انقلاب سوریه راهی خونین پیش دارد، بشار اسد دیکتاتور سوریه میخواهد با کشتار و شکنجه این راه را سد میکند، اما قیامهای میلیونی مردم سوریه نشان داده است که نمیتواند.
نیروهای امنیتی تلاش میکنند معترضان ضدحکومتی را در اینجا از بین ببرند. این امر باعث شده که تعداد بیشتری از مردم، شهرها و روستاهای خود را رها کنند. هزاران نفر از آنها مجبور شدهاند در اردوگاههای مناطق جنگلی مخفی شوند. آنها با غریبه ها محتاطانه برخورد میکنند. بعضی از آنها چندین ماه است که اینجا هستند. هر کدام سرگذشت خاصی دارند که شباهت زیادی با بقیه دارد. آنها از تهاجم نیروهای دولتی وحشتزده هستند، و بهطور مستمر در ترس از هجوم شبانه اوباشان، که دست به هرکار کثیفی برای دولت میزنند، زندگی میکنند.
یکی از این خانوادهها میگوید: ”ارتش سوریه و پلیس مخفی در اطراف درختان میگردند و مردم را کنترل میکنند. آنها میخواهند مردم را دستگیر کرده و در وسائلشان سلاح بگذارند تا بتوانند آنها را متهم به تبهکاری کنند. آنها به خانهها و روستاها رفته و به آنها آسیب میرسانند. به همین دلیل هیچکس به خانه خود برنمیگردد“.
ارتش سوریه از بالای تپه ها به دیدهبانی مشغول است. برخلاف مصر و تونس، ارتش سوریه در کنار حکومت قرار گرفته است. اکنون یک شهادت نادر برای اینکه متوجه مفهوم آن شویم. سمیر یک سرباز اهل دمشق است. به او فرمانی داده شد که نمیتوانست انجام دهد، به همین خاطر از خدمت فرار کرد. سمیر میگوید: بمن سلاح و مهمات حقیقی دادند و گفتند به پای معترضان بیسلاح شلیک کنم.
این تظاهرات نادر در دمشق نشان میدهد که اوباشان رژیم، کسانی را که خواهان تغییر هستند، تهدید کرده و کتک میزنند. این جنگی برای آینده است. در کشوری که اختلافات قومی و مذهبیساختار آن را شکننده کرده، این امر تبدیل به یک مبارزه برای شکلگیری منطقه شده است. این انقلاب بهنظر میرسد یک راه طولانی و خونینی را برای رسیدن به آزادی باید طی کند.
نیروهای امنیتی تلاش میکنند معترضان ضدحکومتی را در اینجا از بین ببرند. این امر باعث شده که تعداد بیشتری از مردم، شهرها و روستاهای خود را رها کنند. هزاران نفر از آنها مجبور شدهاند در اردوگاههای مناطق جنگلی مخفی شوند. آنها با غریبه ها محتاطانه برخورد میکنند. بعضی از آنها چندین ماه است که اینجا هستند. هر کدام سرگذشت خاصی دارند که شباهت زیادی با بقیه دارد. آنها از تهاجم نیروهای دولتی وحشتزده هستند، و بهطور مستمر در ترس از هجوم شبانه اوباشان، که دست به هرکار کثیفی برای دولت میزنند، زندگی میکنند.
یکی از این خانوادهها میگوید: ”ارتش سوریه و پلیس مخفی در اطراف درختان میگردند و مردم را کنترل میکنند. آنها میخواهند مردم را دستگیر کرده و در وسائلشان سلاح بگذارند تا بتوانند آنها را متهم به تبهکاری کنند. آنها به خانهها و روستاها رفته و به آنها آسیب میرسانند. به همین دلیل هیچکس به خانه خود برنمیگردد“.
ارتش سوریه از بالای تپه ها به دیدهبانی مشغول است. برخلاف مصر و تونس، ارتش سوریه در کنار حکومت قرار گرفته است. اکنون یک شهادت نادر برای اینکه متوجه مفهوم آن شویم. سمیر یک سرباز اهل دمشق است. به او فرمانی داده شد که نمیتوانست انجام دهد، به همین خاطر از خدمت فرار کرد. سمیر میگوید: بمن سلاح و مهمات حقیقی دادند و گفتند به پای معترضان بیسلاح شلیک کنم.
این تظاهرات نادر در دمشق نشان میدهد که اوباشان رژیم، کسانی را که خواهان تغییر هستند، تهدید کرده و کتک میزنند. این جنگی برای آینده است. در کشوری که اختلافات قومی و مذهبیساختار آن را شکننده کرده، این امر تبدیل به یک مبارزه برای شکلگیری منطقه شده است. این انقلاب بهنظر میرسد یک راه طولانی و خونینی را برای رسیدن به آزادی باید طی کند.