728 x 90

اکبر دانشورکار

اکبر دانشورکار
اکبر دانشورکار

بامداد دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ مجاهدان قهرمان محمد تقوی و اکبر دانشور کار در زندان قزلحصار سربدار شدند و به کهکشان شهیدان پیوستند.

علی‌اکبر دانشورکار متولد شهریور ۱۳۴۵ در تهران، مهندس عمران اخراجی، پیک موتوری بود. او در روز ۱۳دی ۱۴۰۲، در منزلش در تهران دستگیر شد. اتهامات او، بغی، اجتماع و تبانی علیه امنیت رژیم مفلوک آخوندی، عضویت در مجاهدین، تخریب اموال ارگان‌های سرکوبگر و غارتگر رژیم اعلام شد و مدت چند ماه در ۲۰۹ تحت بازجویی قرار داشت. در اردیبهشت ۱۴۰۳ به او گفته شد که به بغی، ارتباط و همکاری با سازمان مجاهدین خلق و اجتماع و تبانی علیه رژیم متهم شد.

از اتهامات علی‌اکبر دانشورکار قیام مسلحانه در برابر رژیم جنایتکار آخوندی(بغی) و عضویت در مجاهدین خلق بود که بر علیه نظام، قیام مسلحانه با پرتاب لانچر کرده‌ است. او به اجتماع و تبانی علیه امنیت رژیم متهم شده بود.

 

پیام صوتی مجاهد سر بدار اکبر دانشور‌کار از زندان فشافویه

بعد از شهادت مجاهدان قهرمان بهروز احسانی و مهدی حسنی  ـ ۷ مرداد ۱۴۰۴

بهروز احسانی مهدی حسنی مسیر راهتان پیش روی من است. عزیزانم نیستید که جایتان را پر کرده‌ام همرزمان خوبم می‌دانید پرچمی که در دستان محمد حنیف‌نژاد بود و دست به دست به دستان شما رسید که بر زمین نیفتاده و اکنون در دستان من است!.

دوستان با شرفم بهروز و مهدی نیک می‌دانید و آسوده خیال هستید که تا نفس آخر بر سر موضع جان برکف در راه میهن و هدف، استوار و راسخ رهرو راه حق و حقیقت بدون ذره‌یی کم و کاست. افتخاری‌ست ابدی همبند بودن همراه بودن و هم‌رزم بودن با شما. دوریمان دیری نخواهد پائید و به‌زودی به شما خواهم پیوست! و آنگاه هیچ نیرویی توان جدا کردن ما را نخواهد داشت.

بهمن تاج افکنم خرداد هر دم در کمین (۲بار)

فصل پایان‌بخش استبدادم ای ایران‌زمین

۷ مرداد ۴۰۴ زندان تهران بزرگ تیپ ۲ سالن ۴ - شاهرخ دانشور کار

 

تجدید عهد مجاهد قهرمان اکبر دانشور‌کار پس از بیدادگاه رژیم ـ ۲۸ آبان ۱۴۰۴

رژیم خوب می‌داند که سازمان مجاهدین جدی‌ترین آلترناتیوش هست. آلترناتیوی که دارای رهبری منسجم، دارای برنامه مدون برای پسا سرنگونی دیکتاتور، دارای ارتش آزادیبخش، عضو اصلی شورای ملی مقاومت، دارای اعضایی کاربلد، فداکار، پر تلاش و دست از همه چیز شسته و دارای روابط خوب دیپلماتیک با جهان است. رژیم و موج سواران و بی‌عملان اپوزیسیون نما، سال‌ها بر علیه مجاهدین شیطان‌سازی و لجن‌پراکنی کرده‌اند اما اکنون شاهد اقبال روزافزون به سازمان مجاهدین در میان توده‌ها است. پس رژیم برای مرعوب کردن و ترساندن توده‌ها، نیاز دارد تا دست به اعدام بزند. مجاهدین توانایی سازماندهی را دارند و رژیم از این می‌ترسد. با این احکام اعدام که در یک روند کاملاً غیرشفاف و ناعادلانه، صادر می‌شود، به اعتراف صریح افشاری در نامه‌یی به وزارت دفاع داده، قصد بالا بردن هزینه برای کانون‌های شورشی و مجاهدین را دارد. هیهات من الذله.

مگر ما وقتی قدم در این راه گذاشتیم، از اعدام خبری نبود؟ همه ما، دانسته و جان برکف و استوار، آغاز کردیم و شک ندارم که با اعدام من، نه تنها خللی در عزم و اراده کانون‌های شورشی ایجاد نمی‌شود، بلکه، هم بر اراده و هم بر تعداد آنان افزوده می. شود. من ادامه براندازان و شورشگران ۴۰۱، جان بر کفان ۹۸ اسطوره‌های مبارزه قهرآمیز ۹۶ و سربداران سر موضع دهه۶۰ هستم. من و ما، سالهاست که به براندازی رسیده‌ایم و دست از مبارزه خشونت پرهیز کشیده‌ایم.

پرسش این است که چرا مبارزه باید قهرآمیز و آتشین باشد؟ خرداد ۶۰ تظاهرات نیم میلیون نفری بدون خشونت، با کشتار خمینی دجال سرکوب شد.

خواسته و اعتراض مدنی دانشجویان در تیر ۷۸، با پرتاب دانشجویان از بام و کشتار معترضان در خیابان پاسخ داده شد. اعتراض مدنی «رای من کو» با قتل معترضان روبه‌رو شد. در همه این اعتراضات، سرکوب با استفاده از سلاح جنگی بود و در مقابل، سلاح مردم فقط مشتهای گره کرده بود و حنجره‌هایی که فریاد می‌کشید.

در قیامهای دی ۹۶آبان ۹۸ و قیام ۴۰۱، دشمن ایران و ایرانی به سرکردگی خامنه‌ای، باز هم به روی مردم سلاح جنگی کشید، نتیجه‌گیری ساده است: دیکتاتور گوش شنوا ندارد و راه‌حلش برای هر نوع اعتراض، سرکوب است و کشتار و حبس و اعدام. ما همه نوع روش برای بیان خواسته‌هایمان آزمایش کرده‌ایم. از راهپیمایی سکوت تا تحریم انتخابات تا مبارزه مدنی و خشونت پرهیز تا انتخاب بین بد و بدتر تا شعار شبانه و و وو در این سال‌ها خواسته‌ها پاسخ داده نشده و روی هم انباشت شده است. رژیم هر بار با سرکوب و خشونت دیوانه‌وار نشان داده که انتظار تغییر از او امیدی واهی است و راهی جز سرنگون کردنش باقی نمانده است، آن هم با مبارزه قهرآمیز.

من یکی از هزاران هزار ایرانی عاشق میهن هستم که هم‌چون هم رزمانم به‌دنبال احقاق حق هم میهنانم هستم. اگر مبارزه من با پلیدی، با تمامیت خواهی، با ظلم، و با ارتجاع، با حکومت فردی و با استبداد دینی را مبارزه مسلحانه قلمداد می‌کنند و به اتهام سر فرازانه بغی، حکم اعدام می‌دهند، باکی نیست. من با ایمان به این‌که، مبارزات سازمان‌یافته برای پیاده سازی طرح ده ماده‌ای خواهر مریم رجوی، در جنگ با رژیم منحوس ولایت فقیه، پیروز نهایی است، با دل و جان، بدون هراس و افسوس از قربانی شدن برای مردمم و کشورم، آماده پرداخت قیمت این پیروزی هستم. اگر برای من این سرنوشت رقم بخورد که در فدای ۱۰۰درصدی، جانم را تقدیم آزادی و تضمین اینده فرزندان کشورم کنم، زیباتر از این، چه می‌تواند باشد؟ قرار گرفتن نامم، در کنار نام بزرگانی که اسطوره‌های حفظ و بقای ایران بوده‌اند و جان عزیزشان را برای وطن پیشکش کرده‌اند، چه افتخاری بالاتر از این می‌تواند باشد؟

پیروز باد جمهوری دموکراتیک ایران

پرتوان باد رزم ارتش آزادیبخش ایران

پاینده باد سازمان مجاهدی خلق ایران

زنده باد ایران و ایرانیان

 

 

سروده‌ای با صدای مجاهد قهرمان اکبر دانشورکار ـ اوین، ۶اسفند ۱۴۰۳

مجاهدم سرافراز پایاب!

مبارز در پی آزادی بیتاب!

شیری دلاورم بی‌باک!

شمشیری در دست پر تب و تاب!

شب شکن، پیشرو، پیشتاز، بر علیه ظالمان مروج خواب!

تکیه بر سردارانی دارم! بخون خفته، جاودان، در خوناب!

رودم! خروشان، جاری، ساکن نیستم منفعل چون مرداب!

اقیانوسم، دریاچه نیستم، که محصور بمانم در قاب!

بلندکوهی استوار، هم‌چو دماوند کمیاب!

برگ سبزم! بس خرم! همیشه هر جا شاداب!

موجی، سیلی خروشانم، مثل دریایی پر تاب!

خاکم، درخشان و نورانی، هم‌چو الماسی خالص، ناب!

ستاره‌ام در اوج آسمان، گرم هم‌چو آفتاب!

خواهی چون ولی همراه شو با مجاهد، تا شوی کامیاب!

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/eef9ef6b-c3ca-4c3c-b406-40311f4de3d3"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات