آقای افضل افضلنیا یکی از سخنرانان در مراسم گرامیداشت شهیدان قتلعام اشرف در واشینگتن، بود. او در سخنرانی خود قسمتی از نامه امیر حسین قهرمان خطاب به مادرش در سال 1366 را هنگامی که امیر حسین عازم پیوستن به ارتش آزادیبخش ملی ایران بوده قرائت کرد.
آقای افضل نیا پیش از خواندن این نامه گفت:
امیر حسین ششمین عضو خانواده ما است که توسط رژیم ایران اعدام شده است. بزرگترین آموزگار او خواهر من افسانه افضل نیا بود. دختر افسانه، اکنون اینجا در کنار من نشسته است و دانشجوی دکترا در دانشگاه جرج میسون است. مادرش در سال 1366 توسط رژیم حاکم بر ایران اعدام شد. پدرش چند ماه قبل از آن زیر شکنجه در زندان اوین بهشهادت رسید.
آقای افضل نیا سپس قسمتی از نامه برادرش امیرحسین قهرمان را که در سال 66 خطاب به مادرش نوشته بود چنین خواند:
مادر عزیزم نمیدانم که از بودن من در اینجا راضی هستید. یا خیر باعث نارحتیتان شدهام و یا خوشحالی. اگر خوشحال باشید خوشحالم که سعادت مرا خواستید و اجرتان را پیش خدا زیاد کردید و اگر ناراحت باشید اگرچه ناراحتم که ناراحتتان کردم ولی راضیم که رضایت خدای خودم و خدای مادرم را بهدست آوردم و بالاخره روزی که حقایق روشن شود میدانم که به من افتخار خواهید کرد و بالاخره اینکه اگر امروز هزار تهمت از قبیل گول خوردن و احساساتی شدن و شور جوانی و غیرو به من بزنند خوشحالم از اینکه نسلهای بعد که داستان ما را بخوانند صدها درود و سپاس نثار ما خواهند کرد و هزار نفرین بر کسانی که در برابر ظلم سکوت کردند و برای گذراندن زندگیشان به هزار ذلت و خواری تن دادند. دست و روی رنج کشیده شما را از دور میبوسم امیر حسین اول آبان 66.
آقای افضل نیا پیش از خواندن این نامه گفت:
امیر حسین ششمین عضو خانواده ما است که توسط رژیم ایران اعدام شده است. بزرگترین آموزگار او خواهر من افسانه افضل نیا بود. دختر افسانه، اکنون اینجا در کنار من نشسته است و دانشجوی دکترا در دانشگاه جرج میسون است. مادرش در سال 1366 توسط رژیم حاکم بر ایران اعدام شد. پدرش چند ماه قبل از آن زیر شکنجه در زندان اوین بهشهادت رسید.
آقای افضل نیا سپس قسمتی از نامه برادرش امیرحسین قهرمان را که در سال 66 خطاب به مادرش نوشته بود چنین خواند:
مادر عزیزم نمیدانم که از بودن من در اینجا راضی هستید. یا خیر باعث نارحتیتان شدهام و یا خوشحالی. اگر خوشحال باشید خوشحالم که سعادت مرا خواستید و اجرتان را پیش خدا زیاد کردید و اگر ناراحت باشید اگرچه ناراحتم که ناراحتتان کردم ولی راضیم که رضایت خدای خودم و خدای مادرم را بهدست آوردم و بالاخره روزی که حقایق روشن شود میدانم که به من افتخار خواهید کرد و بالاخره اینکه اگر امروز هزار تهمت از قبیل گول خوردن و احساساتی شدن و شور جوانی و غیرو به من بزنند خوشحالم از اینکه نسلهای بعد که داستان ما را بخوانند صدها درود و سپاس نثار ما خواهند کرد و هزار نفرین بر کسانی که در برابر ظلم سکوت کردند و برای گذراندن زندگیشان به هزار ذلت و خواری تن دادند. دست و روی رنج کشیده شما را از دور میبوسم امیر حسین اول آبان 66.

