مراسم پنجاهو پنجمین سالگرد حماسه سیاهکل، با حضور شماری از ایرانیان آزادیخواه در شهر کلن آلمان برگزار شد.
این برنامه با شعار «یک سال پُرتلاطم در پیکار برای انقلاب، دموکراسی و سوسیالیسم» برگزار گردید و بهطور زنده نیز پخش شد.
در این گردهمایی، ضمن گرامیداشت یاد شهیدان سیاهکل، به شرایط سیاسی کنونی ایران و قیامهای اخیر نیز پرداخته شد. سخنرانان در این گردهمایی، پیوند تاریخی میان حماسه سیاهکل در ۱۹ بهمن ۱۳۴۹ و مبارزات جاری مردم ایران را مورد تأکید قرار دادند.
سخنرانی خانم زینت میرهاشمی عضو کمیته مرکزی سازمان چریکهای فدایی خلق و سردبیر نبرد خلق:
درود به شورشگران راه آزادی، به بازداشت شدگان، قیامآفرینان و شهدای خلق. درود میفرستم به زندانیان سیاسی مقاوم که زندان رو به صحنه نبرد تبدیل کردهاند؛ جایی که قرار بود ندامتگاه باشه، شده صحنهای از نبرد و مبارزه و مقاومت علیه دیکتاتوری. همچنین درود و ادای احترام میکنم به خانوادهها، بستگان، بازماندگان شهدا و بهویژه به مادران داغدار. "باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد، که مادرانِ سیاهپوش، داغدارانِ زیباترین فرزندانِ آفتاب و باد، هنوز از سجادهها سر برنگرفتهاند." این شعر آخر بازی از زندهیاد احمد شاملو هست.
همگان بر این حقیقت آگاهند که کشتار سازمانیافته چند نسل، بیان "نه"به دیکتاتوریِ آنانی است که برنتابیدن را بر اطاعت ترجیح میدهند. آری، نسلی را قتلعام کرد که"نه" گفتند به دیکتاتوری ولایت فقیه در کف خیابان؛ این نسل را قتلعام کرد.
۵۵ سال پیش همگروه کوچکی از جوانان انقلابی با "نه"گفتن، تاریخ را ورق زدند و با قیام خود حماسهای جاودان را به ثبت رساندند و مادران داغدار آنها از مزارشان بیخبر بودند. ۱۹ بهمن و رستاخیز سیاهکل که ما در سالگرد این حماسه تاریخی در پنجاه و پنجمین سالش هستیم، صدای بیصدایان را با خلعسلاح پاسگاه سیاهکل فریاد زد و دیکتاتوری شاه به هیچکدام از خانوادههایی که فرزندانشان"نه"گفته بودند، محل مزار عزیزانشان را نگفت تا هنگامی که"نه" آنها به طوفان انقلاب بهمن فرارویید. حماسه سیاهکل تولد جنبش نوین کمونیستی در سپهر سیاسی ایران بود؛ جنبشی مستقل از قطبهای جهانی آن دوران و در شرایط انسداد سیاسی و سرکوب خشن از جانب حکومت که جامعه را به انفعال کشانده بود.
جنبش مسلحانه در زمان شاه، بر دوش نسلی بود که سکوت نکرد، دست به سلاح برد، زیرا در برابر خشونتِ دیکتاتوری عریان و سانسور، راهی جز مبارزه نمانده بود. امروز هم دیکتاتوری حاکم است؛ جنس دیکتاتوری تغییر کرده، از تاجدار به عمامهدار رسیده، اما عشق و انگیزه به کسب آزادی، برابری و عدالت اجتماعی همچنان پابرجاست. صحبتهایم را در مورد شرایط، نیروهای مداخلهگر در تحولات سیاسی کشور و جایگاه خودمان ادامه میدهم، ببخشید.
قیامآفرینان دیماه امسال فریاد سر دادند که "ما میمانیم تا پیروزی"، گرچه تنی چند از ما در هماوردی با رژیم ما را ترک کردند. آنها که در دو هفته خیابان را از آنِ خود کردند، ادامهدهندگان رهروانی بودند که بیش از ۱۰۰ سال است برای آزادی و برابری مبارزه میکنند.
در دوران ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر مصدق، قبل از ۳۰ تیر ۱۳۳۱، بین جریان دموکراتیک به رهبری دکتر مصدق و جریان ارتجاعی به رهبری آخوند کاشانی همسویی و هماهنگی وجود داشت. اما پس از ۳۰ تیر جریان ارتجاعی به سوی جریان وابسته که شاه نماینده آن بود چرخش کرد و در کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ بهطور کامل با آن در یک جبهه قرار گرفت. در برابر استبداد محمدرضا شاهی، دو جریان اصلی شکل گرفت: ارتجاع بنیادگرای مذهبی و نیروهای مترقی و عدالتخواه. در رأس آنها سازمان چریکهای فدایی خلق ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران که دو پایه اصلی این جنبش بودند. محمدرضا شاه در این کشاکش ارتجاع را به یاری گرفت و عملاً مسیر آن را هموار کرد، یعنی مسیر ارتجاع را هموار کرد. این روند نهایتاً به استقرار استبداد مطلقه ولایت فقیه و شکست قیام ۵۷ و ناکام ماندن آماجهای دموکراتیک و آزادیبخش آن انجامید؛ چرخهای که شکست مشروطه را در شکل دیگری تکرار کرد.
اما جریانی که امروز به اسم پهلوی برای ادامه سلطنت فعالیت میکند، در حقیقت شکل وارونه و کمدی همان استبداد سلطنتی است که رضا شاه بنیاد نهاد و با ابتکار دولت انگلستان پس از جنگ جهانی دوم به محمدرضا پهلوی واگذار شد. میبینیم که هیچکدومشون با رأی مردم نیومدن، بلکه آوردنشون. بهدنبال سرنگونی رژیم شاه، صفبندی جدیدی شکل گرفت و قطببندی میان دموکراسی تحولگرا با استبداد مذهبی شکل برجستهیی پیدا کرد. در این میان جریان برونگرای وابسته که نمایندگان آن در انقلاب بهمن ضربه جدی خورده بودند، برای شکلگیری جبهه خود تلاشهایی را آغاز کردند.
جریان دموکراتیک و تحولخواه به شمول نیروهای انقلابی، از تکامل مبارزه تاریخی با ارتجاع و امپریالیسم شکل گرفته و اکنون در شعار "نه شاه، نه شیخ" خود را نشان میدهد. این جریان با ارتجاع حاکم و بساط سلطنت مرزبندی روشن داشته و برای سرنگونی رژیم حاکم با همه دستهبندیها و باندهای درونی آن و برپایی جمهوری دموکراتیک و جدایی دین از دولت و نفی هر گونه تبعیض مذهبی، جنسیتی و ملی و قومی، مبارزهیی دورانساز را سازماندهی کرده است.
مسأله محوری در این مرحله نه صرفاً نفی وضع موجود، بلکه پاسخ به این پرسش است که کدام نیرو با چه سازماندهی و چه استراتژی قادر است نارضایتی اجتماعی را به قدرت سیاسی مؤثر تبدیل کند. بدون پاسخ به این پرسش، حتی رادیکالترین مواضع نیز در سطح اعتراض باقی خواهد ماند. تجربه نشان داده که نه شکافهای درون حکومت، نه تغییر از بالا و نه مطالبه سازوکارهای دموکراتیک از یک دیکتاتوری، مسیر تغییرات بنیادی را باز نمیکنند. عدهیی حقیقت موجود را نمیبینند، مدعی هستند هیچکس نیست، آلترناتیوی وجود ندارد، اما ما میگوییم هست. میتوانیم در همبستگی با این آلترناتیو در برانداختن دیکتاتوری مذهبی ولایت فقیه مؤثر باشیم.
ما با ایمان به اهداف رفقایمان یعنی آزادی، استقلال، دموکراسی، برابری، صلح و سوسیالیسم به مبارزه برای سرنگونی رژیم ادامه میدهیم. بنا به تجربیات برگرفته از ۴۵ سال حیات رژیم جمهوری اسلامی، راهنمای عمل ما در این مسیر همکاری با نیروهای تحولخواه، دموکراتیک و انقلابی، همبستگی و همسویی با جنبشهای جاری شامل نیروهای کار، جنبش زنان، فعالان محیطزیست و همچنین مرزبندی با دیکتاتوری سلطنتی است. سپاس که به من گوش دادید، مرسی. تشکر».
در گردهمایی گرامیداشت حماسه سیاهکل یاد مهندس محسن عضدانلو عضو شورای ملی مقاومت ایران گرامی داشته شد در جریان این مراسم، سرودهها و ترانه سرودهای انقلابی اجرا شد گردهمایی گرامیداشت سالگرد حماسه سیاهکل با گفتگو و تبادل نظر میان حاضران درباره تحولات سیاسی ایران ادامه یافت. و با اجرای دستجمعی سرود انترناسیونال به پایان رسید.