روزنامه حکومتی مردمسالاری ۱۴ نوشت: به نظر ساده میآید که نان آور یک خانواده ۱۸ماه با دست خالی به خانهاش برود و در پاسخ به چشمهای نگران و شکمهای خالی زن و فرزندش، از وعدههای مسئولان سخن بگوید. اما با کمال تأسف این اتفاق میافتد و چنان روزگار به این انسانها تنگ میشود که به تهران میآیند و مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع میکنند تا شاید نمایندگان حاضر در خانه ملت چارهجویی کنند. این کارگران مقابل در شمالی مجلس پارچه نوشتهای نصب کردهاند که بر روی آن نوشته شده بود ما کارگران کارخانه "آونگان اراک" ۱۸ماه است حقوق نگرفتهایم. به راستی معنای شرمندگی نزد زن و فرزند چیست؟ چرا یکنفر به این مهم نمیاندیشد که هزینههای اولیه و البته انسانی خانوادههای این کارگران چگونه باید تأمین شود؟
کارگران آونگان دل پردردی دارند و هنگامی که بهعنوان یک خبرنگار به آنان نزدیک میشوم و قول میدهم تا مشکلاتشان را مکتوب کنم گویی که قلم، نیشتری بر دمل چرکین مشکلاتشان میشود و میگویند آنچه را که در مدت ۱۸ماه حقوق نگرفتن تحمل کردهاند.
کامران معصومیان، که رئیس شورای اسلامی کار آونگان است و بهعنوان نماینده کارگران با نمایندگان مجلس گفتگو کرده، با خروج از مجلس به کارگران منتظر میگوید: هیچ حرف درست و حسابی نزدند. فقط قول دادند و همان چیزهایی را گفتند که بارها شنیده بودیم.
سکوت کارگران درهم میشکند و یک صدا آه میکشند.
در این رابطه معصومیان میگوید: ۲سال است که در حالت بلاتکلیفی قرار گرفتهایم. کارگرانی که به بازنشستگی رسیدهاند، نمیتوانند از این حق قانونی استفاده کنند زیرا کارخانه حدود ۳میلیارد تومان به سازمان تأمین اجتماعی بدهکار است و سازمان نیز میگوید اکنون که کارخانه فعال نیست، نمیتوان کارگران آن را بازنشسته کرد.
معصومیان با اعلام اینکه در گذشته نه چندان دور، آونگان ۷۰۰ کارگر داشت میگوید: اکنون تعداد کارگران این کارخانه به ۱۳۰ نفر رسیده است.
نماینده کارگران آونگان با اعلام اینکه ۳سال است حق بیمه کارگران به سازمان تأمین اجتماعی پرداخت نمیشود میگوید: با نامهیی که از فرمانداری و استانداری اراک برای سازمان بردهایم، تنها دفترچههای بیمه را تأمین اعتبار میکنند و بقیه مزایای قانونی را به کارگران نمیدهند.
وی با اعلام اینکه آونگان اولین و بزرگترین کارخانه تولیدکننده دکلهای برق در خاورمیانه است میگوید: مواد اولیه مورد نیاز در کارخانه تولید میشود و قسمت تولید نبشی نیز داریم که علاوه بر تأمین نیازهای کارخانه، امکان فروش نبشی در بازار آزاد را نیز میدهد اما اکنون تمام قسمتهای این کارخانه تعطیل است.
نماینده کارگران آونگان با اعلام اینکه کارخانه ۱۴میلیارد تومان به بانک سپه بدهی دارد میگوید: بانک سپه بابت بهره خود مبلغ ۲۲ میلیارد تومان روی ۱۴میلیارد تومان وام اولیه کشیده و اکنون بدهی آونگان به بانک سپه ۳۶میلیارد تومان شده که البته به بانکهای دیگر نیز بدهی دارد.
وی میگوید: این کارخانه را در قالب خصوصیسازی به قیمت ۱۲میلیارد تومان بهصورت اقساط ۴ساله واگذار کردند و از همان لحظه مشکلات این شرکت شروع شد.
نماینده کارگران آونگان میگوید: استاندار اراک اعلام کرده که حاضر است به آونگان وام بدهد تا مشکلات خود را پشت سر گذاشته و تولید را از نو آغاز کند. در نتیجه قرارشد ۱۵میلیارد تومان وام بدهند که ندادند اما بالاخره در قالب سفرهای استانی هیأت دولت، مصوب شد که ۴میلیارد تومان به کارخانه وام پرداخت شود که آن هم با گذشت ۹ماه هنوز پرداخت نشده است.
وی با اعلام اینکه برای پرداخت این وام مبلغ ۱۶میلیارد تومان وثیقه تعیین شده بود میگوید: در آخرین ارزیابی که به وسیله ۶ کارشناس دادگستری صورت گرفت، قیمت کارشناسی کارخانه آونگان را ۴۷میلیارد تومان تعیین کردند و از آنجا که بدهی کارخانه ۳۶میلیارد تومان است، هنوز میتوان ۴ میلیارد تومان وام را به کارخانه واگذار کرد اما با کمال تأسف بانک سپه بازی درمیآورد.
وی با اعلام اینکه از دی ماه سال ۸۸ تاکنون مطالبات کارگران پرداخت نشده است میگوید: حدود ۱۸ماه است کارگران حقوق و مزایای خود را نگرفتهاند و در طول ۶ماه اخیر، تنها ۱ماه حقوق پرداخت کردهاند.
نماینده کارگران آونگان میگوید: تصمیم گرفته بودیم برای تجمع به تهران بیاییم اما برای اینکه مقابل مجلس تجمع کنیم، پول کرایه ماشین هم نداشتیم.
معصومیان تأکید میکند: وضعیت کارگران افتضاح است. وقتی کارگر کرایه اتوبوس ندارد، تصور کنید که چه مشکلاتی برای تأمین هزینههای خانوادهاش دارد! اکنون یکی از کارگران آونگان بهخاطر مشکلات خانوادگی در زندان بهسر میبرد. این کارگر که مدتها حقوقش را نگرفته بود، با همسرش به مشکل خورد و کارشان به جدایی کشید. همسر او هم مهریهاش را به اجرا گذاشت و از آنجا که همکار ما نتوانست اقساط مهریه را بپردازد، اکنون زندانی شده است.
یکی دیگر از کارگران آونگان میگوید: حدود ۴ماه قبل در یک مراسم عروسی شرکت کرده بودم که دیدم همسر یکی از همکاران من در کارخانه آونگان، مقابل تالار عروسی گدایی میکند! جلو رفتم و به او سلام کردم اما همسرم معترض شد که چرا به او سلام کرده و اینگونه شرمندهاش کردم. اما بهدلیل آن که نمیتوانستم بیتفاوت باشم، از دوستان و آشنایانی که در مراسم عروسی بودند، مبالغی را جمعآوری کردم و به دست پسر کوچکم دادم تا به همسر همکارم بدهد. این را با تمام وجودم میگویم و باور کنید که به خداوندی خدا، خجالت کشیدم.
وی با اعلام اینکه ۵۶ سال سابقه کار دارد میگوید: مدتی است که توسری خور شدهایم.
این کارگر آونگان با اعلام اینکه یکی از کارگران این شرکت ۴سال در عراق اسیر بوده است میگوید: این همکار ما در تجمع شرکت کرده بود و آقایان با افتخار او را کتک زدند، دستگیر کردند و به زندان انداختند . چونکه حقوق معوقه خود را مطالبه کرده بود؟!
وی با نشاندادن یک بسته دارو میگوید: یک آمپول دارم که ۱۲۷ هزار تومان میخرم. یک بسته از این دارو را نیز ۱۶ هزار تومان میخرم. بهخاطر اینکه ناراحتی اعصاب دارم. یک نفر به من بگوید پول اینها را از چه کسی بگیرم.
یکی دیگر از کارگران با اعلام اینکه جانباز دوران دفاع مقدس است میگوید: همسر و دخترم بیماری دیابت دارند. فقط ۳۰ تومان در ماه بابت یک فقره داروی آنان باید بپردازم و اگر این دارو را نخرم، جان زن و فرزندم به خطر میافتد. زنم میگوید مگر مرد نیستی؟ باید پول به خانه بیاوری. من چه کار کنم؟ مشکل ما را چه کسی باید حل کند؟ زندگیام دارد پاشیده میشود. به چه کسی باید دردم را بگویم؟
یکی دیگر از کارگران بدون مقدمه وارد صحبت میشود و میگوید: صاحب کارخانه در پاسخ به اعتراض ما مطرح میکند که مال خودم است و میخواهم هر بلایی به روزش بیاورم. این آقا به چه اجازهای میگوید اموال داخل کارخانه مال من است؟ این اموال دیگر متعلق به کارگران شده است. آن زمان که کارخانه تولید میکرد و آقایان تولیدات را میفروختند، اگر حق و حقوق کارگران را میدادند، اکنون وضع به اینجا نمیرسید. اموال کارخانه را به حراج گذاشتهاند و طلبکار برای دریافت طلب خود، آهن نبشی که کیلویی ۱هزار تومان قیمت دارد را به قیمت ۲۰۰ تومان غارت میکند و میبرد. کارگران هم که اعتراض میکنند، طلبکار حکم قاضی را نشان میدهد و صدایش را بلند میکند و میگوید اگر زیادی حرف بزنید شماها را هم به زندان میاندازم. یکی دیگر از کارگران آونگان با نشاندادن حکم دادسرا میگوید: از عید سال ۸۸ برای گرفتن حق و حقوقمان شکایت کردیم و حکم توقیف اموال را به کارگران دادهاند اما اکنون که دیگر چیزی وجود ندارد تا بخواهیم آنها را توقیف کنیم. زمین و دستگاهها که متعلق به بانک سپه است، کارگران باید هوا را توقیف کنند؟
وی میافزاید: با ۲۵ سال سابقه کار در آونگان، امروز به چه کسی بگویم "هر کجا که رفتیم، توی سرمان زدند".
یکی دیگر از کارگران میگوید: تاکنون ۳مرتبه مقابل استانداری تجمع کرده و التماس کردیم که استاندار به ما وقت ملاقات بدهد. آقای استاندار که روی ماه خود را به ما نشان نداد، اما به واسطه داد و فریادی که به راه انداختیم، قرار شد در راستای حمایت از سرمایهدار، تسهیلاتی اختصاص دهند تا کارخانه راهاندازی شود اما ندادند. تا اینکه در سفر استانی هیأت دولت مصوب شد که یک وام ۴میلیارد تومانی برای راهاندازی دوباره به کارخانه پرداخت شود که هنوز پرداخت نشده است.
وی میگوید: اکنون هم که دستور رئیسجمهور پشت اختصاص وام به آونگان است، همکاران من به استانداری مراجعه میکنند اما ساعتها پشت در بسته میمانند و دست از پا درازتر بازمیگردند.
این کارگر آونگان تأکید میکند: همین الآن که مقابل مجلس در تهران ایستادهایم، نشان میدهد که در طول ۲سال گذشته کاری برای ما نکردهاند و تلاش آنها در یک مسیر نادرست و غلط بوده است. اکنون ۹ماه از مصوبه دولت میگذرد و هنوز پولی برای راهاندازی کارخانه پرداخت نکردهاند و گمان هم نمیکنم که پرداخت کنند. امروز هم نمایندگان مجلس میگویند مشکل شما حل میشود. اما میدانیم که این وعدهها حل میشود هم از آن حل میشودهایی است که دولت وعده داده و هیچ خبری نیست.
وی با انتقاد شدید از وعدههای بیفایده میگوید: آیا با وعدههای آقایان میتوانیم جواب طلبکاران خود را بدهیم؟ آیا با این وعدهها میشود هزینه نوشت افزار و روپوش مدارس بچهها را داد؟ خودمان به جهنم، آیا میشود هنگامی که زن و بچهمان در بیماری و تب میسوزند به دکتر و داروخانه وعده تحویل بدهیم؟ آیا میشود با این وعدهها یک لقمه نان خشک سر سفره آورد؟ امروز کشور ما به تمام مردم دنیا کمک میکند، چرا ۱نفر به داد ما کارگران نمیرسد و به این قشر محروم کمک نمیکند؟
این کارگر آونگان با اعلام اینکه شرکت ما در دوران دفاع مقدس بهترین و بیشترین خدمات را به جبهه و جنگ کرده است میگوید: در آن دوران حساس مهمات تولید میکردیم و از کمکاری خبری نبود. علاوه بر این کارگران آونگان به جبهه میرفتند. ما اکنون در کارخانه جانباز، خانواده شهید و آزاده داریم.
وی با ابراز تأسف از شرایط موجود میافزاید: اکنون کارگر آزادهای در آونگان داریم که آرزو میکند ای کاش همچنان اسیرمانده بود و امروز به این خفت و خواری مبتلا نمیشد.
وی خطاب به مسئولان میگوید: چه کسی باید جوابگوی ما کارگران باشد؟ شما آقایان که ادعای عدالت و اسلام دارید، بیایید و به داد ما برسید. بهخاطر بیدینی یک عده، داریم زده میشویم! مگر ائمه ما نگفتهاند " هر کجا فقر بیاید ایمان میرود". کار کارگران آونگان از فقر گذشته و امروز به هیچ رسیدهایم.
این کارگر آونگان میافزاید: امروز هم هر چقدر اینجا در مقابل مجلس داد و فریاد کردیم باز هم فقط به ما وعده و قول مساعد دادند! این وعده هم مثل بقیه وعدهها میشود. سؤال من این است که آیا این قول مساعد نمایندگان مجلس هم مانند قول مساعد استاندار اراک است که 6ماه پیش به ما داد؟ این قولهای مساعد برای طلبکار من پول میشود؟ اگر میشود، یک نامه بدهید تا من قول مساعد آقایان را به جای پول به طلبکاران بدهم.
یکی دیگر از کارگران که ۱۳میلیون تومان حقوق معوقه دارد میگوید: آیا میشود کسی که ۱۳میلیون تومان طلبکار است برای آن که ۵۰ هزار تومان آن را بگیرد، التماس کند و باز هم به او ندهند؟
یکی دیگر از کارگران بازنشسته آونگان میگوید: بچه من 6ماه قبل با موتور به عابر پیاده زد و پای او را شکست و چون گواهینامه نداشت، خودم را جایگزین او کردم.
وی میگوید: پس از طی مراحل قانونی، مبلغ ۸میلیون تومان دیه تعیین کردهاند اما پول پرداخت آن را ندارم و اکنون برای من حکم زندان بریدهاند و این در حالی است که ۲۶ میلیون تومان بابت حقوق معوقه و سنوات از آونگان طلبکار هستم.
این کارگر بازنشسته آونگان با اعلام اینکه بارها به دفتر مدیریت رفته و هنوز نتیجهیی نگرفته است میگوید: به نزد قاضی رفته و از او خواسته است که ۱۰ میلیون تومان از طلب مرا از آونگان دریافت کند و مرا به زندان نیندازد، اما قاضی میگوید حساب شما با محل کارتان موضوع دیگری است و ربطی به این پرونده ندارد... .
کارگران آونگان دل پردردی دارند و هنگامی که بهعنوان یک خبرنگار به آنان نزدیک میشوم و قول میدهم تا مشکلاتشان را مکتوب کنم گویی که قلم، نیشتری بر دمل چرکین مشکلاتشان میشود و میگویند آنچه را که در مدت ۱۸ماه حقوق نگرفتن تحمل کردهاند.
کامران معصومیان، که رئیس شورای اسلامی کار آونگان است و بهعنوان نماینده کارگران با نمایندگان مجلس گفتگو کرده، با خروج از مجلس به کارگران منتظر میگوید: هیچ حرف درست و حسابی نزدند. فقط قول دادند و همان چیزهایی را گفتند که بارها شنیده بودیم.
سکوت کارگران درهم میشکند و یک صدا آه میکشند.
در این رابطه معصومیان میگوید: ۲سال است که در حالت بلاتکلیفی قرار گرفتهایم. کارگرانی که به بازنشستگی رسیدهاند، نمیتوانند از این حق قانونی استفاده کنند زیرا کارخانه حدود ۳میلیارد تومان به سازمان تأمین اجتماعی بدهکار است و سازمان نیز میگوید اکنون که کارخانه فعال نیست، نمیتوان کارگران آن را بازنشسته کرد.
معصومیان با اعلام اینکه در گذشته نه چندان دور، آونگان ۷۰۰ کارگر داشت میگوید: اکنون تعداد کارگران این کارخانه به ۱۳۰ نفر رسیده است.
نماینده کارگران آونگان با اعلام اینکه ۳سال است حق بیمه کارگران به سازمان تأمین اجتماعی پرداخت نمیشود میگوید: با نامهیی که از فرمانداری و استانداری اراک برای سازمان بردهایم، تنها دفترچههای بیمه را تأمین اعتبار میکنند و بقیه مزایای قانونی را به کارگران نمیدهند.
وی با اعلام اینکه آونگان اولین و بزرگترین کارخانه تولیدکننده دکلهای برق در خاورمیانه است میگوید: مواد اولیه مورد نیاز در کارخانه تولید میشود و قسمت تولید نبشی نیز داریم که علاوه بر تأمین نیازهای کارخانه، امکان فروش نبشی در بازار آزاد را نیز میدهد اما اکنون تمام قسمتهای این کارخانه تعطیل است.
نماینده کارگران آونگان با اعلام اینکه کارخانه ۱۴میلیارد تومان به بانک سپه بدهی دارد میگوید: بانک سپه بابت بهره خود مبلغ ۲۲ میلیارد تومان روی ۱۴میلیارد تومان وام اولیه کشیده و اکنون بدهی آونگان به بانک سپه ۳۶میلیارد تومان شده که البته به بانکهای دیگر نیز بدهی دارد.
وی میگوید: این کارخانه را در قالب خصوصیسازی به قیمت ۱۲میلیارد تومان بهصورت اقساط ۴ساله واگذار کردند و از همان لحظه مشکلات این شرکت شروع شد.
نماینده کارگران آونگان میگوید: استاندار اراک اعلام کرده که حاضر است به آونگان وام بدهد تا مشکلات خود را پشت سر گذاشته و تولید را از نو آغاز کند. در نتیجه قرارشد ۱۵میلیارد تومان وام بدهند که ندادند اما بالاخره در قالب سفرهای استانی هیأت دولت، مصوب شد که ۴میلیارد تومان به کارخانه وام پرداخت شود که آن هم با گذشت ۹ماه هنوز پرداخت نشده است.
وی با اعلام اینکه برای پرداخت این وام مبلغ ۱۶میلیارد تومان وثیقه تعیین شده بود میگوید: در آخرین ارزیابی که به وسیله ۶ کارشناس دادگستری صورت گرفت، قیمت کارشناسی کارخانه آونگان را ۴۷میلیارد تومان تعیین کردند و از آنجا که بدهی کارخانه ۳۶میلیارد تومان است، هنوز میتوان ۴ میلیارد تومان وام را به کارخانه واگذار کرد اما با کمال تأسف بانک سپه بازی درمیآورد.
وی با اعلام اینکه از دی ماه سال ۸۸ تاکنون مطالبات کارگران پرداخت نشده است میگوید: حدود ۱۸ماه است کارگران حقوق و مزایای خود را نگرفتهاند و در طول ۶ماه اخیر، تنها ۱ماه حقوق پرداخت کردهاند.
نماینده کارگران آونگان میگوید: تصمیم گرفته بودیم برای تجمع به تهران بیاییم اما برای اینکه مقابل مجلس تجمع کنیم، پول کرایه ماشین هم نداشتیم.
معصومیان تأکید میکند: وضعیت کارگران افتضاح است. وقتی کارگر کرایه اتوبوس ندارد، تصور کنید که چه مشکلاتی برای تأمین هزینههای خانوادهاش دارد! اکنون یکی از کارگران آونگان بهخاطر مشکلات خانوادگی در زندان بهسر میبرد. این کارگر که مدتها حقوقش را نگرفته بود، با همسرش به مشکل خورد و کارشان به جدایی کشید. همسر او هم مهریهاش را به اجرا گذاشت و از آنجا که همکار ما نتوانست اقساط مهریه را بپردازد، اکنون زندانی شده است.
یکی دیگر از کارگران آونگان میگوید: حدود ۴ماه قبل در یک مراسم عروسی شرکت کرده بودم که دیدم همسر یکی از همکاران من در کارخانه آونگان، مقابل تالار عروسی گدایی میکند! جلو رفتم و به او سلام کردم اما همسرم معترض شد که چرا به او سلام کرده و اینگونه شرمندهاش کردم. اما بهدلیل آن که نمیتوانستم بیتفاوت باشم، از دوستان و آشنایانی که در مراسم عروسی بودند، مبالغی را جمعآوری کردم و به دست پسر کوچکم دادم تا به همسر همکارم بدهد. این را با تمام وجودم میگویم و باور کنید که به خداوندی خدا، خجالت کشیدم.
وی با اعلام اینکه ۵۶ سال سابقه کار دارد میگوید: مدتی است که توسری خور شدهایم.
این کارگر آونگان با اعلام اینکه یکی از کارگران این شرکت ۴سال در عراق اسیر بوده است میگوید: این همکار ما در تجمع شرکت کرده بود و آقایان با افتخار او را کتک زدند، دستگیر کردند و به زندان انداختند . چونکه حقوق معوقه خود را مطالبه کرده بود؟!
وی با نشاندادن یک بسته دارو میگوید: یک آمپول دارم که ۱۲۷ هزار تومان میخرم. یک بسته از این دارو را نیز ۱۶ هزار تومان میخرم. بهخاطر اینکه ناراحتی اعصاب دارم. یک نفر به من بگوید پول اینها را از چه کسی بگیرم.
یکی دیگر از کارگران با اعلام اینکه جانباز دوران دفاع مقدس است میگوید: همسر و دخترم بیماری دیابت دارند. فقط ۳۰ تومان در ماه بابت یک فقره داروی آنان باید بپردازم و اگر این دارو را نخرم، جان زن و فرزندم به خطر میافتد. زنم میگوید مگر مرد نیستی؟ باید پول به خانه بیاوری. من چه کار کنم؟ مشکل ما را چه کسی باید حل کند؟ زندگیام دارد پاشیده میشود. به چه کسی باید دردم را بگویم؟
یکی دیگر از کارگران بدون مقدمه وارد صحبت میشود و میگوید: صاحب کارخانه در پاسخ به اعتراض ما مطرح میکند که مال خودم است و میخواهم هر بلایی به روزش بیاورم. این آقا به چه اجازهای میگوید اموال داخل کارخانه مال من است؟ این اموال دیگر متعلق به کارگران شده است. آن زمان که کارخانه تولید میکرد و آقایان تولیدات را میفروختند، اگر حق و حقوق کارگران را میدادند، اکنون وضع به اینجا نمیرسید. اموال کارخانه را به حراج گذاشتهاند و طلبکار برای دریافت طلب خود، آهن نبشی که کیلویی ۱هزار تومان قیمت دارد را به قیمت ۲۰۰ تومان غارت میکند و میبرد. کارگران هم که اعتراض میکنند، طلبکار حکم قاضی را نشان میدهد و صدایش را بلند میکند و میگوید اگر زیادی حرف بزنید شماها را هم به زندان میاندازم. یکی دیگر از کارگران آونگان با نشاندادن حکم دادسرا میگوید: از عید سال ۸۸ برای گرفتن حق و حقوقمان شکایت کردیم و حکم توقیف اموال را به کارگران دادهاند اما اکنون که دیگر چیزی وجود ندارد تا بخواهیم آنها را توقیف کنیم. زمین و دستگاهها که متعلق به بانک سپه است، کارگران باید هوا را توقیف کنند؟
وی میافزاید: با ۲۵ سال سابقه کار در آونگان، امروز به چه کسی بگویم "هر کجا که رفتیم، توی سرمان زدند".
یکی دیگر از کارگران میگوید: تاکنون ۳مرتبه مقابل استانداری تجمع کرده و التماس کردیم که استاندار به ما وقت ملاقات بدهد. آقای استاندار که روی ماه خود را به ما نشان نداد، اما به واسطه داد و فریادی که به راه انداختیم، قرار شد در راستای حمایت از سرمایهدار، تسهیلاتی اختصاص دهند تا کارخانه راهاندازی شود اما ندادند. تا اینکه در سفر استانی هیأت دولت مصوب شد که یک وام ۴میلیارد تومانی برای راهاندازی دوباره به کارخانه پرداخت شود که هنوز پرداخت نشده است.
وی میگوید: اکنون هم که دستور رئیسجمهور پشت اختصاص وام به آونگان است، همکاران من به استانداری مراجعه میکنند اما ساعتها پشت در بسته میمانند و دست از پا درازتر بازمیگردند.
این کارگر آونگان تأکید میکند: همین الآن که مقابل مجلس در تهران ایستادهایم، نشان میدهد که در طول ۲سال گذشته کاری برای ما نکردهاند و تلاش آنها در یک مسیر نادرست و غلط بوده است. اکنون ۹ماه از مصوبه دولت میگذرد و هنوز پولی برای راهاندازی کارخانه پرداخت نکردهاند و گمان هم نمیکنم که پرداخت کنند. امروز هم نمایندگان مجلس میگویند مشکل شما حل میشود. اما میدانیم که این وعدهها حل میشود هم از آن حل میشودهایی است که دولت وعده داده و هیچ خبری نیست.
وی با انتقاد شدید از وعدههای بیفایده میگوید: آیا با وعدههای آقایان میتوانیم جواب طلبکاران خود را بدهیم؟ آیا با این وعدهها میشود هزینه نوشت افزار و روپوش مدارس بچهها را داد؟ خودمان به جهنم، آیا میشود هنگامی که زن و بچهمان در بیماری و تب میسوزند به دکتر و داروخانه وعده تحویل بدهیم؟ آیا میشود با این وعدهها یک لقمه نان خشک سر سفره آورد؟ امروز کشور ما به تمام مردم دنیا کمک میکند، چرا ۱نفر به داد ما کارگران نمیرسد و به این قشر محروم کمک نمیکند؟
این کارگر آونگان با اعلام اینکه شرکت ما در دوران دفاع مقدس بهترین و بیشترین خدمات را به جبهه و جنگ کرده است میگوید: در آن دوران حساس مهمات تولید میکردیم و از کمکاری خبری نبود. علاوه بر این کارگران آونگان به جبهه میرفتند. ما اکنون در کارخانه جانباز، خانواده شهید و آزاده داریم.
وی با ابراز تأسف از شرایط موجود میافزاید: اکنون کارگر آزادهای در آونگان داریم که آرزو میکند ای کاش همچنان اسیرمانده بود و امروز به این خفت و خواری مبتلا نمیشد.
وی خطاب به مسئولان میگوید: چه کسی باید جوابگوی ما کارگران باشد؟ شما آقایان که ادعای عدالت و اسلام دارید، بیایید و به داد ما برسید. بهخاطر بیدینی یک عده، داریم زده میشویم! مگر ائمه ما نگفتهاند " هر کجا فقر بیاید ایمان میرود". کار کارگران آونگان از فقر گذشته و امروز به هیچ رسیدهایم.
این کارگر آونگان میافزاید: امروز هم هر چقدر اینجا در مقابل مجلس داد و فریاد کردیم باز هم فقط به ما وعده و قول مساعد دادند! این وعده هم مثل بقیه وعدهها میشود. سؤال من این است که آیا این قول مساعد نمایندگان مجلس هم مانند قول مساعد استاندار اراک است که 6ماه پیش به ما داد؟ این قولهای مساعد برای طلبکار من پول میشود؟ اگر میشود، یک نامه بدهید تا من قول مساعد آقایان را به جای پول به طلبکاران بدهم.
یکی دیگر از کارگران که ۱۳میلیون تومان حقوق معوقه دارد میگوید: آیا میشود کسی که ۱۳میلیون تومان طلبکار است برای آن که ۵۰ هزار تومان آن را بگیرد، التماس کند و باز هم به او ندهند؟
یکی دیگر از کارگران بازنشسته آونگان میگوید: بچه من 6ماه قبل با موتور به عابر پیاده زد و پای او را شکست و چون گواهینامه نداشت، خودم را جایگزین او کردم.
وی میگوید: پس از طی مراحل قانونی، مبلغ ۸میلیون تومان دیه تعیین کردهاند اما پول پرداخت آن را ندارم و اکنون برای من حکم زندان بریدهاند و این در حالی است که ۲۶ میلیون تومان بابت حقوق معوقه و سنوات از آونگان طلبکار هستم.
این کارگر بازنشسته آونگان با اعلام اینکه بارها به دفتر مدیریت رفته و هنوز نتیجهیی نگرفته است میگوید: به نزد قاضی رفته و از او خواسته است که ۱۰ میلیون تومان از طلب مرا از آونگان دریافت کند و مرا به زندان نیندازد، اما قاضی میگوید حساب شما با محل کارتان موضوع دیگری است و ربطی به این پرونده ندارد... .