برلین-۱۹ بهمن ۱۴۰۴
کنفرانس ایران: چشمانداز تغییر
با حضور خانم مریم رجوی رئیسجمهور برگزیده مقاومت
نمایندگان مجلس فدرال آلمان و شخصیتهای سیاسی
سخنرانیهای:
شارل میشل - رئیس شورای اروپا ۲۰۱۹-۲۰۲۴، نخستوزیر بلژیک ۲۰۱۹-۲۰۱۴
سفیر یوآخیم روکر - رئیس شورای حقوقبشر ملل متحد (۲۰۱۵)
سفیر آلمان در شورای حقوقبشر ۲۰۱۶-۲۰۱۴
سفیر رابرت جوزف -معاون پیشین وزیر امور خارجه آمریکا در امور کنترل تسلیحات و امنیت بینالمللی
آندرئاس راینیکه -رئیس انستیتو اورینت آلمان، سفیر پیشین آلمان در سوریه و تونس
شارل میشل
راهپیمایی عظیم روز شنبه بسیار قدرتمند بود
بهعنوان یک سیاستمدار سابق اروپایی و نخستوزیر سابق
من هیچ حزب یا رهبر سیاسی را در اتحادیه اروپا نمیشناسم
که قادر به بسیج چنین جمعیتی باشد
این نشاندهنده نمایندگی مؤثر آرمانهای مردم ایران است
ما در هفتههای اخیر از جمله خود من در شبکههای اجتماعیام
شاهد تلاش فرزند شاه برای مطرح کردن خود
بهعنوان یک جایگزین طبیعی و بدیهی بودهایم
البته ما سادهلوح نیستیم
استفاده انبوه و صنعتی از هوش مصنوعی
رباتها و دادهها در شبکههای اجتماعی برای ایجاد یک "تصور" کاذب
اما این تصور یک توهم است
برای کشورهای دموکراتیک اروپایی بسیار مهم است که در این تله نیفتند
و حقیقت را بیان کنند که این یک تلاش برای دستکاری افکار عمومی
و تلاشی برای ربودن دوباره آینده مردم ایران است
من تفاوت بنیادینی بین تلاش (پسر شاه)
و پیشنهادی که مقاومت سازمانیافته به مردم ایران ارائه میدهد میبینم
آن تفاوت بنیادین "دموکراسی" است؛ انتخابات آزاد و منصفانه
شما یک سلاح سیاسی بسیار قدرتمند در دست دارید: طرح ده مادهای
که بهترین دستورالعمل برای گذر از استبداد به دموکراسی است
این یک نقشه راه استوار، منطقی و سرشار از تعهدات بزرگ است
شارل میشل – رئیس شورای اروپا (۲۰۱۹–۲۰۲۴)، نخستوزیر بلژیک (۲۰۱۴–۲۰۱۹)
خانم رجوی، خانم رئیسجمهور، عالیجنابان، خانمها و آقایان، دوستان عزیز.
در ابتدا مایل هستم از شما، خانم رجوی، تشکر کنم؛ تشکر برای اتخاذ این ابتکار عمل. این گردهمایی در زمان بسیار مناسبی برگزار میشود، چرا که ما با شرایطی استثنایی روبهرو هستیم. شما ارزیابی بسیار قدرتمند و هوشمندانهای ارائه دادید. ما میدانیم که شما چشمانداز روشنی برای آینده ایران دارید و امروز، تبادل نظر و بررسی گزینهها و اقداماتی که میتوانیم برای نزدیکتر شدن به لحظه آزادی ایران انجام دهیم، بسیار حائز اهمیت است؛ لحظهای که ایران کشوری آزاد باشد و آزادیهای هر شهروند ایرانی در آن تضمین گردد.
همانطور که پیشتر گفته شد و من نیز مایلم آن را تکرار کنم، احتمالاً رژیم ملاها امروز بیش از هر زمان دیگری ضعیف شده است. این رژیم احتمالاً آسیبپذیرتر از همیشه است و دلایل متعددی برای آن وجود دارد. نخست اینکه گروههای نیابتی و شرکای همیشگی آنها در دشواری هستند؛ این وضعیت نسبت به آنچه چند ماه پیش شاهد بودیم، کاملاً متفاوت است؛ و این نکته نخست من است.
نکته دوم، که باز هم به آن اشاره شد، موج جدید و قدرتمند اعتراضات است. این قیام بسیار مهم و معنادار است. چرا؟ همانطور که شما گفتید، خانم رجوی، چون این بار از بازاریان در بازار بزرگ شروع شد؛ و این لزوماً امری عادی نیست، زیرا این بخش از جمعیت معمولاً محتاط و ملاحظهکار هستند. اما تجار و بازاریان، در کنار جوانان و تمامی اقشار جامعه، تصمیم گرفتند بار دیگر بپا خیزند؛ بپا خیزند تا از آزادیهای خود دفاع کنند و برای آیندهای آزاد و عزتمند ایستادگی نمایند. البته، ابعاد و شدت سرکوب نشاندهنده هراس این رژیم است. این نشان میدهد که آنها میدانند در دشواریهای عظیمی گرفتار شدهاند. اما ریشههای بنیادین این اعتراضات در آینده تغییر نخواهد کرد.
همچنین در نظر گرفتن شکست اقتصادی این رژیم بسیار مهم است. ما باید بارها و بارها تکرار کنیم که به هیچوجه پذیرفتنی نیست که یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان، از تأمین نیازهای اولیه مردم خود مانند آب، برق و نان کاملاً ناتوان باشد. این یک دلیل مضاعف است: سرکوب و انکار اصول بنیادین کرامت انسانی، در کنار یک شکست مطلق اقتصادی و اجتماعی.
اکنون، بررسی و ارزیابی درست استراتژی و تاکتیکهای این رژیم نیز اهمیت دارد. استراتژی آنها چیست؟ سه نکته کلیدی وجود دارد که باید در نظر بگیریم:
۱. آنها مردم را سرکوب میکنند، چون از مردم خود میترسند.
۲. آنها تمام تلاش خود را برای بیثبات کردن کل منطقه به کار میگیرند؛ از طریق صدور گروههای تروریستی، بسیج گروههای نیابتی و تأمین مالی فعالیتهای غیرقانونی گسترده.
۳. آنها بهدنبال ارعاب جهان و صدور ایدئولوژی خود به سراسر دنیا هستند.
اما تاکتیک آنها چیست؟ از چه ابزاری برای رسیدن به این اهداف استفاده میکنند؟ بسیار ساده است. نخست، آنها بهدنبال سلاح هستهیی هستند و میخواهند برنامه موشکهای بالستیک خود را گسترش دهند. چرا؟ چون میدانند اگر بتوانند این برنامههای هستهیی را توسعه دهند، نوعی مصونیت برایشان تضمین میشود. بسیار مهم است که هرگز فراموش نکنیم که شما، مقاومت سازمانیافته، همان کسانی بودید که موفق شدید به جهان هشدار دهید و دستیابی آنها به سلاح هستهیی را غیرممکن کنید. این یک اقدام سرنوشتساز بود و معتقدم همه ما باید سپاسگزار باشیم، چرا که این مسئولیتپذیری امروز نقش بسیار مهمی ایفا میکند. اگر آنها امروز سلاح هستهیی ندارند، به این دلیل است که شما تصمیم گرفتید این تلاش برای دستیابی به تسلیحات اتمی را افشا کرده و برای جهانیان برملا سازید.
نکته دوم، و در اینجا میخواهم تجربه شخصی خودم را به اشتراک بگذارم: آنها از توانمندیهای خود در زمینه حملات سایبری، تهدیدات اینترنتی و لجنپراکنی سوءاستفاده میکنند، بهویژه علیه کسانی که برای دفاع از حقوق بنیادین مردم ایران ایستادهاند. این بسیار دشوار و ناعادلانه است، زیرا بدین معناست که شما مجبورید در دو جبهه همزمان بجنگید: یک جبهه برای ترویج و دفاع از آرمانهای مشروع مردم ایران، و جبههای دیگر برای دفاع از خود در برابر اتهامات دروغین. این چالشی بزرگ است که باید آن را در نظر بگیریم.
نکته سوم و تاکتیک دیگری که متأسفانه در اروپا و در سطح جهانی تأثیرگذار بوده، استفاده از ابزار ربودن اتباع خارجی و زندانی کردن آنها برای اعمال فشار، باجخواهی و ارعاب است. من باید اقرار کنم زمانی که نخستوزیر بلژیک بودم، با چنین موقعیتهایی روبهرو شدم. وقتی یکی از هموطنان شما در ایران زندانی است و فشار عمومی شدیدی برای آزادی او وجود دارد، شرایط برای یک نخستوزیر و یک دولت بینهایت دشوار میشود. این ابزاری است که آنها بسیار از آن استفاده میکنند؛ حتی همین امروز که با هم صحبت میکنیم، زندانیان خارجی در ایران هستند و رژیم ملاها از آنها برای فشار، ارعاب و باجخواهی بهره میبرد. اینها سه پایه تاکتیکی آنهاست: سلاح هستهیی، حملات سایبری و اخبار جعلی، و گروگانگیری اتباع خارجی.
نکته بعدی من کاملاً در راستای فرمایشات چند دقیقه پیش شماست، خانم رجوی. معتقدم بسیار مهم است که نهتنها اوضاع را مشاهده کنیم، بلکه درس بگیریم. در سیاست، تکرار نکردن اشتباهات گذشته و پرسیدن این سؤال که «چرا فلان رویکرد جواب نداده و چه چیزی را باید تغییر دهیم» حیاتی است. من چند درس را که به نظرم همه باید با هم بیاموزیم، به اشتراک میگذارم:
اول: سکوت کارساز نیست. این ایده که با سکوت، دیر یا زود معجزهای رخ میدهد و رژیم خودبهخود اصلاح میشود، یک اشتباه و امری عبث است. به همین دلیل، راهپیمایی عظیم دیروز بسیار قدرتمند بود. بهعنوان یک سیاستمدار سابق اروپایی و نخستوزیر سابق، باید بگویم بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم؛ من هیچ حزب یا رهبر سیاسی را در اتحادیه اروپا نمیشناسم که قادر به بسیج چنین جمعیتی باشد. این نشاندهنده نمایندگی مؤثر آرمانهای مردم ایران است.
دوم: سیاست مماشات کارساز نیست. مماشات فقط حس مصونیت را در متجاوز تقویت میکند. دو مثال در این باره: برجام؛ بسیاری از رهبران اروپایی در حمایت از برجام صادق بودند، اما نتیجه چه شد؟ شاهد بودیم که این توافق نه به بهبود وضعیت مردم ایران منجر شد و نه به بهبود روابط منطقهای. مماشات تنها اشتهای متجاوز را برای خشونت بیشتر علیه مردم خود و جهان بازتر میکند. مثال دیگر: برای سالها اتحادیه اروپا در موقعیت سیاسی نبود که سپاه پاسداران را بهعنوان یک سازمان تروریستی معرفی کند، زیرا این تصور وجود داشت که برای بازیگر ژئوپلیتیک بودن، باید کانالهای ارتباطی را حفظ کرد. اما خوشحالم که چند روز پیش تصمیم دیگری گرفته شد که گامی مهم است.
سوم: ما باور نداریم که دخالت نظامی خارجی راهکاری پایدار باشد. نمونههای لیبی، افغانستان و عراق پیش روی ماست. به همین دلیل فکر میکنم شما درست میگویید که هدف، درخواست دخالت نظامی خارجی نیست، چون این رویکرد به نتیجه مثبتی ختم نمیشود.
اما امروز شاهد یک نقطهعطف هستیم. من ده سال عضو شورای اروپا بودم. در روزها و هفتههای اخیر شاهد تغییر هستم. دو مثال: تصمیم اخیر برای تروریستی شناختن سپاه پاسداران یک نقطهعطف است. همچنین شاهدیم که رهبران بیشتری در بالاترین سطوح، از جمله در آلمان، بهوضوح میگویند که روزهای این دیکتاتوری به شماره افتاده است. چند ماه پیش تصور چنین اظهارات علنی از سوی رهبران اروپایی ناممکن بود. این نشان میدهد که تحولات سریعتر از آنچه فکر میکنیم در حال وقوع است. همچنین این یک درس در سطح اروپایی در رابطه با ایران است که به نظر غیرممکن مینمود که بهدلیل تغییر شرایط، یک انتخاب متفاوت داشته باشند.
در نهایت، درباره جایگزین (آلترناتیو) نه جنگ، نه مماشات، نه سکوت؛ پس جایگزین چیست؟ ما در هفتههای اخیر، از جمله خود من در شبکههای اجتماعیام، شاهد تلاش فرزند شاه برای مطرح کردن خود بهعنوان یک جایگزین طبیعی و بدیهی بودهایم. البته ما سادهلوح نیستیم. همه میبینند چه میگذرد: استفاده انبوه و صنعتی از هوش مصنوعی، رباتها و دادهها در شبکههای اجتماعی برای ایجاد یک «تصور» کاذب. اما این تصور، یک توهم است. برای کشورهای دموکراتیک اروپایی بسیار مهم است که در این تله نیفتند و حقیقت را بیان کنند که این یک تلاش برای دستکاری افکار عمومی و به نظر من، تلاشی برای ربودن دوباره آینده مردم ایران است.
من تفاوت بنیادینی بین این تلاش پسر شاه و پیشنهادی که مقاومت سازمانیافته به مردم ایران ارائه میدهد، میبینم. آن تفاوت بنیادین، «دموکراسی» است؛ انتخابات آزاد و منصفانه. شما یک سلاح سیاسی بسیار قدرتمند در دست دارید: طرح ده مادهای.
طرح ده مادهای بهترین دستورالعمل برای گذر از استبداد به دموکراسی است. این یک نقشه راه استوار، منطقی و سرشار از تعهدات بزرگ است:
۱. ایران آزاد و دموکراتیک که مشروعیت قانون اساسی آن از انتخابات میآید.
۲. ایرانی مبتنی بر جدایی دین از دولت.
۳. برابری جنسیتی و نقش پیشتاز زنان در آینده کشور.
۴. استقلال قوه قضاییه برای تضمین عدم تبعیض و برابری همگان در برابر قانون.
ما باید در ماهها و هفتههای آتی این طرح را ترویج کنیم. بسیاری متأسفانه هنوز نمیدانند که طرحی وجود دارد، جایگزینی هست و پیشنهادهای مشخصی برای ایجاد امید در ایران و منطقه وجود دارد.
در پایان، اجازه دهید یک تجربه شخصی را بگویم. سالها پیش که عضو جوانی در شورای محلی شهرداری محل زندگیام در جنوب بروکسل بودم، احترام زیادی برای پیشکسوت خودم که شهردار بود قائل بودم (بعدها خودم شهردار آنجا شدم). او همیشه به من نصیحتی میکرد: «وقتی باید تصمیم دشواری بگیری، دو کار انجام بده: اول، با مخاطبت صادق باش و حقیقت را بگو. دوم، سعی کن منصف و برحق باشی و به ندای قلبت گوش بده. آنچه قلبت میگوید احتمالاً انتخاب درست است».
امروز بیش از هر زمان دیگری باید از خود بپرسیم: قلب ما چه میگوید؟ چه چیزی منصفانه و درست است؟ من شک ندارم: ایران آزاد، آیندهای بهتر و امیدوارکننده برای مردم ایران؛ این هم ممکن است، هم ضروری است و هم منصفانه و درست. این یعنی امید. و امید تنها یک واژه نیست؛ امید یعنی «عمل». سپاسگزارم.
یواخیم روکر
پلتفرم پسر شاه توسط یکی از ناظران دانشگاه هاروارد
بهعنوان «نقشه راهی برای یک حاکمیت نئو فاشیستی» توصیف شده است
من معتقدم که طرح ۱۰ مادهای
برای دوران گذار سازمانیافته به یک جمهوری دموکراتیک، قانونمدار
و مبتنی بر جدایی دین و دولت با تأکید ویژه بر واژه «جمهوری»
یک پلتفرم فوقالعاده است و من طرح بهتری را در صحنه سیاسی نمیشناسم
این طرح بهویژه در زمینه احترام به حقوقبشر، لغو حکم اعدام
و موضوع بسیار حیاتی «نقش پیشتاز زنان» بسیار حائز اهمیت است
هر آنچه من از مواضع شورای ملی مقاومت مطالعه کردهام
در این چارچوب و سنت قرار دارد و صرفاً به همین دلیل شایسته حمایت است
یوآخیم روکر – رئیس شورای حقوقبشر سازمان ملل متحد (۲۰۱۵)، سفیر آلمان در شورای حقوقبشر (۲۰۱۴–۲۰۱۶)
مایه افتخار بزرگی است که به خانم پرزیدنت در برلین خوشآمد بگویم. از شما بابت این سخنرانی بسیار الهامبخش در این شرایط بسیار حساس و جدی سپاسگزارم.
امروز یک اجماع گسترده و تقریباً کامل در جامعه بینالمللی وجود دارد که این رژیم در واقع به پایان راه رسیده است. به گمان من، تظاهرات دیروز در برلین و دیگر نقاط نیز این واقعیت را بهوضوح بازتاب داد. در مورد زوال رژیم، این موضوع در عرصه خارجی و در قبال نیروهای نیابتیاش در کشورهای منطقه کاملاً مشهود است؛ آنها اکنون فراتر از «تضعیفشدن» هستند. اما این زوال بیش از هر کجا در داخل کشور صدق میکند. همانطور که خانم پرزیدنت اشاره کردند و صدراعظم «مرتس» نیز از روزها و هفتههای پایانی رژیم سخن گفتند، این حاکمیت تنها با اعمال خشنی وصفناپذیر میتواند خود را در قدرت نگه دارد.
این وضعیت، این پرسش مبرم را مطرح میکند که: فرآیند تغییر چگونه میتواند با موفقیت انجام شود و پس از آن چه خواهد شد؟ آیا دچار هرج و مرج میشویم یا یک انتقال مسالمتآمیز رقم خواهد خورد؟ آلمان و اتحادیه اروپا اکنون چه وظیفهای دارند؟ میخواهم به چند پاسخ در این زمینه اشاره کنم:
نخست، ما باید بر حقوق بینالملل تکیه کنیم؛ حتی اگر یا دقیقاً به این دلیل که امروزه در همهجا مورد توجه قرار نمیگیرد. باید صراحتاً بگوییم که «تغییر رژیم» تنها میتواند و باید توسط مردم ایران محقق شود و نباید نتیجه مداخله نظامی خارجی باشد. البته این بدان معنا نیست که مفهوم «مسئولیت محافظت» (R۲P) بیاساس است، بلکه به این معناست که شرایط لازم برای اجرای این مفهوم در اینجا فراهم نیست.
دوم، باید درک کنیم که مردم ایران از گروهها و اقلیتهای گوناگونی تشکیل شدهاند؛ همانطور که خانم پرزیدنت نیز بهدرستی تأکید کردند، گروههایی نظیر کردها، بلوچها، عربها و بسیاری دیگر که مجموعاً حدود ۳۵ درصد از جمعیت را شامل میشوند. تمامی این گروهها خواهان تغییر هستند و باید صدایشان شنیده شود و در فرآیندها مشارکت داشته باشند. آنها بخش جداییناپذیر از آن «جرم بحرانی» (Critical Mass) برای سرنگونی رژیم هستند. این وظیفهای بزرگ برای اپوزیسیون ایران در داخل و بهویژه در تبعید است که نهتنها این موضوع را بر زبان بیاورند، بلکه در عمل نیز متحد شده و دست در دست هم حرکت کنند.
به باور من، میتوان از پسر شاه صرفنظر کرد؛ پلتفرم او توسط یکی از ناظران دانشگاه هاروارد بهعنوان «نقشه راهی برای یک حاکمیت نئوفاشیستی» توصیف شده است. اما پرسش اینجاست که کدام پلتفرم شایستگی جایگزینی را دارد؟ من معتقدم که «طرح ۱۰ مادهای» شورای ملی مقاومت برای دوران گذار سازمانیافته به یک جمهوری دموکراتیک، قانونمدار و سکولار ـ با تأکید ویژه بر واژه «جمهوری» ـ یک پلتفرم فوقالعاده است. من طرح بهتری را در صحنه سیاسی نمیشناسم.
این طرح از دیدگاه من، بهویژه در زمینه احترام به حقوقبشر، لغو حکم اعدام و موضوع بسیار حیاتی «نقش پیشتاز زنان»، بسیار حائز اهمیت است؛ دقیقاً در راستای «کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان» (CEDAW) و قطعنامه ۱۳۲۵ شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره «زنان، صلح و امنیت» و قطعنامههای پس از آن. هر آنچه من از مواضع شورای ملی مقاومت مطالعه کردهام، در این چارچوب و سنت قرار دارد و صرفاً به همین دلیل، شایسته حمایت است.
علاوه بر این، جای خرسندی است که شورای حقوقبشر سازمان ملل متحد، مأموریت «هیئت حقیقتیاب» و گزارشگر ویژه را تمدید و گسترش داده است. همچنین مایه خوشوقتی است که مجمع عمومی سازمان ملل متحد بار دیگر تروریسم رژیم را صراحتاً محکوم کرده و برای نخستین بار به «قتلعام سال ۱۹۸۸» اشاره کرده است؛ این یک پیشرفت بسیار مهم است. و البته اقدام اتحادیه اروپا در قرار دادن نام سپاه پاسداران در فهرست تروریستی، هر چند دیرهنگام، اما بسیار بهجا بود.
با این حال، علاوه بر گفتگوی فعال با شورای ملی مقاومت، اقدامات بیشتری باید صورت گیرد. دولت و پارلمان آلمان باید متعهد شوند که در هر گونه مذاکره با رژیم ـ در هر قالبی که باشد ـ «لغو مجازات اعدام» و «آزادی زندانیان سیاسی» را بهعنوان پیششرط هر گونه بهبود در روابط قرار دهند؛ همانطور که پارلمان اروپا نیز بر آن تأکید کرده است. هر اقدامی کمتر از این، در حکم «مماشات» است.
در پایان، ما در آلمان باید با تمام توان برای اجرای «اصل صلاحیت قضایی جهانی» در قبال جنایاتِ تاکنون بیکیفرماندهِ رژیم و همچنین برای انجام تحقیقات ملی بیشتر تلاش کنیم. افزون بر این، ما نیازمند یک مکانیسم بینالمللی برای تحقیقات بیطرفانه، دقیق و شفاف هستیم؛ همانگونه که پروفسور «جاوید رحمان»، گزارشگر ویژه سابق سازمان ملل متحد پیشنهاد دادهاند. از توجه شما بسیار سپاسگزارم.
سفیر رابرت جوزف
مقاومت مشروع در ایران، تغییری بنیادین ایجاد خواهد کرد
که تأثیرات مثبت آن نه تنها در منطقه، بلکه فراتر از آن منعکس خواهد شد
ما باید حق مردم ایران برای سرنگونی آخوندها را بهرسمیت بشناسیم
رابرت جوزف – معاون پیشین وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا در امور کنترل تسلیحات و امنیت بینالمللی
سپاسگزارم. خانم رجوی، از دعوت شما برای حضور در این مراسم و بیش از هر چیز، از رهبری الهامبخش شما در این آرمان بسیار والا، صمیمانه سپاسگزارم. در اواخر سال ۱۹۴۲، هنگامی که جریان جنگ علیه آلمان به نفع متحدان تغییر کرد، وینستون چرچیل در سخنرانی خود آن برهه را «پایانِ آغاز» توصیف کرد. اما در ایرانِ امروز، ما در مرحله «پایانِ آغاز» یا حتی «آغازِ پایان» نیستیم؛ بلکه این مرحله، «پایانِ فرجام» برای دیکتاتوری مذهبی است.
آنچه در ژانویه شاهد بودیم، انقلابی با حضور تمامی بخشهای جامعه ایران بود. برای من، مشاهده رویگرداندن طبقه بازرگان و بازار از رژیم بسیار پرمعنا بود. من پژوهشگر تاریخ عرب هستم و این اتفاق همواره نشانهای گویا از فروپاشی محتوم یک رژیم بوده است. اگر بازار را از دست بدهید، قدرت خود را از دست دادهاید. و من معتقدم که این امر، پایانی بر این رژیم خونریز، فاسد و بیکفایت رقم زده است.
انقلابها فرآیندهایی بسیار پرفراز و نشیب هستند و بهندرت در یک مسیر خطی پیش میروند؛ آنها با دورههایی از بیم و امید شناخته میشوند. بر این باورم که در حال حاضر، در ایرانِ امروز، جستجوی آزادی و شعله امید بیش از هر زمان دیگری نمایان است. اما چرا اطمینان دارم که این پایانِ کارِ رژیم است؟ به دو دلیل:
نخست، مردم ایران؛ قدرت و عزمی که مردم از خود نشان دادهاند و آمادگی آنها برای فداکاریهای بزرگ در راه آینده و آزادیشان. این بهایی است که مردم ایران آماده پرداخت آن هستند. آنها تمام امید خود را به اصلاحات یا تغییرات مسالمتآمیز از دست دادهاند.
دلیل دوم، به صراحت این است که رژیم ملایان، همانطور که خانم رجوی فرمودند، توان تغییر یا اصلاح ندارد. کشتار، دستگیری، شکنجه و اعدام در ذات و «دیانای» این رژیم نهفته است. آنها تنها از طریق این اقدامات وحشیانه زنده ماندهاند. پایان این راه، تنها با سرنگونی رژیم به دست مردم ایران محقق خواهد شد. این انقلابی است «از آنِ مردم» و «توسط مردم» ایران؛ انقلابی که توسط مردم و مقاومت سازمانیافته در داخل کشور هدایت میشود.
این یک «تغییر رژیم» تحمیلشده توسط عوامل یا بازیگران خارجی نیست. اینجا ایرانِ ۱۹۵۳ (۱۳۳۲) یا عراقِ ۲۰۰۳ نیست. بحث بر سر بازگرداندن یک سلطنت فاسد و بیآبرو شده نیست.
مردم ایران آماده گذار به یک جمهوری دموکراتیک هستند. ایران مانند لیبی یک «کشور شکستخورده» نیست؛ ایران ملتی با بیش از ۵۰۰۰ سال قدمت است. مردم آمادهاند تا به این فصل کابوسوار در تاریخ ایرانزمین پایان دهند. آنها خواستار آزادی هستند.
اجازه دهید بخشی از یادداشت روزنامه والاستریت ژورنال را برایتان بخوانم؛ مقالهیی که عنوان آن این است: «تنها معامله با ایران، تغییر رژیم است». این یک تغییر جهتگیری معنادار در سرمقاله والاستریت ژورنال است. در بخشی از آن آمده است: «راه بهتری پیش روی پرزیدنت ترامپ است: به معترضان کمک کنید تا آیتالله و سرکوبگرانش را سرنگون کنند. امید مردم ایران را در هم نشکنید، به آنها اعتمادبهنفس بدهید تا به فشار علیه رژیمی که برای هیچیک از مشکلاتش پاسخی جز گلوله ندارد، ادامه دهند. اگر رژیم ایران سقوط کند، وضعیت کل منطقه بهبود خواهد یافت».
در مورد اقداماتی که میتوانیم انجام دهیم، معتقدم بسیار مهم است که همانطور که دیگر سخنرانان اشاره کردند، عمل کنیم.
ما باید از این ایده حمایت کنیم که مقاومت مشروع در ایران، تغییری بنیادین ایجاد خواهد کرد که تأثیرات مثبت آن نهتنها در منطقه، بلکه فراتر از آن منعکس خواهد شد. ما باید حق مردم ایران برای سرنگونی ملایان را بهرسمیت بشناسیم.
باید گامهای سیاسی برداریم؛ سفارتخانهها را تعطیل کنیم و رژیم را از اروپا بیرون بیاندازیم.
باید تحریمهای اقتصادی شدیدتری وضع کنیم، راه فروش نفت را ببندیم و فعالیتهای بانکی و مالی آنها را در اروپا و فراتر از آن قطع کنیم.
باید اطمینان حاصل کنیم که مردم در داخل کشور به اینترنت دسترسی دارند و ایالات متحده، در صورت نیاز، برای کمک به کسانی که در خیابان هستند اقدام میکند.
من به خوشبینی مفرط مشهور نیستم، اما قلباً باور دارم که ما در یک نقطهعطف بنیادین قرار داریم. آینده برای اپوزیسیون و برای کسانی که دههها بهسختی برای آزادی ایران مبارزه کردهاند، روشن است.
بیایید دعا کنیم که سال آینده در چنین زمانی، بتوانیم بگوییم که حق با ما بود، رژیم رفته است و دموکراسی و حقوقبشر در ایران حکمفرما شده است. با سپاس فراوان از همه شما.
سفیر آندرئاس راینیکه
جهان چشم به عمان و مذاکرات جاری در آنجا دوختهاند
و میپرسند آنجا چه رخ خواهد داد
شما با این مراسم و تظاهرات خود در برلین نشان میدهید
دیدگاههای جایگزینی نیز در این پرسش وجود دارد
کنفرانس امروز و تظاهرات روز شنبه
دستکم یک سیگنال و نماد را ارسال میکند:
جایگزینی وجود دارد و ما از نظر تشکیلاتی توانایی آن را داریم
خانم رئیسجمهور مریم رجوی
من شخصاً بر این باورم که شما با «طرح ۱۰ مادهای» خود
عنصر بسیار مهمی را ارائه کردید که نشان میدهد
میتوانید یک جایگزین ارائه دهید
آندرئاس راینیکه – نماینده ویژه سابق اتحادیه اروپا در روند صلح خاورمیانه، سفیر پیشین آلمان در سوریه و تونس
بسیار سپاسگزارم. در ابتدا میخواهم به برگزار کنندگان این مراسم و همچنین بهدلیل سازماندهی تظاهرات روز شنبه تبریک بگویم.
این کار از آن جهت ارزشمند است که همزمان با مذاکرات عمان، راهکار جایگزینی را نشان داد. طبیعتاً تمام دنیا به دلایلی موجه، چشم به عمان و مذاکرات جاری در آنجا دوختهاند و میپرسند: آنجا چه رخ خواهد داد؟ آیا این مذاکرات به موفقیت ختم خواهد شد یا خیر؟ اما شما با این مراسم و تظاهرات خود نشان میدهید که در واقع دیدگاههای جایگزینی نیز در این پرسش وجود دارد و من معتقدم در این مقطع زمانی، این موضوع بسیار حائز اهمیت است.
درباره مشروعیت رژیم آخوندها سخن بسیار گفته شده است. من فکر میکنم حق با صدراعظم «مرتس» است که میگوید این رژیم به پایان خط رسیده است؛ لذا نمیخواهم آنچه را که پیشتر گفته شده تکرار کنم.
اما پرسش بزرگ این است که واقعاً مسیر پیش رو چگونه خواهد بود؟ ما عناصر مختلفی را شنیدهایم، اما سؤال تعیینکننده این است: اکنون چه باید کرد؟ خانم رئیسجمهور، شما در سخنرانی خود اشاره کردید و دیگران نیز گفتند که در واقع ملت ایران خود توانایی انجام این کار را دارد و نمیخواهد آن را از بیرون به آنها تحمیل کنند. من خودم در سوریه بودم و همواره اوضاع آنجا را تحتنظر داشتم. موقعیت سوریه با ایران قابل مقایسه نبود یا تنها تا حدی شباهت داشت؛ زیرا اسد در ابتدا تا حدی محبوبیت داشت و حتی در شروع انقلاب، اعتراضات نه علیه شخص او، بلکه علیه سیستم بود و بعدها تغییر کرد. با این حال، او به دلایلی که اکنون قصد بحث دربارهشان را نداریم، قادر به انجام هیچ نوع اصلاحاتی نبود. اما ۱۳ سال طول کشید تا او سقوط کند. و این اتفاق زمانی رخ داد که رویدادها ناگهان وضعیتی جایگزین ایجاد کردند؛ بهطوری که او دیگر قادر به دفاع از خود نبود و رژیم فروپاشید.
اگر بخواهیم این را با ایران مقایسه کنیم، چگونه میتوان به این هدف رسید؟ آن رویدادی که موجب تغییری احتمالی در سیستم شود چیست؟ ما شاهد انقلاب بودیم، همانطور که در فیلم نشان دادید؛ وقایعی که از بازاریان شروع شد و سراسر کشور را فرا گرفت. این حرکتها در ابتدا با خشونتبارترین شکل ممکن سرکوب شدند. اما تجربه نشان داده است که تولد امری نو، دوباره از طریق یک رویداد رخ خواهد داد. این رویداد میتواند تصمیمی از سوی رهبری باشد، یا ـ که معمولاً چنین است ـ جرقهای باشد که ناگهان وقایع را دوباره شعلهور سازد. معتقدم بسیار مهم است که همه ما و شما به این درک برسیم که علیرغم میل بسیاری، ممکن است کار به مداخله نظامی بکشد؛ و آنگاه پرسش این است: آیا این همان عنصری است که دیگران را به قیام وامیدارد و ما در آن زمان چه واکنشی نشان خواهیم داد؟
خانم رئیسجمهور، من شخصاً بر این باورم که شما با «طرح ده مادهای» خود، عنصر بسیار مهمی را ارائه کردید که نشان میدهد میتوانید یک جایگزین ارائه دهید. و این مرا به نکته دومم میرساند. ما در سوریه باز هم شاهد بودیم که تعداد زیادی از گروههای اپوزیسیون وجود داشتند. همه آنها در یک مورد همنظر بودند: «اسد باید برود». اما نمیتوانستند بر سر اینکه چه کسی جایگزین او شود، به توافق برسند. سپس ناگهان شخصی مانند شراع ظهور کرد که هیچکس واقعاً روی او حساب نمیکرد، و با کمک حامیان خارجی از کشورهای همسایه به میدان آمد؛ در حالی که هیچکس واقعاً او را قبول نداشت، اما او ناگهان آنجا بود. لذا این پرسش مطرح است: آیا در ایران هم ناگهان کسی ظاهر میشود که ما اصلاً در نظر نداشتهایم، یا اینکه تغییری سازمانیافته رخ خواهد داد؟
به همین دلیل، معتقدم کنفرانس امروز و مراسم دیروز دستکم یک سیگنال و نماد را ارسال میکند: «بله، جایگزینی وجود دارد و ما از نظر تشکیلاتی توانایی آن را داریم». اما نکته حیاتی این خواهد بود که شما به دام مشکل سوریه نیفتید؛ یعنی تعدد بیش از حد جایگزینها. بسیار مهم است که بهسرعت مشخص شود جایگزینی وجود دارد که مورد حمایت بسیاری است. البته ما بحث بزرگی هم داریم: آیا پسر شاه گزینه مناسبی است یا خیر؟ من نمیخواهم به این سؤال پاسخ دهم؛ این وظیفه شما و ملت ایران است. اما معتقدم بسیار مهم است که واقعبینانه فکر کنیم: چگونه میتوان و چگونه باید با این پرسش برخورد کرد؟
برای ملت ایران، که ملتی فوقالعاده با سنتی دیرینه و پیشینه علمی طولانی است، صمیمانه بهترینها را آرزو میکنم. میدانم که شما موفق به ایجاد تغییر خواهید شد. شما برخلاف برخی کشورهای همسایه، توانایی انجام این کار را دارید؛ شما تجربه بزرگی در دموکراسی دارید. برایتان بهترینها را آرزومندم و امیدوارم در روزها، هفتهها و ماههای آینده، ایران به سوی آیندهای بهتر گام بردارد. سپاسگزارم.