وقتی به خبرهای رژیم در مورد سوریه دقت کنیم یک حلقه مفقوده در آنها به چشم میخورد. سوز و گداز از اجلاس ژنو 2 و رانده شدن رژیم از آن ترجیعبند ثابت بود اما بعد از سفر اردوغان نخستوزیر ترکیه این حلقه مفقوده در خبرهای رژیم مربوط به سوریه با تناقض گوییهای مقامات و خبرگزاریهای رژیم شکل گرفت. این تناقضگویی از فاصله خبر اول تا خبر دوم مربوط به سفر اردوغان بارز شد. در خبر اول از طرف شبکهٴ خبر رژیم سفر اردوغان باهدف «مذاکرات راهبردی» در مورد سوریه اعلام شد. اما در خبر دوم لام تا کام از آنچه در مورد سوریه گفته بودند خبری نبود و خبرهای مربوط به دیدار اردوغان، به قراردادهای تجاری محدود شد، گرچه در این خبرها به توضیح اهمیت این دیدار در «راهبرد مناسبات دو کشور» از طرف ولیفقیه ارتجاع هم اشاره کردند و نوشتند خامنهای تأکید کرده تمام توافقات اجرا شود. اما اینکه این توافقات که خامنهای سفارش آنها را کرده و آن اهداف راهبردی، هیچکجا باز نشد.
این جاست که خوانندهٴ خبرهای رژیم احساس میکند نعل وارونهیی در کار است. بهخصوص وقتی این خبرها را در کنار خبرهای رسمی منابع خارجی قرار میدهیم نعل وارونهٴ رژیم بیشتر بارز میشود. مثلاً در خبرها آمده است که الجربا، رئیس ائتلاف مخالفان بشار اسد از کنفرانس ژنو2 بهعنوان یک پیروزی برای اپوزیسیون و تولد یک جمهوری جدید سوریه ابراز رضایت کرد و گفت «این گفتگوها یک پیروزی برای مخالفان و آغازی برای پایان اسد است». یا تأکیدهای جان کری وزیر امور خارجه آمریکا، در مورد بیآیندگی اسد در سوریه، همه خلاف سمت و سوی خبرهای رژیم را نشان میدهند.
پس اگر واقعیت ژنو2 این خبرها است، بنابراین باید آنچه در سفر نخستوزیر ترکیه به تهران هم روی داد همراه با تصمیمها و هماهنگیهایش در همین جهت باشد. اما این سمت و سو در ظاهر خبرهای رژیم دیده نمیشود، پس شاید در پشت خبرها مخفی شده باشد. بگذارید به اظهارات سعدالله زارعی از تیغ کشهای خامنهای در کیهان، نگاه کنیم که این بار در ارگان بسیج یعنی جوان، ظاهر شده و مدعی گشته است: «مذاکرات ایران و ترکیه میتواند بهمعنای خارج شدن ابتکار از دست کشورهای غربی و عربی محسوب شود و این ابتکار سر فصل تازهیی در مسائل سوریه ایجاد میکند». زارعی سپس سفر اردوغان را «نوعی تغییر مسیر ترکیه در ارتباط با سوریه محسوب» کرده است.
تناقض را ملاحظه میکنید، اول مدعی میشود یک ابتکار جدید از طرف رژیم است بعد میگوید اردوغان خط عوض کرده و به خط رژیم آمده است. اگر اردوغان به خط خامنهای آمده که دیگر رویکرد جدیدی وجود ندارد. رویکرد خامنهای آشکارا حفظ اسد و سوریه بهعنوان استان سی و پنجم رژیم بوده است. پس چه چیزی را میخواهد با این نعل وارونه بپوشاند؟
جواب این است: بهنظر میرسد که خامنهای جام زهر سوریه را هم سرکشیده است. این واقعیت را از اظهارات وزیر خارجه آخوندها هم میتوان فهمید. امروز ( دوشنبه 14 بهمن) روزنامه جمهوری بهنقل از او نوشته است: «هیچ مانعی در برابر ما برای برقراری روابط منحصربهفرد با عربستان وجود ندارد». چگونه ممکن است رژیم بدون تغییر 180درجهیی در رویکردش نسبت به سوریه از چنین رابطهیی دم بزند. آنهم در مورد کشوری که تا هفته قبل از آن با نام رژیم آل سعود یاد کرد و اپوزیسیون سوریه را «تروریستها» یی که عربستان از آنها حمایت میکند میدانست.
حالا باید منتظر بود تا در تحولات روزهای آینده، آثار زهر سوریه و حتی جام زهرهای زنجیرهیی دیگر هم در درون رژیم ظاهر شود.
این جاست که خوانندهٴ خبرهای رژیم احساس میکند نعل وارونهیی در کار است. بهخصوص وقتی این خبرها را در کنار خبرهای رسمی منابع خارجی قرار میدهیم نعل وارونهٴ رژیم بیشتر بارز میشود. مثلاً در خبرها آمده است که الجربا، رئیس ائتلاف مخالفان بشار اسد از کنفرانس ژنو2 بهعنوان یک پیروزی برای اپوزیسیون و تولد یک جمهوری جدید سوریه ابراز رضایت کرد و گفت «این گفتگوها یک پیروزی برای مخالفان و آغازی برای پایان اسد است». یا تأکیدهای جان کری وزیر امور خارجه آمریکا، در مورد بیآیندگی اسد در سوریه، همه خلاف سمت و سوی خبرهای رژیم را نشان میدهند.
پس اگر واقعیت ژنو2 این خبرها است، بنابراین باید آنچه در سفر نخستوزیر ترکیه به تهران هم روی داد همراه با تصمیمها و هماهنگیهایش در همین جهت باشد. اما این سمت و سو در ظاهر خبرهای رژیم دیده نمیشود، پس شاید در پشت خبرها مخفی شده باشد. بگذارید به اظهارات سعدالله زارعی از تیغ کشهای خامنهای در کیهان، نگاه کنیم که این بار در ارگان بسیج یعنی جوان، ظاهر شده و مدعی گشته است: «مذاکرات ایران و ترکیه میتواند بهمعنای خارج شدن ابتکار از دست کشورهای غربی و عربی محسوب شود و این ابتکار سر فصل تازهیی در مسائل سوریه ایجاد میکند». زارعی سپس سفر اردوغان را «نوعی تغییر مسیر ترکیه در ارتباط با سوریه محسوب» کرده است.
تناقض را ملاحظه میکنید، اول مدعی میشود یک ابتکار جدید از طرف رژیم است بعد میگوید اردوغان خط عوض کرده و به خط رژیم آمده است. اگر اردوغان به خط خامنهای آمده که دیگر رویکرد جدیدی وجود ندارد. رویکرد خامنهای آشکارا حفظ اسد و سوریه بهعنوان استان سی و پنجم رژیم بوده است. پس چه چیزی را میخواهد با این نعل وارونه بپوشاند؟
جواب این است: بهنظر میرسد که خامنهای جام زهر سوریه را هم سرکشیده است. این واقعیت را از اظهارات وزیر خارجه آخوندها هم میتوان فهمید. امروز ( دوشنبه 14 بهمن) روزنامه جمهوری بهنقل از او نوشته است: «هیچ مانعی در برابر ما برای برقراری روابط منحصربهفرد با عربستان وجود ندارد». چگونه ممکن است رژیم بدون تغییر 180درجهیی در رویکردش نسبت به سوریه از چنین رابطهیی دم بزند. آنهم در مورد کشوری که تا هفته قبل از آن با نام رژیم آل سعود یاد کرد و اپوزیسیون سوریه را «تروریستها» یی که عربستان از آنها حمایت میکند میدانست.
حالا باید منتظر بود تا در تحولات روزهای آینده، آثار زهر سوریه و حتی جام زهرهای زنجیرهیی دیگر هم در درون رژیم ظاهر شود.