728 x 90

سخنرانی اعضاء شورا، در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران - قسمت سوم

ابراهیم مازندرانی - اصغر ادیبی - پرویز خرائی - عزیرالله پاک‌نژاد - زینت میرهاشمی
ابراهیم مازندرانی - اصغر ادیبی - پرویز خرائی - عزیرالله پاک‌نژاد - زینت میرهاشمی

اجلاس شوراي ملي مقاومت ايران

۵ و ۶ تير ۱۴۰۵

(قسمت سوم)

 

ابراهیم مازندرانی-مسئول کمیسیون اصناف

خواهران و برادران، دوستان و یاران مقاومت.

پیش از هر چیز برگزاری باشکوه کهکشان ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ را به رهبر مقاومت برادر مسعود رجوی، به رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران خانم مریم رجوی و به خلق قهرمان ایران تبریک می‌گویم. زیباتر از همه برادر مسعود ۲۰ ژوئن امسال را توصیف کردند. با درود و سلام به یاران شورشگر و اشرف‌نشان. شما با وفا، پرداخت بها از شرِ کثیر، خیرِ عظیم درو کردید. سناریو و طرح مشترک بقایای شیخ و شاه و اصحاب مماشات را برملا و به خود آنها برگرداندید.

آری، کهکشان ۲۰ ژوئن تنها یک گردهمایی سیاسی نبود؛ نمایش قدرت یک مقاومت سازمان‌یافته و اثبات این حقیقت بود که آرمان آزادی ایران نه خاموش شده و نه به حاشیه رانده شده است. اهمیت این رویداد تنها در حضور دهها هزار ایرانی آزاده با همه بهانه‌ها و ممنوع کردنها و بگیر و ببندها نبود؛ اهمیت آن به‌رغم سانسور قرن و مماشات، در انعکاسی بود که در سطح بین‌المللی یافت. خبرگزاری فرانسه (AFP)، رسانه‌ها و ناظران سیاسی ناگزیر شدند این حضور و این پیام را منعکس کنند. این خود نشان می‌دهد که مسأله ایران و مقاومت سازمان‌یافته آن هم‌چنان در کانون توجه افکار عمومی جهان قرار دارد.

شارل میشل رئیس پیشین شورای اروپا، بوریس جانسون نخست‌وزیر پیشین انگلستان، دومینیک آتیاس رئیس پیشین کانون وکلای اروپا و فرانسه و شماری از وزرا، نمایندگان پارلمانها، سناتورها و شخصیت‌های سیاسی و حقوقی در سخنان خود بر حق مقاومت ایران برای آزادی، دموکراسی و حاکمیت مردم تأکید کردند و به عالی‌ترین بیان، سیاست مماشاتِ آغشته به نفت را محکوم کردند.

دوستان عزیز، این حضور گسترده مردمی در این گرما و این ممانعت‌های غیرقانونی و این حمایت بین‌المللی، نه محصول تبلیغات، بلکه نتیجه شش دهه ایستادگی، فداکاری و پرداخت بهایی است که مقاومت ایران و اشرف‌نشانها پرداخته‌اند. از بنیان‌گذاران کبیر سازمان تا شهیدان امروز، از زندانها و قتل‌عام‌ها تا اشرف و اشرف۳، این مقاومت با خون و رنج و پایداری ساخته شده است. آنچه جهان در ۲۰ ژوئن دید، تنها یک اجتماع بزرگ نبود، ثمره بیش از ۶۰ سال مبارزه سازمان‌یافته برای آزادی بود به رهبری آقای مسعود رجوی و رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران.

در روزهایی که سیاست مماشات بارها به مردم ایران خیانت کرده و بسیاری تلاش کرده‌اند میان مردم ایران و مقاومت آنان فاصله ایجاد کنند، کهکشان ۲۰ ژوئن یا ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ بار دیگر نشان داد که آلترناتیو دموکراتیک، سازمان‌یافته و دارای برنامه برای آینده ایران وجود دارد. برنامه‌یی که در طرح ۱۰ ماده‌ای خانم مریم رجوی متبلور شده است؛ برنامه‌یی مبتنی بر حاکمیت مردم، جدایی دین و دولت، برابری زن و مرد، لغو مجازات اعدام، خودمختاری اقوام در چارچوب وحدت ملی و احترام به حقوق‌بشر که شخصیت‌های برجسته بین‌المللی با عالی‌ترین صورت ممکن به آن گواهی دادند.

خواهران و برادران، امروز بیش از هر زمان دیگری روشن است که بحران اصلی رژیم نه تحریم‌هاست، نه جنگ و نه اختلافات خارجی؛ بحران اصلی وجود مردمی است که آزادی می‌خواهند و مقاومتی است که پس از دهه‌ها سرکوب هم‌چنان ایستاده و راه‌حل دموکراتیک خود را به جهان ارائه می‌کند. آری، اثبات شد که نه جنگ و نه مماشات راه‌حل نیست؛ راه‌حل دولت موقت و جمهوری دموکراتیک شورای ملی مقاومت ایران است.

زنده‌باد آزادی، زنده‌باد مقاومت سازمان‌یافته مردم ایران.

 

 

زینت میرهاشمی-سردبیر نشریه نبرد خلق، عضو کمیته مرکزی سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران

درود به خانم مریم رجوی عزیز و یاران شورایی و به‌ویژه مهمانان عزیز. یاد زندانیان سیاسی سربه‌دار، جان‌باختگان راه آزادی و همه کسانی که در برابر استبداد شوریدند و جان خود را فدای آرمان آزادی و عدالت کرده‌اند، گرامی می‌داریم.

حفظ حافظه تاریخی جنبش‌های ضددیکتاتوری، تنها ادای احترام به گذشته نیست، بخشی از مبارزه امروز ماست. حکومت‌های استبدادی، علاوه بر کشتن مخالفان، می‌کوشند حقیقت را به‌قتل برسانند، تاریخ را تحریف کنند و روایت خود را جایگزین واقعیت سازند. از همین رو، دفاع از حقیقت و مقابله با روایت‌های جعلی دیکتاتورها، عرصه‌ای از یک نبرد واقعی و جاری است.

این نکته را من گفتم برای یادآوری قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان خونین سال ۶۷، کشتار آبان سال ۹۸ و ۱۴۰۱ و قتل‌عام هزاران نفر از هم‌وطنانمان طی دو روز در دیماه ۱۴۰۴ و پس‌لرزه‌های قیام سراسری دیماه و اعدام‌هایی که هم‌چنان ادامه دارد.

دلایل انفجار خشم توده‌ها و قیامهای انقلابی هم‌چنان وجود دارد و ویرانی‌های ناشی از جنگ آن را عمیق‌تر کرده است. از این منظر، تحولات خارجی در وظایفی که جامعه معترض در برابر خود نهاده و با قیامهای سلسله وار بر تحقق عملی به آنها تأکید ورزیده است تغییری ایجاد نمی‌کند.

مسیر صلح، آزادی و عدالت از روی گور رژیم مستبد و جنگ‌افروز می‌گذرد. تفاهم دولت آمریکا و رژیم ایران، پایان موقت جنگ است، اما آغاز صلح نیست، زیرا در این تفاهم‌نامه هیچ‌گونه نشانی از به‌رسمیت‌شناختن حقوق مردم ایران وجود ندارد. این تفاهم‌نامه با یک رژیم استبدادی منعقد شده است، رژیمی که مردم در آن هیچ نقشی ندارند. بنابراین، این توافق می‌تواند سیاست مماشات را با نادیده‌گرفتن حقوق مردم ایران ادامه دهد.

از این منظر، تحولات خارجی تغییری در مطالباتی بنیادینی که جامعه معترض برای تحقق آنها به میدان آمده و با قیامهای پی‌درپی بر ضرورت تحقق‌شان تأکید کرده است، ایجاد نمی‌کند.

لغو تظاهرات مقاومت ایران در ادامه همان سیاست مماشات با دیکتاتوری دینی قابل‌ارزیابی است، با این تفاوت که این بار جریانهای فاشیستی وابسته به رضا پهلوی نیز برای محدودسازی حق تجمع تلاش کرده‌اند. لغو کردن تظاهرات، محصول توطئه شیخ و شاه و تقویت سیاست مماشات بود. در مقابل این توطئه ضد‌انسانی و غیر‌دموکراتیک، هزاران ایرانی در گوشه و کنار پاریس، از جمله در میدان ووبان، جمهوری، و تروکادرو باستیل و با خروش اعتراضی خود، همدستی دولت فرانسه به شیخ و شاه را محکوم کرده و صدای زندانیان سیاسی را به گوش جهانیان رساندند.

برآمد خروش زنان و مردان آزادیخواه، نقش بر آب کردن توطئه شیخ و شاه و مماشات بود. من به شما و همه آنها درود می‌فرستم که بخشی از آن سیل جوانان شورشی روز شنبه، امروز در همین سالن هستند، به آنها درود می‌فرستم.

ایستادگی شما در این مسیر پرپیچ‌وخم هم، هم در جنگ سیاسی و هم جنگ در میدان، در کانون مقاومت قابل‌تحسین است. من پیروزی روز ۲۰ ژوئن علیه مماشاتگران را تبریک می‌گویم. مرسی

 

 

 

پرویز خزایی-نماینده شورا در کشورهای اسکاندیناوی

با تشکر، سرکار خانم رجوی و اعضای محترم و شرکت‌کنندگان در این اجلاس تاریخی. من خیلی خوشحالم به‌عنوان یک انسان غیرمذهبی و یک معتقد چندین‌ساله به سوسیالیسم دموکراتیک که عضو شورای مرکزی امور بین‌المللی این حزب در کشور نروژ هستم، در اینجا باید با فریاد بلند و رسا عرض کنم که در این دو روز بسیار بسیار تحت‌تأثیر عاشورای حسینی سازمان پرافتخار مجاهدین خلق قرار گرفتم.

در همین روز در سیمای آزادی پخش می‌شد، فرهنگ والا و مترقی و آیین‌ساز این مراسم مهم را که به‌حق پادزهر تاریخیِ آنچه خمینی و مرتجعین تاریخ و همه ادیان کردند در جهان بوده و هست، که من تحسین و تکریم دارم برایش. این همان کاری است که در تمام مذاهب و عقاید تاریخ مورد سوءاستفاده قرار گرفته است؛ توسط مرتجعین ضدبشر انجام گردیده و هنوز هم انجام می‌شود.

از ادیان تاریخ از زرتشت گرفته و یهودیت و مسیحیت و هندوییسم و بودایی و همه همه که بسنده می‌کنم، اما به یاد دارم که در قرون وسطی، در همین اروپا، فتوای سوزاندن زنان را تحت عنوان "Witch-burning" صادر می‌کرد، یعنی سوزاندن زنان بد. و با این‌که با همین فتواهای ضدبشری، هر کس در ازای هر گناه باید مبلغی هم در صندوق پاپ در جیب کلیسا می‌ریخت

اما در اینجا مترقیان همان دین و آیین و انقلابیون مجاهدصفت و پاکنهاد مانند مارتین لوتر آلمان و ژان کالون سوئیس مجاهدوار فریاد زدند که این دین ما نیست و این خدا و مسیح ما نیست بر مرتجعین زمان پیروز شدند و اروپای نوین را بازسازی کردند. کاری که بسیاری دیگر از ادیان دیگر هم کرده‌اند، از جمله ماهاتما گاندی، ذاکر حسین، ابوالکلام آزاد و جواهر لعل نهرو.

یک خاطره بسیار زنده از خودم در پایان این کلام را هم می‌خوام عرض کنم خدمتتون. روز بعد از این‌که خمینی سفاک ضدبشر پس از پیروزی انقلاب ضد شاه سفاک تک‌حزبی، مانند پدرش رضا شاه انقلاب مشروطیت بر باد ده، حجاب اجباری را با بوق و کرنا در سراسر میهن تازه از زنجیر پهلوی آزاد شده اعلام کرد، درست من یادمه در تهران من صبح زود از منزل خودم که در خیابان انقلاب و در جوار منزل ویران‌شده دکتر مصدق کبیرمان بود، به سوی محل کارم در وزارت‌خارجه روان شدم.

ناگهان در همان جلوی خانه دکتر مصدق، صدها صدها نفر تظاهرات بزرگی را بر علیه حجاب اجباری برپا کرده بودند. آری دیدم که در جلو صف این تظاهرات، چند ردیف دختران و زنان مجاهدین خلق ایستاده بودند و آنها این تظاهرات را هدایت، رهبری و سازماندهی کرده بودند. باری دیدم که یک سری از این حزب‌الشیطان‌های خمینی‌صفت و طبیعت، به این شیرزنان، دختران مجاهد و زنان مبارز حمله کردند که "شما دیگر چرا تظاهرات علیه امام خمینی اجرا می‌کنید در حالی که خودتان حجاب بر سر دارید؟" و شروع به حمله به آنان کردند.

خلاصه کنم سازماندهی کردیم و به این مزدوران خمینی‌صفت حمله و لت‌وپاره کردیم و فراری‌شان دادیم. باری وقتی بعد از تأخیر شدن سه ساعته به وزارت‌خارجه رسیدم، همکاران با تعجب و شوک دیدند که لباس‌هایم پاره‌پوره، پیراهنم پاره و خونین و کراواتم نیمه‌بریده شده است که همین‌جا بسنده می‌کنم. درود بر مجاهد خلق باد.

 

 

اصغر ادیبی – قهرمان ملی‌پوش فوتبال ایران، عضو شورای ملی مقاومت ایران‌

به نام ایران و به نام آزادی

و با سلام خدمت همه دوستان، مخصوصاً دوستانی که در میدان نبرد بودند. نمی‌دانم، شاید اشکال از من باشد که بعضی وقتها خیلی چیزها را خیلی ساده می‌گیرم. وقتی من نگاه می‌کنم که مسعود نسلی را تربیت کرده که وحید بنی‌عامری زیر طناب اعدام به همراه دوستانش سرود می‌خواند، آن‌موقع دلاوری این جوانان و هم‌وطنانی که در مقابل پلیس فرانسه این مقاومت را نشان داد، برایم خیلی معمولی می‌آید. گفتم، شاید اشکال از من باشد.

من نمی‌خواهم صحبت‌های دوستان را در مورد این مسائل تکرار کنم. آن چیزی که نظر من را این روزها می‌گیرد، در حقیقت حمله و هجوم و بعضی وقتها هم سازمان‌دهی شده بر علیه این مقاومت و به زیر سؤال بردن انقلاب ۵۷ در تمامی مبانی آن هست. من مشاهده کردم یکی از این کسانی که در حقیقت خودش را پژوهشگر هم می‌داند، به تظاهرات انستیتو گوته و روزی که شاعران ارزنده، نویسندگان، کانون نویسندگان مدت هفت روز آنجا مراسم برگزار کردند و در حقیقت جرقه‌های انقلاب از همان‌جا زده شد، با برشمردن صحبت‌های این‌ها — حالا راست یا دروغ — به این نتیجه‌گیری رسیده که نگاه کنید، در زمان انقلاب گلِ سرسبد جامعه ایران چنین افراد عقب‌مانده‌ای بودند، و اراجیفی از این دست.

من به‌عنوان کسی که شاهد بسیاری از وقایع تو آن زمان بودم، برای این نوشتم، من دوتا چیز را مطرح می‌کنم که اوضاع گل و بلبل اعلیحضرت کاملاً معلوم بشود. اولش یک نقل‌قول می‌کنم از دکتر سمسار، سردبیر روزنامه کیهان که بعداً هم بعد از به‌اصطلاح حزب رستاخیز، سردبیری نشریه آن حزب را به عهده گرفت. برای من در همین پاریس نقل‌قول می‌کرد؛ بعد از آن که در حقیقت اقدامی را که مسعود کرده بود و حمله‌هایی که به او می‌شد، ستود و گفت "کوتاه نیایید، راه شما درست است". می‌گفت"من به‌عنوان سردبیر روزنامه رستاخیز به اتحاد جماهیر شوروی رفتم. موقع برگشت توی فرودگاه دیدم که یک عده من را دوره کردند. تعجب کرده بودم، آدم‌هایی بودند با لباس شخصی. بعد از یک مدت آمدند نزدیک، گفتم خب دنبال چه می‌گردید؟ گفتند ما دنبال کتاب‌های ضاله می‌گردیم."سردبیر روزنامه رستاخیز یعنی ارگان رسمی حزب اعلیحضرت، حق ندارد کتاب‌های ضاله بخواند. می‌گفت"همان‌جا تو سر خودم زدم، گفتم نگاه کن، قراره من از این ایدئولوژی دفاع کنم، آن‌وقت من حق ندارم کتاب ضاله بخوانم." آن‌وقت تو یک همچین جامعه‌یی این‌ها می‌گویند که در حقیقت در مملکت ما آزادی بود، در مملکت ما دموکراسی بود، به طرف پیشرفت داشتیم می‌رفتیم و از این قبیل مسائل.

در مقابل نگاه می‌کنم آن سنگ‌بنایی را که مسعود گذاشت با تشکیل شورا، با آن مصوبات اولیه و راهی که شما ادامه دادید و آن طرح ۱۰‌ماده‌ای شما. من چه باشم، چه نباشم، راه رهایی ایران جز اجرا کردن این چیز هیچ راه دیگری ندارد. اگر قراره مملکت ما بعد از سه انقلاب، ۱۲۰ سال مبارزه با دیکتاتوری نجات پیدا کند، تنها راهی که وجود دارد همینه که در حقیقت ما راهی را برگزیدیم که دیگر آنجا کسی ارباب مردم نباشد. و خوشبختانه این مقاومت به‌روشنی نشان داده و با صدای بلند اعلام کرده که چه هدفی را دنبال می‌کند و همان‌طوری که خود شما هم در ابتدای جلسه گفتید، ما یک هدف بیشتر نداریم و آن رساندن حق مردم در سرنوشت آزادانه خودش است.

برای این راه، همان‌طور که این جوانان در داخل ایران بدون این‌که مجاهدین را از نزدیک دیده باشند حاضر به این فداکاریها هستند، و این جوانان دلاور در خارج از کشور که با الهام از آنها این‌چنین ایستادگی می‌کنند، و اعضای این شورایی که من تک‌تکشون رو وقتی نگاه می‌کنم از همان ابتدای انقلاب با گذشت از همه‌چیز؛ آن کسی که بازرگان بود، آن‌که بازاری بود، آن‌که در حقیقت مقامی داشت در رژیم، آن‌که در سفارت‌خانه‌ها کار می‌کرد و خب ورزشکارانی هم که دیگر احتیاجی به گفتن نیست، هیچ‌کدام این‌ها کوچک‌ترین لکه‌ای از نزدیکی با این رژیم ندارند و از همون ابتدا برای به ثمر رساندن اون اهدافی که برای انقلاب وجود داشت، یعنی آزادی مردم، به‌رسمیت شناختن حق مردم و برچیدن بساط دیکتاتوری. پس باید به این واپس‌ماندگان گفت که شما در حقیقت آب در هاون می‌کوبید؛ نسلی به‌وجود آمده که با پرداخت هر قیمتی تصمیم دارد که آزادی را به این میهنمان برگرداند و سرنوشت مردم را به دست خودشان بسپارد.

 

 

عزیزالله پاک‌نژاد-عضو شورای ملی مقاومت ایران

با سلام خدمت دوستان و درود به شما خانم رجوی. من می‌خوام امروز یه چیزایی بگم که می‌دونم شما دوست ندارید؛ معمولاً دوست ندارید کسی از شما حداقل قدردانی کنه به‌خاطر کارآیی که...
خانم مریم رجوی: می‌تونم وسطش اعتراض کنم یا بذارم آخرش؟
پاک‌نژاد: من نوشتم که می‌دونم شما اعتراض می‌کنید. نه ولی واقعاً در این شرایط من احساس کردم که خانم رجوی، شما با درایت و درک عمیق از رموز پنهان معادلات قدرت و ثروت در جبهه ارتجاع و استعمار، مخصوصاً تو این شرایط خطیر، با یک خط مشخص و منطبق با خواسته‌های اصلی مردم آزادیخواه ایران، این مقاومت سرفراز رو اداره و به جلو می‌برید و مثل همیشه چیزی به‌جز رهایی مردم ایران از شر این رژیم جهل و تاریکی نمی‌خواهید.

به یاد دارم که بعد از آتش‌بس در جنگ ۴۰ روزه، هم در جلسات رسمی و هم در نشست‌های مختلفی که داشتیم، طبق سنت‌های شورایی، هر کدام از اعضای شورا تحلیل و نظر خودشون رو بیان می‌کردند و شما هم این کار رو تشویق می‌کردید. اون موقع به‌دلیل شرایط نامتعین و سرعت حوادث، به‌طور واقعی نمی‌شد یک نظر ثابت داشت. اما شما شرایط امروز رو پیش‌بینی می‌کردید. اگه یادتون باشه من اون موقع واقعاً این نظرتون رو نمی‌تونستم دربست تو خودم حل کنم. یادم هست در همون لحظات اولیه آتش‌بس بود، گفتید همان‌طور که بارها از قبل گفته بودیم، نتوانستند با حمله و بمباران هوایی این رژیم را سرنگون کنند. و اینجا تأکید کردید که در نهایت با بقایای یک رژیم ضعیف‌شده معامله می‌کنند تا به اهدافشون اهداف خودشان از این طریق برسند. اما وضعیتی که پیش خواهد آمد فرصتی است که مردم ایران می‌توانند آسان‌تر و مؤثرتر با رژیم بجنگند و ما باید تلاش بیشتری بکنیم تا به این رزم اوج تازه و بلندی بدهیم.

الان من اذعان می‌کنم که با نگاه کردن به مسیر حوادث و پایان حمله‌ها و درگیریها و مذاکرات دوطرفه و برپایی یک توافق یا یک تفاهم‌نامه موقت و شکننده، روشن است که تحلیل شما دوراندیشانه و درست بود.

البته شما همه تحلیل‌هاتون درست هست ولی اینجا...
خانم مریم رجوی: هرگز، هرگز، هرگز.
پاک‌نژاد: نه واقعاً می‌گم این یه چیزی بود که چون من خودم اونجا وقتی گفتید باورم نمی‌شد که مثلاً با اون شرایط خیلی حساسی که اون موقع بود یه همچین چیزی صورت بگیره. ولی این مدت من دنبال می‌کردم، همین حرفتون رو دنبال می‌کردم، می‌گفتم این مجاهدین هیچ‌وقت حرف‌های چیز نمی‌زنند، یه چیزی می‌دونند که می‌گند. بنابراین حتماً باید من برسم به اون نقطه‌ای که این رو هم به‌اصطلاح ببینم.

الان با اطمینان میشه گفت که پول دادن و نفس دادن و فرصت دادن به این رژیم در هر شکلش محکوم به شکست است؛ چون رژیم ماهیتاً همونی هست که بود و همان خواهد بود که هست. و از این معاملات به‌جز خسارت و خسران به مردم ایران و منطقه و کل دنیا چیزی حاصل نخواهد شد. بن‌بست‌های درونی رژیم و سردرگمی باندهای مختلف در اوج ضعف و ناتوانی با امدادهای غیبی تکراری حل نمی‌شود.

در بعد دیگر این معادلات، آلترناتیو مجازی حول بچه شاه هم کلاً یک پروژه امنیتی بود و هست که وزارت اطلاعات رژیم و بعضی از دوایر امنیتی در منطقه در اون شرکت داشتند، که هدفش هم با توجه به نتایج کار، منحرف کردن انقلاب مردم بود و در حال حاضر در ابعاد وسیع رسوا شده و فعلاً روی دست سازندگان و نوازندگانش مونده و آینده روشنی براش متصور نیست.

در طرف مقابل، این مقاومت با تکیه به مردم ایران، استوار و پایدار به راه خود ادامه می‌دهد و همان‌طوری که در گردهمایی باشکوه امسال مقاومت در پاریس دیدیم، در این شرایط حساس با اون ترتیب که گذشت و همه دیدند و تلاش‌های جبهه ارتجاع و استعمار در همدستی کامل با بقایای دیکتاتوری سلطنتی و شعبه جدید وزارت اطلاعات در پوشش به نام «ساواک» در خارج کشور که قصد محدود کردن اون رو داشتند، با تلاش‌های شجاعانه نسل‌های مختلف، به‌خصوص نسل جدید ضددیکتاتوری، درس بزرگی رو به همه طرف‌ها دادند تا دیگه به فکر آزمایش اراده پولادین جوانان شورشگر، چه در داخل و چه در خارج کشور نیفتند، چون حتماً با شکست‌های جدیدی روبه‌رو خواهند شد.

در خاتمه از همین‌جا، برای کور کردن چشم جریانهای و محافل و قدرتهای ارتجاعی و استعماری و جنگ‌طلب که چشم دیدن موفقیتها و پیشرفت‌های این مقاومت سرفراز رو ندارند، به مسعود رجوی معمار این مقاومت پرشکوه درود می‌فرستم.

 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/3bd0b66b-5c17-4196-a798-a099aa3bbcc7"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات