در گردهمایی بزرگ مقاومت ایران، توسط رسانهها و سیاستمداران و حتی خود رژیم، بهمعنای سرنگونی رژیم معنا میشود. برای همین هم این روزها میبینیم که کارگزاران و رسانههای رژیم چطور نسبت به مجاهدین ابراز وحشت میکنند. یک نمونهٴ آن 2مرداد بود که سایت حکومتی دیدبان نوشت: «برای پی بردن به زنجیرهیی از اقدامات (مجاهدین) میتوان به نقش زیرپوستی اندیشههای آنها در عرصه فرهنگ و هنر (اشاره کرد)... (آنها) زهر خود را از طریق نفوذ در آثار و اندیشههای هنرمندان و ادیبان و افراد فعال تزریق میکنند» . بهراستی اندیشهٴ مجاهدین چیست؟ جز سرنگونی تام و تمام رژیم ولایتفقیه؟.