دکتر محمد حسین تسوجی پروفسور مهندسی الکترونیک و عضو جامعه دانشمندان نیویورک عضو شورای ملی مقاومت ایران
خواهر مریم با تبریک به شما و مردم ایران بهخاطر پیروزی بزرگ رویداد کهکشان امسال.
در دوران حاکمیت ننگین حکومت ننگین پهلوی، قدرت اقتصادی بهطور فزایندهیی در دستان خانواده سلطنتی و نزدیکانشان متمرکز شد. بنیاد پهلوی، صدها شرکت و مؤسسه اقتصادی، بانک، کارخانه، معدن، شرکت ساختمانی و هتلها را در اختیار داشت و بنا به گزارشها، نزدیک به هشتاد درصد اقتصاد ایران تحت نفوذ مستقیم یا غیرمستقیم پهلویها بود. این باعث شد به جای شکلگیری اقتصادی رقابتی و مردمی، بخش بزرگی از ثروت کشور در خدمت دربار قرار بگیرند.
اما رژیم آخوندی که جایگزین شاه شد، امپراتوری اقتصادی حتی گستردهتری بنا کرد. آستان قدس رضوی با مالکیت بیش از چهل درصد از املاک مشهد، صدها هزار هکتار زمین و دهها شرکت اقتصادی، تنها یکی از این نهادهاست. گستردهتر از آن، شبکه اقتصادی تحت کنترل مستقیم و غیرمستقیم خانواده خامنهای از طریق نهادهایی مانند ستاد اجرایی فرمان امام است که در حوزههای مالی، نفت، مخابرات، املاک و صنایع فعالیت میکند. خبرگزاری رویترز ارزش داراییهای ستاد را حدود نود و پنج میلیارد و برخی برآوردها، ارزش کل این شبکه را تا دویست میلیارد دلار تخمین زدهاند. این مجموعه خارج از نظارت و پاسخگویی عمومی فعالیت میکند و بنا به برخی برآوردها، همانند دوران پهلوی، نزدیک به هشتاد درصد اقتصاد کشور را در اختیار دارند.
درس تاریخ معاصر ایران روشن است: نه سلطنت و نه دیکتاتوری مذهبی، عدالت اقتصادی و رفاه را برای مردم به ارمغان نیاوردهاند؛ هر دو ثروت و قدرت را در انحصار اقلیتی قرار دادند و مردم بهای آن را پرداختند.
اما آنچه روز شنبه نمایش گذاشته شد، فراتر از تصور من بود. این جلوهای از مبارزهیی بود که همگام با مبارزه مردم مظلوم ایران در برابر تسلیم و شکست ایستاد و نشان داد که هیچ شکافی میان جنبش مقاومت در داخل و خارج کشور وجود ندارد. من بهویژه از پایداری، استقامت و روحیه جوانان تحت تأثیر قرار گرفتم. این برای من بسیار الهامبخش بود، زیرا نشان میدهد که مقاومت ادامه خواهد یافت و سرانجام به پیروزی خواهد رسید. گیرم که میگیرید، گیرم که میکشید، با این نسل بیشما ران چه میکنید؟
امروز، پس از ۱۲۰ سال از انقلاب مشروطه، ۶۱ سال از تأسیس سازمان مجاهدین خلق و ۴۵ سال از تشکیل شورای ملی مقاومت، ثمره این مسیر را در مقاومت مردم ایران میبینم؛ از فداکاری فرمانده سربهدار وحید بنیعامریان و همرزمانش تا ایستادگی زندانیان سیاسی و شرکتکنندگان در گردهمایی روز شنبه.
خانم رجوی، اجازه میخواهم از شما و سازمان مجاهدین خلق بهخاطر پرورش این نسل مبارز، آگاه و مقاوم صمیمانه قدردانی کنم. چه کسی تصور میکرد سازمانی که ۶۱ سال پیش به دست چند جوان مسلمان بنیانگذاری شد، امروز به جایگاهی برسد که نه تنها در تعیین آینده ایران، بلکه در الهامبخشی به جنبشهای آزادیخواهانه فراتر از مرزهای ایران نیز نقشآفرین باشد؟ این تنها نظر من نیست. کافیست به سخنان ژنرال جونز در دومین روز گردهمایی اخیر توجه کنید که از تأثیر فعالیتها و مبارزات شما بر نسلهای آینده سخن گفت.
پویایی ایدئولوژیک، یعنی پیوند مبارزه برای آزادی با ارزشهای انسانی و گسترش آن در جامعه، یکی از مهمترین دستآوردهای مقاومت ایران است. نقش برادر مسعود و خواهر مریم در شکلگیری این دستاورد برجسته بوده است؛ دستاوردی که هم رژیم حاکم و هم نظام بورژوازی را نگران کرده است. مبارزه با دیکتاتوریهای شاه و شیخ، مبارزه با استثمار طبقاتی، مبارزه با خودمحوری و فردیت، و نیز مبارزه با بزرگترین تضاد تاریخ بشری، یعنی تضاد جنسیتی و گسترش آن در جامعه، از موضوعاتی است که میتوان ساعتها درباره آن صحبت کرد.
پس از رویدادهای سال ۲۰۰۳، بار اصلی این مسئولیت عمدتاً بر دوش شما، خانم رجوی، قرار گرفت. و بهگفته زندهیاد دکتر هزارخانی، شما بهخوبی از عهده آن برآمدید.
سخن را کوتاه میکنم. پس از مرگ خمینی، برادر مسعود گفتند: خمینی مرد، مجاهدین با مریم و از مریم دوباره زاده شدند. اگر حمل بر جسارت نباشد، اجازه دهید من هم بگویم: خامنهای مرد، آزادی خلق ایران با خواهر مریم رقم زده شد. با تشکر.
نسرین سیفی-عضو شورای ملی مقاومت ایران
خانم رجوی عزیز، روز ۳۰ خرداد امسال شما بار دیگر عهد خود و عهد این شورا را با مردم ایران تجدید کردید؛ عهدی برای آزادی، برای دفاع از شرف و استقلال ایران، و برای ایستادگی در برابر هر گونه دیکتاتوری و وابستگی. شما تأکید کردید که این پیمان تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون پا بر جاست. این سخنان برای ما یک پیام سیاسی نبود، بلکه تجدید میثاقی بود با آرمان آزادی با همه کسانی که برای اون فداکاری کردند. من این افتخار رو داشتم که همون روز در میدان ووبان شاهد رویش جوانههایی باشم که به راستی حاصل همین پایداری و همین پیام امیدبخش هستند. جوانانی غیور، آگاه و مسئولیتپذیر که با حضور خود نشان دادند پیام مقاومت نه تنها زنده است، بلکه به نسلهای جدید منتقل شده و در حال شکوفاییست.
من در چهره این جوانان، ایمان به آینده را دیدم. آنها با مقاومت منظم و متشکل خود با انضباط و هوشیاری و شجاعتی بینظیر، تلاشهای رژیم و همدستان ساواکی و استعماری اون را برای خاموش کردن صدای آزادی بیاثر کردند. آنها ثابت کردند که نسل جوان ایران و حامیان آن نه فریب تبلیغات را میخورند و نه از فشارها و تهدیدها هراسی دارند. این جوانان ادامهدهندگان راه هزاران زن و مرد مبارزی هستند که در طول دههها برای آزادی ایران ایستادگی کردند. آنان بهخوبی دریافتند که آزادی به دست نمیآید مگر با آگاهی، سازمانیافتگی، فداکاری و پرداخت بها. به همین دلیل است که با وجود همه سختیها، با امید و اعتماد به آینده پرچم مقاومت را برافراشته نگهداشتند. دیدن این نسل به من اطمینان داد آن عهدی که شما در ۳۰ خرداد بر آن تأکید کردید، تنها یک تعهد تاریخی نیست، بلکه واقعیتی زنده است که در قلب و اراده جوانان امروز جریان دارد؛ نسلی که نشان میدهد راه آزادی ایران ادامه دارد با چنین جوانانی میتوان و باید به آیندهای آزاد، دموکراتیک و سرشار از عدالت برای ایران ایمان داشت. متشکرم.
منوچهر ارسطو پور-قهرمان قایقرانی، عضو شورای ملی مقاومت
با سلام، با تبریک بیپایان فرا رسیدن عید آزادی و چهل و پنجمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت، افتخار و ایستادگی یگانه جایگزین جمهوری جهل و جنایت اسلامی را به سردار بزرگ، شما خانم رجوی و همرزمان شورایی و مجاهدین افتخارآفرین خلق ایران سپاس و تبریک و تهنیت میگویم. شورایی که در طول مبارزه چندین سالهشان با همان شعار «میتوان و باید»، ناممکنها را ممکن کرده است و این همه نشانهای حضور فعال و زنده و اعتماد به رهبری است که میرود تا کشتی انقلاب دموکراتیک را به هدف نهایی یعنی برقراری جمهوری دموکراتیک ایران برسانند. روز شنبه پلیس فرانسه با جلوگیری از تظاهرات بزرگ صد هزار نفری شورای ملی مقاومت و با دستگیری، ضربوشتم، شلیک اسپری فلفل و مانع شدن از حرکت اتوبوسهای حامل هواداران و سرانجام مسدود کردن جادهها کوشید تا مانع تظاهرات مسالمتآمیز اشرفنشانان شود. اشرفنشانها با فریادها و شعارهای کوبنده نفی شاه و شیخ و زندهباد آزادی، نه به اعدام و زندهباد رجوی سنگفرشهای پاریس را به لرزه درآوردند. این تظاهرات در دهها میدان بزرگ در پاریس ادامه یافت و بزرگترین و تاریخیترین تظاهرات شورای ملی مقاومت، سازمان مجاهدین و اشرفنشانها و هواداران را در این مقطع به ثبت رساند. ما با این تظاهرات بزرگ و تاریخی به دنیا نشان دادیم که مجاهدان و اشرفنشانها به چیزی کمتر از سقوط رژیم رضایت نمیدهند. هر روز که میگذرد جمهوری اسلامی یک گام بیشتر به سوی نابودی پیش میرود. این صدای آزادی است که در هوا موج میزند و با فریادهای مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر، بهمن ۵۷ را به ۱۴۰۵ با هدف سرنگونی رژیم به هم پیوند میزند. همانطور که خانم رجوی بارها گفتهاند: نبرد تا سرنگونی ادامه دارد و تنها راهحل، راهحل سوم، نه جنگ، نه مماشات.
مجاهدان در عرصه انسانیت و اراده برای ساختن سرنوشت سرزمین خود، انسانهای جاودان تاریخند. مقاومت و مبارزه برای آزادی و برابری و اجرای عدالت، رسم زنان و مردان مجاهد است. بر فراز این رزمندگان عقابی با بالهای گسترده در پرواز است؛ این عقاب نامش مسعود است که میخروشد و فرمان پیشروی تا رسیدن به هدف نهایی را میدهد. هزاران شورشگر در ماههای گذشته خصوصاً ماه دی، رو در روی رژیم تا دندان مسلح ایستادند، مشتهایشان را گره کردند، با شرف زیستند و قهرمانانه شهید شدند. در این مقطع از تاریخ، مجاهدان دلاور با سر دادن سرودهای آزادی و برای عدالتخواهی نه تنها زندانهای ایران، که وجدان مردم کشورهای جهان را به لرزه درآوردند. آنان الهامگرفته از بنیانگذارانی بودند گردنفراز که سر به فلک داشتند و در آخرین روزهای پر افتخارشان طناب دار و گلوله را به هیچ گرفتند. مردانی که چون ستون پا بر زمین داشتند و سرود آزادی و مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر سر دادند و زبانزد جهانیان شدند و نشان دادند که مجاهدان تا آخرین قطره خون خود به تعهد صدق و وفا پایدارند. قهرمانانی که نامشان در تاریخ پهلوانان ملی سرزمینمان و در خیابانهای کشورمان تا ابد به یادگار خواهد ماند.
مسعود، برادر بزرگوارم،
تو یادگار بزرگ این ازجانگذشتگان در مخوفترین زندانهای تاریخ هستی. این حماسهآفرینان درس وفاداری و آزادیخواهی را از تو به ارث بردهاند. یاد و نامشان برای همیشه در قلبهای مجاهدان و مبارزان و اشرفنشانان ثبت گردیده است. با صدای بلند باز هم به جهانیان میگوییم که هیچ دولتی دلش بهحال مردم ایران نمیسوزد. هیچ دولتی هم نمیتواند سرنوشت مردم ایران را رقم بزند. قدرت تعیینکننده، خلق بپا خاسته ایران، شورشگران و ارتش آزادیبخش است و پیروزی تنها به دست مردم ایران و مقاومت سازمانیافتهشان شکل میگیرد و به انجام میرسد. دست حق نگهدار مریم و مسعود و همه مجاهدان و شورشگران باشد. با تشکر.
دکتر منشور وارسته-کارشناس و مشاور روابط بینالمللی، عضو شورای ملی مقاومت ایران
خانم رجوی عزیز، اعضای محترم و ناظران گرامی و با تعظیم به شهدای قهرمان در کانونهای شورشی. در راستای بزرگداشت چهل و پنجمین سال تأسیس شورای ملی مقاومت، مواجه هستیم با خیزشهای مطالبات تودههای محروم که اکنون وارد مرحله اپیزود انقلابی شده است. گفته میشود منافع ملی مجموعهیی از اهداف، ارزشها و اصولی است که در خدمت خیر عمومی و مصالح جامعه قرار دارد، حتی اگر تحقق آن در کوتاهمدت مستلزم پرداخت هزینه یا تحمل دشواریهایی باشد. در نقطه مقابل، رویکردی قرار دارد که میتوان آن را منفعتطلبی سیاسی نامید؛ جایی که فرد یا جریانی تصمیمات خود را نه بر پایه مصلحت عمومی، بلکه بر اساس حفظ یا کسب قدرت، شهرت یا منافع شخصی تنظیم میکند و حاضر است برای رسیدن به این هدف، منافع جامعه را قربانی کند. در چنین رویکردی، ابزارهایی چون تحریف واقعیت، سرکوب، بحرانآفرینی و قربانی کردن آینده کشور برای تأمین منافع کوتاهمدت سیاسی به یک روش حکمرانی تبدیل میشود. آنچه تحت عنوان خط قرمز حقوق ملت در راستای منافع ملی، در پارادایم خطوط امنیتی نظام تعریف شده، در عمل بیش از آن که ناظر بر منافع ملت ایران باشد، در خدمت خودکامگی و استمرار ساختار قدرت قرار گرفته است. مهمترین دغدغه هیأت حاکمه نیز نه تأمین حقوق ملت، بلکه صیانت از موجودیت سیاسی خود بوده است. نتیجه چنین نگرشی در عمل، گسترش ساختاری فساد، تشدید اختناق، فرسایش اقتصادی، تشدید خطر جنگ و کشاندن ایران به انزوای بینالمللی بوده است. هنگامی که منافع حاکمیت مرجح بر مصالح عمومی است، هزینه آن را یک ملت میپردازد. از زاویه دیگر، جریانی نیز در بیرون از مرزهای ایران حضور دارد که با رویکردی دوزیستی و منفعتطلبانه در پی احیای ساختارهای موروثی قدرت است. این فرد که فاقد اصالت بوده و اولیگارشی سلطنت منقرض و مدفون در سال ۵۷ را نمایندگی میکند، هر چند با ظاهری متفاوت، در نقطه مشترک با حاکمیت قرار میگیرد. وابستگی به قدرتهای خارجی برای بازسازی اقتدار موروثی، تحریف حقایق تاریخی و موجسواری بر مطالبات نارضایتی ملت از صفات بارز ارتجاع موروثی است. تجربه تاریخ معاصر ایران از مشروطه تا امروز نشان داده که وصل به قدرت خارجی و باز تولید تمامیتخواهی، هر نام و شکلی که داشته باشد، سرانجامی جز اختناق و نقض حقوق ملت برای کشور ارمغانی نخواهد داشت. فلسفه مشترک این دو نحله فکری نیز مبتنی بر ژن برتر، میراثخوار و مروج فرهنگ «چون من نباشم، سر به تن ایران مباد» است. حال آنکه، از منظر مقاومت سازمانیافته ایران، در نقطه مقابل با این سیاستهای ضدمردمی و ایرانستیزانه، راهبرد مترقی و صلحطلبانه با درایت خانم رجوی بهروشنی برجسته شده است. چه در عملکرد بهغایت ملی در دوران جنگ ایران و عراق، چه در افشای اهداف جنگطلبانه رژیم در دستیابی به سلاح هستهیی و چه مواضع روشنبینانه در جنگ اخیر، همواره رویکردی مسئولانه و مبتنی بر حفظ منافع ملی ایران دنبال شده که در بطن خود گواه بر ماهیت آزادیخواهانه و ترقیخواهانه این جنبش است. در این نگاه، حفظ منافع ملی نه با جنگافروزی و نه با وابستگی به قدرتهای خارجی تأمین میشود، بلکه از مسیر تأمین منافع خلق و پایداری به اصول بنیادین استقلال و آزادی شکل میگیرد. در همین راستا نیز همواره در معرض فشار و توطئه است، اما ارزش آن به همین ایستادگی در برابر دسایس دشمن و حفظ اصول در سختترین شرایط سنجیده میشود. تولستوی، نویسنده بزرگ روس، جملهای دارد میگوید: «آدمی میتواند در هر شرایطی زندگی کند، اما نه با هر وجدانی». شاید همین جمله مرز میان منفعتطلبی سیاسی و مسئولیتپذیری تاریخی را روشنتر کند. سیاست زمانی ارزش پیدا میکند که وجدان، مسئولیت و منافع مردم را بر جاهطلبی و سود شخصی مقدم بداند. این همان است که یک ربع قرن با افتخار در کارنامه شورای ملی مقاومت ایران ثبت شده است.
خانم رجوی عزیز، امروز ایران در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ خود قرار گرفته. تجربه تاریخ ملت ایران نشان داده که بازگشت به گذشته، پاسخ بحران امروز نیست. بیشک و بهطور قانونمند، شیخ و شاه میروند که برای همیشه مدفون جبر تکامل شوند. گذشته درس عبرت تو، زمان حال هدیه تو و آینده انگیزه توست. تحولات امروز ایران از دل تجربههای انقلاب مشروطه و ضدسلطنتی عبور کرده و چشم به آیندهای دوخته که در آن آزادی، عدالت اجتماعی، حاکمیت مردم و استقلال ملی در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند. پایداری شورای ملی مقاومت در ۴۵ سال اخیر نیز سرمایه تاریخی او برای عبور از استبداد و دستیابی به آزادی ایران بوده است. از همین رو چشمانداز پیشرو نه تکرار گذشته، بلکه عبور به سوی ایرانی آزاد، مستقل که در آن سرنوشت ملت نه به دست استبداد دینی رقم بخورد و نه در سایه باز تولید اقتدار موروثی قرار گیرد؛ بلکه با اراده ملت و پیشگامی نیروهای سازمانیافته در کانونهای شورشی، مسیر آزادی و شکوفایی ملی پیریزی شود. با تشکر.
سرگرد خلبان حسین اسکندریان -عضو شورای ملی مقاومت ایران
با سلام و درود خدمت شما و دوستان مبارز در شورا و ناظران محترم و البته شورشگران شجاع داخل. سالی که گذشت، از کهکشان ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶، سالی پر از اتفاقات و ماجراهای گوناگون بود و شاید بتوان گفت پرماجراترین در سالهای اخیر. دعوت از شما در پارلمانهای مختلف کشورهای اروپایی و رد پذیرش بچه شاه، جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، مرگ خامنهای جلاد و سرکردگان مهم سپاه، تلاش عاجزانه رژیم برای نشان دادن قدرت، سرکوب وحشیانه مردم در دیماه، شروع گفتگوهای آتشبس و شکست طرفداران سلطنت و بچه شاه که دل به حمله آمریکا و اسراییل بسته بودند و خود نیز با رفتارهای زشت و فحاشی و لاتبازی به این شکست دامن زدند و مخصوصاً با پوشیدن پیراهن آرم ساواک منفور ماهیت خود را کاملاً نشان دادند.
در مقابل، مقاومت ۶۰ ساله ایران با متانت و روشنگری به راه خود ادامه داد و در نهایت معلوم شد بر همگان که چه کسی خواهان آزادی، استقلال و دموکراسیست و چه کسی میخواهد یک دیکتاتوری را با دیگری جایگزین کند. تا جایی که رسیدیم به برگزاری کهکشان ۲۶. از آنجایی که عوامل رژیم میدانستند مانند هر ساله این تظاهرات و گردهمایی آتش به پیکر نیمهسوختهاش میزند، فوری دست به کار شدند و مانند همیشه با تهدید و ارعاب سعی به برهم زدن آن کردند. تظاهرات قانونی و با اجازه قبلی مقاومت توسط وزارت کشور فرانسه لغو شد و پلیس دخالت کرد.
نتیجه چه شد؟ کهکشانی که اگر مانند سالهای قبل برگزار میشد مانند هر سال بازتاب خودش را داشت و شاید به نظر کمی عادی میآمد، اما به ابتکار مجاهدین تبدیل شد به بزرگترین واقعه ما، زیرا هواداران شجاع مقاومت با اشغال میادین مختلف در پاریس آن را به یک رویداد غیرقابل پیشبینی تبدیل کردند و نشان دادند که بذری را که در طی ۶۰ سال با مقاومت، فدا و ایمان پاشیدهاند، در دل تکتک هواداران و نسل اندر نسل تبدیل به نهالی پربار و ارزشمند شده و آزادی و دموکراسی را به ایران عزیز هدیه خواهد کرد. در پایان با یادی از همه شهدای راه آزادی و درود به روان پاکشان و یادی از استاد ارجمند و عزیزم، بهزاد... سرهنگ بهزاد معزی، وقت شما را بیشتر از این نمیگیرم.