در آستانهٴ دور دوم مذاکرات هستهیی رژیم با 5+1 در ژنو، جنگ گرگها شدت و گسترش بیشتری یافته است. مهرهها و رسانههای باند رفسنجانی تنگناهای اقتصادی و اجتماعی را برجسته میکنند تا بدینوسیله به باند رقیب فشار بیاورند. مثلاً روزنامه جمهوری، ناشر مواضع رفسنجانی مینویسد: «موج ضرورت افزایش قیمتها به خود دولت رسیده».
آخوندهاشمزاده هریسی، عضو خبرگان ارتجاع در ادامه اظهارات رفسنجانی در کرمانشاه، با ابراز وحشت نسبت به انفجار اجتماعی میگوید: «ممکن است در مقطعی برخوردهای امنیتی باعث ایجاد یک آرامش ظاهری در جامعه یا دانشگاه شود، ولی روزی این فشارها سرباز میکند و ممکن است آثار مخربی به همراه داشته باشد». روزنامه حکومتی بهار منعکس کردن این اظهارات را به ابزاری در جنگ باندی تبدیل میکند و با ابراز نگرانی نسبت به آیندهٴ نظام، بنبست سرکوب را بهرخ خامنهای میکشد. رفیقدوست پرسابقهترین تروریست نظام که زمانی وزیر سپاه پاسداران خمینی بود، بهنفع رفسنجانی وارد صحنه میشود و میگوید خمینی نگفته بود با آمریکا «قهر قهر تا روز قیامت». او از خمینی نقل میکند «مگر قرار است هزار سال با آمریکا اختلاف داشته باشیم؟». حتی پاسدار لاریجانی، امروز (چهارشنبه) از صندلی ریاست مجلس ارتجاع به دفاع از رفسنجانی برمیخیزد. او بدون نام بردن، منصور ارضی، مداح خامنهای را (که خواستار مرگ رفسنجانی شده بود)، مورد حمله قرار میدهد و میگوید: «تعابیر زنندهٴ » او نسبت «به بزرگان سیاسی کشور غیرمفید و مضر است» و «توهین کردن به مقامات سیاسی کشور شرعاً مجاز نیست». رئیس مجلس ارتجاع با اشارهٴ ضمنی به آنچه کیهان خامنهای علیه رفسنجانی نوشته اضافه میکند: «اینگونه مناقشات با ادبیات پرتنش، این تلقی را در طرفهای مقابل ایجاد میکند که ایرانیان در مجموعهیی از اختلافات درگیر هستند و میتوان بر آنها فشار بیشتری تدارک دید».
کیهان، ارگان خامنهای امروز (چهارشنبه) در ادامه جنگ بر سر حذف یا تثبیت شعار مرگ بر آمریکا بدون نام بردن، رفسنجانی را «سادهلوح»، پر «نخوت» با «تعصبهای باطل و لجاجتهای کور» و حتی «احمق» نامیده است.
جالب این جاست که باند خامنهای هم درست با همین استدلال لاریجانی، باندهای رقیب را عامل تضعیف موضع نظام در قبال دشمنان خارجی و برانگیختن آنها به تشدید فشار علیه رژیم معرفی میکند. مثلاً روزنامه جوان، ارگان بسیج ضدمردمی در سرمقالهاش مینویسد: «در این نمیتوان تردید داشت که تند شدن مواضع آمریکایی ناشی از احساس ضعفی است که در طرف ایرانی احساس کرده و این گمان را برده است که با توجه به سیاهنماییهایی که از سوی خود دولتمردان در هفتههای اخیر نسبت به وضعیت اقتصادی کشور صورت گرفته، افزایش فشارها میتواند طرف ایرانی را تا جلسه بعدی نشست ژنو به عقبنشینی بیشتر واداشته و به تعبیر خود امتیاز بیشتری را از ایران بگیرند. بهگونهیی که حتی مسئولان را به عبور از اصول مصرح و خطوط قرمز نظام وادارند».
ارگان بسیج که مواضع بدنهٴ باند خامنهای را تئوریزه میکند با نگرانی نسبت به گسترش یأس در میان ریزشیهای این باند افزوده است: «تلقی و برداشت تسلیم و کوتاه آمدن نیروهای داخلی را مأیوس میکند و سبب میشود که در عرصههای حساس نتوان به این پشتوانه اتکا کرد».
در میان اقدام باند خامنهای در ایجاد یک جنجال تأخیری میزان نیاز ولیفقیه طلسمشکسته به گلآلود کردن برکة نظام برای پوشاندن زهرخوری احتمالی و آرامش دادن تخدیری بهوحوش ریزشی باندش را نشان میدهد.
مهرهها و رسانههای خامنهای بهیکباره با علم کردن اظهارات سه هفته پیش وندی شرمن، معاون وزیر خارجه آمریکا یک جنجال تأخیری بهراه انداختند . او چند روز قبل از مذاکرات رژیم با 5+1 گفته بود: «فریب در دی.ان.آی رژیم ایران است». امروز رسانههای خامنهای این اظهارات را «اهانت به نظام» و «سیاست کینهتوزانه» خواندند. سه تن از اعضای کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع عربدهکشی کردند. کیهان خامنهای نوشت: «تیم هستهیی کشورمان با این عنصر غیرقابل اعتماد آمریکایی به مذاکره ننشیند».
سؤال این است که چرا همان روز که وندی شرمن رژیم را ماهیتاً فریبکار نامید و هنوز چند روز تا مذاکرات فرصت بود، این غوغا برنخاست و همان وقت خواستار توقف مذاکرات و پشت میز ننشستن با او نشدند؟ سؤال دیگر این است که چرا حالا پس از سه هفته یکباره چنین کر هماهنگی آغاز شد؟
جواب روشن است. نیاز مبرم به مذاکرات برای گشوده شدن منفذی برای تنفس ایجاب نمیکرد که حتی یک روز مذاکرات بهعقب بیفتد. همچنین روشن میشود که «شیفتگی» و «شیدایی» برای مذاکره آنچنان که رسانههای باند خامنهای مینوشتند فقط مخصوص حسن روحانی و ظریف و باند رفسنجانی نبود، بلکه عوامل و رسانههای باند خامنهای هم برای دستیابی به «فضای تنفسی»، «شیفته» و «شیدای» مذاکرات بودند.
دلیل برپا شدن تأخیری این جنجال در این زمان هم روشن است. نیاز خامنهای به دود استتار برای پوشاندن لب زدن به جام زهر. نیازی که شدت طلسمشکستگی ولیفقیه ارتجاع را بهنمایش میگذارد.
آخوندهاشمزاده هریسی، عضو خبرگان ارتجاع در ادامه اظهارات رفسنجانی در کرمانشاه، با ابراز وحشت نسبت به انفجار اجتماعی میگوید: «ممکن است در مقطعی برخوردهای امنیتی باعث ایجاد یک آرامش ظاهری در جامعه یا دانشگاه شود، ولی روزی این فشارها سرباز میکند و ممکن است آثار مخربی به همراه داشته باشد». روزنامه حکومتی بهار منعکس کردن این اظهارات را به ابزاری در جنگ باندی تبدیل میکند و با ابراز نگرانی نسبت به آیندهٴ نظام، بنبست سرکوب را بهرخ خامنهای میکشد. رفیقدوست پرسابقهترین تروریست نظام که زمانی وزیر سپاه پاسداران خمینی بود، بهنفع رفسنجانی وارد صحنه میشود و میگوید خمینی نگفته بود با آمریکا «قهر قهر تا روز قیامت». او از خمینی نقل میکند «مگر قرار است هزار سال با آمریکا اختلاف داشته باشیم؟». حتی پاسدار لاریجانی، امروز (چهارشنبه) از صندلی ریاست مجلس ارتجاع به دفاع از رفسنجانی برمیخیزد. او بدون نام بردن، منصور ارضی، مداح خامنهای را (که خواستار مرگ رفسنجانی شده بود)، مورد حمله قرار میدهد و میگوید: «تعابیر زنندهٴ » او نسبت «به بزرگان سیاسی کشور غیرمفید و مضر است» و «توهین کردن به مقامات سیاسی کشور شرعاً مجاز نیست». رئیس مجلس ارتجاع با اشارهٴ ضمنی به آنچه کیهان خامنهای علیه رفسنجانی نوشته اضافه میکند: «اینگونه مناقشات با ادبیات پرتنش، این تلقی را در طرفهای مقابل ایجاد میکند که ایرانیان در مجموعهیی از اختلافات درگیر هستند و میتوان بر آنها فشار بیشتری تدارک دید».
کیهان، ارگان خامنهای امروز (چهارشنبه) در ادامه جنگ بر سر حذف یا تثبیت شعار مرگ بر آمریکا بدون نام بردن، رفسنجانی را «سادهلوح»، پر «نخوت» با «تعصبهای باطل و لجاجتهای کور» و حتی «احمق» نامیده است.
جالب این جاست که باند خامنهای هم درست با همین استدلال لاریجانی، باندهای رقیب را عامل تضعیف موضع نظام در قبال دشمنان خارجی و برانگیختن آنها به تشدید فشار علیه رژیم معرفی میکند. مثلاً روزنامه جوان، ارگان بسیج ضدمردمی در سرمقالهاش مینویسد: «در این نمیتوان تردید داشت که تند شدن مواضع آمریکایی ناشی از احساس ضعفی است که در طرف ایرانی احساس کرده و این گمان را برده است که با توجه به سیاهنماییهایی که از سوی خود دولتمردان در هفتههای اخیر نسبت به وضعیت اقتصادی کشور صورت گرفته، افزایش فشارها میتواند طرف ایرانی را تا جلسه بعدی نشست ژنو به عقبنشینی بیشتر واداشته و به تعبیر خود امتیاز بیشتری را از ایران بگیرند. بهگونهیی که حتی مسئولان را به عبور از اصول مصرح و خطوط قرمز نظام وادارند».
ارگان بسیج که مواضع بدنهٴ باند خامنهای را تئوریزه میکند با نگرانی نسبت به گسترش یأس در میان ریزشیهای این باند افزوده است: «تلقی و برداشت تسلیم و کوتاه آمدن نیروهای داخلی را مأیوس میکند و سبب میشود که در عرصههای حساس نتوان به این پشتوانه اتکا کرد».
در میان اقدام باند خامنهای در ایجاد یک جنجال تأخیری میزان نیاز ولیفقیه طلسمشکسته به گلآلود کردن برکة نظام برای پوشاندن زهرخوری احتمالی و آرامش دادن تخدیری بهوحوش ریزشی باندش را نشان میدهد.
مهرهها و رسانههای خامنهای بهیکباره با علم کردن اظهارات سه هفته پیش وندی شرمن، معاون وزیر خارجه آمریکا یک جنجال تأخیری بهراه انداختند . او چند روز قبل از مذاکرات رژیم با 5+1 گفته بود: «فریب در دی.ان.آی رژیم ایران است». امروز رسانههای خامنهای این اظهارات را «اهانت به نظام» و «سیاست کینهتوزانه» خواندند. سه تن از اعضای کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع عربدهکشی کردند. کیهان خامنهای نوشت: «تیم هستهیی کشورمان با این عنصر غیرقابل اعتماد آمریکایی به مذاکره ننشیند».
سؤال این است که چرا همان روز که وندی شرمن رژیم را ماهیتاً فریبکار نامید و هنوز چند روز تا مذاکرات فرصت بود، این غوغا برنخاست و همان وقت خواستار توقف مذاکرات و پشت میز ننشستن با او نشدند؟ سؤال دیگر این است که چرا حالا پس از سه هفته یکباره چنین کر هماهنگی آغاز شد؟
جواب روشن است. نیاز مبرم به مذاکرات برای گشوده شدن منفذی برای تنفس ایجاب نمیکرد که حتی یک روز مذاکرات بهعقب بیفتد. همچنین روشن میشود که «شیفتگی» و «شیدایی» برای مذاکره آنچنان که رسانههای باند خامنهای مینوشتند فقط مخصوص حسن روحانی و ظریف و باند رفسنجانی نبود، بلکه عوامل و رسانههای باند خامنهای هم برای دستیابی به «فضای تنفسی»، «شیفته» و «شیدای» مذاکرات بودند.
دلیل برپا شدن تأخیری این جنجال در این زمان هم روشن است. نیاز خامنهای به دود استتار برای پوشاندن لب زدن به جام زهر. نیازی که شدت طلسمشکستگی ولیفقیه ارتجاع را بهنمایش میگذارد.