رسانههای رژیم بسیار نگران تحولات در منطقه و سمت سوی آنها بر ضد نظام ولایت هستند. نگاهی به چند نمونه زیر این واقعیت را روشنتر میکند:
تلویزیون رژیم -12 فروردین: «مقامات آمریکایی همچنان بر طبل ایران-هراسی میکوبند. وزیر جنگ آمریکا مدعی شده ایران به حمایت از تروریسم ادامه میدهد. جیمز ماتیس در نشست خبری مشترک با همتای انگلیسی خود در لندن، با تکرار ادعاهای مقامات آمریکایی گفت، ایران به آن نوع رفتاری که آمریکا آن را بهمثابه یک دولت حامی تروریسم قلمداد میکند، ادامه داده و در رفتارش تغییری صورت نگرفته است. جمیز ماتیس پیشتر در دیدار همتای ژاپنی خود ایران را تهدید کرده بود».
تلویزیون رژیم -12 فروردین: «سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به اظهارات نادرست وزیر دفاع آمریکا در متهم کردن ایران به حمایت از تروریسم گفت تا زمانی که بعضی از کشورها و در رأس آن آمریکا در حمایت از تروریسم و افراطگرایی وهابی تکفیری را نادیده انگارند نمیتوان انتظار داشت غده چرکین و رو به رشد تروریسم نابود شود».
سایت حکومتی خرداد- 12 فروردین: «ژنرال "جوزف ووتل" فرمانده نیروهای آمریکایی در خاورمیانه و آسیای مرکزی در گزارشی که برای کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا ارسال کرده با ادعای اینکه ایران همچنان به فعالیتهای مخرب و بیثبات کننده در منطقه ادامه میدهد، تأکید کرده ایالات متحده آمریکا باید از همه ابزارهای لازم از جمله ابزارهای نظامی برای مهار فعالیتهای ایران در منطقه استفاده کند. او توضیح بیشتری درباره ابزارهای نظامی نداده است».
خبرگزاری سپاه پاسداران (فارس) -12 فروردین: «ژنرال «جیمز جونز» فرمانده بلندپایه سابق پیمان نظامی آتلانتیک شمالی (ناتو) در گفتوگویی با روزنامه «الشرقالاوسط» چاپ لندن مدعی شد ایران یک «تهدید موجودیتی» است و در ادامه تشکیل احتمالی «ناتوی عربی» را پیامی قوی خطاب به تهران توصیف کرد.
سایت حکومتی فرارو- 13 فروردین: «نشریه الانباء روز شنبه نوشت: کشورهای عربی حوزه خلیجفارس اعلام کردهاند که بهمنظور گسترش توانمندی نظامی خود نیروی جدیدی شبیه ساختار سازمان ناتو راهاندازی میکنند. منابع نظامی مطلع در کشورهای عربی حوزه خلیجفارس اعلام کردهاند که این نیروی نظامی جدید جایگزین نیروهای ’سپر جزیره’ خواهد شد که بیش از دو دهه پیش از سوی شورای همکاری تشکیل شد.
همزمان دولت آمریکا نیز اعلام کرده است که احتمالاً به جمع این نیروها خواهد پیوست.
در همین حال کشورهای عربی حوزه خلیجفارس هماکنون در حال برگزاری رزمایشی به میزبانی کویت هستند و توانمندیهای خود را به نمایش گذاشتهاند».
واشینگتن پست- 12 فروردین: «ایالات متحده بهطور فزایندهیی شاهد دستان رژیم ایران در تسلیح شبهنظامیان بحرینی است. تا این اواخر مقامات غربی در متهم کردن دخالت مستقیم رژیم ایران در ناآرامیهای بحرین محتاط بودند... الآن احتیاط غرب بهنظر میرسد در حال رنگ باختن است... بر اساس چندین ارزیابی توسط ایالات متحده و دو دولت اروپایی آژانسهای اطلاعاتی غربی شاهد جری شدن رژیم ایران در حمایت از شورشیان مسلح در بحرین میباشند».
سایت حکومتی فانوس- 12 فروردین: «ترکی فیصل در گفتگویی تلویزیونی مدعی شد رئیسجمهور سابق آمریکا در تعامل با ایران، عربستان را فریب داده است. وی باراک اوباما را به تعامل دوگانه در تعامل با پرونده ایران متهم کرد و گفت: ایران باید از دخالتهای خود در امور منطقه دست بردارد. اوباما دیدگاههایش را با ملک سلمان درباره ایران در میان میگذاشت اما موضوعاتی را در این باره پنهان میکرد و این همان تقلب و فریب دادن است».
سایت حکومتی آفتاب- 11 فروردین: «علی خرم: باید در زمینه تبلیغات فتیله را پایین بیاوریم، خویشتنداری در مقابله با ترامپ باید در دستور کار قرار گیرد، در دوره اوباما تردید کردیم اوباما مخالفان ایران را در بطری کرده و در آن را بسته و نمیگذاشت که تکان بخورند، بلکه اجازه نمیداد که همین عربستان، اسراییل و ترکیه هم حتی یک قدم علیه ایران بردارند. ترامپ سعی خواهد کرد از طریق بازیگران منطقهیی دست و پای ایران را ببندد. آنها میتوانند در زمینه تروریسم، مسائل موشکی و در زمینههای مختلف علیه ایران وارد کارزار شوند. دیدیم عربستان، اسراییل و ترکیه فقط به این دلیل که پشتشان به آقای ترامپ گرم بود، شروع به گستاخی علیه ایران کردند. پس شاید ضربهپذیری ما بیشتر از آنچه در زمینههای تحریمهای سیاسی یا اقتصادی باشد، در زمینه منطقهیی است... عربستان هم اعلام کرد که اگر جنگی صورت بگیرد، پولش را پرداخت خواهد کرد که البته مقصودشان از جنگ، علیه ایران بود. موقعیت از دست رفته واقعاً یک موقعیت طلایی بود که ما واقعاً باید میرفتیم و بندهایمان را محکم میکردیم طوری که امروز با عوض شدن دولت، ضربهپذیر نشویم».
حالا سؤال این است که مضمون و ریشه نگرانی رژیم کجاست؟ و به واقع این تحولات چه سمت و سویی دارند؟
وقتی حرف رسانههای رژیم را سر جمع کنیم، میبینیم که نگرانیش را به این نحو ابراز میکند: تشکیل ناتوی منطقهای، رزمایشی که در کویت به همین منظور آغاز شده، حمایت آمریکا از این مانور و اینکه اعلام کرده ممکن است در آن شرکت کند، خبرهایی که نشان میدهد عربستان و کشورهای منطقه تا آنجا بر ضد رژیم حاضرند قیمت بدهند، که هزینههای یک جنگ احتمالی علیه رژیم را هم بپردازند.
یک سؤال ممکن است اینجا مطرح شود که رژیم برای کاستن از فشارها این موارد را بزرگ میکند، تا استفادههای سیاسی و تبلیغی خودش را بکند، آیا واقعاً این ابراز نگرانیها پایه مادی و حقیقی هم دارد؟
اگر به پروسه چند ماه گذشته نگاه شود، متوجه میشویم که از یک نقطه، این مواضع بر ضد رژیم اوج گرفت و کیفیت عوض کرد. آن نقطه کجا بود؟ آن گره کوری که باز شد چی بود؟ فکر کنم علی خرم، دیپلمات پیشین رژیم خیلی خوب آن نقطه و آن تحول را توضیح داده است: «در دوره اوباما تردید کردیم... عمر دولت اوباما رو به پایان بود و مردی بر جای او نشست که نه تنها به قواعد بازی دیگرگونه نگاه میکند بلکه رویکردی سختگیرانه نسبت به ایران دارد... موقعیت از دست رفته واقعاً یک موقعیت طلایی بود». پس روشن است که آن تحول بزرگ، رفتن اوباما بهمثابه دولتی بود که دکترینش بر پایه کنار اومدن با رژیم قرار داشت. حالا که آن رفته و دورانی عوض شده-که خود رژیم میگوید از دست رفتن دوران طلایی- تحولات بهویژه در منطقه، اینطور بر ضد رژیم شتاب گرفته است.
اتفاقا ترکی فیصل هم همین موضوع را به بیان دیگری گفته است، او میگوید اوباما عربستان را در رابطه با رژیم فریب داده بود. یعنی برخلاف اینکه به عربستان میگفت رژیم را مهار میکند، با این رژیم سازش میکرد. اما وقتی آن استراتژی کنار آمدن با رژیم از میان رفته، کشورهای منطقه هم که تهدید و خطر اول را در رژیم میبینند، به سرعت سمت و سوی ضد رژیم میگیرند. برای همین هم علی خرم میگوید: «دیدیم عربستان، ترکیه و... فقط به این دلیل که پشتشان به ترامپ گرم بود، شروع به گستاخی علیه ایران کردند...».
بنابراین باید گفت که این تحولات و مواضع، دقیقاً از یک تحول بزرگ و مادی نشات میگیرند. حالا شاید در رابطه با جزئیات این تحولات، سؤال ایجاد بشود. همیشه تحولات بزرگ از موضعگیریها شروع شده و به اقدامات عملی راه میبرند. در این میان هم بسیاری بالا و پایینی هست و رسیدن به نقطهٴ عمل که زمان میبرد. اما اینها چیزی از واقعی بودن تغییر دوران کم نمیکند.
اما این تحولات چه چشماندازی را در برابر رژیم قرار میدهد؟
این موضوع دو وجه دارد. یک وجه به خود رژیم بر میگردد. اینکه آیا مسیر انقباض را در پیش میگیرد یا مسیر زهرخوری را.
اگر گام در مسیر انقباض بگذارد، تمامی این تحولات شتاب باز هم بیشتری بر ضدش میگیرد و به نقطهٴ اقدامات مشخص عملی بسیار سریعتر بالغ خواهد شد.
مسیر بعدی، گزینه زهرخوری است. امروز یک رسانه رژیم نوشت: «ما نباید فرصت یا بهانهیی برای تحمیل یک جنگ ایجاد کنیم... آزموده را آزمودن خطاست». اما اگر رژیم وارد مسیر زهرخوری یعنی عقبنشینی جدی بشود، در حقیقت گام در مسیری گذاشته که خامنهای اسمش را تنزل بیپایان گذاشته و خود مهرههای رژیم به آن خودکشی از ترس مرگ میگفتند. پس وجه اول دست رژیم بود که انتخاب کند وارد کدام مسیر بشود. اما وجه دوم دست رژیم نیست و حرکتی است که بعد از تغییر دوران شروع شده که حاصلش همین تحولات است. برای نمونه، روندی که در سوریه طی میشود، اصلاً دست رژیم نیست و شاهدیم کارگزاران و رسانههای رژیم هر روز اعتراف میکنند که نظام ولایت در سوریه به حاشیه رانده میشود و آمریکا، روسیه، ترکیه، کشورهای منطقه و بعد هم اپوزیسیون سوریه بیشتر نقشآفرین میشوند. بنابراین برخلاف برجام که رژیم یک بده بستان میکرد، در اینجا بده و بستانی هم به آن صورت در کار نیست و تنها برای رژیم یکطرفه از دست دادن است.
تلویزیون رژیم -12 فروردین: «مقامات آمریکایی همچنان بر طبل ایران-هراسی میکوبند. وزیر جنگ آمریکا مدعی شده ایران به حمایت از تروریسم ادامه میدهد. جیمز ماتیس در نشست خبری مشترک با همتای انگلیسی خود در لندن، با تکرار ادعاهای مقامات آمریکایی گفت، ایران به آن نوع رفتاری که آمریکا آن را بهمثابه یک دولت حامی تروریسم قلمداد میکند، ادامه داده و در رفتارش تغییری صورت نگرفته است. جمیز ماتیس پیشتر در دیدار همتای ژاپنی خود ایران را تهدید کرده بود».
تلویزیون رژیم -12 فروردین: «سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به اظهارات نادرست وزیر دفاع آمریکا در متهم کردن ایران به حمایت از تروریسم گفت تا زمانی که بعضی از کشورها و در رأس آن آمریکا در حمایت از تروریسم و افراطگرایی وهابی تکفیری را نادیده انگارند نمیتوان انتظار داشت غده چرکین و رو به رشد تروریسم نابود شود».
سایت حکومتی خرداد- 12 فروردین: «ژنرال "جوزف ووتل" فرمانده نیروهای آمریکایی در خاورمیانه و آسیای مرکزی در گزارشی که برای کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا ارسال کرده با ادعای اینکه ایران همچنان به فعالیتهای مخرب و بیثبات کننده در منطقه ادامه میدهد، تأکید کرده ایالات متحده آمریکا باید از همه ابزارهای لازم از جمله ابزارهای نظامی برای مهار فعالیتهای ایران در منطقه استفاده کند. او توضیح بیشتری درباره ابزارهای نظامی نداده است».
خبرگزاری سپاه پاسداران (فارس) -12 فروردین: «ژنرال «جیمز جونز» فرمانده بلندپایه سابق پیمان نظامی آتلانتیک شمالی (ناتو) در گفتوگویی با روزنامه «الشرقالاوسط» چاپ لندن مدعی شد ایران یک «تهدید موجودیتی» است و در ادامه تشکیل احتمالی «ناتوی عربی» را پیامی قوی خطاب به تهران توصیف کرد.
سایت حکومتی فرارو- 13 فروردین: «نشریه الانباء روز شنبه نوشت: کشورهای عربی حوزه خلیجفارس اعلام کردهاند که بهمنظور گسترش توانمندی نظامی خود نیروی جدیدی شبیه ساختار سازمان ناتو راهاندازی میکنند. منابع نظامی مطلع در کشورهای عربی حوزه خلیجفارس اعلام کردهاند که این نیروی نظامی جدید جایگزین نیروهای ’سپر جزیره’ خواهد شد که بیش از دو دهه پیش از سوی شورای همکاری تشکیل شد.
همزمان دولت آمریکا نیز اعلام کرده است که احتمالاً به جمع این نیروها خواهد پیوست.
در همین حال کشورهای عربی حوزه خلیجفارس هماکنون در حال برگزاری رزمایشی به میزبانی کویت هستند و توانمندیهای خود را به نمایش گذاشتهاند».
واشینگتن پست- 12 فروردین: «ایالات متحده بهطور فزایندهیی شاهد دستان رژیم ایران در تسلیح شبهنظامیان بحرینی است. تا این اواخر مقامات غربی در متهم کردن دخالت مستقیم رژیم ایران در ناآرامیهای بحرین محتاط بودند... الآن احتیاط غرب بهنظر میرسد در حال رنگ باختن است... بر اساس چندین ارزیابی توسط ایالات متحده و دو دولت اروپایی آژانسهای اطلاعاتی غربی شاهد جری شدن رژیم ایران در حمایت از شورشیان مسلح در بحرین میباشند».
سایت حکومتی فانوس- 12 فروردین: «ترکی فیصل در گفتگویی تلویزیونی مدعی شد رئیسجمهور سابق آمریکا در تعامل با ایران، عربستان را فریب داده است. وی باراک اوباما را به تعامل دوگانه در تعامل با پرونده ایران متهم کرد و گفت: ایران باید از دخالتهای خود در امور منطقه دست بردارد. اوباما دیدگاههایش را با ملک سلمان درباره ایران در میان میگذاشت اما موضوعاتی را در این باره پنهان میکرد و این همان تقلب و فریب دادن است».
سایت حکومتی آفتاب- 11 فروردین: «علی خرم: باید در زمینه تبلیغات فتیله را پایین بیاوریم، خویشتنداری در مقابله با ترامپ باید در دستور کار قرار گیرد، در دوره اوباما تردید کردیم اوباما مخالفان ایران را در بطری کرده و در آن را بسته و نمیگذاشت که تکان بخورند، بلکه اجازه نمیداد که همین عربستان، اسراییل و ترکیه هم حتی یک قدم علیه ایران بردارند. ترامپ سعی خواهد کرد از طریق بازیگران منطقهیی دست و پای ایران را ببندد. آنها میتوانند در زمینه تروریسم، مسائل موشکی و در زمینههای مختلف علیه ایران وارد کارزار شوند. دیدیم عربستان، اسراییل و ترکیه فقط به این دلیل که پشتشان به آقای ترامپ گرم بود، شروع به گستاخی علیه ایران کردند. پس شاید ضربهپذیری ما بیشتر از آنچه در زمینههای تحریمهای سیاسی یا اقتصادی باشد، در زمینه منطقهیی است... عربستان هم اعلام کرد که اگر جنگی صورت بگیرد، پولش را پرداخت خواهد کرد که البته مقصودشان از جنگ، علیه ایران بود. موقعیت از دست رفته واقعاً یک موقعیت طلایی بود که ما واقعاً باید میرفتیم و بندهایمان را محکم میکردیم طوری که امروز با عوض شدن دولت، ضربهپذیر نشویم».
حالا سؤال این است که مضمون و ریشه نگرانی رژیم کجاست؟ و به واقع این تحولات چه سمت و سویی دارند؟
وقتی حرف رسانههای رژیم را سر جمع کنیم، میبینیم که نگرانیش را به این نحو ابراز میکند: تشکیل ناتوی منطقهای، رزمایشی که در کویت به همین منظور آغاز شده، حمایت آمریکا از این مانور و اینکه اعلام کرده ممکن است در آن شرکت کند، خبرهایی که نشان میدهد عربستان و کشورهای منطقه تا آنجا بر ضد رژیم حاضرند قیمت بدهند، که هزینههای یک جنگ احتمالی علیه رژیم را هم بپردازند.
یک سؤال ممکن است اینجا مطرح شود که رژیم برای کاستن از فشارها این موارد را بزرگ میکند، تا استفادههای سیاسی و تبلیغی خودش را بکند، آیا واقعاً این ابراز نگرانیها پایه مادی و حقیقی هم دارد؟
اگر به پروسه چند ماه گذشته نگاه شود، متوجه میشویم که از یک نقطه، این مواضع بر ضد رژیم اوج گرفت و کیفیت عوض کرد. آن نقطه کجا بود؟ آن گره کوری که باز شد چی بود؟ فکر کنم علی خرم، دیپلمات پیشین رژیم خیلی خوب آن نقطه و آن تحول را توضیح داده است: «در دوره اوباما تردید کردیم... عمر دولت اوباما رو به پایان بود و مردی بر جای او نشست که نه تنها به قواعد بازی دیگرگونه نگاه میکند بلکه رویکردی سختگیرانه نسبت به ایران دارد... موقعیت از دست رفته واقعاً یک موقعیت طلایی بود». پس روشن است که آن تحول بزرگ، رفتن اوباما بهمثابه دولتی بود که دکترینش بر پایه کنار اومدن با رژیم قرار داشت. حالا که آن رفته و دورانی عوض شده-که خود رژیم میگوید از دست رفتن دوران طلایی- تحولات بهویژه در منطقه، اینطور بر ضد رژیم شتاب گرفته است.
اتفاقا ترکی فیصل هم همین موضوع را به بیان دیگری گفته است، او میگوید اوباما عربستان را در رابطه با رژیم فریب داده بود. یعنی برخلاف اینکه به عربستان میگفت رژیم را مهار میکند، با این رژیم سازش میکرد. اما وقتی آن استراتژی کنار آمدن با رژیم از میان رفته، کشورهای منطقه هم که تهدید و خطر اول را در رژیم میبینند، به سرعت سمت و سوی ضد رژیم میگیرند. برای همین هم علی خرم میگوید: «دیدیم عربستان، ترکیه و... فقط به این دلیل که پشتشان به ترامپ گرم بود، شروع به گستاخی علیه ایران کردند...».
بنابراین باید گفت که این تحولات و مواضع، دقیقاً از یک تحول بزرگ و مادی نشات میگیرند. حالا شاید در رابطه با جزئیات این تحولات، سؤال ایجاد بشود. همیشه تحولات بزرگ از موضعگیریها شروع شده و به اقدامات عملی راه میبرند. در این میان هم بسیاری بالا و پایینی هست و رسیدن به نقطهٴ عمل که زمان میبرد. اما اینها چیزی از واقعی بودن تغییر دوران کم نمیکند.
اما این تحولات چه چشماندازی را در برابر رژیم قرار میدهد؟
این موضوع دو وجه دارد. یک وجه به خود رژیم بر میگردد. اینکه آیا مسیر انقباض را در پیش میگیرد یا مسیر زهرخوری را.
اگر گام در مسیر انقباض بگذارد، تمامی این تحولات شتاب باز هم بیشتری بر ضدش میگیرد و به نقطهٴ اقدامات مشخص عملی بسیار سریعتر بالغ خواهد شد.
مسیر بعدی، گزینه زهرخوری است. امروز یک رسانه رژیم نوشت: «ما نباید فرصت یا بهانهیی برای تحمیل یک جنگ ایجاد کنیم... آزموده را آزمودن خطاست». اما اگر رژیم وارد مسیر زهرخوری یعنی عقبنشینی جدی بشود، در حقیقت گام در مسیری گذاشته که خامنهای اسمش را تنزل بیپایان گذاشته و خود مهرههای رژیم به آن خودکشی از ترس مرگ میگفتند. پس وجه اول دست رژیم بود که انتخاب کند وارد کدام مسیر بشود. اما وجه دوم دست رژیم نیست و حرکتی است که بعد از تغییر دوران شروع شده که حاصلش همین تحولات است. برای نمونه، روندی که در سوریه طی میشود، اصلاً دست رژیم نیست و شاهدیم کارگزاران و رسانههای رژیم هر روز اعتراف میکنند که نظام ولایت در سوریه به حاشیه رانده میشود و آمریکا، روسیه، ترکیه، کشورهای منطقه و بعد هم اپوزیسیون سوریه بیشتر نقشآفرین میشوند. بنابراین برخلاف برجام که رژیم یک بده بستان میکرد، در اینجا بده و بستانی هم به آن صورت در کار نیست و تنها برای رژیم یکطرفه از دست دادن است.