چکیده: چهارشنبهسوری به نماد یک جنگ تبدیل شده است، جنگ آشتیناپذیر مردم ایران با دیکتاتوریضدملی و ضدبشری حاکم… رژیم همه تلاش خود را بهعمل آورد و از همه ظرفیت سرکوبگرانه، دجالگرانه و تبلیغاتی خود استفاده کرد تا همین نماد ظهور و بروز پیدا نکند… اما ناگزیر اعتراف کرد که «کوچهها و خیابانها تبدیل به جنگ شهری شده است»
چهارشنبهسوری امسال، چشمگیرتر و آتشینتر از سالهای گذشته، به نمادی از خشم و عصیان شعلهور مردم و جوانان ایران علیه نظام حاکم تبدیل شد. تا آنجا که رسانههای حکومتی اعتراف کردند: «شهر به واقع بوی باروت گرفته است، کوچهها و خیابانها تبدیل به جنگ شهری شده است» (خبرگزاری نیروی تروریستی قدس موسوم به تسنیم – 27اسفند).
آری، به راستی چهارشنبهسوری به نماد یک جنگ تبدیل شده است، جنگ آشتیناپذیر مردم ایران که تشنهٴ آزادی و زندگی انسانی هستند، با این دیکتاتوری ضدملی و ضدبشری حاکم.
رژیم همه تلاش خود را بهعمل آورد و از همه ظرفیت سرکوبگرانه، دجالگرانه و تبلیغاتی خود استفاده کرد تا همین نماد ظهور و بروز پیدا نکند و این واقعیت آشکار نشود. هم به گفته «رئیس کمیته ایمنی و مدیریت بحران شورای شهر تهران» تمام «نیروهای مدیریت شهری» (اسم شیکی برای نیروهای سرکوبگر) را بهحالت «آمادهباش کامل» درآورد. (خبرگزاری سپاه پاسداران موسوم به فارس ـ 25/اسفند / 92).
از روزها پیش، رادیو تلویزیون آخوندی بسیج شد تا با صحنهسازیهای دلخراش و البته مسخره، خانوادهها و والدین را از خطرات آتشبازی و آتشسوزی که گویا در کمین جان و سلامت فرزندان آنها و تمام آحاد جامعه میباشد بترساند.
آخوندهای حکومتی و امام جمعهها قطار کش به صحنه آمدند تا چهارشنبهسوری را «سنت زشت»، خرافی، آتش پرستی» و «حرام» و «خلاف شرع» بنامند؛ اما در عین حال، رژیم که امیدی نداشت که بتواند جلو برپایی چهارشنبهسوری را بگیرد، سایر مهرهها و سرکردگان نیروهای سرکوبگرش در تهران و شهرهای سراسر کشور را به صحنه میآورد و آنها بهطور متناقضی قسم و آیه میخوردند که مخالف این سنت ملی و مخالف جشن و شادی مردم نیستند؛ فقط دلشان برای سلامتی و آسایش مردم و کودکان میتپد. آنها در عینحال خط و نشان میکشیدند که مراسم چهارشنبهسوری باید به قول خودشان محله محور و کوچه محور باشد و آمدن به معابر اصلی و میدانهای شهر خط قرمز است و نیروی انتظامی با آن برخورد خواهد کرد. اما مردم و جوانان، نه به امر و نهی آخوندهای دینفروش اعتنایی کردند و نه به تهدیدهای پاسداران کهریزکی وقعی گذاشتند. تجمعات خود را در خیابانها و میدانهای اصلی شهرها برپا کردند و با افروختن آتشهای بزرگ و انداختن ترقه و منفجر کردن بمبهای صوتی، این خط قرمز اعلام شده را لگدمال کردند و هیبت پوشالی رژیم را به سخره گرفتند و در مواردی شعارهای مرگ بر دیکتاتور و حتی مرگ بر خامنهای سر دادند.
به این ترتیب، مردم ایران موفق شدند یک بار دیگر، جنگ آشتیناپذیر خود را با دشمنی که آنها را از اساسیترین حق انسانی، یعنی آزادی و حق حاکمیت محروم کرده، بهطور نمادین، به ظهور و ثبوت برسانند. در مقابل رسانههای حکومتی، بور و کور، میخواهند این واقعیت بزرگ را بپوشانند؛ یا خود را به نفهمی میزنند و این سؤال را مطرح میکنند که چه شده که «واژه چهارشنبهسوری دیگر معنای چهارشنبه سوزی گرفته و… بیشتر به «جنگ» شبیه است» (تسنیم ـ ۲۷/۱۲/۹۲).
یا از تسخیر چهارشنبهسوری توسط مقاومت و رو ح ستیزنده و مبارزه جویانهٴ مردم ایران، تحت این عنوان که «چهارشنبه سوری را اشغال کردهاند» آه و ناله سر میدهد و حسرت «سالهای نه چندان دور» را میخورند که چهارشنبه سوری، عبارت بود از «قاشق زنی، بسنده کردن به آتش روشن کردن، توزیع آش و آجیل چهارشنبهسوری» (سایت حکومتی عصر ایران ـ ۲۶/۱۲/۹۲).
اما واقعیت این است که مردم و جوانان ایران، هر مناسبت، هر واقعه و هر زمان و هر مکان را به فرصتی برای ابراز خشم و کینهٴ خود علیه استبداد سیاه ولایتفقیه تبدیل میکنند. وظیفهٴ ملی و میهنی جوانان اشرفنشان و دستهها و یکانهای ارتش آزادیبخش است که این ظرفیت عظیم انقلابی را به خیزش و قیام سراسری و به اهرمی برای سرنگونی رژیم پلید آخوندی تبدیل کنند.
چهارشنبهسوری امسال، چشمگیرتر و آتشینتر از سالهای گذشته، به نمادی از خشم و عصیان شعلهور مردم و جوانان ایران علیه نظام حاکم تبدیل شد. تا آنجا که رسانههای حکومتی اعتراف کردند: «شهر به واقع بوی باروت گرفته است، کوچهها و خیابانها تبدیل به جنگ شهری شده است» (خبرگزاری نیروی تروریستی قدس موسوم به تسنیم – 27اسفند).
آری، به راستی چهارشنبهسوری به نماد یک جنگ تبدیل شده است، جنگ آشتیناپذیر مردم ایران که تشنهٴ آزادی و زندگی انسانی هستند، با این دیکتاتوری ضدملی و ضدبشری حاکم.
رژیم همه تلاش خود را بهعمل آورد و از همه ظرفیت سرکوبگرانه، دجالگرانه و تبلیغاتی خود استفاده کرد تا همین نماد ظهور و بروز پیدا نکند و این واقعیت آشکار نشود. هم به گفته «رئیس کمیته ایمنی و مدیریت بحران شورای شهر تهران» تمام «نیروهای مدیریت شهری» (اسم شیکی برای نیروهای سرکوبگر) را بهحالت «آمادهباش کامل» درآورد. (خبرگزاری سپاه پاسداران موسوم به فارس ـ 25/اسفند / 92).
از روزها پیش، رادیو تلویزیون آخوندی بسیج شد تا با صحنهسازیهای دلخراش و البته مسخره، خانوادهها و والدین را از خطرات آتشبازی و آتشسوزی که گویا در کمین جان و سلامت فرزندان آنها و تمام آحاد جامعه میباشد بترساند.
آخوندهای حکومتی و امام جمعهها قطار کش به صحنه آمدند تا چهارشنبهسوری را «سنت زشت»، خرافی، آتش پرستی» و «حرام» و «خلاف شرع» بنامند؛ اما در عین حال، رژیم که امیدی نداشت که بتواند جلو برپایی چهارشنبهسوری را بگیرد، سایر مهرهها و سرکردگان نیروهای سرکوبگرش در تهران و شهرهای سراسر کشور را به صحنه میآورد و آنها بهطور متناقضی قسم و آیه میخوردند که مخالف این سنت ملی و مخالف جشن و شادی مردم نیستند؛ فقط دلشان برای سلامتی و آسایش مردم و کودکان میتپد. آنها در عینحال خط و نشان میکشیدند که مراسم چهارشنبهسوری باید به قول خودشان محله محور و کوچه محور باشد و آمدن به معابر اصلی و میدانهای شهر خط قرمز است و نیروی انتظامی با آن برخورد خواهد کرد. اما مردم و جوانان، نه به امر و نهی آخوندهای دینفروش اعتنایی کردند و نه به تهدیدهای پاسداران کهریزکی وقعی گذاشتند. تجمعات خود را در خیابانها و میدانهای اصلی شهرها برپا کردند و با افروختن آتشهای بزرگ و انداختن ترقه و منفجر کردن بمبهای صوتی، این خط قرمز اعلام شده را لگدمال کردند و هیبت پوشالی رژیم را به سخره گرفتند و در مواردی شعارهای مرگ بر دیکتاتور و حتی مرگ بر خامنهای سر دادند.
به این ترتیب، مردم ایران موفق شدند یک بار دیگر، جنگ آشتیناپذیر خود را با دشمنی که آنها را از اساسیترین حق انسانی، یعنی آزادی و حق حاکمیت محروم کرده، بهطور نمادین، به ظهور و ثبوت برسانند. در مقابل رسانههای حکومتی، بور و کور، میخواهند این واقعیت بزرگ را بپوشانند؛ یا خود را به نفهمی میزنند و این سؤال را مطرح میکنند که چه شده که «واژه چهارشنبهسوری دیگر معنای چهارشنبه سوزی گرفته و… بیشتر به «جنگ» شبیه است» (تسنیم ـ ۲۷/۱۲/۹۲).
یا از تسخیر چهارشنبهسوری توسط مقاومت و رو ح ستیزنده و مبارزه جویانهٴ مردم ایران، تحت این عنوان که «چهارشنبه سوری را اشغال کردهاند» آه و ناله سر میدهد و حسرت «سالهای نه چندان دور» را میخورند که چهارشنبه سوری، عبارت بود از «قاشق زنی، بسنده کردن به آتش روشن کردن، توزیع آش و آجیل چهارشنبهسوری» (سایت حکومتی عصر ایران ـ ۲۶/۱۲/۹۲).
اما واقعیت این است که مردم و جوانان ایران، هر مناسبت، هر واقعه و هر زمان و هر مکان را به فرصتی برای ابراز خشم و کینهٴ خود علیه استبداد سیاه ولایتفقیه تبدیل میکنند. وظیفهٴ ملی و میهنی جوانان اشرفنشان و دستهها و یکانهای ارتش آزادیبخش است که این ظرفیت عظیم انقلابی را به خیزش و قیام سراسری و به اهرمی برای سرنگونی رژیم پلید آخوندی تبدیل کنند.