728 x 90

اعتراف‌های جنجالی عراقچی درباره جنگ ۴۰ روزه؛ موج حملات رسانه‌های حکومتی و باندهای رژیم علیه او

مصاحبه عراقچی درباره وقایع جنگ ۴۰ روزه
مصاحبه عراقچی درباره وقایع جنگ ۴۰ روزه

مصاحبه عراقچی درباره وقایع جنگ ۴۰ روزه

انتخاب رهبری به دنیا پیام خیلی مهمی فرستاد که به‌رغم جنگ

تغییری در سیاست‌ها و در اصول به‌وجود نیامده و نخواهد آمد و این خیلی مهم بود

یک خامنه‌ای پیر را برداشتی یک خامنه‌ای جوان به‌اصطلاح جایگزین شد

 

بعضی از تحلیل‌های ما اشتباه بود

این‌که فشارهای اقتصادی می‌تواند منجر به نارضایتی‌های اجتماعی بشود را همه می‌دانستند

ولی ابعادش و سرعت انتشارش شاید به این شکل پیش‌بینی نشده بود

 

سؤال: ارتباط با آقا مجتبی چه جوری بود اصلاً او را دیدید؟

عراقچی: تو این دوره که ندیدم.

چی شد که دوباره جنگ شد که یعنی ما پیش خودمون گفتیم که دیگه آقای عراقچی بالاخره خاستگاه سپاهی دارد جنگیده حالا ترسی از جنگ ندارد و خب یه سابقه سی چهل ساله دیپلماتیک دارد پس با دست‌فرمون شما بریم دست‌فرمون شما دوباره رسوند به جنگ.

عراقچی: اولاً دست‌فرمان من نبود یک تصمیمی در طرف مقابل بود که به یه سری اهدافی در ارتباط با ایران برسه و ما تلاش داشتیم که این دست‌فرمون طرف مقابل رو به سمت کار غیر از جنگ ببریم... وقتی طرف مقابل دید از طریق مذاکره به خواسته‌اش نمی‌رسد سراغ جنگ رفت نه این‌که مذاکره منجر به جنگ شد ایستادگی ما بر مواضعمون و این‌که حاضر نشدیم پشت میز مذاکره چیزهایی رو که اون می‌خواهد بهش بدیم باعث شد که اون راه سخت‌تر رو انتخاب بکند... . ما در جنگ چهل روزه غافلگیری نشدیم ولی غافلگیری‌های تاکتیکی داشتیم یعنی به‌لحاظ راهبردی به‌لحاظ مقابله با دشمن و توانایی مقابله و تاب‌آوری نظامی و دفاعی در مقابل دشمن کاملاً آماده بودیم غافلگیر هم نشدیم کما این‌که دو ساعت بعد شروع کردیم به زدن ولی در محافظت از خودمون به‌اصطلاح مسئولان‌مان به نظرم یه مقدار غافلگیری هم اگر رخ داد اینجا بود.

 

عراقچی: قبل از جنگ ما جلسات متعدد داشتیم در شورای عالی تمام سناریوها بررسی شد که مثلاً حالا دیگر اینا رو باید بگویم دیگر مثلاً اگر آمریکا تنها زد و رژیم مشارکت نکرد چیکار بکنیم اگر دو تایی با هم زدند چیکار بکنیم اگر مثلاً اهداف‌شان به اهداف نظامی محدود ماند و شهرها رو نزدند هر کدام از اینها چیکار بکنیم اگر فراتر رفت اگر سراغ زیرساخت‌ها رفتند چیکار بکنیم و یه سناریو بود که اون آخر آخر بود که اگر رهبری رو زدند چیکار می‌کنیم.

موگویی: پس این پیش‌بینی بود.

عراقچی: حتی کد داشت.

موگویی: یعنی چی؟

عراقچی: مثلا کد فلان اگر اتفاق افتاد باید چیکار بکنیم تو جلسات یعنی از این جهت که تو جلسه کسی دلش نمی‌آمد اینو بگوید که مثلاً رهبری، حتی گفتنش هم سخت بود کد داشت کد ۱۱۰ می‌گفت همه می‌دانستند کد ۱۱۰ منظور چیه اگر کد ۱۱۰ شد ما این کار رو می‌کنیم نوشته شده بود و تصویب شده بود و خود حضرت آقا دیده بودند و تأیید کرده بودند برای همین بود بلافاصله شروع شد و خیلی هم منظم و سازماندهی شده شروع شد اصلاً ما غافلگیر نشدیم اصلاً برای همه چی آمادگی داشتیم بله مذاکره رو هم به‌عنوان یه ابزار استفاده کردیم اگر عمل می‌کرد می‌کرد نمی‌کرد.

موگویی: من یه بار از آقای لاریجانی برج فکر کنم هفت پرسیدم گفتم که حالا اگر آقا رو بزنند چی می‌شود حالا یه جوابی داد دوباره پرسیدم گفت آقای موگویی بس کن دیگر یعنی یه تشری به من زد که دیگر اصلاً حرفشو نزن.

عراقچی: حرف زدنش هم سخت بود برای همین می‌گویم اصلاً کد داشت خودشو نمی‌گفتیم اون کدو می‌گفتیم که همه می‌دانستند منظور چیه...

موگویی: ارتباط‌تون با آقا مجتبی چه جوری بود شما اصلاً دیدید ایشان رو؟

عراقچی: من نه هیچوقت.

موگویی: تا الآن ندیدید؟

عراقچی: تو این دوره که ندیدم فکر نمی‌کنم یعنی غیر از این‌که چند نفر معدودی دیده باشند قبل از این هم نه متأسفانه من.

موگویی: یعنی هیچ ارتباطی نداشتید؟

عراقچی: نه.

موگویی: یعنی هیچ شناختی هم نداشتید؟

عراقچی: حالا دورا دور چرا از اونچه که از دیگران شنیدم ولی خودم برخوردی نداشتم یک چند باری هم تو بعضی از مجالس ایشنو از دور دیدم ولی این‌که با هم گفتگویی داشته باشیم.

موگویی: نه اونو من هم دیدم تو نمایشگاه کتاب دیدم تصورتان بود که ایشان رو مجلس خبرگان انتخاب کنند.

عراقچی: خب ایشان همیشه به‌عنوان یکی از کاندیداها مطرح بودند یکی از افراد حالا نگوییم کاندیدا به‌اصطلاح شایسته این پست، تشخیص خب با مجلس خبرگان است آنچه که برای ما خیلی خوب از کار درآمد این بود که به دنیا پیام خیلی مهمی فرستاد به‌رغم جنگ و به‌رغم همه این‌ها تغییری در سیاست‌ها و در اصول و آرمان‌های جمهوری اسلامی به‌وجود نیامده و نخواهد آمد و این خیلی مهم بود که این پیام برود برای آمریکایی‌ها و تعبیری که خود آنها استفاده کردند برای تمسخر ترامپ این بود که خب تو چیکار کردی، خامنه‌ای جوان شد خامنه‌ای جوان شد یه خامنه‌ای پیر رو برداشتی یک خامنه‌ای جوان به‌اصطلاح جایگزین شد کار دیگر هم که نتونستی بکنی تنگه هرمزم که باز بود که تو حالا به‌اصطلاح به‌خاطر تو بسته شد موادم که نتونستی دسترسی پیدا بکنی خب جز این‌که بالاخره یه تعدادی رو کشتی و یه ساختمان‌ها و جایی رو خراب کردی چه دستاوردی داشتی و این واقعاً مانده هم‌چنان برای ترامپ که هیچ دستاوردی رو نمی‌تواند معرفی بکند... .

عراقچی: مقامات اقلیم و شخص سودانی به من اطمینان دادند که هرگز نمی‌گذارند این کار رخ بده و گفتند که ما کنترل می‌کنیم این‌ها رو و اجازه نمی‌دهیم ترکیه نقش مؤثری ایفا کرد هم با آمریکایی‌ها صحبت کرد هم مواضع بسیار محکمی در این رابطه گرفت مجموعه‌‌ای از تلاش‌ها باعث شد که این توطئه ناکام بماند ولی منظورم این است که اینا برنامه‌ریزی کرده بودند هم برای تجزیه ایران حالا معروف است که اون حالا دیگر اصلاً از نیم و ربع و اینها هم گذشته دیگر اون جوجه

موگویی: پهلوی

عراقچی: آره بعداً معلوم شد که در سفر به اسراییل توافق کرده سر تجزیه ایران گفته باشه اطرافش مال شما اون منطقه مرکزی‌اش را مثلاً من بشوم شاه یعنی برنامه‌هایش را ریخته بودند برای تجزیه ایران برای سقوط نظام برای آشوب‌های داخلی...

موگویی: این ریسک دارد ما این را یه بار تو جنگ تحمیلی سال ۶۶ امتحان کردیم خوردیم دیوار، ۶۶ قطعنامه ۵۹۸ اگر قبول می‌کردیم بهتر بود.

عراقچی: حالا من دارم بهت می‌گویم این را...

موگویی: ولی گذاشتیم ۶۷ قبول کردیم.

عراقچی: این را دارم می‌گویم به نظر من ما تو دو هفته اول جنگ دست‌آوردهای راهبردیمان تکمیل شد حالا

موگویی: یعنی فهمیدن جمع شدنی نیست جمهوری اسلامی...

عراقچی: آتش‌بس را اگر مثلاً بنشینیم حساب بکنیم دیگر اگر ده روز زودتر کرده بودیم به نظر من دست‌آوردهای ما هم‌چنان سر جایش بود ولی لاریجانی رو داشتیم خطیب را داشتیم عسلویه رو داشتیم فولاد مبارکه رو داشتیم خب حالا شما می‌گویی اون نقطه‌ای که آتش‌بس کردیم اگر ادامه می‌دادیم دست‌آوردهایمان بیشتر می‌شود.

موگویی: یعنی شما می‌گویی به جای روز چهلم حتی نظرتان است که روز مثلاً بیست و هفتم بیست و هشتم هم اگر آتش می‌کردیم بد نبود.

عراقچی: حالا اینا در تئوری دارم می‌گویم دیگر آره اگر بنشینیم دقیق بنویسیم رو کاغذ شاید بگوییم بیست و هشتم نه سی‌ام شاید بگوییم سی‌ام نه روز سی و پنجم جنگ ولی بنشینیم حساب کتاب ببین راجع به سرنوشت یه کشور دارید تصمیم می‌گیرید اگر و مگر ندارد که نمی‌توانی قمار بکنی با سرنوشت کشور با جان مردم باید محاسبه دقیق بکنی آیا من از این لحظه بیشتر بجنگم دست‌آوردهای بیشتری خواهم داشت در مذاکره قوی‌تر خواهم بود یا خسارت‌های بیشتری خواهم داشت در مذاکره ضعیف‌تر خواهم شد اگر من مثلاً زیرساخت هایم به نقطه‌ای برسد که لنگ فرض کن که برق مردم باشم گاز مردم باشم فلان باشم اون موقع می‌توانم قوی‌تر تو میدان مذاکره حاضر بشوم نه اگر خدایی نکرده چه می‌دانم سرمایه اجتماعی من یه خدشه‌ای بهش وارد بشود حالا یه تعابیری نمی‌خواهم اینجا به کار ببرم یه مشکلاتی ایجاد بکنیم ابهت‌مان یک هو بشکنه اون موقع برویم تو مذاکره فایده ندارد بنابراین تشخیص نقطه مذاکره خیلی کار...

موگویی: من شنیدم که از دولت تهدید استعفا بوده از سمت شما مثلاً...

عراقچی: من؟ من نه هیچ موقع، نه من اتفاقاً تو سیاست خارجی وضع من خوب بود من با کشورهای خلیج‌فارس مشکل داشتیم چیز می‌کردیم ولی جنگ سیاست خارجی ما رو به نقطه‌ای رسانده بود که ما پرچم‌مان بالا بود ولی تو مسائل معیشتی خب یه خرده سخت بود استعفا هم کسی خدا وکیلی نکرد.

موگویی: حالا آتش‌بس را رد کنیم ولش کنید آتش‌بس پس با نظر آقا مجتبی است دیگر.

عراقچی: ببینید اون روزها ارتباط با ایشان به‌شدت سخت بود و ارتباط ما با کسانی بود که رابط بودند و مسائل از اون طریق منتقل شده بود.

 

شعله کشیدن جنگ گرگ‌ها پس از مصاحبه عراقچی

سرمقاله روزنامه سپاه پاسداران

گفتگوی عراقچی با یک مستندساز از آن دست کار‌هایی است

که کاش انجام نمی‌شد و هرگز در آینده هم انجام نشود

روزنامه سپاه پاسداران در سرمقاله خود به عراقچی گوشزد کرد، حالا وقت گفتگو‌های اینچنینی نیست. گفتگوی عراقچی با یک مستندساز از آن دست کار‌هایی است که کاش انجام نمی‌شد و هرگز در آینده هم انجام نشود. این‌گونه گفتگو‌ها در دل جنگ فقط دشمن را آگاه می‌کند. در این مستند، استدلال‌ها ضعیف و موارد اختلاف‌انگیز آن فراوان است.

روزنامه سپاه پاسداران افزود: تظاهر مصاحبه‌گر به دانستن برخی چیز‌ها و پرسش‌هایی که برای افشاگری بیشتر می‌کند، تأسف‌آور است. پاسخ‌های عراقچی نیز کم‌وبیش. چطور ممکن است یک دیپلمات ناگهان سفره‌ٔ دلش را مثل یک راوی داستان‌های مگو برای یک مستندساز باز کند!

 

کیهان ولایت

عراقچی دقت ندارد بر مبنای انگاره او اگر کوتاه می‌آمدیم

همه کشته‌ها زنده بودند فقط باید تسلیم می‌شدیم!


کیهان ولایت با تیتر «انگاره خطرناک» نوشت: عراقچی می‌گوید اگر آتش‌بس را ۱۰ روز زودتر پذیرفته بودیم، الآن لاریجانی، خطیب، عسلویه و فولاد مبارکه را داشتیم، این انگاره، ذاتا تهدیدآفرین و محرّک دشمن برای جنایت است. عراقچی دقت ندارد بر مبنای انگاره او، اگر کوتاه می‌آمدیم، همه کشته‌ها زنده بودند، فقط باید تسلیم می‌شدیم!
این منبع می‌نویسد: آیا پزشکیان موافق مذاکره نبود که مورد بمباران قرار گرفت؟ لاریجانی چطور؟ در کدام مذاکره متعادل، طرف را ترور می‌کنند؟ ما در حال اجرای تفاهم‌نامه خاتمه جنگ بودیم که با عهدشکنی دشمن مواجه شدیم. بلافاصله پس از اعلام آتش‌بس و شتاب عراقچی برای اعلام بازگشایی تنگه، ترامپ ضمن نقض آتش‌بس، محاصره دریایی را اعلام کرد و متعرض کشتی‌های ایران شد.

 

روزنامه حکومتی نوبنیاد

عراقچی اذعان می‌کند توان نابودی کامل آمریکا را نداریم

باید با مذاکره جنگ را به پایان برسانیم

این تصور بسیار دردناک هم‌چنان در دستگاه دیپلماسی ایران وجود دارد

که پذیرفتن آتش‌بس از دارایی‌های ایران حفاظت خواهد کرد

روزنامه حکومتی نوبنیاد رژیم نزدیک به باند پایداری زیر عنوان «جهان موازی عراقچی» نوشت: سخنان وزیر امور خارجه در یک برنامه مشکوک اینترنتی، فاصله دستگاه دیپلماسی با واقعیات جنگ و مذاکره را نشان داد. از یک سو، عراقچی از محاسبه دشمن درباره تضعیف بازدارندگی منطقه‌‌ای ایران سخن می‌گوید و از سوی دیگر، مذاکره را راهی برای جلوگیری از جنگ معرفی می‌کند؛ در حالی که ایران در میانه مذاکرات هدف حمله قرار گرفت. عراقچی اذعان می‌کند وقتی دست برتر را داریم و توان نابودی کامل آمریکا را نداریم باید با مذاکره جنگ را به پایان برسانیم. این تصور بسیار دردناک هم‌چنان در دستگاه دیپلماسی ایران وجود دارد که پذیرفتن آتش‌بس از دارایی‌های ایران حفاظت خواهد کرد. مگر با آمریکا تفاهم‌نامه امضا نکردیم؟ پیش از آن که یک ماه از عمر تفاهم‌نامه بگذرد، حتی خیلی راحت‌تر جنگ زیرساختی را آغاز کردند.

 

رجانیوز سعید جلیلی

افشای این اطلاعات از سوی عراقچی درست نیست

و سبب تکمیل شدن بانک اطلاعاتی دشمنان می‌شود

رجانیوز نزدیک به سعید جلیلی، مصاحبه با عراقچی که در آن از اختفای سرکردگان نظامی صحبت شده بود را زیر سؤال برد و نوشت: فارغ از این‌که افشای این اطلاعات از سوی عراقچی درست نیست و سبب تکمیل شدن بانک اطلاعاتی دشمنان می‌شود و برنامه‌سازان در تدوین نهایی باید این مورد را لحاظ می‌کردند، با این حال اظهارنظر عجیب مجری برنامه که آدرس دقیق از محل رفت و آمد فرماندهان می‌دهد، جای سؤال دارد. مجری برنامه مدعی است دشمن اطلاعات این تونل‌ها را دارد و حتی به یکی از این تونل‌ها حمله کرده، آیا این دلیل می‌شود که مجری بگوید حضور فرماندهان در این دو تونل بسیار است؟ اصلاً چرا باید یک مجری از محل دقیق اختفای فرماندهان اطلاع داشته باشد؟

مجری گفته: یک تونل در انتهای خیابان پیروزی است و تونل دیگر در دربند است که فرماندهان بسیار به آنجا رفت و آمد دارند.

 

روزنامه حکومتی سازندگی

عراقچی از یک حفره امنیتی که باعث بمباران بیت شد سخن می‌گوید و

تأکید دارد که این حفره هنوز هم از بین نرفته است

روزنامه حکومتی سازندگی درباره مصاحبه عراقچی نوشت: او از یک حفره امنیتی که باعث بمباران بیت رهبری و ترور رهبر شهید شد، سخن می‌گوید و تأکید دارد که این حفره هنوز هم از بین نرفته است. به‌طوری‌که فقط در نفوذ و گرفتن اطلاعات، فعال نیست، بلکه در جهت‌گیری تصمیم‌ها و جهت‌دهی به فضای روانی ما نیز فعالیت می‌کند.

اکنون اظهارات عراقچی مجموعه هشدارها را وارد مرحله تازه‌‌ای کرده است. اگر تا پیش از این بیشتر اظهارنظرها درباره نفوذ بر انتقال اطلاعات، شناسایی عوامل موساد یا ضعف‌های حفاظتی متمرکز بود، وزیر امور خارجه از سطح دیگر و از «حفره‌ای» می‌گوید که ممکن است علاوه بر انتقال اطلاعات بر جهت‌گیری تصمیم‌ها نیز اثر گذاشته باشد و همین تفاوت، اظهارات او را به یکی از مهم‌ترین مواضع رسمی ماه‌های اخیر تبدیل می‌کند.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/6eb0fd75-bdc4-4427-a21f-b3e53d5985df"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات