هوارد دین: هر قراردادی که ما با ملاها میبندیم باید مشروط به آزادی افراد کمپ لیبرتی باشد
هوارد دین رئیس پیشین حزب دموکرات آمریکا در گردهمایی نمایندگان تشکلهای جوانان با حضور رئیسجمهور برگزیده مقاومت بر ضرورت تغییر در ایران و تأمین حفاظت برای لیبرتی تأکید کرد
هوارد دین رئیس پیشین حزب دموکرات آمریکا:
هوارد دین رئیس پیشین حزب دموکرات آمریکا در گردهمایی نمایندگان تشکلهای جوانان با حضور رئیسجمهور برگزیده مقاومت بر ضرورت تغییر در ایران و تأمین حفاظت برای لیبرتی تأکید کرد
هوارد دین رئیس پیشین حزب دموکرات آمریکا:

با تشکر. من آرزو میکنم که رئیسجمهور اوباما و وزیر خارجه کری میتوانستند این فیلم را که الآن ما دیدیم ببینند. در طول سالیان به دفعات متعددی در سیاست خارجی آمریکا ما آنقدر درگیر تخلیات خودمان و عملکرد دیپلوماسی بودهایم که فراموش کردهایم بحث جان افراد مطرح است و جسارت فوقالعادهٴ افرادی که هماکنون دیدیم باید نقطهٴ انگیزش رئیسجمهور و وزیر خارجه باشد، وقتی به همراه کسانی که مسئول قتل افرادی هستند که ما در این فیلم شاهد آنها بودیم دور یک میز مینشینند. خانم رجوی، باعث افتخارم است که در حضور شما باشم. من میخواهم بهطور خاص بگویم افرادی در این جمعیت هستند که علاوه بر خانم رجوی غرق افتخارند چرا که اعضای خانواده خود را از دست دادهاند، برادران، خواهران، والدین و فرزندان خود را به دست رژیم ملاهای قاتل و دستنشاندهها و عروسکهایشان در عراق تحت کنترل مالکی از دست دادهاند. میخواهم چند جملهیی در مورد تیتری که در روزنامه گاردین خواندم، صحبت کنم. «رژیم ایران اتهامات اعضای پارلمان اروپا مبنی بر اعمال محدودیت در آزادی بیان و فراخوان برای توقف اعدامها را رد میکند». من به گفتگو با ملاها اعتراض ندارم. ما با تعداد زیادی از افراد بد، صحبت کردهایم، که بر افرادی که ما برای آنها اهمیت قائل هستیم، سلطه دارند. چیزی که من به آن معترض هستم روند طولانی در سیاست خارجی آمریکاست وقتی دست به اقدامات مصلحت آمیز میزنیم که به قیمت از دست رفتن جان افراد تمام میشود تا به توافقی دستیابیم که پایدار نخواهد بود. ما در کشورمان کارهای بسیار عالی انجام دادیم، کمک به اروپا برای غلبه بر تهدید نازیها، برقراری صلح، هر چند کوتاه مدت، پس از جنگ جهانی اول، ایستادن در برابر دیکتاتوری در نقاط مخلتف جهان. اما ما همچنین در طول سالیان در سیاست خارجی آمریکا دست به اقداماتی زدیم که برای کشور خودمان و برای دموکراسی خطرناک بودهاند. وقتی که ما دست به این کارها میزدیم، فکر میکردیم کاری در جهت منافع خودمان را انجام دادهایم. نتیجه این است، وقتی برای منافع کوتاهمدت دست به اقداماتی میزنید که باعث رد کردن اصول اعتقادی آمریکا میشود، چنین اقداماتی نه تنها افرادی را که برای آنها اهمیت قائل هستید بلکه خود آمریکا را هم زیر علامت سؤال میبرد. مشارکت ما در قربانی کردن رئیسجمهور آلنده به سالیان طولانی دیکتاتوری و سرکوب در شیلی راه برد. ما در برکناری نخستوزیر مصدق شرکت کردیم، او تنها رهبری در تاریخ ایران بود که بهصورت مشروع انتخاب شد. اگر ما در سال 1953 دست به چنین کاری نمیزدیم، امروز با ملاها روبهرو نمیبودیم. ما در ویتنام جان 55هزار سرباز را فدای دفاع از رئیسجمهور «چو» و معاون رئیسجمهور «کی» کردیم. آمریکاییها کی یاد خواهند گرفت که دفاع از کسانی که دارای ارزشهای ما نیستند و اتحاد با آنها در درازمدت باعث زدن زیرآب کشور خودمان خواهد شد. به اعتقاد من رسیدن به یک توافق هستهیی درازمدت با ملاها عالی خواهد بود. من با رودی جولیانی موافقم، ما بر روی بسیاری از مسائل با هم اتفاقنظر نداریم اما روی این موضوع اتفاقنظر داریم، ما در گذشته با ملاها به توافق رسیدیم اما آنها دروغ گفتند. آنها به برنامه هستهیی خود ادامه میدهند. آیا ما باید با ملاها به توافقی برسیم و 3000نفری که هماکنون در زندان لیبرتی بهسر میبرند، و ما آنها را قانع به رفتن به آنجا کردیم، بفروشیم؟ تا به یک توافق کوتاهمدت با ملاها برسیم که در ضمن با توجه به سوابقشان آن را نقض خواهند کرد. شما در مورد کارنامه آنها شنیدید، در دوران روحانی «مدره»! بیشترین اعدامها و اعدام در ملأعام و شلاق در ملأعام صورت گرفته است. این تنها مربوط به مجرمین نیست. در ایران افراد تنها بهدلیل مخالف با ملاها به قتل میرسند. این یک رژیم مستبد و سرکوبگر است که یک حکومت مذهبی است. ما نمیخواهیم چهره خودمان و جایگاه اخلاقی خودمان در دنیا را با بستن قرارداد با کسانی که به حرفهای خودشان پایبند نخواهند بود و جهان را به مکانی امنتر تبدیل نخواهند کرد، خراب کنیم. اگر آنها مدعی هستند که میخواهند جهان را به جایی امنتر تبدیل کنند، بگذارند آن 3000نفری که در لیبرتی هستند آزاد شوند و به کشورهایی در اروپا و آمریکا منتقل گردند، چیزی که شایستهٴ آن هستند. بگذارند آنها این کار را بکنند. هر قراردادی که ما با ملاها میبندیم باید مشروط به آزادی افراد کمپ لیبرتی باشد، کسانی که دولت آمریکا 10سال پیش بهطور مکتوب به آنها قول داد. تا کی ما دیگر میتوانیم قولهایمان را به 3000تن افراد غیرمسلح نقض کنیم وقتی با کسانی که هیچگاه به قولهای خود وفادار نبودند، قرارداد میبندیم. نگذارید کشور و اصول خودمان را برای موفقیتهای کوتاهمدت دیپلوماتیک بفروشیم. وزیر خارجه کری، رئیسجمهور اوباما! چیزی فراتر از یک دنیای عاری از تسلیحات اتمی در اینجا در گرو است. چیزی بیش از تغییر رژیم در ایران در اینجا در گرو است، چیزی که به همراه جان این 3000تن در گرو است، این است که آمریکا چه نوع ملتی است؟ آیا ما میتوانیم همچنان یک ملت بزرگ بمانیم؟ ما تنها زمانی میتوانیم همچنان یک ملت بزرگ باقی بمانیم که با ایستادگی بر اصولمان وارد این مذاکرات شویم. از 10سال پیش که فرماندهان ما در صحنه سندی را به امضا رساندند، بیش از 100نفر در اشرف و لیبرتی به هنگام اعدامشان به دست مالکی و ملاها آن سند را در دست داشتند. دولت من کی برای دفاع از اصول آمریکا خواهد ایستاد؟
لوئیس فری مدیر پیشین اف.بی.آی
لوئیس فری مدیر پیشین اف.بی.آی

خیلی متشکرم، خیلی متشکرم.
خانم رجوی، مایه افتخار و انگیزش بسیار برای من است که امروز اینجا هستم. باید بگویم که بهعنوان پدر 6پسر، دیدن این زنان و مردان جوان خوب در اینجا که رهرو و نتیجه مستقیم رهبری انگیزانندهٴ شما هستند، چقدر خوشحال کننده است. این را به شما تبریک میگویم. این واقعاً خیلی تکاندهنده است و از زمانی که اینجا آمدهام، به دفعات تکان خوردم. برای لحظاتی میخواهم در مورد سالگردها، بحرانها و بهطور خاص در مورد نوری روشن صحبت کنم. تشعشعی قوی که خانم رجوی آن را نمایندگی میکنند. امری که شما در سخنان مردان و زنان جوان با آن روبهرو شدید. این آینده را نوید میدهد.
بعد از مشاهده تصاویری که شاهد بودیم، فکر نمیکنم که ما با کارنامهیی وحشتناکتر از کارنامه رژیم شر و قاتل ایران مواجه باشیم. اما من همچنین فکر میکنم که شما میتوانید آیندهٴ بهتری را پیشبینی کنید. اینها رهبران و زنان و مردان جوانی هستند که مسائل را تغییر خواهند داد. ما سالگردها را در اشکال بسیار متنوع گرامی میداریم. چه عید فصح باشد و چه عید پاک. اینها روزهای امید و بهار هستند. چه سال جدید ایرانی و عید نوروز؛ ما با محرک قدرتمندی برای تغییر مواجه هستیم که در این مردان و زنان جوان و همچنین در این تصاویر مشاهده میکنیم. چرا که آنها سمبل فداکاریهایی هستند که انجام دادهاند. بهزودی ما سالگرد 26ژوئن 1966 یعنی بمبگذاری برجهای خبر را خواهیم داشت. همانطور که به یاد داریم، این بمبگذاری در یک استان در شرق عربستان سعودی رخ داد. 19پرسنل نیروی هوایی آمریکا در یک توطئه و دسیسه مستقیم که از تهران آمده بود، به قتل رسیدند. این عمل توسط حزبالله در عربستان به اجرا درآمد. همانطور که امروز حزبالله مأموریتهای رژیم ایران را در سوریه و سایر نقاط به اجرا در میآورد. این نقشه توسط بالاترین سطوح در رژیم ایران طرحریزی شده بود. عوامل حزبالله پاسپورتهای خود را در سفارت ایران در دمشق دریافت کرده بودند. پول توسط ژنرال شریفی که یک فرمانده سپاه پاسداران بود، فراهم شد. ایالات متحده هرگز نسبت به این قاتلان و این عمل باورنکردنی تروریستی واکنش نشان نداد. در اف.بی.آی به ما گفته شد که در تحقیقات در مورد آن زیر هیچ سنگی را تجسس ناشده باقی نگذاریم. پس از یک پروسه طولانی از دخالتها و تأخیرات سیاسی، تحقیقات منجر به پیگرد چندین نفر شد. 5 یا 6نفر از آنان از رهبران سیاسی یا نظامی رژیم ایران هستند که هماکنون در ایران بهسر میبرند. برای همین برای کسانی که در حال مذاکره بر سر تکثیر سلاحهای هستهیی با رژیم ایران هستند من یک پیشنهاد دارم: چطور است که ما برای آنها شرط بگذاریم که این فراریها را به ما تحویل بدهند؟ تا بتوانیم آنها را محاکمه کرده و به زندان بفرستیم، جایی که حقشان است.
یکی از نتایج مستقیم این قتلعام آمریکاییان در حال خدمت، به شکل عجیبی این بود که آمریکا سازمان مجاهدین خلق را که تنها عامل تغییر و آزادی و دموکراسی در تاریخ معاصر ایران است در لیست تروریستی گذاشت. این عمل در آن زمان مطلقاً و کاملاً سیاسی بود. من در آن زمان آنجا بودم و در ضمن من هیچکسی را در اف.بی.ای سراغ ندارم که پیش از قرار دادن سازمان مجاهدین در فهرست سازمانهای تروریستی از طرف وزارتخارجه مورد مشاوره قرار گرفته باشد. چرا این کار صورت گرفت؟ برای اینکه آنها گمان میبردند که یک مدره به نام خاتمی در آن کشور حاکم شده است. کسی که بیش از هر کس مسئول سرعت بخشیدن به برنامه غنیسازی اورانیوم بوده است. بنابراین یک سیاست مماشات و عقبگرد و «نزدیکی» بهعنوان یک بازی سیاسی کوتاهمدت به وجود آمد. این امر نه تنها جان این افراد را، در این فیلم وحشتناک، بلکه همه مردم را به خطر انداخت و در معرض تروریسم روزانهٴ این رژیم قرار داد.
ما دربارهٴ سال گذشته و درباره حال و درباره رنجهای باورنکردنی ساکنان لیبرتی بسیار صحبت کردهایم. یکی از مواهب حضور در اینجا این است که میتوانیم بهطور مستقیم با این ساکنان صحبت کنیم. به آنها میگوییم که تسلیم نشوید. بالاخره کسی هست که ایستادگی کند. جوانانی که امروز اینجا دیدید بازوان، گامها و صدای شما هستند و صدای شما همیشه شنیده خواهد شد. تغییر رژیم حتمی است. ما نمیدانیم که این امر کی محقق میشود. اما سازمان مجاهدین خلق و خانم مریم رجوی، شما این تشکیلات و مهمتر از آن، این اراده سیاسی را دارید و از ارزشهای دموکراتیک اصیلی برخوردار هستید که میتواند کشور را به موقعیت بزرگ و شایسته آن برگرداند. میخواهم همین طور به نحو دیگری در مورد آینده صحبت کنم. معمولاً آن طور که شایسته است ما در اینجا زیاد در مورد آن صحبت نمیکنیم. میخواهم سخنانم را در مورد آینده و احتمالاً با نگرشی متفاوت به پایان ببرم. ما از تغییر سیاسی و تغییر رژیم صحبت میکنیم. به نظرم ما باید همچنین در مورد عدالت صحبت کنیم. فکر میکنم همانطور که امروز شنیدیم و بارها خواندهایم، باید همواره بهخاطر داشته باشیم که نه تنها در سازمان ملل، بلکه همین طور توسط سازمانهای وابسته و تحت حمایت آمریکا نیز در مورد قتلعامها، کشتارها و نسل کشیهایی که شش بار در اشرف و لیبرتی در یک فاصله زمانی بسیار کوتاه بهطور مستمر از انجام تحقیقات پایهیی و عادلانه سر باز زده شده است. تا بهحال هیچ طرفی چنین تحقیقاتی انجام نداده است. بنابراین بگذارید این پیشگویی را در اینجا اعلام کنم و بگذارید که نه تنها دوستان ما در لیبرتی، بلکه همچنین کسانی که برای آنها رعب و کشتار به وجود میآورند، بشنوند. مستندات و شهود بسیار قدرتمندی وجود دارد که میتوانیم به آنها مراجعه کرده و افرادی را که مرتکب کشتار جمعی شدهاند مورد تعقیب قرار دهیم. ما همواره شاهد بودهایم که وزارت دادگستری آمریکا پروندههایی را علیه قاتلان نازی تشکیل میدهد. اظهارات و حرفهای بسیاری برای جبران و اعاده حقوق کسانی که از حقوقشان از روند دادرسی محروم شدند، وجود دارد. این امکان وجود دارد که با توسل به قانون و شهود و اسناد و مدارک و بررسی صحنههای جنایت، صدها و صدها نفر را که جنایت مرتکب شدهاند، مورد پیگرد، محاکمه و حبس قرار بدهیم. من پیشبینی میکنم که این نیز جزیی از آیندهٴ ایران آزاد باشد. ما نباید این جنایتها را بیپاسخ بگذاریم. به این موارد بهطور مناسب پاسخ داده نشده است. در برخی از مواد حتی صحبت از جنایت هم به میان نیامده، زیرا کسانی که برای مذاکره تلاش میکنند، با اینگونه موارد تحت عنوان ملاحظات سیاسی برخورد میکنند.
اجازه بدهید سخنانم را با این پیشبینی تمام کنم که با قدرت بیشتر و قطعیت بیشتر تغییر در ایران و رهبری دموکراتیک در ایران صورت خواهد گرفت؛ همین طور باید در مورد پیگرد و عدالت در آینده صحبت کرد. هر چند کسانی هستند که دست به جنایت میزنند یا به کمپ لیبرتی حمله میکنند و کسانی هستند که افراد را ترور میکنند و حتی نزدیک بود سفیری [ابوطالبی] را به آمریکا بیاورند که متخصص این سوقصدها بوده است. اما عدالت و حسابرسی در هر حال خواهد بود. ممکن است 5 یا 20سال و در برخی موارد 40 یا 50سال طول بکشد ولی آیندهیی هم هست. این هشدار به کسانی است که در بالاترین سطوح به طراحی و ارتکاب چنین جنایتهایی ادامه میدهند. متشکرم
کاپوسین دفور، رئیس سندیکای سراسری دانش آموزان- فرانسه

خانم رجوی، مایه افتخار و انگیزش بسیار برای من است که امروز اینجا هستم. باید بگویم که بهعنوان پدر 6پسر، دیدن این زنان و مردان جوان خوب در اینجا که رهرو و نتیجه مستقیم رهبری انگیزانندهٴ شما هستند، چقدر خوشحال کننده است. این را به شما تبریک میگویم. این واقعاً خیلی تکاندهنده است و از زمانی که اینجا آمدهام، به دفعات تکان خوردم. برای لحظاتی میخواهم در مورد سالگردها، بحرانها و بهطور خاص در مورد نوری روشن صحبت کنم. تشعشعی قوی که خانم رجوی آن را نمایندگی میکنند. امری که شما در سخنان مردان و زنان جوان با آن روبهرو شدید. این آینده را نوید میدهد.
بعد از مشاهده تصاویری که شاهد بودیم، فکر نمیکنم که ما با کارنامهیی وحشتناکتر از کارنامه رژیم شر و قاتل ایران مواجه باشیم. اما من همچنین فکر میکنم که شما میتوانید آیندهٴ بهتری را پیشبینی کنید. اینها رهبران و زنان و مردان جوانی هستند که مسائل را تغییر خواهند داد. ما سالگردها را در اشکال بسیار متنوع گرامی میداریم. چه عید فصح باشد و چه عید پاک. اینها روزهای امید و بهار هستند. چه سال جدید ایرانی و عید نوروز؛ ما با محرک قدرتمندی برای تغییر مواجه هستیم که در این مردان و زنان جوان و همچنین در این تصاویر مشاهده میکنیم. چرا که آنها سمبل فداکاریهایی هستند که انجام دادهاند. بهزودی ما سالگرد 26ژوئن 1966 یعنی بمبگذاری برجهای خبر را خواهیم داشت. همانطور که به یاد داریم، این بمبگذاری در یک استان در شرق عربستان سعودی رخ داد. 19پرسنل نیروی هوایی آمریکا در یک توطئه و دسیسه مستقیم که از تهران آمده بود، به قتل رسیدند. این عمل توسط حزبالله در عربستان به اجرا درآمد. همانطور که امروز حزبالله مأموریتهای رژیم ایران را در سوریه و سایر نقاط به اجرا در میآورد. این نقشه توسط بالاترین سطوح در رژیم ایران طرحریزی شده بود. عوامل حزبالله پاسپورتهای خود را در سفارت ایران در دمشق دریافت کرده بودند. پول توسط ژنرال شریفی که یک فرمانده سپاه پاسداران بود، فراهم شد. ایالات متحده هرگز نسبت به این قاتلان و این عمل باورنکردنی تروریستی واکنش نشان نداد. در اف.بی.آی به ما گفته شد که در تحقیقات در مورد آن زیر هیچ سنگی را تجسس ناشده باقی نگذاریم. پس از یک پروسه طولانی از دخالتها و تأخیرات سیاسی، تحقیقات منجر به پیگرد چندین نفر شد. 5 یا 6نفر از آنان از رهبران سیاسی یا نظامی رژیم ایران هستند که هماکنون در ایران بهسر میبرند. برای همین برای کسانی که در حال مذاکره بر سر تکثیر سلاحهای هستهیی با رژیم ایران هستند من یک پیشنهاد دارم: چطور است که ما برای آنها شرط بگذاریم که این فراریها را به ما تحویل بدهند؟ تا بتوانیم آنها را محاکمه کرده و به زندان بفرستیم، جایی که حقشان است.
یکی از نتایج مستقیم این قتلعام آمریکاییان در حال خدمت، به شکل عجیبی این بود که آمریکا سازمان مجاهدین خلق را که تنها عامل تغییر و آزادی و دموکراسی در تاریخ معاصر ایران است در لیست تروریستی گذاشت. این عمل در آن زمان مطلقاً و کاملاً سیاسی بود. من در آن زمان آنجا بودم و در ضمن من هیچکسی را در اف.بی.ای سراغ ندارم که پیش از قرار دادن سازمان مجاهدین در فهرست سازمانهای تروریستی از طرف وزارتخارجه مورد مشاوره قرار گرفته باشد. چرا این کار صورت گرفت؟ برای اینکه آنها گمان میبردند که یک مدره به نام خاتمی در آن کشور حاکم شده است. کسی که بیش از هر کس مسئول سرعت بخشیدن به برنامه غنیسازی اورانیوم بوده است. بنابراین یک سیاست مماشات و عقبگرد و «نزدیکی» بهعنوان یک بازی سیاسی کوتاهمدت به وجود آمد. این امر نه تنها جان این افراد را، در این فیلم وحشتناک، بلکه همه مردم را به خطر انداخت و در معرض تروریسم روزانهٴ این رژیم قرار داد.
ما دربارهٴ سال گذشته و درباره حال و درباره رنجهای باورنکردنی ساکنان لیبرتی بسیار صحبت کردهایم. یکی از مواهب حضور در اینجا این است که میتوانیم بهطور مستقیم با این ساکنان صحبت کنیم. به آنها میگوییم که تسلیم نشوید. بالاخره کسی هست که ایستادگی کند. جوانانی که امروز اینجا دیدید بازوان، گامها و صدای شما هستند و صدای شما همیشه شنیده خواهد شد. تغییر رژیم حتمی است. ما نمیدانیم که این امر کی محقق میشود. اما سازمان مجاهدین خلق و خانم مریم رجوی، شما این تشکیلات و مهمتر از آن، این اراده سیاسی را دارید و از ارزشهای دموکراتیک اصیلی برخوردار هستید که میتواند کشور را به موقعیت بزرگ و شایسته آن برگرداند. میخواهم همین طور به نحو دیگری در مورد آینده صحبت کنم. معمولاً آن طور که شایسته است ما در اینجا زیاد در مورد آن صحبت نمیکنیم. میخواهم سخنانم را در مورد آینده و احتمالاً با نگرشی متفاوت به پایان ببرم. ما از تغییر سیاسی و تغییر رژیم صحبت میکنیم. به نظرم ما باید همچنین در مورد عدالت صحبت کنیم. فکر میکنم همانطور که امروز شنیدیم و بارها خواندهایم، باید همواره بهخاطر داشته باشیم که نه تنها در سازمان ملل، بلکه همین طور توسط سازمانهای وابسته و تحت حمایت آمریکا نیز در مورد قتلعامها، کشتارها و نسل کشیهایی که شش بار در اشرف و لیبرتی در یک فاصله زمانی بسیار کوتاه بهطور مستمر از انجام تحقیقات پایهیی و عادلانه سر باز زده شده است. تا بهحال هیچ طرفی چنین تحقیقاتی انجام نداده است. بنابراین بگذارید این پیشگویی را در اینجا اعلام کنم و بگذارید که نه تنها دوستان ما در لیبرتی، بلکه همچنین کسانی که برای آنها رعب و کشتار به وجود میآورند، بشنوند. مستندات و شهود بسیار قدرتمندی وجود دارد که میتوانیم به آنها مراجعه کرده و افرادی را که مرتکب کشتار جمعی شدهاند مورد تعقیب قرار دهیم. ما همواره شاهد بودهایم که وزارت دادگستری آمریکا پروندههایی را علیه قاتلان نازی تشکیل میدهد. اظهارات و حرفهای بسیاری برای جبران و اعاده حقوق کسانی که از حقوقشان از روند دادرسی محروم شدند، وجود دارد. این امکان وجود دارد که با توسل به قانون و شهود و اسناد و مدارک و بررسی صحنههای جنایت، صدها و صدها نفر را که جنایت مرتکب شدهاند، مورد پیگرد، محاکمه و حبس قرار بدهیم. من پیشبینی میکنم که این نیز جزیی از آیندهٴ ایران آزاد باشد. ما نباید این جنایتها را بیپاسخ بگذاریم. به این موارد بهطور مناسب پاسخ داده نشده است. در برخی از مواد حتی صحبت از جنایت هم به میان نیامده، زیرا کسانی که برای مذاکره تلاش میکنند، با اینگونه موارد تحت عنوان ملاحظات سیاسی برخورد میکنند.
اجازه بدهید سخنانم را با این پیشبینی تمام کنم که با قدرت بیشتر و قطعیت بیشتر تغییر در ایران و رهبری دموکراتیک در ایران صورت خواهد گرفت؛ همین طور باید در مورد پیگرد و عدالت در آینده صحبت کرد. هر چند کسانی هستند که دست به جنایت میزنند یا به کمپ لیبرتی حمله میکنند و کسانی هستند که افراد را ترور میکنند و حتی نزدیک بود سفیری [ابوطالبی] را به آمریکا بیاورند که متخصص این سوقصدها بوده است. اما عدالت و حسابرسی در هر حال خواهد بود. ممکن است 5 یا 20سال و در برخی موارد 40 یا 50سال طول بکشد ولی آیندهیی هم هست. این هشدار به کسانی است که در بالاترین سطوح به طراحی و ارتکاب چنین جنایتهایی ادامه میدهند. متشکرم
کاپوسین دفور، رئیس سندیکای سراسری دانش آموزان- فرانسه

از شما تشکر میکنم از این فرصت که به من دادید تا بتوانم بهعنوان نماینده سندیکای عمومی دانشآموزان دبیرستان، پیام بسیار مهمی را در رابطه با وضعیت حقوقبشر در ایران و کمپ لیبرتی برسانم. در حالیکه بعضیها در حال مذاکره با رژیم ایران بر سر پروژه اتمی، چشمانشان را به قتلعام 3هزار مخالف ایرانی در عراق میبندند. این نقض حقوقبشر است. خانمها و آقایان، باید و ضروریست که سازمان ملل از ساکنان کمپ لیبرتی در عراق حفاظت کند. همه ما میدانیم که تمام ساکنان طبق کنوانسیون چهارم ژنو بهعنوان افراد حفاظتشده شناخته شدهاند. در سپتامبر گذشته، نیروهای عراقی 52نفر را قتلعام کردند و 7 گروگان گرفتند. این غیرممکن است. سازمان ملل باید دست بهکار شود. آمریکا، فرانسه، کشورهای اروپایی باید دست بهکار شوند. چرا که این دیگر غیرقابلقبول است. نباید جنایات ضدانسانی در این ابعاد را بپذیرند. دیگر نمیتوان افراد لیبرتی را نادیده گرفت. نباید دموکراسی را نادیده گرفت. چرا که مردم هستند و اگر دموکراسی را نادیده بگیریم یعنی مردم را نادیده میگیریم. ایالات متحده و سازمان ملل گفتند که کمپ لیبرتی یک مکان ترانزیت است. تا الآن چی شد؟ یک مکان موقت نیست. یک زندان است. یک زندان که در آن افراد را حبس میکنند چرا که به آزادی اعتقاد دارند. چرا که آنها میاندیشند. این وضعیت غیرقابلقبول است. این نفرتانگیز است. و ما باید با این بجنگیم. ساکنان از حق تردد محروم هستند. آنها حق دیدار با خانواده را ندارند و به برخی خدمات درمانی دسترسی ندارند. دو سال بعد از جابهجایی به لیبرتی فقط 10 درصد از ساکنان بازاسکان شدهاند. دولت باید از حقوقبشر در ایران حمایت کند و از دموکراسی دفاع کند و همچنین شرایط زندگی و انسانی در لیبرتی را ارتقا دهد. شورای امنیت سازمان ملل میتواند نیروی کلاه آبی بفرستد. این کار را باید کرد. امروز به جوانان ایرانی فکر میکنم که برای حقوقشان و زندگیشان مبارزه میکنند، برای آزادیشان علیه قوانین ملاها تظاهرات میکنند. باید جهان صدای آنها برای آزادی را بشوند. دنیا باید بداند که نه نمیتوان جلوی آزادی را گرفت، نمیتوان ایرانیان را از زندگی آزاد منع کرد. این غیرممکن است. شما برای این هدف میجنگید و ما در فرانسه به هر ترتیب که بتوانیم از شما حمایت خواهیم کرد. ما از خانم رجوی برای تغییر رژیم حمایت خواهیم کرد. چرا که این وضعیت دیگر قابل ادامه یافتن نیست. دموکراسی در این جاست. جامعه بینالمللی باید در مقابل اعدامها و نقض حقوقبشر واکنش نشان دهد. این وضعیت دیگر غیرممکن است. نباید گذاشت مدافعان آزادی به مرگ محکوم شوند. نباید گذاشت افرادی که آزاداندیشند به مرگ محکوم شوند. نباید گذاشت کسانی که میخواهند به شکل مطلوب خودشان زندگی کنند به مرگ محکوم شوند. بهعنوان یک فرانسوی، بهعنوان یک جوان، بهعنوان یک اروپایی، من برای همبستگیمان با ایران و دموکراسی و آزادی تأکید میکنم. هر کدام از ما باید از دموکراسی در ایران حمایت کنیم. به اتفاق یکدیگر باید برای دموکراسی بجنگیم و آن را محقق کنیم. خانم رجوی، شما همبستگی را نمایندگی میکنید. شما دموکراسی را نمایندگی میکنید. شما برابری زن و مرد را نمایندگی میکنید. شما آزادی را نمایندگی میکنید.
زنده باد صلح، زنده باد دموکراسی زنده باد ایران.
مونا رشیدی ـ انجمن فریاد دانشجو ـ هلند
زنده باد صلح، زنده باد دموکراسی زنده باد ایران.
مونا رشیدی ـ انجمن فریاد دانشجو ـ هلند

سلام به رئیسجمهور محبوبمان، خانم مریم رجوی، سلام به میهمانان و دوستان عزیزی که از راه دور آمدهاند ولی بیش از همه سلام و درود بر برادران و خواهرانم در زندان لیبرتی. و درودهای خالصانه بر معلم عزیزمان و رهبر انقلاب آقای مسعود رجوی. احترام من نثار گلهای سرخی باد که سمبل 36 شهید کمپ اشرف هستند، شامل خواهرمان فائزه رجبی، نسترن عظیمی دزفولی، آسیه رخشانی، مهدیه مددزاده، شهنار پهلوانی، مرضیه پورتقی، و فاطمه مسیح. و نهایتاً بیشترین احترام خود را نثار قهرمانمان صبا هفتبرادران میکنم که با جنگیدن تا به آخر این پیام داد که به نام شرف و آزادی ما تا به آخر ایستادهایم.
اسم من مونا رشیدی است. من دانشجوی تعلیم و تربیت، حقوق و حقوق سیاسی هستم. همچنین در طی تحصیلاتم در سازمانمان از طریق کمک کردن به میزان توانم فعال بودهام. به این خاطر است که مفتخرم این شانس را داشته باشم از جانب سازمان دانشجویان و جوانان ایرانی در هلند سخن بگویم. من همچنین به یاد عموی شهیدم کمالالدین منصوریان طبایی اینجا هستم. او نیز یک هوادار جوان و 21ساله بود که رژیم وی را به زندان عادلآباد در شیراز برد. طی تابستان 1988 بعد از شش سال و نیم اسارت و شکنجه، رژیم ایران او را اعدام کرد. او تنها 28سال سن داشت. او خونش را در راه آزادی هدیه کرد، مانند هزاران شهید دیگر و به این دلیل من به آنها درود میفرستم زیرا شجاعانه در برابر رژیم سفاک ایران ایستادند و تا آخرین لحظه حیاتشان جنگیدند. ما نیز مانند بسیاری از دانشجویان جوان و گروههای جوانان و سازمانهای دانشجویان جوان در ایران همگی برای عدالت و آزادی تلاش میکنیم. آزادی داشتن یک صدا، آزادی از همهٴ فساد و دیکتاتوری که در رژیم ایران تجسم یافته است. آزادی برای آنهایی که رنج کشیدند و هنوز از اعدامها و شکنجهها در زندانهای ایران رنج میبرند. این جوانان هستند که نمایندگان آیندهٴ ایران هستند. این جوانان هستند که صدای همهٴ ایرانیان در سراسر جهان هستند. ما باید علیه این دیکتاتوری بهپاخیزیم. ما باید یکدیگر را حمایت کنیم و برای آیندهمان بجنگیم. بجنگیم برای سرنگونی این رژیم با همهٴ ملاهای شریر ایران تا اینکه مردم ایران وارد مرحله جدید توسعه و خوشبختی در آزادی و ساختن ایران بشوند.
از جانب انجمن دانشجویان و گروههای جوانان در هلند ما خواستار آن هستیم که حفاظت اشرفیها در زندان لیبرتی تأمین شود. خواهان آزادی 7 گروگان که هنوز توسط ارتش عراق نگهداری میشوند، هستیم. مایلم سخنانم را با نقل قولی از مالکوم ایکس به پایان ببرم که یکی از فعالترین مبارزان حقوقبشر بوده و هست: «اگر شما حاضر نباشید بهخاطر آزادی بمیرید بهتر است آن لغت را از فرهنگ لغات خود بیرون بیاورید».
ما به جنگمان ادامه خواهیم داد تا عدالت به دست آید. ما تا به آخرش ایستادهایم زیرا آزادی به ایران میآید، بهویژه تحت رهبری عزیزترین رهبرانمان مسعود و مریم رجوی، متشکرم.
مهیار هرسینی ـ انجمن دانشجویان و جوانان ایرانی در غرب آلمان

متشکرم،
میتوانید ما را بزنید، میتوانید ما را بکشید، ولی هرگز نمیتوانید ما را شکست بدهید. این پیام شهدایی است که امروز ما بهخاطر گرامیداشت یادشان در اینجا جمع شدهایم. این ارواح بیگناه و خالص متعلق به روشنترین ستارگانی هستند که در هر جامعهیی ممکن است باشند ستارگان هر جامعه هستند. بدون تردید میراث قهرمانیها و شجاعت آنان وارد کتابهای تاریخ خواهد شد. آری، یک سرباز عراقی پس از شرکت در این قتلعام گفت که“ مجاهدین شجاعت بیمانندی از خود نشان دادند و ما را خسته کردند و بر ما چیره شدند». این اسطورهها الگوهای امروز من هستند. شهدایی نظیر صبا، حنیف و آسیه که در اینجا در غرب تحصیل کردند و زندگی مرفهی داشتهاند، ولی همهٴ این مزایا را بهخاطر آرمانهایشان فدا کردند. آنها راه را برای ما هموار کردند و زمانی که ما راه را در مسیر آزادی گم کنیم، کافی است که به آسمان نگاه کنیم، نور همیشه تابان آنان ما را به طریق درست رهنمون میسازد. آری، با چشمانی اشکبار ما باید به مردم ایران تبریک بگوییم که از چنین ستارگانی برخودار شدهاند. این صبا بود که در آخرین کلام قهرمانانهاش میگفت «ما تا به آخر میایستیم». در حالی که تا دم مرگ خونریزی داشت. در حالی که در ازای جدا شدن از سازمان مجاهدین به وی بهترین رسیدگیهای پزشکی عرضه میشد، به آن دست رد زد. و این جعفر کاظمی بود که در همان سال بهخاطر حمایت از مجاهدین در ایران اعدام گردید. وی را تهدید کردند که در صورت مصاحبه نکردن و اقرار تلویزیونی از پیش تعیین شده، به فرزند و همسرش آسیب میرسانند. او تسلیم نشد. و گفت ”همسر و پسرم همه چیز من هستند. من بدون آنها نمیتوانم زندگی کنم. اما حتی اگر آنها را به اینجا آورده و در برابر چشمانم مثله کنید، زانو نخواهم زد“. این قهرمانان جان خود را بهخاطر مردم فدا کردند، چرا که به حقانیت این جنبش ایمان داشتند. حقانیتی که با درخشش خود شغالان ناحق را از هم میگسلد و فراتر از آن سیاستهای قدرتمندترین کشورها و نهادهای جهان را تغییر میدهد. چه در برابر لیستگذاری ناعادلانهٴ تروریستی که پس از تلاشهای خستگیناپذیر و پروندههای بیشمار قضایی، پیروز آن مقاومت ایران بود، چه در برابر همه تلاشها و توطئههای مارتین کوبلر، نمایندهٴ فریبکار سازمان ملل که او را رسوا کردند و جایگزین شد کنار رفت. در نهایت عدالت همیشه پیروز میشود. چرا که حقیقت اصالت دارد و همه چیز به کنار خواهد رفت. البته بهدلیل سخنان 34سال پیش رهبر مقاومت ایران، مسعود رجوی که هنوز در گوشهای ما پژواک دارد و میگوید «هر دستی که از مجاهد بشکنید با ده دست جایگزین میشود. هر چشمی که از مجاهدی نابینا میکنید، با صد چشم بینا شده دیگر جایگزین میشود و هر قلبی که از مجاهد پاره میکنید و سری که میشکنید، با هزار قلب دیگر پربرکت جایگزین میشود».
در حالی که سازمان مللمتحد انبوه اعدامها در ملأعام در ایران را بهطور علنی محکوم کرده است، در همین حال تحت عنوان «مبارزه با مواد مخدر» میلیونها دلار به رژیم ایران میدهد. آری، به همین بهانه صدها تن در ایران سالانه اعدام میشوند. در عراق دسیسه سازمان ملل علیه مقاومت و همکاری آن با دیکتاتور جنایتکار نوری مالکی آن قدر زیاد شده است که طاهر بومدرا، رئیس دفتر (وقت) حقوقبشر یونامی، سازمان ملل را آلت دست دولت عراق توصیف کرد. تا کی باید مردم و مقاومت ایران چنین ریاکاری و اشک تمساح ریختن را تحمل کنند؟ برایم سؤال است که آیا واقعاً این افراد خواهان ثبتنام خود در کنار بدترین دیکتاتورهای زمان ما هستند؟ در حالی که ستون اصلی قانون اساسی کشورهای غربی آزادی بیان است. ما باید از این حق بنیادین استفاده کنیم تا به مردم ایران امید بدهیم و به آنها بگوییم که تنها نیستند. علاوه بر آن ما باید صدای آنها باشیم. صدای بیصداهایی که خود نمیتوانند بیان کنند. برای همین بسیار حیاتی است که در این گردهماییها شرکت و از مقاومت حمایت کنیم. مهم است که این توطئهها را افشا کنیم تا بتوان آنها را متوقف کرد. مردم ایران از این رژیم وحشی و بنیادگرا که برای 35سال گذشته ایران را اشغال کرده است، به ستوه آمدهاند. از زمانی که بهاصطلاح مدره همیشه خندان به نام روحانی بر سر کارآمده است، رژیم ایران بیش از 700تن را اعدام کرده است. هر زمانی که جهان فشار خود را بر روی رژیم کاهش میدهد، رژیم فشارش را در داخل علیه مردم ایران افزایش میدهد و روحانی یک نمونه آن است. بنابراین بسیار مهم است که جهان غرب را با فعالیتهای خود وادار کنیم راه درست را بروند و روی حقوقبشر و سیاست درست در قبال ایران متمرکز شوند و در نهایت سیاست ننگین مماشات را تغییر بدهند و از تغییر رژیم توسط مردم ایران حمایت کنند.
رژیم حاکم بر ایران یک رژیم بنیاد گراست، مردم را برای ایجاد رعب و وحشت در ملأعام اعدام میکند. زندانیان را شکنجه و مورد هتک حرمت قرار میدهد و تا سر حد مرگ کتک میزند، شلاقهای علنی، چشم در آوردن و قطع اعضای بند یک اقدام رایج و معمول در ایران است. دادگاهای عادلانه وجود ندارد و رژیم ایران در آخرین رده کشورهای سرکوبگر در دنیا قرار دارد. اما این نصف تصویر از ایران است، بهعنوان یک رژیم بنیادگرا رژیم حتی در امور داخلی زندگی مردم دخالت کرده و آنها را مجبور میکند که طبق خواستهاش زندگی کنند. آنها کنترل میکنند که مردم چه موسیقی میتوانند گوش کنند، چه نوع لباسی میتوانند بپوشند و هر گونه تجمع مشترک مردان و زنان را ممنوع کرده است. زنان حقیقتاً از تحصیلات در چندین رشته محروم هستند و نیاز به مجوز مردان برای تردد دارند بنابراین بسیار حیاتی است که از مقاومت مردم ایران حمایت کنیم که توانسته است در برنامه 10 مادهیی ارائه شده خانم رجوی به این موضوعات پاسخ دهد.
این نه تنها صلح و دموکراسی را برای ایران به ارمغان میآورد بلکه برای مردم عراق و سوریه که از دخالتهای گسترده رژیم در کشورشان بهخاطر حمایت از دیکتاتورهای حاکم بر آنها و گروههای مختلف رنج میبرند، پاسخ خواهد داد. بله برای ما بسیار مهم است بهخصوص برای ما جوانان، این در دستان ماست که انتخاب کنیم رژیم در قدرت باشد و به جنایاتش ادامه بده یا نه. همچنین سال نو ایرانی شروع شده، امیدوارم که فقط همین را به جهان عرضه کنیم. لذا همان طوری که شهید بهروز در یکی از ترانههای بسیار زیبایش خوانده این سال، سال پیروزی است
متشکرم.