پس لرزههای قیام، فساد، غارت و وخامت اوضاع اقتصادی اجتماعی، رژیم آخوندی را به نقطه بازگشتناپذیر کشانده است. رسانههای حکومتی تنها بخش کوچکی از این بحرانها را به نمایش گذاشتهاند:
توسعه ایرانی: کشف حقیقت با مأموریتی غیرممکن!
شفافیت، نخستین قربانی بحرانهای سیاسی است. گزارشهای ضد و نقیض درباره آمار مجروحان و کشتهشدگان، و بدتر از آن، اختلافنظر میان وزارت بهداشت و وزارت کشور بر سر تحویل مدارک پزشکی معترضان، نشاندهنده یک بحران عمیق در بدنه دولت است… دولت باید به جای پنهانکاری، آمار دقیق را به جامعه ارائه دهد. … اگر دولت مدعی است که در برخورد با معترضان رعایت انصاف را کرده، چرا باید از انتشار دادههای دقیق واهمه داشته باشد؟ این ابهام، خود بزرگترین عاملِ بیاعتمادی است که هر گونه تلاش برای «حقیقت یابی» را به شکست میکشاند. … . تا زمانی که اعتراض در ایران «جرمانگاری» و هر فریادی به «اغتشاش» تعبیر شود، هیچ کمیته حقیقتیابی نمیتواند آرامش را به جامعه بازگرداند.
توسعه ایرانی: تنها راه کاهش خشم مردم، آزادی سوگواریهای خصوصی است
آنچه به اسم سوگ جمعی مطرح میشود، یک عمل ظاهری و بیپایه است. این کار هرگز نمیتواند آتشی را که به جان مردم افتاده خاموش کند؛ بههیچوجه. نهتنها خاموش نمیکند، بلکه کوچکترین اثر مثبتی هم ندارد… در مورد رخدادهای تأسفبار ۱۸ و ۱۹ دی، ما با یک مسأله کاملاً متفاوت مواجهایم. … اینجا پای حریم خصوصی در میان است و طبیعتاً «سوگ جمعی» به این معنا، بیمعنا میشود؛ بهویژه وقتی قرار است این سوگ از سوی مرجعی اعلام شود که خود آن مرجع در مظان اتهام قرار دارد. … . جامعهیی که امروز با بیعدالتی و تبعیض مواجه است، طبیعی است که اعتراضش را گاه با خشونت بروز بدهد. ما با جامعهیی طرفیم که بنیادش تبعیض است، رانت در آن نهادینه شده و با فساد ساختاری مواجه است. این در حالی است که اعتماد مردم به آن مرجع از بین رفته و میزان مشارکت اجتماعی نیز کاهش یافته است؛ … این کار کاملاً سطحی و ظاهری است. هیچ ترمیمی در این رابطه صورت نخواهد گرفت. حتی در آیندهای نهچندان دور، دوباره شاهد بروز و ظهور چنین حوادثی خواهند بود.
اعتماد: سوگ چهلم
«هیچ انسان شریف، وطندوست و آزادیخواهی نمیتواند نسبت به رنج، درد و اندوه خانوادههایی که در این وقایع داغدار شدهاند، بیتفاوت باشد. نباید فراموش کرد بسیاری از جانباختگان و مجروحان این رخدادها شهروندانی بودند که برای بیان اعتراض یا نارضایتی اقتصادی خود نسبت به شرایط معیشتی و سایر مطالبات بهحق خود به خیابان آمده بودند. اکثریت قریب به اتفاق این افراد نه با نیت خشونت و تخریب، بلکه برای بیان مخالفت با گرانی، شرایط اقتصادی و مسائل جاری کشور حضور داشتند
جهان صنعت: جوانان در صف بیکاری
گاهی خطرناکترین تغییرات در اقتصاد آنهایی نیستند که با جهشهای بزرگ رخ میدهند بلکه آنهایی هستند که آرام، بیصدا و در دل اعداد کوچک اتفاق میافتند. پاییز۱۴۰۴ یکی از همان مقاطع است. نرخ بیکاری به۷و ۸دهم درصد رسیده؛ ؛ رقمی که در نگاه اول همچنان «تکرقمی» و قابل دفاع بهنظر میرسد اما وقتی این عدد را کنار کاهش نرخ مشارکت اقتصادی که به ۴۰ و۷دهم درصد رسیده، میگذاریم تصویر تغییر میکند.
توسعه ایرانی: فروش نفت توسط واردکنندگان نهاده، تکرار تجربه تراستیهاست
چند ماهی است که کشور درگیر بازگرداندن پول صادرات نفت از دست تراستیهایی است که زمانی معتمد وزارت نفت برای دور زدن تحریمها بودند اما اکنون مشخص شده است که بر سر وزارت نفت، و کل کشور، کلاه گشادی گذاشتهاند و بر اساس اظهارات منابع آگاه از ۱۱ تا ۱۸میلیارد دلار، ارز حاصل از صادرات نفت را به کشور بازنگرداندهاند. آش آنقدر شور است که حتی پلیس امنیت اقتصادی تراستیهای بدهکار مقیم امارات را تهدید به دستگیری و استرداد از طریق پلیس بینالملل کرده است. …: اگر قصد دولت این است که منابع ملی را به ثمن بخس بفروشد و به مال این کشور، آتش بزند و به قیمت پایینتر بفروشد، هر فرد غیرمتخصصی از پس این کار برمیآید
فرهیختگان: درآمدها به اندازۀ تورم ترمیم میشود
با وجود محتاطترین اقدامات، میانگین نرخ تورم به بیش از ۴۰درصد رسید و شرایط فقر بهطور قابل توجهی تشدید شد؛ بهگونهیی که هماکنون بیش از ۳۵درصد از جامعه ایرانی در فقر به سر میبرند و دشواریهای معیشتی میتواند رکود اقتصادی را تشدید کند؛ چرا که کاهش توان خرید خانوارها فعالیت بنگاههای تولیدی را محدود میسازد. در چنین شرایطی، دیگر نمیتوان نگرانی اصلی را بر کسری بودجه ناشی از رشد حقوق و دستمزدها متمرکز کرد؛ زیرا فشار تورمی عمده بر حقوقها از مسیر جهشهای ارزی و استمرار فقر معیشتی اعمال میشود و میتواند بنگاههای تولیدی را کاملاً از فعالیت بازدارد.
جهان صنعت: شعار تو خالی علیه فساد سیستمی
اعتراضات دیماه۱۴۰۴ از بازار تهران آغاز شد؛ نکتهیی که اگر چه در ادامه بهدلیل گسترش اعتراضات بهلحاظ کمیّت شمار معترضان و گستردگی شهرها و روستاهای درگیر اعتراضات و البته تعدد مطالبات معترضان در حوزههای گوناگون غیراقتصادی، عملاً در حاشیه قرار گرفت اما به هر روی نشانی است از اینکه دستکم انگیزه اولیه معترضان در این جنبش اعتراضی، وضعیت وخیم معیشتی ملت و اوضاع بحرانی اقتصادی مملکت بوده است. وضع و اوضاعی که اگر نگوییم حالا پس از حدود یک ماه از فرو نشستن اعتراضات خیابانی در شرایطی حتی وخیمتر و بحرانیتر از یک ماه پیش است، دستکم باید اذعان کنیم که از این حیث، هیچ تغییری صورت نگرفته است.
آرمان امروز: فرصتسوزی ۱۰ساله برای توسعه سرمایهگذاری
رئیس کمیسیون سرمایهگذاری اتاق بازرگانی ایران میگوید: سرمایهها به جای اینکه به سمت کارهای مولد برود، وارد بازار طلا و دلار میشود. همچنین، از یکسو عدم امکان سرمایهگذاری خارجی و از سوی دیگر عدم تمایل سرمایهگذاران داخلی برای سرمایهگذاری بهدلیل شرایط تعلیق موجب شده است که نرخ تشکیل سرمایه در ایران منفی شود.
روند تشکیل سرمایه ثابت در اقتصاد ایران بار دیگر نزولی شده و چشمانداز اقتصاد بلندمدت کشور را با ابهامهای جدی روبهرو کرده است. طبق گزارشهای رسمی، رشد تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در تابستان امسال به منفی ۴.۸درصد سقوط کرده؛ این رقم پایینترین میزان این متغیر، در طول چهار سال و نیم اخیر است و نسبت به فصل گذشته با کاهش ۲.۹واحد درصدی روبهرو شده است.
اقتصاددانان هشدار میدهند که در اقتصادی سرمایهبر مانند ایران، کاهش سرمایهگذاری، ظرفیتهای تولیدی را محدود میکند و به فرسایش موجودی سرمایه، افت بهرهوری و کاهش توان رشد در سالهای آینده منجر میشود