حملات خامنهای به باند رفسنجانی با تمامی اهرم ها، با هدف قبضه کردن کابینه
در جنگ قدرت باندهای درون رژیم برای قبضهکردن کابینهٴ آخوند روحانی، ولیفقیه ارتجاع با تمام قوا و با هر اهرمی که در دستش باقی مانده است، باند رقیب را مورد حمله و هجوم قرار میدهد.
این تهاجمات به طرق زیر صورت میگیرد: هشدار توسط رئیس قوه قضاییه به ”اهل فتنه“ که منظور رفسنجانی میباشد، از طریق تیغ کشیهای زنجیرهیی پاسدار شریعتمداری در کیهان و بهتازگی از طریق فراکسیون موسوم به ”اقلیت اصولگرا“ در مجلس، ظاهراً از کل مجلس ارتجاع فقط این عده گوش به فرمان کامل ولایت باقی ماندهاند که زاویه داشتن اکثریت نمایندگان همراه با رئیسشان علی لاریجانی، در این جریان بیشتر آشکار شده است.
اوج طلسمشکستگی خامنهای در اقلیتب ودن باندش در مجلس ارتجاع
این موضوع، بیانگر اوج طلسمشکستگی خامنهای است. اقلیتبودن در مجلسی که بهاصطلاح در اسفند 90 بهعنوان یک مجلس یکدست و یکپایه برای خامنهای اعلام شده بود.
برای مشخص شدن این شکاف، باید توجه داشت، اخیراً همین موضوع در رسانههای حکومتی بهنحوی منعکس شد که سران دو فراکسیون اصلی بهاصطلاح اصولگرایان در مجلس، یعنی پاسدار لاریجانی رئیس مجلس و حداد عادل دیدار کردند تا مواضع خود را برای صحنهٴ رأی اعتماد دادن یا ندادن به کابینهٴ روحانی هماهنگ کنند. اما ظاهراً توافقی بهدست نیاوردند، زیرا نتیجه این نشست اعلام نشد. واضحتر از آن، یکی از اعضای مجلس ارتجاع از باند موسوم به ”رهروان ولایت“ که ظاهراً اکثریت را در اختیار دارد، گفت این فراکسیون قصد ندارد در مورد رأی اعتماد بیانیهیی صادر کند. زیرا معتقد است، باید روحانی در انتخاب کابینهاش آزاد باشد. به این ترتیب شکاف در درون مجلس ولایت کاملاً مشخص شده است. شکافی که قدرت مانور خامنهای را در جنگ با رفسنجانی بر سر کابینه بهشدت پایین میآورد. آیا در این بنبست، خامنهای اساساً توان قبضه کردن کابینه را دارد؟
تلاش خامنهای برای عقبنشاندن رفسنجانی در مرحله تعیین کابینه
مشخص است خامنهای تا قبل از اعلام کابینه از همهٴ اهرمهای خود استفاده میکند تا باند رفسنجانی را عقب بنشاند و اجازه ندهد مهرههای جام زهری خودش را وارد کابینه کند. به قول رسانههای نزدیک به رفسنجانی، باند خامنهای در این راستا از راهبرد ”فشار“ و ”چانهزنی“ استفاده میکند تا بیشترین سهم را در کابینهٴ روحانی بگیرد. علاوه بر آن سعی میکند در مجلس نیز، لاریجانی را وادار کند خط او را پیش ببرد. اما اگر اینکار انجام نشد، راه کار بعدی او، بهکارگیری اهرم اصلیش یعنی قوه قضاییه، برای جراحی یا حذف باند رقیب میباشد. به صحنه آمدن آخوند لاریجانی و هشدار به باند رفسنجانی مبنی بر اینکه پروندههای ”فتنه“ را دوباره فعال میکنیم، شاهدی بر این مدعا میباشد. به این ترتیب میگوید، حتی اگر از مجلس رأی اعتماد بگیرید، بعد از آن با قضاییه روبهرو خواهید شد. اما خود ولیفقیه هم از همه بهتر میداند اگه بخواد دست به جراحی زده و رفسنجانی و باندش را حذف کند، بهای بسا سنگینتری باید بپردازد و این خونریزی شدید، کار دست او خواهد داد.
خامنهای بر سر دوراهی سرنگونی: تقسیم قدرت با رفسنجانی یا جراحی و حذف
در نتیجه خامنهای ترجیح میدهد کار به حذف و تصفیه نکشد و تا جایی که میتواند همین کابینه را مطابق خواست خودش شکل بدهد. پس در هر حال مشخص است تا موقع اعلام کابینه، خامنهای در وضعیت مشابهی با روز اعلام نتایج انتخابات، یعنی بنبست، قرار دارد. یا باید قدرت را با رفسنجانی تقسیم کرده و به آنها در کابینه تن بدهد و جام زهر بنوشد، یا حداقل به این جام لب بزند. البته خوب میداند، این موضوع پیامدهای خود را بهدنبال داشته و پایههای تخت ولایت فرو خواهد ریخت. یا باید تصمیم به جراحی و حذف بگیرد.
اما در هر دو شق، آنچه محقق خواهد شد، فروپاشی درونی رژیم و فراهم شدن هر چه بیشتر شرایط برای سرنگونی غارتگران و دزدان حاکم بر میهنمان است.
در جنگ قدرت باندهای درون رژیم برای قبضهکردن کابینهٴ آخوند روحانی، ولیفقیه ارتجاع با تمام قوا و با هر اهرمی که در دستش باقی مانده است، باند رقیب را مورد حمله و هجوم قرار میدهد.
این تهاجمات به طرق زیر صورت میگیرد: هشدار توسط رئیس قوه قضاییه به ”اهل فتنه“ که منظور رفسنجانی میباشد، از طریق تیغ کشیهای زنجیرهیی پاسدار شریعتمداری در کیهان و بهتازگی از طریق فراکسیون موسوم به ”اقلیت اصولگرا“ در مجلس، ظاهراً از کل مجلس ارتجاع فقط این عده گوش به فرمان کامل ولایت باقی ماندهاند که زاویه داشتن اکثریت نمایندگان همراه با رئیسشان علی لاریجانی، در این جریان بیشتر آشکار شده است.
اوج طلسمشکستگی خامنهای در اقلیتب ودن باندش در مجلس ارتجاع
این موضوع، بیانگر اوج طلسمشکستگی خامنهای است. اقلیتبودن در مجلسی که بهاصطلاح در اسفند 90 بهعنوان یک مجلس یکدست و یکپایه برای خامنهای اعلام شده بود.
برای مشخص شدن این شکاف، باید توجه داشت، اخیراً همین موضوع در رسانههای حکومتی بهنحوی منعکس شد که سران دو فراکسیون اصلی بهاصطلاح اصولگرایان در مجلس، یعنی پاسدار لاریجانی رئیس مجلس و حداد عادل دیدار کردند تا مواضع خود را برای صحنهٴ رأی اعتماد دادن یا ندادن به کابینهٴ روحانی هماهنگ کنند. اما ظاهراً توافقی بهدست نیاوردند، زیرا نتیجه این نشست اعلام نشد. واضحتر از آن، یکی از اعضای مجلس ارتجاع از باند موسوم به ”رهروان ولایت“ که ظاهراً اکثریت را در اختیار دارد، گفت این فراکسیون قصد ندارد در مورد رأی اعتماد بیانیهیی صادر کند. زیرا معتقد است، باید روحانی در انتخاب کابینهاش آزاد باشد. به این ترتیب شکاف در درون مجلس ولایت کاملاً مشخص شده است. شکافی که قدرت مانور خامنهای را در جنگ با رفسنجانی بر سر کابینه بهشدت پایین میآورد. آیا در این بنبست، خامنهای اساساً توان قبضه کردن کابینه را دارد؟
تلاش خامنهای برای عقبنشاندن رفسنجانی در مرحله تعیین کابینه
مشخص است خامنهای تا قبل از اعلام کابینه از همهٴ اهرمهای خود استفاده میکند تا باند رفسنجانی را عقب بنشاند و اجازه ندهد مهرههای جام زهری خودش را وارد کابینه کند. به قول رسانههای نزدیک به رفسنجانی، باند خامنهای در این راستا از راهبرد ”فشار“ و ”چانهزنی“ استفاده میکند تا بیشترین سهم را در کابینهٴ روحانی بگیرد. علاوه بر آن سعی میکند در مجلس نیز، لاریجانی را وادار کند خط او را پیش ببرد. اما اگر اینکار انجام نشد، راه کار بعدی او، بهکارگیری اهرم اصلیش یعنی قوه قضاییه، برای جراحی یا حذف باند رقیب میباشد. به صحنه آمدن آخوند لاریجانی و هشدار به باند رفسنجانی مبنی بر اینکه پروندههای ”فتنه“ را دوباره فعال میکنیم، شاهدی بر این مدعا میباشد. به این ترتیب میگوید، حتی اگر از مجلس رأی اعتماد بگیرید، بعد از آن با قضاییه روبهرو خواهید شد. اما خود ولیفقیه هم از همه بهتر میداند اگه بخواد دست به جراحی زده و رفسنجانی و باندش را حذف کند، بهای بسا سنگینتری باید بپردازد و این خونریزی شدید، کار دست او خواهد داد.
خامنهای بر سر دوراهی سرنگونی: تقسیم قدرت با رفسنجانی یا جراحی و حذف
در نتیجه خامنهای ترجیح میدهد کار به حذف و تصفیه نکشد و تا جایی که میتواند همین کابینه را مطابق خواست خودش شکل بدهد. پس در هر حال مشخص است تا موقع اعلام کابینه، خامنهای در وضعیت مشابهی با روز اعلام نتایج انتخابات، یعنی بنبست، قرار دارد. یا باید قدرت را با رفسنجانی تقسیم کرده و به آنها در کابینه تن بدهد و جام زهر بنوشد، یا حداقل به این جام لب بزند. البته خوب میداند، این موضوع پیامدهای خود را بهدنبال داشته و پایههای تخت ولایت فرو خواهد ریخت. یا باید تصمیم به جراحی و حذف بگیرد.
اما در هر دو شق، آنچه محقق خواهد شد، فروپاشی درونی رژیم و فراهم شدن هر چه بیشتر شرایط برای سرنگونی غارتگران و دزدان حاکم بر میهنمان است.