اظهارات اخیر محمد جواد ظریف، وزیر خارجه روحانی و اذعان او به عجز و ناتوانی رژیم در برابر ابرقدرت آمریکا، هیاهوی تازهیی در رژیم برانگیخته است. ظریف روز 12آذر طی سخنانی در دانشگاه تهران گفته بود: «غربیها از چهار تا تانک و موشک ما نمیترسند بلکه از مردم ایران میترسند. آیا آمریکا که میتواند با یک بمب تمام سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد، از سیستم دفاعی ما میترسد؟!».
این حرف ظریف تیر مستقیمی به قلب ولیفقیه بود و باد قمپزهای قدرتمدارانهٴ قدارهبندان پاسدار و بسیجیاش را خالی میکرد؛ از اینرو واکنش شدید بخشی از باند ولیفقیه را، هم در رسانههای این باند و هم در میان افراد این باند در مجلس ارتجاع و دیگر ارگانهای رژیم بهدنبال داشت.
کیهان خامنهای یادداشت روز (19آذر) خود را تحت عنوان «خطای پر آسیب ظریف» به این موضوع اختصاص داد. پاسدار شریعتمداری تیغکش خامنهای نوشت: «این اظهارنظر نسنجیده از سوی وزیر خارجه کشور و دیپلومات ارشد تیم مذاکرهکننده، جز بالا بردن دستها به نشانه تسلیم در مقابل تهدید نظامی حریف، مفهوم دیگری ندارد. البته جناب ظریف دو روز بعد سعی کرد اظهارات آن روز خود را تصحیح کند، ولی دیگر کار از کار گذشته بود و دشمن پیام تسلیم را گرفته بود!».
کیهان ضمن «نهسنجیده» خواندن این اظهارات و اشاره به حرف روحانی در مورد خزانهٴ خالی کشور، خاطرنشان کرد: «اگر حریف این پیام را دریافت کند که خزانه کشور خالی است! و سیستم دفاعی نظام با پرتاب یک بمب منهدم میشود!… چه انتظاری میتوان داشت که مارش پیروزی نزند و تیم مذاکرهکننده کشورمان را دست خالی تصور نکند…».
البته قابل فهم است که تیغکش ولایت دست بستگی زیادی در برخورد با ظریف داشته است، چرا که او نفر اصلی مذاکرات ژنو میباشد که خود خامنهای او را از فرزندان انقلاب و مورد اعتماد نظام خوانده است. اما خشم و سوزش ولیفقیه و اعوان و انصارش از ترکیدن بادکنک قدرتنماییهایشان توسط ظریف را آخوند مصلحی وزیر سابق اطلاعات بارز کرد. وی در یک سخنرانی در فومن، ظریف را نفهم خواند و گفت: «یکی از افراد در جمع دانشجویان دانشگاهی در کشور گفته که آمریکا اگر بخواهد میتواند در عرض ۱۰ دقیقه تمامی تأسیسات هستهیی و استراتژیک ایران را نابود کند… من بهدنبال آن شخص میگردم تا به او بگویم تو غلط میکنی، شما که از توان دفاعی کشور خبر نداری و در مسیر اصلی انقلاب نیستی؛ چگونه به خود اجازه میدهی چنین اظهاراتی بگویی» (ایرناـ ۱۴ آذر).
قضیه به همین جا ختم نشد و 54تن از اعضای مجلس ارتجاع به ظریف نسبت به آن چه «وادادگی در برابر تجهیزات نظامی دشمن شماره یک ملت ایران و کوچک پنداشتن قدرت معنوی و نظامی جمهوری اسلامی» خواندند، تذکر کتبی دادند و 18تن دیگر از مجلسیها هم از روحانی خواستار برکناری ظریف و تجدیدنظر نسبت به ادامه کار او شدند.
همچنین کمیسیون امنیت مجلس ظریف را احضار کرد و اعضای این کمیته سؤالات مختلفی را پیرامون اظهارات و موضعگیریهای اخیر او در موارد مختلف مطرح نمودند.
جواد کریمی قدوسی عضو مجلس ارتجاع در جلسه علنی مجلس ارتجاع متن این تذکر کتبی را منتشر کرد. در قسمتی از این تذکر آمده است: ظریف در 110روز گذشته در موارد مختلفی مصادیق عزت و اقتدار ملت ایران را با مواضع ناپسند خود نادیده گرفته و باعث جریحهدار شدن عزت انقلاب اسلامی، ملت ایران و خانواده شهدا و رزمندگان شده است. (سایت تابناک ـ ۱۹/۹/۹۲)
از تعداد نمایندگانی که نامه تذکر به ظریف را امضا کردهاند و از سؤال و جوابهای رد و بدل شده در جلسه کمیسیون امنیت مجلس که در این نوشته حوصلهٴ بازگو کردن آن نیست، کاملاً پیداست که منتقدان اولاً در اقلیت مطلقند و ثانیاً همین اقلیت هم زبانی کوتاه و صدایی فروخورده دارد و اعتراض و داد و قالش از حد مشخصی فراتر نمیرود. این خود از نشانهها و علائم بارز زهر خوردگی نظام و شخص ولیفقیه است. جالب اینجاست که جلو همین اعتراض فروخورده را هم، علاءالدین بروجردی و به اعضایی که تذکر داده بودند، گوشزد کرد که: «وزارتخارجه در حال فراهم کردن مقدمات و سازوکار دور بعدی مذاکرات است و کار سختی را پیش رو دارد باید به تیم مذاکرهکننده کمک کرد… و اتخاذ تاکتیکها زیرنظر رهبر معظم انقلاب انجام میشود».
روشن است که وقتی تاکتیکها هم زیر نظر ولیفقیه تعیین میشود، دیگر جایی برای این نق و نوقها نیست.
اما فراتر از این واقعیت، این سؤال جا دارد که واقعاً چرا ظریف این چنین به فاشگویی درباره ضعف نظامی و مادی رژیم میپردازد و پتة قدرتنماییها و رجزخوانیهای مضحک و مسخرهٴ پاسداران ولایت را روی آب میاندازد؟ یا روحانی آن چنان با تأکید و تکرار از خزانهٴ خالی و از انهدام اقتصاد کشور حرف میزند؟ آیا این حرفها واقعاً نسنجیده است و بهاصطلاح از دهانشان پریده؟ یا آنها قصد و غرض مشخصی را دنبال میکنند؟
اگر چه ظریف و روحانی و اعضای این باند معمولاً وقتی مورد حمله و هجوم حریف قرار میگیرند، درصدد گرد کردن و رفع و رجوع برمیآیند، اما خط مشخص و سنجیدهیی را دنبال میکنند. خط این است که اولاً اوضاع بهشدت وخیم کنونی را که رژیم را در لبة پرتگاه سقوط قرار داده، به عناصر باند حریف گوشزد کنند و به آنها که یا با بلاهت یا بهخاطر منافعشان همچنان به لاف و گزافهای مفت میپردازند، حالی بکنند که بجز زانو زدن و غلطکردم گویی هیچ راه دیگری وجود ندارد. پس خفقان بگیرید و بگذارید ما کارمان را بکنیم. ثانیاً روشن کنند که همهٴ این عقبنشینیها یا وادادگیها با دستور یا حداقل اطلاع و زیرنظر خود ولیفقیه بوده است. کما اینکه ولیفقیه طلسمشکسته نیز ناچار است نالان و افتان و خیزان از پی آنها حرکت کند و بهرغم هارت و پورتهای ظاهری، آن جا که لازم است، روحانی و باند او را مورد حمایت و تأیید قرار دهد و جام زهر را جرعه جرعه فرو بدهد.
این حرف ظریف تیر مستقیمی به قلب ولیفقیه بود و باد قمپزهای قدرتمدارانهٴ قدارهبندان پاسدار و بسیجیاش را خالی میکرد؛ از اینرو واکنش شدید بخشی از باند ولیفقیه را، هم در رسانههای این باند و هم در میان افراد این باند در مجلس ارتجاع و دیگر ارگانهای رژیم بهدنبال داشت.
کیهان خامنهای یادداشت روز (19آذر) خود را تحت عنوان «خطای پر آسیب ظریف» به این موضوع اختصاص داد. پاسدار شریعتمداری تیغکش خامنهای نوشت: «این اظهارنظر نسنجیده از سوی وزیر خارجه کشور و دیپلومات ارشد تیم مذاکرهکننده، جز بالا بردن دستها به نشانه تسلیم در مقابل تهدید نظامی حریف، مفهوم دیگری ندارد. البته جناب ظریف دو روز بعد سعی کرد اظهارات آن روز خود را تصحیح کند، ولی دیگر کار از کار گذشته بود و دشمن پیام تسلیم را گرفته بود!».
کیهان ضمن «نهسنجیده» خواندن این اظهارات و اشاره به حرف روحانی در مورد خزانهٴ خالی کشور، خاطرنشان کرد: «اگر حریف این پیام را دریافت کند که خزانه کشور خالی است! و سیستم دفاعی نظام با پرتاب یک بمب منهدم میشود!… چه انتظاری میتوان داشت که مارش پیروزی نزند و تیم مذاکرهکننده کشورمان را دست خالی تصور نکند…».
البته قابل فهم است که تیغکش ولایت دست بستگی زیادی در برخورد با ظریف داشته است، چرا که او نفر اصلی مذاکرات ژنو میباشد که خود خامنهای او را از فرزندان انقلاب و مورد اعتماد نظام خوانده است. اما خشم و سوزش ولیفقیه و اعوان و انصارش از ترکیدن بادکنک قدرتنماییهایشان توسط ظریف را آخوند مصلحی وزیر سابق اطلاعات بارز کرد. وی در یک سخنرانی در فومن، ظریف را نفهم خواند و گفت: «یکی از افراد در جمع دانشجویان دانشگاهی در کشور گفته که آمریکا اگر بخواهد میتواند در عرض ۱۰ دقیقه تمامی تأسیسات هستهیی و استراتژیک ایران را نابود کند… من بهدنبال آن شخص میگردم تا به او بگویم تو غلط میکنی، شما که از توان دفاعی کشور خبر نداری و در مسیر اصلی انقلاب نیستی؛ چگونه به خود اجازه میدهی چنین اظهاراتی بگویی» (ایرناـ ۱۴ آذر).
قضیه به همین جا ختم نشد و 54تن از اعضای مجلس ارتجاع به ظریف نسبت به آن چه «وادادگی در برابر تجهیزات نظامی دشمن شماره یک ملت ایران و کوچک پنداشتن قدرت معنوی و نظامی جمهوری اسلامی» خواندند، تذکر کتبی دادند و 18تن دیگر از مجلسیها هم از روحانی خواستار برکناری ظریف و تجدیدنظر نسبت به ادامه کار او شدند.
همچنین کمیسیون امنیت مجلس ظریف را احضار کرد و اعضای این کمیته سؤالات مختلفی را پیرامون اظهارات و موضعگیریهای اخیر او در موارد مختلف مطرح نمودند.
جواد کریمی قدوسی عضو مجلس ارتجاع در جلسه علنی مجلس ارتجاع متن این تذکر کتبی را منتشر کرد. در قسمتی از این تذکر آمده است: ظریف در 110روز گذشته در موارد مختلفی مصادیق عزت و اقتدار ملت ایران را با مواضع ناپسند خود نادیده گرفته و باعث جریحهدار شدن عزت انقلاب اسلامی، ملت ایران و خانواده شهدا و رزمندگان شده است. (سایت تابناک ـ ۱۹/۹/۹۲)
از تعداد نمایندگانی که نامه تذکر به ظریف را امضا کردهاند و از سؤال و جوابهای رد و بدل شده در جلسه کمیسیون امنیت مجلس که در این نوشته حوصلهٴ بازگو کردن آن نیست، کاملاً پیداست که منتقدان اولاً در اقلیت مطلقند و ثانیاً همین اقلیت هم زبانی کوتاه و صدایی فروخورده دارد و اعتراض و داد و قالش از حد مشخصی فراتر نمیرود. این خود از نشانهها و علائم بارز زهر خوردگی نظام و شخص ولیفقیه است. جالب اینجاست که جلو همین اعتراض فروخورده را هم، علاءالدین بروجردی و به اعضایی که تذکر داده بودند، گوشزد کرد که: «وزارتخارجه در حال فراهم کردن مقدمات و سازوکار دور بعدی مذاکرات است و کار سختی را پیش رو دارد باید به تیم مذاکرهکننده کمک کرد… و اتخاذ تاکتیکها زیرنظر رهبر معظم انقلاب انجام میشود».
روشن است که وقتی تاکتیکها هم زیر نظر ولیفقیه تعیین میشود، دیگر جایی برای این نق و نوقها نیست.
اما فراتر از این واقعیت، این سؤال جا دارد که واقعاً چرا ظریف این چنین به فاشگویی درباره ضعف نظامی و مادی رژیم میپردازد و پتة قدرتنماییها و رجزخوانیهای مضحک و مسخرهٴ پاسداران ولایت را روی آب میاندازد؟ یا روحانی آن چنان با تأکید و تکرار از خزانهٴ خالی و از انهدام اقتصاد کشور حرف میزند؟ آیا این حرفها واقعاً نسنجیده است و بهاصطلاح از دهانشان پریده؟ یا آنها قصد و غرض مشخصی را دنبال میکنند؟
اگر چه ظریف و روحانی و اعضای این باند معمولاً وقتی مورد حمله و هجوم حریف قرار میگیرند، درصدد گرد کردن و رفع و رجوع برمیآیند، اما خط مشخص و سنجیدهیی را دنبال میکنند. خط این است که اولاً اوضاع بهشدت وخیم کنونی را که رژیم را در لبة پرتگاه سقوط قرار داده، به عناصر باند حریف گوشزد کنند و به آنها که یا با بلاهت یا بهخاطر منافعشان همچنان به لاف و گزافهای مفت میپردازند، حالی بکنند که بجز زانو زدن و غلطکردم گویی هیچ راه دیگری وجود ندارد. پس خفقان بگیرید و بگذارید ما کارمان را بکنیم. ثانیاً روشن کنند که همهٴ این عقبنشینیها یا وادادگیها با دستور یا حداقل اطلاع و زیرنظر خود ولیفقیه بوده است. کما اینکه ولیفقیه طلسمشکسته نیز ناچار است نالان و افتان و خیزان از پی آنها حرکت کند و بهرغم هارت و پورتهای ظاهری، آن جا که لازم است، روحانی و باند او را مورد حمایت و تأیید قرار دهد و جام زهر را جرعه جرعه فرو بدهد.