در آستانه تحلیف روحانی و تشکیل دولت جدید، رسانههایی از هر دو باند رژیم با ترسیم چشمانداز تیره و تاری از وضعیت اقتصادی رژیم و با برشمردن انبوهی از مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی که دولت آینده با آن مواجه است، اعتراف میکنند که دولت آینده آخوند حسن روحانی ناتوانتر از آن است که بتواند با این مشکلات و بحرانها مقابله کند، و از پس حل آنها برآید.
دراین رابطه روزنامه رسالت وابسته به باند خامنهای در مطلبی تحت عنوان ”شایسته گزینی یا سهمیه سالاری“ ضمن طلب سهم باند فاشیستی مؤتلفه از کابینه آینده روحانی وضعیت اقتصادی – اجتماعی موجود را چنین توصیف میکند: «آنها که دلسوز کشورند، اگر باور کنند که دولت در بیماری مهلک اقتصادی قرار دارد، در شایسته گزینی همت بیشتری مبذول خواهند نمود. شرایط کنونی دولت شرایط یک بیمار محتضر است که اگر طبیب حاذق انتخاب نشود، از دست خواهد رفت. این یک اغراق و بدبینی نیست،
اخبار محرمانه هم نیست. دوست و دشمن میدانند که دولت ما، با کار و درآمدش زندگی نمیکند، بلکه با فروش سرمایهاش زندگی میکند».
مقاله نویس رسالت در ادامه مطلب مینویسد: ”پیشبینی 11میلیون بیکار در سال 1400 از سوی وزیر کشور اعلان شده. هزینه جاری دولت که پنج برابر هزینه عمرانی کشور شده و نسبت به قبل 90درصد افزایش یافته از گزارشات رسمی دولت به مجلس است. راکد شدن بیش از 60درصد ظرفیت تولید کشور را هم رئیس اتاق بازرگانی اعلان کرده. همین موارد، برای تشخیص ورشکستگی یک دولت کافی است.
دولت باید بپذیرد که افزایش فروش نفت خام و افزایش واردات کالا، افتخار نیست، علامت زندگی و علامت سلامت اقتصاد هم نیست، بلکه علامت بیماری و مرگ اقتصاد است. اگر بپذیریم دولت گرفتار بیماری سختی است، در انتخاب وزیر بهدنبال طبیب این درد میگردیم». (رسالت 7مرداد 95)
صادق زیبا کلام یکی از مهرههای باند روحانی نیز ضمن اذعان به مشکلات عدیده اقتصاد فاسد رژیم، دولت آینده را بلحاظ سیاسی و اجرایی ناتوانتر از آن میداند که بتواند این وضعیت را اصلاح کند: «مسأله خیلی مهمی که نباید فراموش کنیم این است که واقعاً توان قوه مجریه در عالم واقعیت چقدر است؟ چقدر میتوانیم انتظار داشته باشیم که مسائل مهم و کلان مملکت را قوه مجریه حل و فصل کند. ما میدانیم که نقش و نفوذ قوه مجریه در سامان دادن به خیلی از مسائل اساسی کشور چندان زیاد نیست. بهعنوان مثال ما میدانیم یکی از بزرگترین مسائل اقتصادی کشور وجود سیستم اقتصاد ناکارآمد دولتی و فاسدی است که در کشور حاکم است. چقدر آقای روحانی یا هر دولت دیگری میتوانند اقتصاد فاسد ناکارآمد دولتی را اصلاح کنند؟». (روزنامه حکومتی اعتماد 7مرداد 95)
روزنامه ابتکار نیز چشمانداز سختی را برای دولت روحانی و نظام ولایت ترسیم میکند آنجا که مینویسد: «به نظر میآید دهه پیش رو، سختترین دوران جمهوری اسلامی باشد. اقتصاد ایران گرفتار رکود است. دخلِ این اقتصاد، خرجش را نمیزند. به نظر میرسد این اقتصاد استعداد اداره هشتاد میلیون ایرانی را نداشته باشد. لذا نیازمند جراحی و تغییرات بنیادین است. این در حالی است که اقتصاد ایران، تازه آوار برداری شده است... سفره مردم و گرده این اقتصاد، اکنون تاب تحمل عوارضِ اصلاحاتِ بنیادین را ندارد. در واقع، از یک طرف ضرورت اصلاحات جدی حس میشود و از طرف دیگر آمادگیِ التهابِ دورانِ گذار هم وجود ندارد... از دیگر سوی، این دولت دوران بسیار سختی را در عرصه بینالملل خواهد داشت».
روزنامه حکومتی جهان صنعت وابسته به باند روحانی نیز تحقق وعدهها و شعارهای انتخاباتی روحانی را غیرممکن میداند: «بحث بر سر وعدهها و امیدهای به وجود آمده از وعدههایتان در میان مردم است که شنیدهها- اگر شنیدهها درست باشد- حکایت از آن دارد که نمیتوانید سر قولتان بمانید». (صنعت 7مرداد 95)
واقعیت بحرانهای فزایندهیی که این نظام ضدمردمی را در برگرفته، باعث شده که توصیفاتی این چنینی در مورد دولت دوازدهم نوشته شود. توصیفاتی که مشخص میکند این دولت گورزاد است.
توصیفاتی نظیر ” شرایط کنونی دولت شرایط یک بیمار محتضر است ”، ”عدم آمادگی برای عبور از دوران التهاب ”، ”دهه پیش رو سختترین دوران جمهوری اسلامی است ”و... ، در واقع توصیف وضعیت نظام غرقه در بحران و در بنبست است که پیشاپیش مشخص است که از خمینیزادهای مثل روحانی آبی گرم نخواهد شد.
واقعیت هم این است که این رژیم با توجه به تعادل قوای جدید منطقهیی و جهانی و مطرح شدن بحث تغییر رژیم، زیر سنگینترین فشارها قرار دارد که با در نظرگرفتن بحرانهای عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در داخل و تاثیر فشارهای بیرونی بر آن از یک طرف و مقاومت سازمانیافته و آماده و تاثیرگذار از طرف دیگر، در بنبست مرگباری قرار گرفته است که هرچه هم زمان میگذرد، بیش از پیش مسیر شقه و تضعیف را طی میکند و به سرنوشت نهایی خودش که همانا کنار رفتن از صحنه پاک ایرانزمین است نزدیکتر میشود.
دراین رابطه روزنامه رسالت وابسته به باند خامنهای در مطلبی تحت عنوان ”شایسته گزینی یا سهمیه سالاری“ ضمن طلب سهم باند فاشیستی مؤتلفه از کابینه آینده روحانی وضعیت اقتصادی – اجتماعی موجود را چنین توصیف میکند: «آنها که دلسوز کشورند، اگر باور کنند که دولت در بیماری مهلک اقتصادی قرار دارد، در شایسته گزینی همت بیشتری مبذول خواهند نمود. شرایط کنونی دولت شرایط یک بیمار محتضر است که اگر طبیب حاذق انتخاب نشود، از دست خواهد رفت. این یک اغراق و بدبینی نیست،
اخبار محرمانه هم نیست. دوست و دشمن میدانند که دولت ما، با کار و درآمدش زندگی نمیکند، بلکه با فروش سرمایهاش زندگی میکند».
مقاله نویس رسالت در ادامه مطلب مینویسد: ”پیشبینی 11میلیون بیکار در سال 1400 از سوی وزیر کشور اعلان شده. هزینه جاری دولت که پنج برابر هزینه عمرانی کشور شده و نسبت به قبل 90درصد افزایش یافته از گزارشات رسمی دولت به مجلس است. راکد شدن بیش از 60درصد ظرفیت تولید کشور را هم رئیس اتاق بازرگانی اعلان کرده. همین موارد، برای تشخیص ورشکستگی یک دولت کافی است.
دولت باید بپذیرد که افزایش فروش نفت خام و افزایش واردات کالا، افتخار نیست، علامت زندگی و علامت سلامت اقتصاد هم نیست، بلکه علامت بیماری و مرگ اقتصاد است. اگر بپذیریم دولت گرفتار بیماری سختی است، در انتخاب وزیر بهدنبال طبیب این درد میگردیم». (رسالت 7مرداد 95)
صادق زیبا کلام یکی از مهرههای باند روحانی نیز ضمن اذعان به مشکلات عدیده اقتصاد فاسد رژیم، دولت آینده را بلحاظ سیاسی و اجرایی ناتوانتر از آن میداند که بتواند این وضعیت را اصلاح کند: «مسأله خیلی مهمی که نباید فراموش کنیم این است که واقعاً توان قوه مجریه در عالم واقعیت چقدر است؟ چقدر میتوانیم انتظار داشته باشیم که مسائل مهم و کلان مملکت را قوه مجریه حل و فصل کند. ما میدانیم که نقش و نفوذ قوه مجریه در سامان دادن به خیلی از مسائل اساسی کشور چندان زیاد نیست. بهعنوان مثال ما میدانیم یکی از بزرگترین مسائل اقتصادی کشور وجود سیستم اقتصاد ناکارآمد دولتی و فاسدی است که در کشور حاکم است. چقدر آقای روحانی یا هر دولت دیگری میتوانند اقتصاد فاسد ناکارآمد دولتی را اصلاح کنند؟». (روزنامه حکومتی اعتماد 7مرداد 95)
روزنامه ابتکار نیز چشمانداز سختی را برای دولت روحانی و نظام ولایت ترسیم میکند آنجا که مینویسد: «به نظر میآید دهه پیش رو، سختترین دوران جمهوری اسلامی باشد. اقتصاد ایران گرفتار رکود است. دخلِ این اقتصاد، خرجش را نمیزند. به نظر میرسد این اقتصاد استعداد اداره هشتاد میلیون ایرانی را نداشته باشد. لذا نیازمند جراحی و تغییرات بنیادین است. این در حالی است که اقتصاد ایران، تازه آوار برداری شده است... سفره مردم و گرده این اقتصاد، اکنون تاب تحمل عوارضِ اصلاحاتِ بنیادین را ندارد. در واقع، از یک طرف ضرورت اصلاحات جدی حس میشود و از طرف دیگر آمادگیِ التهابِ دورانِ گذار هم وجود ندارد... از دیگر سوی، این دولت دوران بسیار سختی را در عرصه بینالملل خواهد داشت».
روزنامه حکومتی جهان صنعت وابسته به باند روحانی نیز تحقق وعدهها و شعارهای انتخاباتی روحانی را غیرممکن میداند: «بحث بر سر وعدهها و امیدهای به وجود آمده از وعدههایتان در میان مردم است که شنیدهها- اگر شنیدهها درست باشد- حکایت از آن دارد که نمیتوانید سر قولتان بمانید». (صنعت 7مرداد 95)
واقعیت بحرانهای فزایندهیی که این نظام ضدمردمی را در برگرفته، باعث شده که توصیفاتی این چنینی در مورد دولت دوازدهم نوشته شود. توصیفاتی که مشخص میکند این دولت گورزاد است.
توصیفاتی نظیر ” شرایط کنونی دولت شرایط یک بیمار محتضر است ”، ”عدم آمادگی برای عبور از دوران التهاب ”، ”دهه پیش رو سختترین دوران جمهوری اسلامی است ”و... ، در واقع توصیف وضعیت نظام غرقه در بحران و در بنبست است که پیشاپیش مشخص است که از خمینیزادهای مثل روحانی آبی گرم نخواهد شد.
واقعیت هم این است که این رژیم با توجه به تعادل قوای جدید منطقهیی و جهانی و مطرح شدن بحث تغییر رژیم، زیر سنگینترین فشارها قرار دارد که با در نظرگرفتن بحرانهای عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در داخل و تاثیر فشارهای بیرونی بر آن از یک طرف و مقاومت سازمانیافته و آماده و تاثیرگذار از طرف دیگر، در بنبست مرگباری قرار گرفته است که هرچه هم زمان میگذرد، بیش از پیش مسیر شقه و تضعیف را طی میکند و به سرنوشت نهایی خودش که همانا کنار رفتن از صحنه پاک ایرانزمین است نزدیکتر میشود.