ایتالیا
کنفرانس در شهرداری کونئو
نه به اعدام، آری به مقاومت
لانزو روجرو نایبرئیس انجمن ملی پارتیزانهای ایتالیا:
- ما در گذشته از شورای ملی مقاومت ایران حمایت کردهایم. امروز نیز بر آن صحه میگذاریم و در آینده نیز پشتیبان این مقاومت خواهیم بود.
- مردم ایران شایسته برخورداری از یک جمهوری دموکراتیک بر اساس حاکمیت مردم، حق رأی عمومی، جدایی دین و دولت، تکثرگرایی، عدالت و صلح هستند.
از حضور همه و سخنرانان محترم و دیگر عزیزان تشکر میکنم. انجمن ما، «انجمن ملی پارتیزانهای ایتالیا» در کونئو، که از سال ۱۹۴۵ بهعنوان نهادی مدنی و معنوی فعالیت میکند، هدف خود را حفظ پیوندهای برادری میان پارتیزانهای ایتالیا و مبارزان آزادی سایر کشورها قرار داده است. به همین جهت، به تمامی کسانی که بهصورت فردی یا در قالب انجمنها و سازمانها برای آرمانهای آزادی و دموکراسی مبارزه میکنند ارزشهایی که شالوده نبرد آزادیبخش ایتالیا را تشکیل دادند و در آن به والاترین جلوه خود دست یافتند کمک و پشتیبانی ارائه دادهایم و خواهیم داد.
با توجه به این امر، انجمن آنپی در کونئو انتخابی جز حمایت کامل از «شورای ملی مقاومت ایران» نداشته و نخواهد داشت. ما درگذشته از آن حمایت کردهایم، امروز نیز بر آن صحه میگذاریم و در آینده نیز پشتیبان آن خواهیم بود. ما تماماً با طرح ۱۰ مادهای برای آینده ایران موافقیم چرا که این برنامه از قانون اساسی ضدفاشیستی ما الهام گرفته و کاملاً با آن همراستاست. مردم ایران شایسته برخورداری از یک جمهوری دموکراتیک و مبتنی بر جدایی دین از دولت همانند کشور ما هستند؛ جمهوریای مبتنی بر حاکمیت مردم، حق رأی عمومی، عدالت، صلح و تکثرگرایی. ابتداییترین حقوق بنیادین بشری تأکید شده در اعلامیه جهانی حقوقبشر باید برای شهروندان ایرانی احیا و تضمین گردد. چنین امری محقق نخواهد شد مگر با جدایی مدنی نهاد دین از دولت، بهگونهیی که آزادی عقیده، مذهب و وجدان فراهم آید. آزادیهای سیاسی و مدنی تا زمانی که شریعت ملایان، دادگاههای انقلاب که یادآور دادگاههای فرمایشی و ویژه دوران فاشیسم است و مجازات اعدام، بهویژه در قبال دگراندیشان سیاسی و معترضان عادی، در ایران ادامه دارد، امکان گسترش و بالندگی آزادانه را نخواهند داشت.
ما عواقب توتالیتاریسم و جنون شوونیسم و ناسیونالیسم (افراطی) را بهخوبی میشناسیم؛ رویکردهایی که تیشهای بر ریشهٔ هر تمدنیست و همچون جنگ، ثمرهای جز تاریکی و از بین بردن عقلانیت ندارند. هانا آرنت میگفت: «مرگ همدلی انسانی، یکی از نخستین و گویاترین نشانههای فرهنگی ست در آستانه بربریت قرار دارد»... انجمن پارتیزانهای ایتالیا در کونئو و استان هرگز نسبت به فریاد مقاومت مردم ایران بیتفاوت نخواهد بود. آنپی، در سطح ملی نیز، به تمام سازمانهای مدافع حقوقبشر میپیوندد که استفاده فزاینده از مجازات اعدام در ایران را بهعنوان ابزاری برای سرکوب صدای مخالفان محکوم میکنند و خواستار لغو این احکام هستند. بنا بر گزارش منابع گوناگون، از آغاز سال ۲۰۲۶ تاکنون صدها حکم اعدام در ایران اجرا شده است. اگر مجازات اعدام در سراسر جهان همواره و در همهجا غیرقابلقبول است، توسل به این اعدامها صرفاً حربهای برای ایجاد ارعاب، سرکوب مخالفان و ضربه زدن به کسانی است که دیدگاههای منتقد رژیم را ابراز میکنند. حیات، کرامت انسانی و تضمینهای اساسی عدالت باید بدون استثنا محافظت شوند. انجمن آنپی از جامعه بینالمللی، دولت ایتالیا و نهادهای اروپایی میخواهد که انزجار و مخالفت قاطع خود را با چنین اقدامات وحشیانهای اعلام نمایند.
پارتیزانهای ایتالیا ما را از دیکتاتوری فاشیسم و یوغ نازیسم و ناسیونالیسم (افراطی) رهایی بخشیدند. اکنون وظیفهٔ ماست که یاد و فداکاری آنان را گرامی بداریم و گوهر آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی را پاس بداریم. با الهام از درس ایستادگی برادران پارتیزانمان، امیدواریم که مقاومت مردم ایران بتواند دموکراسی و تمدن را به این ملت بازگرداند. سپاسگزارم.
محمود حکمیان
با تشکر از شما خانم شهردار برای این ابتکار عمل. با تشکر از شهرداران حاضر، خانمها و آقایان. هنگامی که از ایران سخن میگویم، پیش از هر چیز باید به مردمی بیندیشیم که هر روز برای مطالبه آزادی و حقوق بنیادین، بهایی بسیار سنگین میپردازند؛ از زندانیان سیاسی، خانوادههای قربانیان، زنان، جوانان و همه کسانی سخن میگوییم که با بازداشت، سرکوب و حتی مجازات اعدام روبهرو هستند. وضعیت کنونی در ایران بهشدت نگرانکننده است. از ابتدای سال ۲۰۲۶ تاکنون، ۱۱۸۶ نفر در ایران اعدامشدهاند. همچنین از آغاز جنگ نزدیک به ۵۰ زندانی سیاسی اعدامشدهاند که ۹ تن از آنان از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران بودهاند.
مقاومت در زندانها، در میان زنان و جوانان و در اعتراضات مردمی همچنان ادامه دارد. از این رو، امری حیاتی ست که جامعه بینالمللی تنها به محکوم کردن جنایات رژیم بسنده نکند، بلکه حق مردم ایران را برای تغییر و دستیابی به یک جمهوری دموکراتیک، آزاد و مبتنی بر حاکمیت مردم بهرسمیت بشناسد.
در این زمینه، وجود یک آلترناتیو دموکراتیک و سازمانیافته نقشی تعیینکننده دارد؛ مقاومتی که هم در داخل کشور از طریق کانونهای شورشی مجاهدین خلق و هم در خارج از کشور حضور دارد. طرح ۱۰ مادهای مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران، جدایی دین از دولت، برابری کامل زنان و مردان، لغو مجازات اعدام، احترام به آزادیهای سیاسی و اجتماعی و یک ایران عاری از سلاحهای هستهیی را ارائه میدهد. این طرح از حمایت هزاران تن از نمایندگان مجالس و شخصیتهای برجسته سیاسی در سراسر جهان برخوردار شده است. آینده ایران نباید ادامه دیکتاتوری مذهبی و نه بازگشت به دیکتاتوری سلطنتی گذشته باشد. مشروعیت سیاسی باید تنها بر یک اصل استوار گردد: رأی آزادانه مردم ایران.
پیام ما باید رسا و شفاف باشد: نه به اعدام، نه به دیکتاتوری چه مذهبی و چه سلطنتی نه به بازگشت به گذشته، و آری به آزادی، حاکمیت مردم و یک ایران دموکراتیک و آزاد. متشکرم.
الهام نیکذات
عصر همگی بخیر. من بهعنوان یک زن ایرانی، بهعنوان مادر دو فرزند بهعنوان نماینده زنان دموکرات ایرانی در شمال ایتالیا اینجا هستم، اما بیش از هر چیز، اینجا هستم تا صدای کسانی باشم که امروز در زندانهای ایران در خطر خاموشی همیشگی قرار دارند.
در ایران، مجازات اعدام بهعنوان ابزاری برای سرکوب سیاسی در دستگاه قضاییای به کار میرود که بارها بهدلیل شکنجه، اعترافات اجباری و محاکمههای فاقد تضمینهای لازم قانونی محکوم شده است.
اما در برابر این فاجعه، از دل همان زندانهای ایران، شکل فوقالعادهای از مقاومت پدید آمده است: کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» که در ژانویه ۲۰۲۴ آغاز شد. هر سهشنبه، زندانیان سیاسی و دیگر بازداشت شدگان برای اعتراض به مجازات اعدام از خوردن غذا امتناع میکنند.
به شجاعت این انسانها فکر کنید. آنان از آزادی محروماند و جان برخی از آنها در خطر است، با این حال همچنان برای حق حیات دیگران مبارزه میکنند. اعتراض آنان همبستگی بینالمللی را برانگیخته است. جینا رومرو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور آزادی اجتماعات مسالمتآمیز و تشکلها، در یک اعتصاب غذای همبستگیِ ۲۴ ساعته شرکت کرد. مای ساتو، گزارشگر ویژه وضعیت حقوقبشر در ایران، نیز توجهات را به این کارزار و ضرورت توقف اعدامها معطوف کرد. دیگر چهرههای سیاسی و نمایندگان بینالمللی نیز حمایت خود را از این حرکت ابراز داشتهاند.
بهعنوان یک زن ایرانی، مایلم بر یک اصل بنیادین تأکید کنم: هیچ دموکراسی واقعی بدون برابری میان زنان و مردان شکل نمیگیرد و هیچ عدالت واقعی بدون احترام به حق حیات برقرار نخواهد شد. زنان ایرانی امتیاز ویژهیی نمیخواهند؛ آنان همان حقوق زنان سراسر جهان را مطالبه میکنند: آزادی، برابری، کرامت انسانی و امکان تصمیمگیری مستقل برای آینده خود.
از این تریبون در شهرداری کونئو، به نهادهای ایتالیایی و اروپایی فراخوان میدهم: ما خواهان تعلیق فوری مجازات اعدام، آزادی زندانیان سیاسی که صرفاً بهدلیل بهرهمندی مسالمتآمیز از حقوق خود بازداشت شدهاند، و پاسخگویی عاملان نقض فاحش حقوقبشر در برابر پیشگاه عدالت هستیم. ما میخواهیم آینده ایران به دست خودِ مردم ایران و بدون دیکتاتوریهای مذهبی و موروثی رقم بخورد.
به زندانیانی که هر سهشنبه علیه اعدامها دست به اعتصاب میزنند میگویم: شما تنها نیستید.
به مادرانی که چشمانتظار خبری از فرزندانشان هستند میگویم رنج شما فراموش نخواهد شد.
به زنان ایرانی که همچنان برای آزادی پیکار میکنند میگویم: صدای شما، صدای ما نیز هست.
کرامت انسانی مرزی نمیشناسد، آزادی ملیت خاصی ندارد و حق حیات از آنِ تکتک انسانهاست.
با تشکر از همگی.
دکتر خسرو نیکذات
از یکایک شما شهرداران محترم سپاسگزارم که بارها زحمت کشیده و در اینجا حضور یافتهاید تا توجه و همبستگی خود را با مردم ایران اعلام نمایید؛ شما نیز همانند من و همه ما، هرگز از حمایت خسته نمیشوید و این برای من مایه خرسندی و امتنان بسیار است.
باید توجه داشت تمام بحرانهایی که دستکم در ۲۰ تا ۲۵ سال گذشته اگر نگوییم ۴۰ سال اخیر در خاورمیانه رخداده، سرچشمهاش رژیم حاکم بر ایران و شاخکهای اختاپوسی آن در منطقه بوده است؛ از حزبالله و بشار اسد همدست رژیم ایران گرفته تا حوثیهای یمن، شبهنظامیان عراق و سایر گروهها. این بیثباتسازی مداوم خاورمیانه خصلت ذاتی رژیم است؛ این رژیم توانایی زیستن در صلح را ندارد، زیرا قادر به پاسخگویی به خواسته مردم و تندادن به پیشرفت نیست؛ حکومتی ست که ماهیتاً واپسگراست و بنابراین برای سرپوش نهادن بر این واقعیت، بحرانهای جنگی میآفریند، در رعب و ترور و با ابزار ترور زندگی میکند، و حیاتش وابسته به جنگافروزی و تروریسم است. رژیم با بمباران ساقط نمیشود.
آیا مداخلهگرانی که دست به بمباران میزنند حقیقتاً قصد تغییر رژیم را دارند؟ باور من این است که خیر. آنان بارها تصریح کردهاند که منافعشان در چارچوب مطالبات نظامی مشخصی تعریف میشود: عدم دستیابی به بمب اتمی، عدم مداخله در خاورمیانه بر ضد منافع غرب و مواردی از این دست؛ از سوی دیگر، حاکمیت، انسجام و اقتدار گذشته را ندارد، خامنهای دیگر نیست. ساختار فرماندهی آن بهشدت متزلزل است مردم ایران خواهان سرنگونی آن هستند؛ کارد به استخوان مردم رسیده است، چه از نظر اقتصادی، چه اجتماعی، چه سیاسی، و چه از حیث آزادی و دموکراسی. جامعه چون انبار باروتی است و حکومت بهخوبی میداند خطر اصلی از کجا متوجه اوست؛ به همین دلیل است که هر ۴ تا ۶ ساعت یک انسان را بهقتل میرساند.
اگر این واقعیتهای مسلم را در نظر بگیریم، درمییابیم که تنها راه براندازی رژیم ایران، یاری رساندن به مردم ایران است. باید این واقعیت را برای افکار عمومی روشن ساخت که تنها و تنها مردم ایران هستند که میتوانند شرایط را دگرگونسازند، و این دگرگونی صرفاً از طریق قیامی سازمانیافته امکانپذیر است؛ چرا که در تمامی این سالها دیدهایم خیزشهای بدون سازمانیافتگی به چه فرجامی میانجامند. از این رو، تشکیلاتی چون مقاومت ایران که قادر باشد این قیامها را در مسیری درست هدایت کند، نقشی حیاتی دارد و باید بیدریغ مورد حمایت قرار گیرد. سپاسگزارم.