ما آزادی میخواهیم، هیچ بازگشتی در قیام سوریه نیست، آنها باید میلیونها نفر را بکشند تا قیام را متوقف کنند اما نمیتوانیم. من برای برگشتن به وطنم بیتابم، حتی اگر در این راه کشته شوم. ما تا پای جان ایستادهایم. این اظهارات یک جوان سوری است که پس از اینکه مورد اصابت گلوله قرار گرفت با خانوادهاش به انگلستان رفت اما اکنون درصدد بازگشت به میان قیامکنندگان است: گزارشی از سی ان ان:
شهر حلب سوریه که بهعنوان ”نقطه آرامش“ در آشوبهای اخیر سوریه محسوب میشد، امروز با سرکوب روبهرو شده است. نیروهای امنیتی سوری به یکی از محلات شهر حلب، که از بزرگترین شهرهای سوریه است، حمله کردند.
حامیان دموکراسی، تصویری را بر روی اینترنت گذاشتهاند، که در آن دانشآموزانی در حال تظاهرات کردن دیده میشوند، آنها میگویند این تصاویر مربوط به تظاهرات در شهر حلب است و این دانشآموزان دارند در همان محلی تظاهرات میکنند که، نیروهای امنیتی به آنجا حمله کردند. این دانشآموزان شعار میدهند، ”تا زمانی که رئیسجمهور سرنگون نشود، درس خواندن و یا تعلیمی در کار نیست“.
گروههای مدافع حقوقبشر اعلام کردند که از زمن شروع قیام سوریه در ماه مارس، تاکنون ۳هزار نفر کشته شدهاند.
یک خانواده سوری که از خشونتها فرار کرده و به انگلیس پناه برده است از در گیریهای آنجا میگوید:
خبرنگار: خانواده دائم در شهر حمص سوریه، زندگی میکرد. آنها شاهد تک تیراندازانی بودند که به سوی تظاهرکنندگان آتش میگشودند، تظاهرکنندگان فرار میکردند تا جایی را برای پناه گرفتن پیدا کنند. در یکی از تصاویری که آنها در اختیار دارند و بر روی سایت یوتوب گذاشتهاند، پسر آنها دانی نشان داده میشود، که دارد یک تظاهرکننده مجروح را که تیر خورده است از صحنه خارج میکند.
دانی در اینباره میگوید: ”اگر بخواهم حقیقت را بگویم، اولش سخت است، اما بعداً به آن عادت میکنید. شما به دیدن اجساد مرده مردم در خیابانها، آن هم بهطور روزانه عادت میکنید. به حمل کردن این اجساد مرده و یا حمل کردن افراد مجروح به بیمارستانها، آن هم بهطور روزانه عادت میکنید. هر روز این اتفاق میافتد“.
خبرنگار: دانی و خانوادهاش الآن در لندن هستند. هیلان، مادر دانی انگلیسی الاصل است. خانواده او میگوید، وقتی که فعالیتهای دانی در تظاهراتهای ضدحکومتی باعث شد تا او خودش به یک هدف تبدیل شود، آنها تصمیم گرفتند سوریه را ترک کنند.
دانی در مورد حملهیی که به او شد میگوید: ”گلوله به شکمم خورد و از پشت بیرون آمد. من پنجره را که باز کردم بسوی ما تیراندازی شد. در لحظه اول گلوله که به من اصابت کرد را حس نمیکردم، دوستم مرا زمین انداخت و ۳تا گلوله هم به او شلیک کردند، که به شکم، پا و دست او اصابت کرد“.
خبرنگار: آن دوست دانی زنده ماند اما وقتی که افراد مهاجم یک نارنجک پرتاب کردند، یکی دیگر از دوستان وی که در صحنه بود کشته شد. چند ساعت بعد از آن این خانواده تصمیم گرفت تا فوراً کشور را ترک کنند.
خبرنگار: دانی از اینکه مجبور به ترک کشور شدی چه احساسی داشتی؟
دانی: خیلی بد.
هیلان مادر دانی: او اصلاً نمیخواست کشور را ترک کند.
دانی: من برای بازگشت بیتابی میکنم.
خبرنگار: این خانوداه بهطور کامل عوض شده است، آنها سال پیش داشتند با آرامش کامل، یک مدرسه کودکان را در شهر حمص اداره میکردند، اما بعداً تظاهراتها و سرکوب خشونتآمیز پیش آمد.
هیلان مادر دانی: ”عجیبترین چیزی که میشود گفت این است که، این تظاهراتها گاهی اوقات بهمدت ۶ تا ۷ساعت ادامه دارند، و وقتی که صبح روز بعد میرسد شما فکر میکنید که یک کابوس وحشتناک دیدهاید و زندگی به روند عادی خود بازگشته است و شما میتوانید بهکار و خرید خود باز گردید، اما یک دفعه تظاهراتها دوباره شروع میشوند“.
خبرنگار: والدین دانی، هیلان و اکرم به او افتخار میکنند. چون او بهطور روزانه در تظاهراتها شرکت میکرد و تصاویر آنها را هم بر روی اینترنت میگذاشت.
اکرم پدر دانی: تا قبل از شروع این ماجرا، یعنی ۶ماه پیش، او تنها بهنحوه پوشش و آهنگهای انگلیسی که دارد و اینکه چه نوع تلفن موبایلی دارد علاقه داشت. من همیشه بر این باور بودم که پسران این زمانه، این نسل جدید همه بازنده هستند و هیچ چیزی ندارند. وقتی که دیدم آنها بیرون میروند و قیام میکنند، تکان خوردم. در یک کلام باید گفت که، آنها آزادی میخواهند.
خبرنگار: حالا این خانواده در لندن و در امان است. آنها در خانه یکی از دوستان خود زندگی میکنند و بهطور مداوم اینترنت را چک میکنند تا خبری در مورد دوستان خود در سوریه بشنوند. اما دانی نمیخواهد در اینجا بماند او از همین الآن دارد طرح میریزد تا به سوریه بازگردد. حتی اگر این اقدام بدین معنی باشد که، او کاری بر خلاف خواسته والدین خود انجام میدهد.
خبرنگار: پس تو به نقطه بازگشتناپذیر رسیدی؟
دانی: ”هیچ بازگشتی متصور نیست، آنها میباید میلیونها نفر را بکشند تا ما را متوقف کنند، و ما این را میدانیم و حاضر هستیم تا جان خود را در این راه بدهیم. هر روز که خانه را ترک میکنیم، میدانیم که احتمال کشته شدن یا بازنگشتن به خانه وجود دارد. اما این چیزی است که ما الآن به آن عادت کردهایم“.
خبرنگار: برای خانواده دائم، سوریه همیشه خانه اصلی آنها خواهد بود، و بهرغم خشونتهایی که باعث تغییر در زندگی آنها شده است، آنها هنوز دارند روزشماری میکنند، که چه موقع میتوانند به کشور خود بازگردند.
شهر حلب سوریه که بهعنوان ”نقطه آرامش“ در آشوبهای اخیر سوریه محسوب میشد، امروز با سرکوب روبهرو شده است. نیروهای امنیتی سوری به یکی از محلات شهر حلب، که از بزرگترین شهرهای سوریه است، حمله کردند.
حامیان دموکراسی، تصویری را بر روی اینترنت گذاشتهاند، که در آن دانشآموزانی در حال تظاهرات کردن دیده میشوند، آنها میگویند این تصاویر مربوط به تظاهرات در شهر حلب است و این دانشآموزان دارند در همان محلی تظاهرات میکنند که، نیروهای امنیتی به آنجا حمله کردند. این دانشآموزان شعار میدهند، ”تا زمانی که رئیسجمهور سرنگون نشود، درس خواندن و یا تعلیمی در کار نیست“.
گروههای مدافع حقوقبشر اعلام کردند که از زمن شروع قیام سوریه در ماه مارس، تاکنون ۳هزار نفر کشته شدهاند.
یک خانواده سوری که از خشونتها فرار کرده و به انگلیس پناه برده است از در گیریهای آنجا میگوید:
خبرنگار: خانواده دائم در شهر حمص سوریه، زندگی میکرد. آنها شاهد تک تیراندازانی بودند که به سوی تظاهرکنندگان آتش میگشودند، تظاهرکنندگان فرار میکردند تا جایی را برای پناه گرفتن پیدا کنند. در یکی از تصاویری که آنها در اختیار دارند و بر روی سایت یوتوب گذاشتهاند، پسر آنها دانی نشان داده میشود، که دارد یک تظاهرکننده مجروح را که تیر خورده است از صحنه خارج میکند.
دانی در اینباره میگوید: ”اگر بخواهم حقیقت را بگویم، اولش سخت است، اما بعداً به آن عادت میکنید. شما به دیدن اجساد مرده مردم در خیابانها، آن هم بهطور روزانه عادت میکنید. به حمل کردن این اجساد مرده و یا حمل کردن افراد مجروح به بیمارستانها، آن هم بهطور روزانه عادت میکنید. هر روز این اتفاق میافتد“.
خبرنگار: دانی و خانوادهاش الآن در لندن هستند. هیلان، مادر دانی انگلیسی الاصل است. خانواده او میگوید، وقتی که فعالیتهای دانی در تظاهراتهای ضدحکومتی باعث شد تا او خودش به یک هدف تبدیل شود، آنها تصمیم گرفتند سوریه را ترک کنند.
دانی در مورد حملهیی که به او شد میگوید: ”گلوله به شکمم خورد و از پشت بیرون آمد. من پنجره را که باز کردم بسوی ما تیراندازی شد. در لحظه اول گلوله که به من اصابت کرد را حس نمیکردم، دوستم مرا زمین انداخت و ۳تا گلوله هم به او شلیک کردند، که به شکم، پا و دست او اصابت کرد“.
خبرنگار: آن دوست دانی زنده ماند اما وقتی که افراد مهاجم یک نارنجک پرتاب کردند، یکی دیگر از دوستان وی که در صحنه بود کشته شد. چند ساعت بعد از آن این خانواده تصمیم گرفت تا فوراً کشور را ترک کنند.
خبرنگار: دانی از اینکه مجبور به ترک کشور شدی چه احساسی داشتی؟
دانی: خیلی بد.
هیلان مادر دانی: او اصلاً نمیخواست کشور را ترک کند.
دانی: من برای بازگشت بیتابی میکنم.
خبرنگار: این خانوداه بهطور کامل عوض شده است، آنها سال پیش داشتند با آرامش کامل، یک مدرسه کودکان را در شهر حمص اداره میکردند، اما بعداً تظاهراتها و سرکوب خشونتآمیز پیش آمد.
هیلان مادر دانی: ”عجیبترین چیزی که میشود گفت این است که، این تظاهراتها گاهی اوقات بهمدت ۶ تا ۷ساعت ادامه دارند، و وقتی که صبح روز بعد میرسد شما فکر میکنید که یک کابوس وحشتناک دیدهاید و زندگی به روند عادی خود بازگشته است و شما میتوانید بهکار و خرید خود باز گردید، اما یک دفعه تظاهراتها دوباره شروع میشوند“.
خبرنگار: والدین دانی، هیلان و اکرم به او افتخار میکنند. چون او بهطور روزانه در تظاهراتها شرکت میکرد و تصاویر آنها را هم بر روی اینترنت میگذاشت.
اکرم پدر دانی: تا قبل از شروع این ماجرا، یعنی ۶ماه پیش، او تنها بهنحوه پوشش و آهنگهای انگلیسی که دارد و اینکه چه نوع تلفن موبایلی دارد علاقه داشت. من همیشه بر این باور بودم که پسران این زمانه، این نسل جدید همه بازنده هستند و هیچ چیزی ندارند. وقتی که دیدم آنها بیرون میروند و قیام میکنند، تکان خوردم. در یک کلام باید گفت که، آنها آزادی میخواهند.
خبرنگار: حالا این خانواده در لندن و در امان است. آنها در خانه یکی از دوستان خود زندگی میکنند و بهطور مداوم اینترنت را چک میکنند تا خبری در مورد دوستان خود در سوریه بشنوند. اما دانی نمیخواهد در اینجا بماند او از همین الآن دارد طرح میریزد تا به سوریه بازگردد. حتی اگر این اقدام بدین معنی باشد که، او کاری بر خلاف خواسته والدین خود انجام میدهد.
خبرنگار: پس تو به نقطه بازگشتناپذیر رسیدی؟
دانی: ”هیچ بازگشتی متصور نیست، آنها میباید میلیونها نفر را بکشند تا ما را متوقف کنند، و ما این را میدانیم و حاضر هستیم تا جان خود را در این راه بدهیم. هر روز که خانه را ترک میکنیم، میدانیم که احتمال کشته شدن یا بازنگشتن به خانه وجود دارد. اما این چیزی است که ما الآن به آن عادت کردهایم“.
خبرنگار: برای خانواده دائم، سوریه همیشه خانه اصلی آنها خواهد بود، و بهرغم خشونتهایی که باعث تغییر در زندگی آنها شده است، آنها هنوز دارند روزشماری میکنند، که چه موقع میتوانند به کشور خود بازگردند.