واشنگتن پست اول شهریور نوشت: در شبی که شورشیان لیبی به پایگاه سرهنگ معمر قذافی یورش برده و آینده لیبی را آغاز کردند، همتای وی در سوریه تضمینهایی را به عاریه از گذشته ارائه کرد: سوریه مستحکم خواهد ایستاد، توطئههای خارجی شکست خواهند خورد و فراخوانها به برکناری وی بیمعنا هستند زیرا مردم از وی حمایت میکنند.
ولی با نزدیک شدن پایان سرهنگ قذافی و سرکوب شورشگری یا هرجومرج خطرناک ناشی از آن در سایر نقاط جهان عرب، قیام در سوریه بهعنوان خط مقدم قیامهای عرب ظاهر میگردد… در حالی که لیبی و سوریه فراتر از سرکوب خود وجه مشترک اندکی دارند، به نظر میرسد محاسبات منطقه علیه حکومت استبدادی باشد که در اصلاحات شکست میخورد.
وزیر خارجه ترکیه احمت داوود اوغلو روز دوشنبه در اتیوپی، در اشاره نسبتاً واضحی به اسد گفت: «تغییر صورت گرفته در لیبی مطابق با مطالبات مردم، بهدنبال آنچه در مصر و تونس رخ داد، باید درسی به همگان داده باشد. رهبران سایر کشورها نیز باید نسبت به این واقعیت آگاه باشند که آنها مادامی در قدرت خواهند بود که خواستهای مردم را برآورده سازند».
فعالان سوری، برخلاف لیبی هیچ شهری در دست ندارند؛ تعداد اندکی به مداخله غرب فرامیخوانند و نیروهای نظامی و امنیتی که آنها را وحشیانه سرکوب میکنند، علائم اندکی از درهمشکستگی از خود نشان میدهند. ولی درس قیام اعراب تکرار شد، اینکه یک قدرت مطلقه دیگر نمیتواند بدون مواجه با مقاومت ادامه داشته باشد و اینکه سرکوب صرف، خیابانها را پاکسازی نخواهد کرد.
سمیر نشار، یک شخصیت اپوزیسیون که در فعالیتهای اولیه مخالفت در برابر اسد نقش داشت، گفت: «سقوط رژیم لیبی یک پیروزی برای جهان عرب است».
تمامی رهبرانی که تاکنون سرنگون شدهاند [زینالعابدین، حسنی مبارک و قذافی] فکر میکردند میتوانند قیامها را خاموش کنند تا اینکه دیگر دیر شده بود. روز یکشنبه، بشار اسد فراخوانهای غرب به استعفا را رد کرد و آنها را بیمعنا خواند و نشان داد سرکوبی که طبق برآورد سازمان ملل اکنون ۲۲۰۰تن را کشته و ۳۵۰نفر تنها در ماه جاری بوده است، ادامه خواهد داشت. روز دوشنبه قضیه از این قرار بود، هنگامی که به گفته فعالان، دقیقاً در زمانی که یک تیم حقیقتیاب سازمان ملل در حال بازدید از شهر حمس، سومین شهر بزرگ سوریه بود، نیروهای امنیتی ۳معترض را در این شهر کشتند.
ندیم شهادی، یک محقق در چاتهام هاوس، یک سازمان تحقیقاتی در لندن، گفت: «درس دفعه بعد این است که زود کنار بروید. بشار اسد باید ابتدا فهم کند که موضوع تمام شده است. او احتمالاً این را فهمیده ولی آن را بروز نمیدهد. سپس به یک استراتژی خروج نیاز دارد».
ولی با نزدیک شدن پایان سرهنگ قذافی و سرکوب شورشگری یا هرجومرج خطرناک ناشی از آن در سایر نقاط جهان عرب، قیام در سوریه بهعنوان خط مقدم قیامهای عرب ظاهر میگردد… در حالی که لیبی و سوریه فراتر از سرکوب خود وجه مشترک اندکی دارند، به نظر میرسد محاسبات منطقه علیه حکومت استبدادی باشد که در اصلاحات شکست میخورد.
وزیر خارجه ترکیه احمت داوود اوغلو روز دوشنبه در اتیوپی، در اشاره نسبتاً واضحی به اسد گفت: «تغییر صورت گرفته در لیبی مطابق با مطالبات مردم، بهدنبال آنچه در مصر و تونس رخ داد، باید درسی به همگان داده باشد. رهبران سایر کشورها نیز باید نسبت به این واقعیت آگاه باشند که آنها مادامی در قدرت خواهند بود که خواستهای مردم را برآورده سازند».
فعالان سوری، برخلاف لیبی هیچ شهری در دست ندارند؛ تعداد اندکی به مداخله غرب فرامیخوانند و نیروهای نظامی و امنیتی که آنها را وحشیانه سرکوب میکنند، علائم اندکی از درهمشکستگی از خود نشان میدهند. ولی درس قیام اعراب تکرار شد، اینکه یک قدرت مطلقه دیگر نمیتواند بدون مواجه با مقاومت ادامه داشته باشد و اینکه سرکوب صرف، خیابانها را پاکسازی نخواهد کرد.
سمیر نشار، یک شخصیت اپوزیسیون که در فعالیتهای اولیه مخالفت در برابر اسد نقش داشت، گفت: «سقوط رژیم لیبی یک پیروزی برای جهان عرب است».
تمامی رهبرانی که تاکنون سرنگون شدهاند [زینالعابدین، حسنی مبارک و قذافی] فکر میکردند میتوانند قیامها را خاموش کنند تا اینکه دیگر دیر شده بود. روز یکشنبه، بشار اسد فراخوانهای غرب به استعفا را رد کرد و آنها را بیمعنا خواند و نشان داد سرکوبی که طبق برآورد سازمان ملل اکنون ۲۲۰۰تن را کشته و ۳۵۰نفر تنها در ماه جاری بوده است، ادامه خواهد داشت. روز دوشنبه قضیه از این قرار بود، هنگامی که به گفته فعالان، دقیقاً در زمانی که یک تیم حقیقتیاب سازمان ملل در حال بازدید از شهر حمس، سومین شهر بزرگ سوریه بود، نیروهای امنیتی ۳معترض را در این شهر کشتند.
ندیم شهادی، یک محقق در چاتهام هاوس، یک سازمان تحقیقاتی در لندن، گفت: «درس دفعه بعد این است که زود کنار بروید. بشار اسد باید ابتدا فهم کند که موضوع تمام شده است. او احتمالاً این را فهمیده ولی آن را بروز نمیدهد. سپس به یک استراتژی خروج نیاز دارد».