728 x 90

آخوند جنایتکار موسوی تبریزی از وحشی‌ترین دژخیمان ولایت فقیه معروف به جلاد تبریز و قاتل خونخوار مجاهدین مُرد

آخوند جنایتکار موسوی تبریزی
آخوند جنایتکار موسوی تبریزی

آخوند جنایتکار موسوی تبریزی از وحشی‌ترین دژخیمان ولایت فقیه معروف به جلاد تبریز و قاتل خونخوار مجاهدین به‌عنوان دادستان کل خمینی در سالهای ۶۰ تا ۶۲، روز یکشنبه ۲۳ فروردین در ۷۹ سالگی مرد.

این جلاد که توسط خمینی به‌عنوان رئیس کل بیدادگاههای ضدانقلابی رژیم در آذربایجان منصوب شده بود، در سرکوب هر گونه آزادیخواهی و مخالفت با انحصارطلبی خمینی و در کشتار مجاهدین در سال ۶۰ جنایات بیشماری مرتکب شد. شکنجه‌ها و جنایتهای او که زبان‌زد همه مردم بود آن‌قدر مورد پسند خمینی وارد شد که در پایان تابستان ۱۳۶۰ او را از تبریز به تهران برد و به مقام دادستانی کل کشور ارتقا داد تا در سراسر ایران سرمشق جنایتکاران باشد. از عجایب روزگار این‌که بعداً همین جانور درنده به یک اصلاح‌طلب دو آتشه تبدیل شد تا خود را سفیدسازی کند.

دژخیم موسوی تبریزی در عملکرد وحشیانه‌اش در محاکمات چند دقیقه‌ای و بدون وکیل، اعدام‌های جمعی (مثل ۵۹نفر در تبریز در خرداد ۱۳۶۲)، حضور شخصی و کابل به دست در شکنجه زندانیان و رذیلانه‌ترین رفتار با زندانیان مجاهد و مبارز زن شناخته می‌شود.

خمینی ملعون پس از هلاکت قدوسی در شهریور ۱۳۶۰ آخوند موسوی تبریزی را به‌خاطر شقاوت کینه حیوانی او نسبت به مجاهدین او را به تهران فراخواند و پست دادستانی کل ارتجاع را با اختیارات ویژه به او واگذار کرد.

با حضور او در موضع دادستان کل فضای سرکوب و شکنجه و آدم‌ربایی و توطئه تشدید شد. خودش می‌گوید: «خدمت حضرت امام رسیدم. ایشان با یک حالت تأثری فرمودند: «یک کاری کنید لااقل آقای خامنه‌ای پنج ـ شش ماه در ریاست جمهور بماند». من هم با حالت شوخی عرض کردم: «آقا! داریم ریشه را می‌خشکانیم. ان‌شاءالله دیگر کاری نمی‌توانند انجام دهند».

آخوند جلاد موسوی تبریزی درباره اعدام و کشتار وحشیانه مجاهدین و آزادیخواهان می‌گفت: اسیرش را باید کشت، زخمی‌اش را باید زخمی‌تر کرد که کشته شود. هر کس در برابر نظام بایستد، حکمش اعدام است.

 

این جلاد، اعدامها را «حل مشکل کمبود جا در زندان» می‌دانست و در قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ نیز نقش هماهنگی داشت.

 

یکی از جنایتهای بیشمار دژخیم موسوی تبریزی جلاد خمینی در مقام رئیس کل دادگاههای ضد انقلاب در آذربایجان در تابستان سال ۶۰، شکنجه‌های حیرت‌آور خواهر مجاهد ثریا ابوالفتحی بود که در تبریز و دیگر شهرهای میهنمان زبان‌زد عموم مردم بود.

به قسمتی از صدای سردار خیابانی درباره شهیدان سال ۶۰ از جمله ثریا ابوالفتحی توجه کنید:
این شهدا را حتی لحظه‌ای هم فراموش نکنید. خواهران و برادران خود یا فرزندانتان را یا مادران و پدرانتان را و یا همسرانتان را که به‌دست این جانی خون‌آشام شهید شده‌اند حتی یک لحظه هم فراموش نکنید و راه و آرمان آنها را نیز لحظه‌ای از یاد نبرید. آنها حق و دین بزرگی به گردن ما دارند و ما باید تمام عشق و علاقه‌ای را که بدانها داشتیم به آتش سوزان و شعله‌ور خشم و کینه‌ای مقدس و انقلابی علیه دار و دسته منفور و شب‌پرست خمینی جلاد تبدیل کرده و انتقام عزیزانمان را از این اوباش بگیریم و روزگار این دار و دسته پلید را هر روز تاریکتر و سیاهتر کنیم و به راه و آرمان شهیدانمان تحقق بخشیم. شهیدان ما، یاران و همرزمان شهید ما که به عرش ابدیت عروج کرده و از دروازه‌های نور و رستگاری گذشته‌اند و آسمان خونبار میهن ما را ستاره‌باران کرده‌اند هرگز نمی‌میرند. آنها در وجود تک‌تک ما زنده‌اند و ما به راه و آرمان آنها وفاداریم و نباید در پیمودن این راه، تا قلههای رفیع پیروزی حتی لحظه‌ای درنگ و توقف کنیم. بلی شهیدانمان را فراموش نکنید و همین‌طور یاران و همرزمان اسیر و زندانیمان را که در شکنجه‌گاه‌های دژخیمان پست و پلید خمینی گرفتارند و شورانگیزترین صحنه‌های مقاومت را خلق می‌کنند. راستی نمی‌دانم از شکنجه‌گاه‌های شکنجه‌گران خمینی چه می‌دانید؟ و نمی‌دانید که چه مقاومتهای اعجاب‌انگیزی که خواهران و برادران ما در برابر این پلیدترین پلیدان (تپق) تاریخ از خود نشان می‌دهند. راستی بدین معدود انگشت‌شمار عناصر ضعیف و زبون و نادم و خائن که خود را به دشمن فروخته و وسیلهٔ تبلیغاتی و جنگ روانی دشمن علیه سازمان و انقلاب شده‌اند هیچ اعتنانی نکنید. اینها واقعاً بسیار ناچیزتر و حقیرتر از آن هستند که در برابر حماسه‌آفرینی‌های بچه‌های ما قابل کمترین اعتنایی باشند. ضمن صحبت گفتم که هنوز زود است که درباره عظمت رزم و مقاومت و حماسه‌ای که بچه‌های ما آفریده‌اند سخن گفته شود. اتفاقاً چند روز پیش من نامهای را که خواهر شهیدمان ثریا ابوالفتحی پیش از اعدامش از زندان تبریز برای همسرش نوشته بود خواندم، واقعاً نامهٔ تکان دهنده‌ای بود و مرا به‌شدت تحت تأثیر قرار داد. البته از این نمونه‌ها زیاد داریم. بعد از خواندن این نامه من با خود فکر می‌کردم که آیا واقعاً در طول تاریخ از نهضت ها و حرکتهای انبیا و اولیا که بگذریم جنبش و حرکت و انقلابی به عمق و عظمت حرکت مجاهدین پدید آمده است؟ حرکتی در این حد از آگاهی و ایثار و صمیمت و صداقت انقلابی و در این حد از خصیصه و جنبهٔ اعتقادی و ایدئولوژیک؟ بهرحال در برابر این حماسه عظیم و شکوهمند که به‌دست و همت بچه‌های ما خلق می‌شود آن معدود عناصر خودفروخته که دشمن می‌کوشد تا آنها را بزرگ کند بسیار حقیرتر و ناچیزتر از آنند که اصلاً بحساب آید و بچه‌ها با این نمونه‌ها و با این جریان عظیم در یک چیز هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید
در آنموقع این آیات سوره ابراهیم برای ما بسیار معنی داشت که خداوند ضمن آن یک پدیده و جریان پاک و بالنده را به درخت پاکیزه‌ای تشبیه می‌کند که ریشه آن در زمین محکم و شاخ و برگش در هواست و هر زمان بار و ثمر خود را می‌دهد. در حالیکه پدیده‌های ناپاک و زیانبار هم‌چون درخت خبیث و بی‌فایده‌ای است که از روی زمین کنده شده و هیچ پایه و پایگاه و قراری نخواهد داشت. أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِت وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاء، تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَیَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ، وَمَثلُ کَلِمَةٍ خَبِیثَةٍ کَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الأَرْضِ و مَا لَهَا مِن قَرَارٍ.

 

آخوند جنایتکار موسوی تبریزی مُرد

آخوند جنایتکار موسوی تبریزی مُرد

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/d3ae4446-5292-4133-a6ca-22bc3fb46232"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات