قسمت آخر
آن ماری لیزین: متشکرم آقای فری. حالا سراغ وکلا میرویم که درباره تعهدات سازمان مللمتحد و جامعه بینالمللی در مورد اشرف بشنویم. اولین آنها ورا گولاند دباس است. او استاد تحصیلات عالی مؤسسه حقوق بینالملل و مطالعات و پیشرفت بینالمللی در ژنو است. بفرمایید.
ورا گولاند دباس، نظریهپرداز و استاد حقوق بینالملل انستیتوی بینالمللی ژنو
متشکرم. بعد از این همه سخنرانان شیوا که قبل از من بودند و خانم رجوی، آنچه من برای شما خواهم گفت خشک و تکنیکی به نظر خواهد آمد.
از من خواسته شد که یک نظریه حقوقی در مورد افراد اشرف و حقوقشان و التزامات سایرین نسبت به آنها بر طبق قانون بینالمللی ارائه کنم.
در واقع بسیار مهم است که روی چارچوب حقوق بینالملل تأکید کنیم. حقوق بینالملل، البته میتواند بهخاطر سیاست و غیره کنار گذاشته شود، ولی حقوق بینالملل یک زبان جهانی شده و در هر مذاکرهای با جامعه بینالمللی، بهطور اساسی آن زبان بینالمللی بکار برده میشود. حتی سی.ان.ان و الجزیره هم به عناوین و اصطلاحات قانون بینالملل اتکا میکنند.
این چارچوب چیست؟
اول از همه میخواهم به موقعیت حفاظتشده ساکنان اشرف توجه بدهم.
آنها حفاظتشده هستند. موقعیت «حفاظتشده» بسیار مهم است چون همانطور که گفتم از این موقعیت حفاظتشده، حقوق و تعهداتی، ناشی میشود.
آنها در 3مورد حفاظتشده هستند.
آنها افراد حفاظتشده تحت کنوانسیون چهارم ژنو هستند. آنها حفاظتشده بهعنوان خارجیانی هستند که بهطور درازمدت در عراق ساکن بودهاند.
آنها بهعنوان پناهنده حفاظتشده هستند.
همچنین کل کمپ اشرف در تمامیتش طبق قانون بینالملل یک موقعیت حفاظتشده دارد.
آنچه که مایلم روی آن بهطور مشخص تأکید کنم، مسئولیت همه کشورها بهخصوص آمریکا، اتحادیه اروپا و مللمتحد به موجب قانون بینالمللی است. زیرا در این شرایط، قوانین و استانداردهایی که زیربنای این چارچوب حقوقی است، موضوع نگرانی کل جامعه جهانی است. ما تحولاتی در قانون بینالمللی دیدهایم که بر اثر آن برخی استانداردهای بنیادین که بهدلیل منافع و ارزشهای کل جامعه جهانی بنیادین هستند مورد توجه قرار گرفته و در نتیجه مورد نگرانی برای هر کشور و بهطور خاص برای مللمتحد است.
من بهطور خلاصه در مورد این موقعیتها صحبت میکنم.
اول از همه، موقعیت افراد حفاظتشده طبق کنوانسیون چهارم ژنو. من فکر میکنم شما در مورد آن بسیار شنیدهاید. شما شنیدهاید که در سال ۲۰۰۴موقعیت افراد حفاظتشده توسط ارتش آمریکا به آنها داده شد. معنایش این است که کنوانسیون چهارم ژنو در این مورد نقش دارد و مطرح است، یعنی بهطور مشخص ممنوعیت جابهجایی فردی و جمعی و همینطور اخراج از خاک عراق.
حالا اگر کسی این فرض را عنوان کند که کنوانسیونهای ژنو دیگر اعمال شدنی نیستند چون گاه بحثهایی در این زمینه مطرح میشود که بهدلیل عدم وجود درگیری مسلحانه در عراق، کنوانسیون چهارم ژنو خاتمه یافته است. اما در این صورت هم، کنوانسیون چهارم ژنو خودش بندهایی دارد که نشان میدهد کماکان پابرجاست. از جمله پیرامون استرداد یا تجدید اسکان فرد حفاظتشده بعد از تاریخ خاتمه خصومتها، که این بندها حاکی از تداوم اعتبار کنوانسیون ژنو است.
همچنین مهم است تأکید کنیم که تضمینهای دیپلوماتیکی که عراقیها به آمریکا دادند، در عمل وجود ندارند. شما از این تضمینها مطلع هستید و من نقل میکنم که وزرات خارجه آمریکا تضمینهای انسانی درباره کمپ اشرف داده از جمله اینکه هیچیک از ساکنان به اجبار به کشوری که دلایل مشخص وجود دارد بهخاطر عقاید سیاسی و نظیر آن مورد آزار و شکنجه قرار گیرد، منتقل نخواهند شد. مهم است که تأکید کنیم آمریکا کماکان این مسئولیتها را طبق کنوانسیون ژنو حتی بعد از انتقال کمپ به مقامات عراقی برعهده دارد. آنها نمیتوانند در واقع با هیچ توافقنامهیی این مسئولیت را رها کنند مگر اینکه قاطعانه مطمئن شوند حفاظت ادامه خواهد داشت. بهعلاوه ما اخیراً دیدهایم که دولتها از تضمینهای دیپلوماتیک برای فرستادن افراد ظاهراً مظنون به کشورهایی که در آن با شکنجه مواجه میشوند، استفاده کردهاند. و دادگاه حقوقبشر اروپا در این مورد بسیار شفاف بوده است. نمیتوانید پشت تضمین دیپلوماتیک مخفی شوید. و شما درصورتیکه بدانید این افراد، یا کشوری که این تضمینهای دیپلوماتیک را داده، به آن احترام نخواهد گذاشت.
دومین موقعیت حفاظتشده، تحت عنوان خارجیان مقیم یک کشور است که این موقعیت منطبق است بر قانون حقوقبشر. چون قانون حقوقبشر علاوه بر قانون انساندوستانه اعمال میشود. در زمان دولت سابق عراق، افراد اشرف از بعضی حقوق به دست آمده، حق مالکیت و نظیر آن بهرهمند بودند و عراق امضاکننده کنوانسیون حقوق سیاسی و مدنی و نیز حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. بر این اساس میخواهم از اظهارات عام کمیته حقوقبشر، نقلقول کنم خارجیها حق تضمین حیات دارند و نباید مورد شکنجه واقع شوند. در واقع برخی از حقوق ریشهیی وجود دارد. آنها حق آزادی حرکت و انتخاب مسکن و همینطور حق آزادی عقیده، بیان و مذهب را دارند. آنها همچنین بر طبق قوانین مختلف بینالمللی علیه اخراج، حفاظتشده هستند. اینها قوانین مطلق نیستند ولی قطعاً به افراد اشرف اطلاق میشود.
به علاوه، عراق تعهداتی طبق قطعنامه شورای امنیت دارد که چنانکه میدانید بر چارچوبی تأکید کرده که بر اساس آن حقوقبشر همه افراد در عراق باید تضمین شود و شورای امنیت بعداً برخی مجامع و سازمانها از جمله دبیرکل را منصوب کرد که این چارچوب حقوقبشری را با اطمینان کافی برقرار کنند.
و سوم اهمیت موقعیت پناهندگی است. این فوقالعاده مهم است. آنها بهوضوح طبق تعریف مندرج در قانون اساسی عراق، قانون اساسی سابق و جدید و همینطور طبق قانون عرفی بینالمللی تعریف پناهنده را دارند. اگرچه عراق امضا کننده کنوانسیون موقعیت پناهندگی ۱۹۵۱ نیست. آنچه جالب است این است که دولت عراق اظهارات شدیداً متناقضی گفته است. از یک طرف، همانطور که میدانید تهدید کرده اشرف را ببندد، تهدید کرده که از همه راههای ضروری برای خلاص شدن از ساکنان کمپ استفاده کند و شبیه به آن و در همان حال موقعیت حقوقی مجاهدین را بهعنوان افرادی که از حق پناهندگی سیاسی برخوردارند تأیید کرده است. آخرین اظهارات از طرف نماینده عراق در مقابل شورای امنیت بود که یک دولت را طبق قانون بینالمللی متعهد میکند. شما میتوانید از آن برای تضمین اینکه عراق به تعهداتش احترام میگذارد استفاده کنید. یکی از مهمترین این موارد، اصل نانرفولمان در بطن موقعیت پناهندگی است که طبق آن شما نمیتوانید کسی را به جایی برگردانید که خطر واقعی برای زندگی یا آزادی وجود دارد یا ممکن است بهخاطر نژاد، مذهب و غیره مورد آزار قرار گیرد. اصل نانرفولمان فقط یک اصل عرفی نیست بلکه یک اصل بسیار مهم و بسیار بنیادی در قانون بینالمللی است.
نهایتاً در مورد موقعیت حفاظتشده، موقعیت خود کمپ است که یک موقعیت ویژه دارد، ابتدا طبق قانون عراق و طبق قانون بینالملل موقعیت خودمختار دارد. حملات نظامی به کمپها و مسکنهای پناهندگی به روشنی طبق قانون پناهندگی و طبق قانون انساندوستانه، غیرقانونی است.
حالا در مواجهه با تهدید تجدید حملات علیه افراد اشرف، در مواجهه با همه اظهاراتی که صورت گرفته و شما امروز از سخنرانان ما شنیدید، ضروری است که مسئولیت کل جامعه بینالمللی را برجسته کنیم. و اینها فقط حرف نیستند، آنچه میخواهم اشاره کنم این است که این بر زمینه حقوقی استوار است. به عبارت دیگر شما میتوانید جامعه بینالمللی را پاسخگو بدانید.
ابتدا مسئولیت عراق طبق قانون بینالملل، این چیزی است که ما آن را مسئولیت دولت در انجام همه کارهایی میدانیم که نقض تعهداتش طبق قانون عرف بینالملل است و عمل عراق در کمپ اشرف میتواند نقض جدی قانون توسط یک دولت در تعهداتش طبق استاندارد عام و مطلق قانون بینالمللی تلقی شود. استانداردهای مطلق، استانداردهای بنیادینی هستند که تحت هیچ شرایطی رها نمیشوند
مسئولیت همه کشورها در مورد جنایات جنگی، جنایت علیه بشریت، برخی موارد نقض حقوقبشر نظیر ممنوعیت شکنجه و نظیر آن همه کشورها را موظف به همکاری برای تضمین عدم نقض آنها میکند. جالب است که دادگاه در پرونده بوسنی علیه صربستان در مقابل دادگاه بینالمللی، وظیفه جلوگیری از نقضها را برجسته نمود و بعد در مورد سربرنیتسا صحبت کرد و دادگاه بهطور مشخص گفت این تعهد برعهده کشورهایی است که توانایی تأثیر گذاری بر شرایط را دارند. روشن است که آمریکا توانایی تأثیر گذاری در عراق را دارد.
اندیشه حاکمیت قانون و مسئولیت حفاظت حالا جنبههای عمده در روابط بینالمللی شده است به عبارت دیگر این مسئولیت وجود دارد و من نقلقول میکنم «این مسئولیت حفاظت است، یک قانون بینالمللی در حال ظهور» مسئولیت استفاده از راههای مناسب دیپلوماتیک و انساندوستانه و سایر راههای صلحآمیز برای کمک به حفاظت از جامعه در مقابل نسل کشی، جنایات جنگی، پاکسازی قومی و جنایت علیه بشریت از طریق شورای امنیت. و نه تنها کل سازمان ملل متحد، نه تنها شورای امنیت بلکه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان مللمتحد مسئولیت دارند. فراخوانی وجود دارد که کمیساریا، پناهندگی جمعی اعطا کند و مایلم اشاره کنم که در طول جنگ ۲۰۰۳ وقتی بسیاری از عراقیها از عراق فرار کردند، کمیساریا از همه کشورها خواست که شناسایی گروهی بکنند به عبارت دیگر برای پناهندگان عراقی وارد مرحله شناسایی تکی بر اساس فوریتی که وجود داشت نشوند، بر این اساس که گروههای بسیار زیادی هست.
آدم تعجب میکند که چرا دستور کار یونامی نمیتواند گسترش یابد، بگذریم که همین حالا گسترش یافته است. این دستورکار میتواند گسترش یابد تا حفاظت بیشتر اشرف را شامل شود ولی البته یونامی باید خودش را محافظت کند که توسط نیروهای ارتش آمریکا حفاظت میشد، شورای امنیت میتواند از کشورها بخواهد که حداقل نوعی حفاظت به یونامی بدهند و بهوضوح افراد اشرف در دستور کار دفتر کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل قرار میگیرند.
بنابراین من اینجا به صحبتم خاتمه میدهم. صرفاً میخواهم بگویم اگرچه ممکن است ظاهراً نقلقول از قوانین و تعهدات باشد ولی بسیار مهم است نه تنها بهخاطر همه قوانین، بلکه منظورم این است امتناع رایج به بهانه اینکه قوانین نمیتوانند اعمال شوند یا عراق حق حاکمیت دارد و در نتیجه حق اختیار داخلی دارد، درست نیست. زیرا اولا این دیگر موضوع حق اختیار داخلی نیست و عراق نمیتواند اصل عدم دخالت را عنوان کند. حقوقبشر و همه این نقض حقوقها دیگر بهعنوان بخشی از منطقه تحت اختیار داخلی بهرسمیت شناخته نمیشوند. شما همچنین میدانید که حتی اگر قانون بینالمللی نتواند اعمال شود، بسیار مهم است که این حقوق را زنده نگهداریم. بسیار مهم است که این حقوق را تصریح کنیم و از آنها البته بهعنوان یک جنبه از مکانیزمهای دیپلوماتیک و سیاسی که آنها را به کار میگیرد استفاده کنیم. بسیار متشکرم
آن ماری لیزن: حال نوبت سخنرانی آقای ژان فرانسوا لوگاره شهردار منطقه ۱ پاریس است.
ژان فرانسوا لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس
تأکید داشتم که حتماً حضور خودم را ابراز کنم. ولو برای چند دقیقه. این همبستگی عمیق من نسبت به نبردی است که شما به پیش میبرید. تا بگویم ما هر کجا که باشیم، چه منتخب مردم، چه از مسئولان، چه شهروند ساده، باید شرایط دردآور شهر اشرف را افشا کنیم و همشهریان و رسانهها را در این مورد به سؤال بکشیم، توجه آنان را جلب کنیم، هر چقدر که میتوانیم، تا اینکه این شرایط دردآور روزانه و رفتار غیرانسانی با آنها خاتمه یابد.
بسیار مفتخرم که توانستم در شهرداری منطقه یک، که از این محل خیلی دور نیست، یکی از اولین جلسات را برگزار کنم و به اعلام حمایت ۵هزار شهردار که فراخوانی را امضا کردند، کمک کرده باشم. فکر میکنم که این موفقیت خوبی بود. ولی باید از این هم فراتر رفت. شما مشاهده میکنید، خانم رئیسجمهور که این فراخوانها بیثمر نبوده است و میبینم که همبستگی با شما هر چه گستردهتر و هر چه قویتر میشود.
من همیشه برگزاری این جلسات و بسیج آن را تحسین میکنم. این فقط یک بسیج در افزایش عدد نیست، بلکه بسیج نیروی اعتقاد است، مسئولیت پذیری و بسیج آگاهی همه آنهایی که در این نبرد مشارکت دارند.
من با این کلام خاتمه میدهم که یکی از زیباترین کلمات زبان فرانسه، کلمه مقاومت است. این کلمه برای ما فرانسویان با یکی از غرور انگیزترین صفحات تاریخ نزدیکمان تلاقی میکند، و شما میدانید که مقاومت، ارزشهای جمهوری را از نو پایهریزی کرد، چه از راست باشیم، یا از چپ، هر اعتقادی که داشته باشیم، به مقاومت احترام میگذاریم، چرا که مقاومت خیلی از چیزها را توضیح میدهد.
مقاومت، یعنی مقاومت در برابر ستم، خشونت و بیعدالتی؛
مقاومت، به اشتراک گذاشتن ارزشهایی است که قادرند بالاترین جایگاه را به ارزشهای بشریت ببخشند. پس به این ترتیب، همه با هم حول کلمه مقاومت که شما تجسم آن هستید، از امید، نیرو و اعتقاد به مقاومت دفاع کنیم.
متشکرم
آن ماری لیزن: بسیار متشکرم آقای لوگاره، شهردار منطقه ۱ پاریس بهخاطر این سخنرانی. سخنران بعدی ما آقای لویی فری، رئیس پیشین اداره تحقیقات فدرال آمریکاست و همانطور که میتوانید حدس بزنید آگاهی زیادی در مورد مسایل امنیت ملی دارد. آقای فری بفرمایید.
لوئیس فری، رئیس اداره تحقیقات فدرال ۱۹۹۳ ـ ۲۰۰۱
خیلی تشکر میکنم از خانم رجوی و همکارانم در این جلسه. خانمها و آقایان، برای من مایه افتخار است که در این بعدازظهر در جمع شما باشم. اجازه بدهید موافقت کامل خودم را با سخنان بسیار شیوا و قوی فرماندار هوارد دین ابراز کنم. ما به اینکه آمریکایی هستیم مفتخریم. ما به کشور خود عشق میورزیم اما در عین حال کشور ما اشتباهات مهلکی را در این منطقه مرتکب شده است، اشتباهات مرگباری که زندگی افراد را به مخاطره میاندازد و همین اشتباه را در قبال اشرف و در سیاستی که دنبال میکنیم نیز مرتکب شده است. من اخیراً در لندن بودم و فرزندان خود را به موزه جنگ انگلستان بردم. شما هم ممکن است از آنجا بازدید کرده باشید، جایی که مخفیگاه زیرزمینی نخستوزیر انگلستان در زمان جنگ جهانی دوم بود و این مرا به یاد مبارزه شجاعانه خانم رجوی و همچنین شما و همکارانتان انداخت. مبارزهیی که نه تنها در فرانسه بلکه قطعاً در جبهه مقدم در ایران و حالا هم قطعاً در اشرف جریان دارد. جملات نخستوزیر انگلستان در دوران جنگ را به شما تقدیم میکنم، درحالیکه میدانم به چنین توصیهیی نیاز ندارید. او میگفت: «هرگز، هرگز، هرگز تسلیم نشوید». و به نظر من شما این نبرد برای آزادی را رهبری میکنید. و بهزودی بعد از لغو نامگذاری مجاهدین، من و همکارانم در آمریکا مشتاقانه از شما در آنجا استقبال خواهیم کرد. و میخواهیم شما را به مرکز اف.بی.آی در واشنگتن ببرم و آنجا را به شما نشان بدهم.
ما اکنون در فرانسه هستیم. و من از نمایندگان مجلس فرانسه بهخاطر پذیرفتن ما در این جلسه تشکر میکنم. فرانسه گهواره آزادی عامل الهامبخش و روح حیات بخش به آمریکای نوپا در دورانی بود که برای رهایی در چندین جنگ میرزمید. بهطور خاص آخرین جنگ آن در این کشور و نقاط دیگر اروپا. مردمی که علیه خشونت، تروریسم و تروریسم دولتی مبارزه میکردند شعارهایی را مانند «آزادی» و دیگر کلمات معروف هم ردیف آن روی دیوار مینوشتند.
در ایران شعارنویسی با مضمون «ما هستیم» است. یعنی ما هستیم، ما آزادیم و ما به یاری شما نیاز داریم. این کمک اکنون باید از ایالات متحده آمریکا نشأت بگیرد. اگر یادتان باشد چرچیل همچنین میگفت که میتوان به آمریکاییها اتکا کرد که بالاخره تصمیم صحیح را انتخاب کنند، اما بعد از اینکه همه راههای ممکن دیگر را طی کرده باشند. در رابطه با وزارت امور خارجه و دولت ما و تصمیم بد آنها و تاثیر مرگبار آن در قبال مجاهدین و کمپ اشرف، پس از ۱۴سال، دیگر هیچ امکان منطقی وجود ندارد. ضمناً هوارد دین و من روز شنبه در فاصله بسیار کوتاهی از وزارت امور خارجه بودیم. ما از وزارت امور خارجه خود میخواهیم که نامگذاری مجاهدین را لغو کند، از ساکنان شجاع کمپ اشرف حفاظت بهعمل آورد و از جنگجویان آزادی در ایران حفاظت و حمایت کند؛ بهخصوص از سازمان مجاهدین در راستای فعالیتهای رهبری کنندهاش، بهعنوان تنها سازمان معتبر و مصممی که در جستجوی آزادی در آن کشور است. و به همین خاطر است که رژیم ایران هر کاری را که توانسته، انجام داده، چه بهطور مستقیم وچه بهطور غیرمستقیم از طریق مزدورانش در عراق، تا جنگجویان آزادی و رهبری آنان را تضعیف کند و از میان بردارد.
رئیس اطلاعات مرکزی آمریکا اخیراً در بغداد بود. شما ممکن است نقل قولی را از او شنیده باشید که امروز فکر میکنم همکاران ما در وزارت امور خارجه که یک سال است مشغول بررسی این موضوع هستند، باید به آن توجه کنند و آن را درک کنند. آنچه رئیس اطلاعات مرکزی آمریکا به مالکی گفت و آنچه ما به وزارت امور خارجه میگوییم و من امیدوارم از انگلیسی خوب ترجمه شود این است که: «زود باش و تصمیم بگیر»!
و ما الآن هم از فرماندار دین شنیدیم که تصمیم نامگذاری مجاهدین یک تصمیم خلص سیاسی بود و هیچ مبنایی در حقیقت ندارد، هیچ مبنای حقوقی هم ندارد. وزارتخارجه مشغول اتلاف وقت است و در اثر این تأخیر طولانی جان بسیاری از افراد را در معرض خطر قرار داده است. میدانید که حکم دادگاه درست ۱سال پیش روز شنبه اعلام شد. دادگاه استیناف در واشنگتن این موضوع را مجدداً به وزارت امور خارجه احاله داد و گفت، اولاً شما حق دفاع این سازمان را که در قانون اساسی تضمین شده است، نقض کردهاید. ثانیا شما اکثریت قضات دادگاه را قانع نکردهاید که منابع مورد استناد شما برای نامگذاری این گروه، منابع معتبری هستند. بنابراین، بروید و تصمیم را بازبینی کنید و به سازمان مجاهدین هم فرصت بدهید تا اطلاعات و منابع شما را رؤیت کند.
این کار هنوز انجام نشده است. بعد از ۱سال، آنچه ما از وزارت امور خارجه دیدهایم عبارت است از تأخیر، ابهام، مانع تراشی، ایجاد محذوریت و عدم تصمیمگیری. این تصمیم دشواری نیست. این تصمیمی است که اگر حقایق و قانون را مبنای آن قرار دهیم بسیار ساده است. فاکتهای پرونده بسیار واضح هستند. آنها خشونت را رد کرده و تسلیحات خود را به نیروهای آمریکایی تحویل دادهاند. گزارشهایی را که اهمیت حیاتی دارند در مورد آنچه رژیم تهران به آن برنامه انرژی اتمی میگوید هم در آمریکا و هم در کشورهای دیگر افشا کردهاند. همه فعالیتهایشان در راستای قانون بوده است. برنامه ۱۰ مادهیی خانم رجوی یک برنامه شیوا و عالی حقوقبشر و احترام به آزادیها و حقوق زنان و پیروان مذاهب است که نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از نقاط جهان هنوز مراعات و محترم شمرده نمیشوند.
وقتی نام سازمان مجاهدین در سال ۱۹۹۷ در لیست قرار گرفت، من در آن زمان ریاست اف.بی.آی را برعهده داشتم. شاید بدانید که اف.بی.آی مسئول تحقیقات ضدتروریسم در خارج از مرزهای ایالات متحده است. این یکی از مسئولیتهای ماست. ضمناً هیچکس از وزارت امور خارجه با ما، پیرامون لیستگذاری این سازمان نه مشورت کرده و نه حتی نظرخواهی کرده است. وقتی ما مدیر وزارت امور خارجه را پذیرفتیم، این تنها سازمانی لیستگذاری شدهیی بود که ما در اف.بی.آی هیچ نیرویی را به آن اختصاص ندادیم چون میدانستیم نیازی به تحقیق در مورد آن نیست. بنابراین، میتوانید تصور کنید که یک سازمان توسط وزارت امور خارجه نامگذاری شده، اما هیچکس در مورد آن تحقیق نمیکند.
این مسأله در سال ۱۹۹۷ بود. حالا ما از آن مقطع فاصله زیادی گرفتهایم. حقایق و قانون ابداً هیچ سازگاری با نگاه داشتن نام این سازمان در لیست ندارند. و خیلی رک بگویم که مهمل بافی و گیجی وزارت امور خارجه و برخی از سفرای آن بهشدت حیرتآور است. جملاتی مثل «سازمان خود را منحل کرده و نقل مکان کنید». این حرف معادل این است که کسی در دهه ۱۹۳۰ بگوید مناطق مسکونی ورشو درلهستان باید برچیده شود و یهودیهایی که در آنجا هستند محل خود را ترک کرده، به نقطه دیگری بروند! آمریکا نه تنها بار مسئولیت اخلاقی بلکه مسئولیت حقوقی و به قول وکلا قراردادی را هم در این رابطه به دوش میکشد که حفاظت ۳۴۰۰تن ساکنان کمپ اشرف را برعهده بگیرد. این تعهدی است که پای آن امضا شده است. این قول دولت آمریکا و ارتش ما بود. کسانی که پای این قرارداد را امضا کردند صددرصد آن چه که قرار بود، عمل کردهاند. ما نمیتوانیم از این نکته چشمپوشی کنیم و روی خود را برگردانیم. ما مسئولیت اخلاقی برای این کار داریم. این ایده که ما میتوانیم کمپ را حرکت داده یا کنیم مطلقاً غیرقابل درک است.
در سال ۱۹۹۷ که لیستگذاری صورت گرفت، اف.بی.آی مشغول اجرای تحقیقات در رابطه با بمبگذاریهای ۱۹۹۶ در استان شرقی عربستان سعودی یعنی برجهای خبر بود. در این برجها انفجار صورت گرفت. ۱۹ نظامی آمریکایی که ضمناً مشغول اجرای طرح پرواز ممنوع علیه صدام حسین بودند در آنجا کشته شدند. بنابراین ما پرونده تحقیقات را گشودیم. و چیزی نگذشت تا پس از تلاش زیاد و تحقیقات خارج از آمریکا به این نتیجه رسیدیم که گروه حزبالله که این حمله را انجام داد و ۱۹ آمریکایی را کشت توسط سپاه پاسداران رژیم ایران پشتیبانی مالی، آموزش، عضوگیری و حفاظت میشدند. این یک عملیات کلاسیک سپاه رژیم بود. اگرچه آنها اعضای حزبالله عربستان بودند، اما در دره بقاع آموزش دیده بودند. پاسپورتهای آنها از طریق سفارت رژیم در دمشق تأمین شده بود. و ژنرال شریفی در سپاه رژیم آن را طراحی و اجرا کرد.
ما همه این شواهد و مدارک را جمعآوری کردیم و نزد مشاور امنیت ملی در آمریکا بردیم. به مشاور امنیت ملی آمریکا گزارش داده شد که این عملیات توسط سپاه پاسداران و در رژیم ایران برنامهریزی، طراحی و اجرا شد. واکنش او در آن زمان، حتی برای من که مدتی در واشنگتن بودم، بسیار تعجب برانگیز بود. او پرسید که «چه کسی در این باره اطلاع دارد؟» و من جواب دادم «تعداد زیادی از آن اطلاع دارند، و بسیاری از افراد نیز وقتی مطلع خواهند شد که ما این اتهامات را دنبال کرده و کیفرخواست تهیه کنیم، که یکی دو سال طول کشید و نام رژیم ایران در آن کیفرخواست برده شده، ولی هنوز آنچه لازم است، علیه ۱۴ فردی که مرتکب جرم شدند به مورد اجرا گذاشته نشده است.
نکته اینجا است که آمریکا در آن زمان تمایل نداشت واقعیتی را که در ایران وجود داشت بپذیرد. درست مثل امروز که نمیخواهد واقعیتی را که در عراق میگذرد، بپذیرد. همانطور که فرماندار دین به درستی گفت در عراق یک دستنشانده رژیم تهران مشغول ارتکاب جنایات جنگی است و تنها نیروی معتبر و جدی برای ایجاد تغییر و برقراری آزادی در ایران را سرکوب میکند. چیزی که باید متوقف شود. ما باید بسیار سریع عمل کنیم. با کمال احترام به وکلا و قضات، من خودم یک قاضی فدرال در آمریکا بودم، حرکت قانون بسیار آهسته است. با توجه به تاریخ عقبنشینی نیروهای آمریکایی از عراق ما زمان زیادی نداریم. تمام دادگاهها، از جمله دادگاه آمریکا، در این باره عمل کردهاند، دستور دادهاند، و به سیاستگذاران و سیاستمداران آنچه را که باید انجام دهند ابلاغ کردهاند. درخواست ما هم این است که به آنچه که باید انجام دهند عمل کنند، عمل صحیح را انجام دهند، یعنی چیزی که در چارچوب تعهدات اخلاقی و حقوقی آنها میگنجد.
پس آنها باید نام مجاهدین را از لیست حذف کنند. آنها باید از طریق فراهم کردن همه ابزارهای لازم از ساکنان کمپ اشرف حفاظت کنند. و مهمتر اینکه، آنها باید در آینده از سازمانهای آزادیخواه و جنگجویان آزادی، بهویژه سازمان مجاهدین، یعنی کسانی که در معرض خطر هستند، حمایت بهعمل آورند.
من بسیار افتخار میکنم که یک آمریکایی هستم. من همچنین اصلیت ایتالیایی دارم و برای همین هم ترانه ایتالیایی «پرواز» را میشناسم. من از دولت خودم و نه کشورم بسیار ناراحتم. چرا که ما خیلی عقب هستیم و از این موضوع به دفعات گذشتهایم. و ما امیدواریم که دیگر از آن نگذریم. دست بهعمل زدن برای آمریکا ضروری است. چه خوب بود که از دادگاه دستورات بیشتری ابلاغ میشد، چه در واشنگتن، چه در اسپانیا و چه در پاریس. اما این عمل کردن یک ضرورت اخلاقی برای رهبران است. و نیازمند شهامت اخلاقی است. همچنان که نیازمند عمل کردن در اسرع وقت است. و ما قویاً از وزارت امور خارجه میخواهیم دست بهعمل بزند چرا که انجام ندادن این کار صرفاً دست روی دست گذاشتن نیست. در فقدان یک اقدام، همانطور میشود که مالکی همین دو هفته پیش در حرفهایش به هیأت کنگره آمریکا در بغداد گفت، به این مضمون که: دولت خود شما مجاهدین را بهعنوان سازمان تروریستی نامیده است، پس چه انتظاری از من دارید؟
بنابراین، این نامگذاری تبدیل به مجوز کشتار و مجوز ارتکاب جنایات جنگی شده است. و نگرانی من این است که دوباره تبدیل به ابزاری برای کشتار و اعدام افراد بیگناه شود. پس این روند باید متوقف شود. آمریکا باید اقدام کند. دولت و رهبران ما باید اقدام کنند. و ما باید به تلاشهای جدی خود در آمریکا ادامه دهیم. در اینجا فقط ۲تن به نمایندگی از آمریکا حضور دارند. اما، همانطور که خانم رجوی و بسیاری از شما میدانید این فقط یک موضوع سیاسی نیست. یک جمع فراحزبی دور هم گرد آمدهاند تا در این رابطه تلاش کند. که شامل رؤسای پیشین اطلاعات مرکزی آمریکا، وزیر پیشین دادگستری، مشاور پیشین امنیت ملی رئیسجمهور آمریکا، وزیر امنیت داخلی، سه رئیس قبلی ستاد مشترک ارتش آمریکا، ژنرالها، سفرا و متخصصان ضدتروریسم میشود.
آیا فکر میکنید چنانچه ما برای حتی ۱ثانیه فکر میکردیم که این سازمان نیات و طرح و پتانسیل عمل تروریستی داشته باشد، در اینجا این سخنان را ارائه میدادیم؟ آمریکا باید اقدام کند.
متشکرم
آن ماری لیزن: در اینجا باید رشته سخن را به آقای دیونس دو سژو، نماینده مجلس، بدهم. وی شهردار آژن و در عین حال یکی از سخنگویان این تعداد زیاد شهردار هم محسوب میشود.
ژان دیونیس سژو، نماینده مجلس ملی فرانسه
خانم رئیس جلسه، خانم رئیسجمهور رجوی، قبل از هر چیز باید بگویم من در اینجا هستم چون شما فعالان بسیار خوبی دارید، بهخصوص کسانی که ـ در اینجا باید به آنها درود بفرستم - ساعتها نزدیکی مجلس حضور مییابند، در سرما، در هوای خوب، در هر شرایطی آنها فعالان بسیار خوبی هستند، و همچنان که آقای شهردار گفت مقاومین واقعی هستند، و اگر ما امروز در اینجا هستیم بهخاطر اعتقادات مبارزه طلبانه آنهاست و من درخواست میکنم برایشان کف بزنید.
بدین ترتیب آنها کارشان را در قبال نمایندگان مجلس فرانسه انجام دادهاند. باید به همکارانم هم درود بفرستم.
میخواهم در اینجا به سه نکته کوچک اشاره بکنم.
قبل از هر چیز، محکوم کردن آنچه در ۸آوریل ۲۰۱۱ رخ داد، زمانی که ۲۵۰۰ سرباز عراقی به شکل بیرحمانهیی وارد یک قرارگاه شدند، باید وقایع را با همان ترسناکی که رخ دادهاند بیان کرد، آنها ۳۶تن را کشته و ۳۴۶تن را مجروح کردند. این جنایات نباید بدون کیفر بماند. ما افتخار داریم در دورانی زندگی میکنیم که چنین جنایاتی بدون کیفر نمیماند. این سوگندی است که ما باید با هم یاد کنیم. ما باید این سختگیری و پیگیری را در خود داشته باشیم و بگوییم: آنچه روز ۸آوریل ۲۰۱۱ در اشرف رخ داد بدون کیفر نخواهد ماند.
نکته دوم: چه کار باید کرد تا از تکرار ۸ (وقایع) آوریل ۲۰۱۱ احتراز شود. مایلم نقطهنظر یک نماینده مجلس را در این مورد ابراز دارم. این درست است که امروزه دوران ما دوران تصمیمات چند جانبه است. دوران امروزه حاوی یک مأموریت است، مأموریتی برای مللمتحد قبل از همه. بدین ترتیب این کار باید قبل از هر جا در سازمان مللمتحد دنبال شود.
پس از آن، مللمتحد باید بازوی نظامی خود را داشته باشد. در اینجا باید کشورهایی که در جریان وضعیت قرار دارند بار مسئولیت خود را بهدوش بکشند. من خوشحالم و به خود میبالم که فرانسه مسئولیت خود را برای پیشبردن دموکراسی در ساحل عاج و لیبی در چارچوب یک مأموریت سازمان مللمتحد به دوش کشید و همین کار را کرد.
من امیدوارم و فعالیت خواهم کرد که همان راه پیش گرفته شود: یک مأموریت بینالمللی، قبل از هر جا در سازمان ملل متحد. بعد لازم است با توجه به اینکه آمریکا در عراق در شرایطی است که میتواند دست بهعمل بزند، مسئولیت خود را به عهده بگیرد.
مایلم به دوستان آمریکاییمان سلام کنم که رنج راه را برای حضور در اینجا بر خود هموار کردهاند. میخواهم به آنها بگویم که در چارچوب چنان ماموریتی، کشور بزرگی مانند کشور آنها، که همیشه در کنار دموکراسی قرار داشته، باید در مورد اشرف فعال شود.
و بالاخره برای حسن ختام به سخنان آقای شهردار گریز میزنم. باید از طریق شما به این مقاومین در عراق درود فرستاد. من اغلب به دستیارم میگویم که روزی، خانم، شما را فرا خواهند خواند، و شما در نقطهیی در دولت قرار خواهید گرفت، در شورای ملی ایران جدیدی که در راه است. ما در این مورد مطمئن هستیم: تاریخ این را به ما خواهد آموخت.
بدین ترتیب باید شما این ایمان را بیش از پیش در خود تقویت کنید، در حالی که توفان دموکراسیخواهی این بخش از جهان را زیر و رو میکند، مدیترانه را، هر چند ایران از مدیترانه فاصله دارد.
مدیترانه امروز، بعد از خانه تکانی بزرگ سه ماهه اول سال، بسیار سرشارتر است. به همین دلیل باید قلبمان را سرشار از امید کنیم.
از دعوت شما متشکرم، به حمایت ما مطمئن باشید
آن ماری لیزن: حال پیشنهاد میکنم به حقوقدانان باز گردیم. سخنران بعدی ما آقای وکیل فرانسوا سر است. او مدیر اجرایی کمیته بینالمللی حقوقدانان برای دفاع از اشرف است و نظر حقوقی خود را برای ما بازگو خواهد کرد.
فرانسوا سر، مدیر اجرایی کمیته بینالمللی حقوقدانان در دفاع از اشرف
خانم رئیس، خانمها و آقایان، من شاید بتوانم نوعی سنتز از آنچه که آقای هوارد دین «تفکر» فرانسوی و «عمل» آمریکایی نامید، ارائه دهم.
در مورد «تفکر» فرانسویها و همین طور بلژیکیها از من خواسته شده نکات و ملاحظات یکی از دوستان قدیمیمان، پروفسور اریک داوید، را برایتان بگویم که مانند خانم پروفسورکه هماکنون صحبت کرد، درحال تدوین یک نظر مشورتی درباره وقایع ۸ آوریل ۲۰۰۱ از دیدگاه حقوق بینالملل است.
او طبعاً به دفعات همانطور که اینجا هم گفته شد، استاتوی اشخاص حفاظتشده، پناهنده سیاسی، استاتوی ناشی از سکونت طولانیمدت در خاک عراق را خاطرنشان کرده است و خشونتهایی را که از ژوئیه ۲۰۰۹ علیه ساکنان اشرف اعمال شده، نه تنها از طریق اعمال جنایتکارانه ماههای ژوئیه آن سال و آوریل امسال، بلکه از طریق حملات مستمر، شکنجه، محاصره پزشکی و خشونتهای مستمر اعمال شده علیه یک جماعت غیرنظامی یادآورشده است. محاصره پزشکی در چندین مورد به درگذشت برخی ساکنان اشرف بهدلیل ممانعت از اقدام درمانی لازم منجر شده است.
پرسشی که او مطرح کرده و مستقیماً با پرسشهایی که خانم پروفسور مطرح ساخته ربط پیدا میکند این است که ماهیت حقوقی رویارویی بین نیروهای عراقی و ساکنان کمپ اشرف که یک جمعیت غیرمسلح محسوب میشوند، چیست؟
باید به این سؤال پاسخ داد که درگیری بین نیروهای عراقی و ساکنان اشرف از نوع یک منازعه مسلحانه بینالمللی است یا داخلی؟
او طبعاً با استناد به اصول حقوق بینالملل نتیجه میگیرد که با توجه به استاتوی مجاهدین، این امر منازعه مسلحانه بین دو طرف یک معاهده نیست، زیرا مجاهدین را نمیتوان یک کشور یا حکومت دانست. درعین حال این یک منازعه مسلحانه غیربینالمللی نیز نبوده، زیرا در این باره شکی نیست که ساکنان کمپ اشرف از سال ۲۰۰۳ در کادر موافقتنامهیی با مقامات آمریکایی خلعسلاح شده بودند.
با این توصیف، او معتقد است که حقوق بینالملل انساندوستانه در مورد کمپ اشرف قابل اعمال است و همانطور که هم خانم رجوی و هم خانم پروفسور چند بار یادآوری کردند اجرای ماده ۴۵ کنوانسیون ژنو مسئولیتی را به عهده مقامات آمریکایی به ویژه در کادر انتقال مسئولیت حفاظت کمپ اشرف به مقامات عراقی، میگذارد. انتقال مسئولیتی که چنانکه امروز میبینیم در شرایطی صورت گرفته که تعهد داده شده از سوی مقامات عراقی محترم شمرده نشده است. زیرا اعمال خشونتباری روی داده که آنها را عملاً ًبه همدست و مباشر تبدیل کرده است.
در این چارچوب پروفسور داوید یک سؤال دوم را مطرح میسازد که عبارت است از پیامدهای تحلیل اول و چگونگی اعمال و اجرای حقوق بینالملل. در این راستا، مجموعه فاکتهای واقع شده در اشرف را از زاویه اساسنامه دادگاه کیفر بینالملل بررسی میکند، درعین حال که به حقوق بینالملل عرفی نیز نظر دارد تا مشخص سازد آیا ملاکهای مادی جنایت عمدی و زمینهسازی شده طبق قرائن فراهم بوده تا بتوان مجموعه اعمال ارتکابی مقامات عراقی در کمپ اشرف را جنایت علیه بشریت همراه با قتل، انتقال اجباری جمیعت، محروم کردن از آزادیهای فیزیکی، اعمال شکنجه عمدی در یک چارچوپ زمینهسازی شده بر اساس قرائن و تعرض سنگین به یک جماعت غیرمسلح تلقی کرد.
هیچیک از استدلالات دولت عراق امروز قابلقبول نیست و پروفسور داوید حتی اضافه میکند که این جنایات از آنجا که حقوق بینالملل نظامی نیز در این مورد قابل اطلاق بوده، میتواند جنایت جنگی محسوب شود.
و نظر مشورتی خود را با این نتیجهگیری پایان میدهد که امروز هر دولتی تعهد دارد و خود را متعهد میسازد.
فقط اشاره کنم که دادگاه لاهه چند هفته پیش چه گفته، که خانم رجوی هم در یکی از کنفرانسهای مطبوعاتی خود به آن اشاره کرده است: خانم رجوی امروز بهترین وکیل مدافع ما است. می گوید سربازان هلندی که بهعنوان ناظران سازمان مللمتحد در جریان محاصره سربرنیتسا در سال ۱۹۹۵ فرستاده شده بودند، نتوانستهاند از غیرنظامیان مسلمان در برابر خطر یک حمله صربهای بوسنی محافظت کنند. بنا به این حکم، دولت هلند مسئول مرگ این افراد بوده، زیرا کلاه آبیهای هلندی، که این نکته به نظر من بسیارمهم است، نمیبایست این مسلمانان را به نظامیان صرب در بوسنی تحویل میدادند.
این خلاصه وضعیتی است که پیش روی ما قرار دارد. خیلی صریح بگویم، مأموریت و مجوز سازمان مللمتحد حتماً ضروری است و اینکه کشوری مانند ایالات متحده که بر وضعیت مسلط است، باید دست به اقدام بزند.
مایلم یک نکته آخر را هم درباره وجه فرانسوی اقدامات قضاییمان بگویم. همه از تصمیمی که قضاییه فرانسه گرفته آگاهید که مدتهای طولانی به ارزشهای این جمهوری با وارد کردن مجاهدین در لیست و مقابله با حکم دادگاه لوکزامبورگ خیانت کرد و از سال ۲۰۰۳ خانم رجوی و دوستانش را در مراجع فرانسه تحت پیگرد قرار داد. فرانسه چند ماه پیش از زبان دادستان پاریس و قاضی تحقیق ترویدیک استاتوی دیگری را [ برای مجاهدین] بهرسمیت شناخت که این بار نه استاتوی شخص اخراج شده بود و نه پناهنده سیاسی، بلکه عبارت بود از استاتوی رزمنده مقاومت!
امروز قضات فرانسوی به روشنی میگویند مجاهدین هرگز به مردم غیرنظامی در ایران حمله نکردهاند، که همواره و نهایتاً کسانی را هدف قراردادهاند که شکنجه میکردند و اینکه عملیات مقاومت همواره در پاسخ به اعمال ناشی از یک تروریسم دولتی بوده است. قضات به این ترتیب عمل و حرکت مقاومت ایران از جمله نوع مسلحانه آن را مورد تأیید قرار دادهاند! با این حال میدانیم که امروز اشرفیها بدون سلاح هستند.
صحبتم را با این حرف تمام میکنم که امروز ما برای دست زدن به اقداماتی که برشمردم درموضع بسیار مساعدی هستیم. به نظر من ما باید در این راستا وارد عمل شویم تا بتوانیم بازگشت نیروهای آمریکایی جهت تأمین حفاظت از اشرف را به دست آوریم».
آن ماری لیزین: آفرین آقای سر بهخاطر این پیشنهاد قاطع که امیدوارم ثمربخش باشد.
مایلم یک مهمان ویژه، یک زندانی سیاسی که توانسته از ایران بگریزد را معرفی کنم آقای صادق سیستانی. او تا الآن ۱۸سال را بهخاطر حمایت از مجاهدین در زندان بوده است. او مجدداً توسط رژیم ملاها به زندان بیشتر محکوم شد ولی توانست کشور را ترک کند و امروز او برای اولین بار بعد از فرار از ایران اینجاست.
صادق سیستانی، زندانی سیاسی با سابقه ۱۷سال و ۸ماه زندان
با درود به قهرمانان شهر اشرف، مجاهدان سرفراز آزادی ایران،
من صادق سیستانی، هوادار سازمان مجاهدین خلق ایران از استان گلستان در شمال ایران هستم.
نمیدانم چطور احساسم را برایتان بیان کنم که چقدر آرزو داشتم در این لحظات در خاک اشرف بودم. من 3بار قصد رفتن به اشرف را کردم که هر بار موفق نشدم و بار آخر هم دستگیر شدم. من یک نمونه از مردم ایران هستم.
خواهر مریم عزیز، هر وقت شما را در سیما میدیدم، همه درد و رنج مردم ایران را در شما میدیدم و از طرف دیگر البته امید همه مردم شما هستید و برادر مسعود که سالیان دل در گرو او داشتهام. درود بر برادر مسعود.
من حدود ۱۷سال از عمرم را در زندانهای رژیم خونخوار آخوندی گذراندم و 3ماه قبل درحالیکه مجدداً به ۱۰سال زندان محکوم شدم، موفق به فرار از ایران شدم.
اولین بار در سال ۱۳۶۱ در شهر خودم کردکوی دستگیر شدم و زیر شکنجه و بازجویی قرار گرفتم. در آن زمان من دانشآموز ۱۸سالهیی بودم و به جرم خواندن و توزیع نشریات مجاهدین خلق مدت 2سال و نیم در زندان بودم. از شهر کوچک ما بیش از ۵۰نفر از مجاهدین اعدام شده و صدها نفر به جرم هواداری از سازمان مجاهدین زندانی بودند.
در یک اتاق زندان که ابعاد آن ۴متر در ۴متر بود، تعداد زیادی زندانی بودیم که نه محلی برای خواب و نه حتی هوا برای تنفس (داشتیم) و فاقد توالت بود. سالها آسمان شب را ندیده بودم و شب در سلول با یک چراغ روشن باید میخوابیدیم.
بار دوم خرداد ۱۳۷۲ دستگیر شدم و حدود ۱۳سال تا اواخر ۱۳۸۴ یعنی در دوره دوم ریاستجمهوری رفسنجانی، تمام دوران ریاستجمهوری خاتمی و بخشی از دوره احمدینژاد در زندان بودهام.
یکی از جرایم من قصد رفتن به قرارگاه اشرف بود. من در تهران دستگیر شده و در زندان کمیته زیر شدیدترین شکنجهها قرار گرفتم. مرا با کابل فشار قوی که انتهای آن لخت بود بارها شکنجه کرده بهطوریکه زیر شکنجه بیهوش میشدم. در اثر شکنجه چشم راستم پارگی پیدا کرد و بسیاری از دندانهایم شکست و بیماریهای مختلف داخلی پیدا کردم. و در نهایت به جرم فعالیت به نفع سازمان محکوم به اعدام شدم که بعد از 3سال این حکم تبدیل به حبس ابد شد.
در این دوره از زندان که اساساً دوره ریاستجمهوی رفسنجانی و خاتمی بود، من شاهد بودم که چطور رژیم آخوندی تلاش کرد تا نمایندگان سازمانهای بینالمللی را فریب دهد. وقتی آقای موریس کاپیتورن، گزارشگر ویژه حقوقبشر سازمان ملل، برای بازدید از زندان آمد، فقط اجازه صحبت با ۴نفر را به او دادند که به جای 2نفر از زندانیان سیاسی، 2نفر زندانی عادی را به اسم زندانیان سیاسی به نزد او بردند. در دوران خاتمی که آقای لویی ژوئنه، یکی از گزارشگران سازمان ملل، برای بازدید آمده بود، دهها پاسدار را به جای زندانی سیاسی وارد بند ما کرده و به جای زندانیان سیاسی به او نشان دادند. اما رژیم هرگز به مقامات سازمانهای بینالمللی اجازه نداد که با ما زندانیان سیاسی هوادار مجاهدین در زندان ملاقاتی داشته باشد تا جهان از آنچه که در زندانها بر سر مجاهدین و مبارزین میگذشت، آگاه شود.
آخرین باری که من دستگیر شدم در سال ۲۰۰۹ بود که در مسیر رفتن به شهر اشرف در شهر مرزی مریوان دستگیر شدم و به زندان ۲۰۹ اوین منتقل شدم. در این دوران که مصادف با انتخابات دور دوم احمدینژاد بود، شاهد بودم که عده کثیری از دانشجویان و مردم بعد از خرداد ۱۳۸۸ دستگیر شدند که بسیاری از آنها جرمشان هواداری از مجاهدین خلق بود که عدهیی از آنها هنوز در زندانهای رژیم آخوندی بهسر میبرند.
در تابستان ۱۳۸۸ در زندان اوین بودم که خبر حمله اول به قرارگاه اشرف را از طریق زندانیان جدید شنیدم و متوجه شدم که رژیم نه تنها در داخل کشور اقدام به دستگیری و اعدام مجاهدین میکند بلکه از ترس سرنگونی در عراق هم به مجاهدین بیسلاح حمله کرده و به کشتار آنها پرداخته است. همه زندانیهای سیاسی که در اوین بودند، از قهرمانیهای اشرفیها در شگفت بوده و خامنهای که دستور این جنایات را داده بود، لعنت میکردند. در آوریل ۲۰۱۱ من در یک شرایط ویژه توانستم از زندان بگریزم و سپس از کشور بهطور مخفیانه خارج شدم. من بهعنوان یک زندانی سیاسی که ۱۷سال در زیر شکنجه و فشار این رژیم ضدبشری قرار داشتهام، از همه شما بهخاطر حمایتتان از مردم و مقاومت ایران صمیمانه متشکرم. من به نمایندگان از زندانیانی که هنوز در زنجیرند، از دولتها و سازمانهای حقوقبشری و شخصیتهای سیاسی میخواهم که در مقابل جنایت این رژیم در داخل خاک ایران و در زندانها و همچنین در مقابل جنایت علیه بشریت در شهر اشرف سکوت نکرده و به سیاست مماشات و همکاری با این رژیم جنایتکار از طریق قرار دادن اسم سازمان مجاهدین در لیست تروریستی پایان دهند.
سلام و درود به قهرمانان شهر اشرف که مقاومت و پایداری تمام مردم ایران را در مقابل رژیم ضدبشری آخوندی را نمایندگی میکنند.
راه و رسم اشرف این روزها راه و رسم جوانان کشورم ایران است.
سقوط ملاها حتمی است. آزادی برای مردم ایران دور نیست.
منتشکرم
آن ماری لیزن: پس از این شهادت تکاندهنده و عمیق، حال به آخرین بخش برنامه کارمان برای امروز عصر میرسیم، با سخنران فرانسوی که افتخاری برای فرانسه نیز هست. این واقعیت دارد که ما بسیار از نقش ایالات متحده صحبت میکنیم، اما میتوان گفت که در فرانسه نیز همواره پشتیبانی گستردهیی از این آرمان وجود داشته است. یکی از نخستین حامیان آن ایو بونه است، استاندار افتخاری، مدیر سابق د.اس.ت و پارلمانتر پیشین. رشته کلام را به او میسپارم.
ایو بونه، رئیس پیشین اطلاعات فرانسه
متشکرم آن ماری، میدانی که فرانسویها بسیار از تعریفهایی که دوستان بلژیکی از آنها میکنند، خوششان میآید. من پیشتر نمیروم. چون ما آنقدر پسرعمو و دخترعمو هستیم که بهزودی قرار است خواهر و برادر شویم.
از همان ابتدای مقاومتی که اکنون بیش از 30سال عمر دارد، مسعود و مریم رجوی یک نبرد مضاعف را انتخاب کردند که هم یک مبارزه داخلی علیه ستمگر و شکنجهگر و هم مبارزهیی بیرون از مرزهای ایران بود. و احتمالاً اشتباه خواهد بود اگر بخواهیم این دو مبارزه را از یکدیگر متمایز کنیم. اما در شرایطی که اکنون قرار داریم و با توجه به نقشمان که عبارت است از همراهی، مددرسانی و همچنین دوست داشتن این مقاومت، اینجا باید به مریم رجوی تبریک گفت که توانسته تا این حد کلام مقاومت را در صحنه بینالمللی منتقل کند. به نظرم خوب است نکتهیی را یادآوری کنیم که خانم رجوی امروز موقعیت یک رهبر را دارد، زیرا از سوی مراجع و نهادهای متعددی دعوت شده از جمله به سنای بلژیک از سوی آن ماری لیزین. تصور میکنم حتی از او در واتیکان هم استقبال شده که برخلاف آنچه عدهیی ممکن است تصور کنند، اصلاً دولت کوچکی نیست. اما او همچنین تصمیم گرفت مبارزه را در وجه حقوقی نیز پیش ببرد، یعنی در عرصه حق و حقوق و دفاع از حقوق و در این مسیر جز موفقیت نصیبی نداشته است.
از چند سال پیش، بهخصوص از آن روزهای شوم و سیاه ژوئن ۲۰۰۳ او موفق شده جایگاه حقوقی مقاومت ایران را ارتقا دهد که جایگاه حقوقی یک جنبش مقاومت است، یعنی درست نقطه مقابل جایگاه یک جنبش تروریست. این عنوان ”تروریست“ را بگذاریم برای کسانی باشد که شایستهاش هستند، یعنی جمهوری اسلامی ایران.
من سخنان بسیار عالی دوستانمان بهخصوص حقوقدانان و همچنین اهل سیاست را شنیدم و بهطور خاص از اظهارات آقای فری -که اگر بسیار مسن تر بود یا من اگر بسیار جوان تر بودم، میتوانست همقطار من باشد- استفاده کردم، زیرا من با ”قاضی وبستر“ سر و کار داشتم که احتمالاً میشناختهاید ـامیدوارم حالش خوب باشدـ و با بیل کیسی هم کار کردهام که متأسفانه فوت کرده است. باید بگویم امروز مایلم تا آنجا که به من برمیگردد، درباره موضوع مورد بحث صحبت کنم و بهخصوص موضوعی که سزاوار توجه دقیق ما است، زیرا هرگز نباید در برابر مشکلات میدان را خالی کرد، و آن مسأله جابهجایی احتمالی کمپ اشرف است.
اولین نکتهیی که میخواهم بگویم این است که به نظر شخص من، از آنجا که چندین بار به اشرف رفتهام، اشرف همان جا که هست، جایش بسیار خوب است، بهخصوص که به قدر کافی به جمهوری اسلامی نزدیک هست که باعث کلافگی آنها شود ـ من اینجا از به کار بردن یک لفظ قدری بیادبانه که فکر میکنم همه متوجه شدند، خودداری کردم ـ خلاصه منظور آن همسایه عزیز آن سوی مرز ما است! اما بدیهی است، بهخصوص اگر مقاومت این را بپذیرد ـ که به نظر من شرط اولیه است ـ این اسبابکشی را میتوان مد نظر قرار داد. اما این اسبابکشی به جای دیگر چند پیششرط دارد.
پیششرط اول این است که کمپ اشرف باید کاملاً تمام حقوق خود را باز یابد، با احترام کامل به حرمت و کرامت اشخاص و شأن و کرامت مقاومت ایران. لذا باید از طرح اروپا که از سوی پارلمان اروپا در استراسبورگ تصویب شده، اگرچه کامل نیست، حمایت کرد، زیرا قبل از هرگونه انتقال، چه به سوی اروپا چه به سوی آمریکا، پیششرط حفاظت از ساکنان را منظور میکند.
به نظر من باید درباره این طرح خیلی روشن صحبت کنیم: اصلاً و به هیچوجه مطرح نیست که عدهیی را که در حال رنج و درد کشیدن هستند و بهطور روزمره مورد بدرفتاری قرار دارند و امروز از تمام حقوقشان بهرهمند نیستند، به جای دیگری منتقل کرد. انسانها کالا نیستند که با این وضع بخواهند منتقلشان کنند، بلکه شهروندانی هستند با تمام حقوق خود و شهروندانی استثنایی هم هستند، از این رو که انتخاب کردهاند حرف خود را بهصورت مادی از طریق فدا کردن جانشان در یک جنبش مقاومت بزنند.
این واقعاً اولین نکته اساسی است که باید در نظر گرفت.
بعد باید به ملاحظاتی پرداخت که ماهیت و جنبه اضطراری و فوری دارند: این عادی و طبیعی نیست که هنوز در اشرف تعدادی زخمی باشند که بهرغم نمونه بودن بیمارستان اشرف، نمیتوان امروز در شرایط عادی به آنها رسیدگی درمانی کرد، نه بهخاطر کمبود پزشک، بلکه بهدلیل فقدان امکانات، نبود دارو، نبود تجهیزات، به این دلیل که نابودشان کردهاند و من از این بابت تعجبی نمیکنم.
همچنین به نظر من باید این را به روشنی تمام گفت و با این تئوری بیمعنی یا این پیشنهاد به کلی غیرواقعبینانه که میگوید ساکنان کمپ اشرف پراکنده شوند یا به کمپ دیگری در داخل عراق منتقل شوند و به هیچوجه قابلقبول نیست، باید مخالفت کرد.
اینجا کسی باید به من توضیح دهد که به چه دلیل این عمل ناهنجار مشروع است که مثلاً آنان را در وسط یک بیابان مستقر کنند. این حرکتی نادرست و بیپایه است. احتمالاً تلهیی است که برای ساکنان اشرف گستردهاند به این صورت که آنها را به نقطه دیگری بفرستند تا سر فرصت و به راحتی متفرقشان کنند.
اینجا از حق و حقوق بسیار صحبت شد. شما خانم پروفسور، خود با عباراتی دقیق این را بیان کردید. من علاقمند بودم شاگرد شما بشوم، اما نگرانیم اینست که برای این بحث کمی دیر شده باشد. شما گفتید حقوق اشرفیان، حقوق ایرانیان، حقوق ایرانیان عضو مقاومت خارج باید حفظ شود. این حقوق حفظ شده است، زیرا همانطور که هماکنون گفتم خانم مریم رجوی انتخاب بردن مبارزه به عرصه حقوقی را بهعمل آورده است.
در پایان صحبتم مایلم دو نکته را اضافه کنم.
اول اینکه مایلم چند کلمه درباره دوستان اسپانیاییمان بگویم که به ما اغلب در زمینه دفاع از حقوق درس میدهند. دموکراسی آنها شاید از ما جوانتر باشد، اما باید صادقانه بگویم که بسیار زندهتر از دموکراسی ماست اما این هم هست که دوستان اسپانیایی ما نباید تنها بمانند و نباید یک استثنا در اروپا باشند که هم به رژیم مالکی حمله کنند و هم فراتر از آن به حکومت ایران. امروز نباید فراموش کرد که 5تن از سران رژیم ایران ـ که از دانه درشتها هم هستند ـ هدف حکم جلب بینالمللی صادره از سوی اینترپل قرار دارند. کسی از این موضوع هیچوقت صحبتی نمیکند. اما آقای رفسنجانی، همان آقای لیبرال بزرگ، هدف یک حکم جلب بینالمللی قرار دارد. چرا حکم را اجرا نمیکنند؟
دومین نکته که میخواهم بگویم این است که کار جابهجایی کمپ اشرف به هر جا که بکشد، جای واقعی ساکنان اشرف و جای واقعی مقاومت ایران، در ایران است و به آنجا است که آنها باید بازگردند، نه برای تداوم نبرد خودشان، بلکه بهخاطر خیر و مصلحت همه و اینکه برای ثبات تمام منطقه خاور نزدیک، یک دموکراسی واقعی بنا کنند.
متشکرم
آن ماری لیزن: الآن رشته سخن را به آقای عبدالطیفو علی، وکیل و نماینده مجلس ملی فرانسه از استان مایوت، میسپارم.
عبدالطیفو علی، نماینده مجلس ملی فرانسه
خانم رئیسجمهور مریم رجوی، خانم رئیس افتخاری سنای بلژیک، شخصیتهای برجستهیی که از ایالات متحده آمدهاید، حضار محترم اروپایی، خانمها و آقایان! برای من بسیار مایه دلگرمی و حسن استفاده است که در این مکان در کنار شما حضور دارم. من یکی از اولین امضاکنندگان بیانیه اکثریت نمایندگان مجلس ملی بودم. این نمایندگان که از همه گروههای سیاسی پارلمان میباشند، از دولت فرانسه خواهان بهرسمیت شناختن مقاومت ایران علیه دیکتاتوری مذهبی حاکم در ایران و حفاظت ساکنان اشرف شدند.
من خوشحالم از اینکه ابتکار ما از حمایت حدود 30پارلمان در سراسر جهان برخوردار شد. این ابتکار پارلمانی در شرایط کنونی خاورمیانه و بهار عربی حائز اهمیت خاصی میباشد، زیرا نمایندگان یادآوری میکنند که: «رژیم ایران مانع اصلی دموکراسی در منطقه است و تلاش میکند قیامهای آزادیبخش منطقه را به سوی بنیادگرایی اسلامی منحرف کند».
بهعنوان یک نماینده مسلمان در پارلمان فرانسه، میتوانم شهادت دهم که مقاومت ایران بهعنوان پادزهر بنیادگرایی اسلامی، از سمپاتی زیادی در بین جامعه مسلمانان برخوردار است. در این شرایط، ضروری است که با تکیه بر شجاعت تحسینبرانگیز ایرانیان، جلوی عقاید سلطهطلبانه و روشهای وحشیانه ملاها را گرفت.
به همین خاطر است که نمایندگان مجلس ضمن تصریح بر شکست سیاست مماشات در قبال این رژیم، و با رد هرگونه دخالت نظامی خارجی، حمایت خود را از راهحل سوم پیشنهاد شده توسط خانم مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران که خواهان یک تغییر دموکراتیک به دست مردم ایران و مقاومت سازمانیافتهاش است، ابراز میکنند.
با هدف نابودی این مقاومت سازمانیافته بود که نیروهای عراقی، به دستور ملاها، روز ۸آوریل به کمپ اشرف حمله بردند. از چندین ماه قبل، پارلمانترهای فرانسوی نسبت به خطرات یک کشتار که ساکنان غیرنظامی کمپ اشرف در معرض آن بودند، به کاخ الیزه و وزارت امور خارجه هشدار داده بودند. تراژدی ۸آوریل گذشته متأسفانه به آنها حق داد.
دولت فرانسه وظیفه دارد که با استفاده از همه امکانات به یاری آنها بشتابد. بهطور خاص باید از طرح پارلمان اروپا حمایت شود. به اعتقاد من باید از این طریق برای جلب افکار عمومی نه فقط در فرانسه، بلکه در سراسر جهان، به این تراژدی، اقدام کرد.
سازمانهای غیردولتی در سطح جهانی، مانند عفو بینالملل و فدراسیون بینالمللی حقوقبشر، اخیراً نسبت به وخامت وضعیت اشرف، بهویژه در زمینه پزشکی هشدار دادهاند.
بدین لحاظ، به عقیده من یک تصمیم فوری که جامعه بینالمللی باید از آن حمایت کند، دادن موقعیت پناهندگی جمعی به ساکنان اشرف است، امری که تا شروع روند طرح اروپا، یک چتر حفاظتی بر روی کمپ ایجاد میکند.
بهعنوان کلام آخر، فقط میخواستم بگویم «زنده باد مقاومت ایران».
آن ماری لیزن: آخرین سخنران ما آقای ژان فیلیپ مورر، نماینده استراسبورگ و عضو شورای استان بارن میباشد که در اینجا کمیته پارلمانی برای ایرانی دموکراتیک را نمایندگی میکند. آقای مورر بفرمایید.
ژان فیلیپ مورر، نماینده مجلس ملی فرانسه
خانم رئیسجمهور، مریم رجوی، دوستان عزیز،
خوشحالم که در اینجا برای شما صحبت میکنم. همانطور که شما میگفتید بهعنوان نماینده مجلس ملی، ولی در عین حال بهعنوان یک استراسبورگی؛ استراسبورگ یکی از پایتختهای اروپا، مقر دادگاه اروپایی حقوقبشر.
اجازه بدهید قبل از هر چیز به مهمانان برجسته آمریکاییمان درود بفرستم. فکر میکنم یک تبادلنظر، بهمناسبت این کنفرانس بین نمایندگان مجلس و رجال سیاسی دو سوی اقیانوس اطلس بهخصوص از این نظر ضروری است که خاورمیانه در حال گذار از یک دوران پرتنش است و سرنوشت صلح و امنیت را در این منطقه حساس جهان رقم خواهد زد.
من در اینجا از جانب یک اکثریت بسیار بزرگ از همکارانم در مجلس صحبت میکنم، که متأسفانه بسیاری از آنها نتوانستند در کنفرانس امروز حضور پیدا کنند، چون همانطور که میدانید ما به تازگی وارد تعطیلات مجلس شدهایم. ولی این مانع از آن نمیشود که تعدادی از همکارانم در اینجا حاضر شوند و همچنین مانع آن نیست که بهدلیل نگرانی چندسالهمان در مورد وضعیت انسانی ساکنان قرارگاه اشرف در حالت بسیج شده باقی بمانیم.
رئیسجمهور فرانسه، نیکولا سارکوزی، بهمناسبت جشنهای ۱۴ژوئیه به درستی یادآوری کرد که فرانسه، کشور بزرگ حامل ارزشها، نمیتواند اجازه دهد بیگناهان قتلعام شوند. این قوت قلبی برای هزاران نماینده مجلس، حقوقدان و سازمان غیردولتی محسوب میشود که امروزه در سراسر جهان، کشورها و سازمان مللمتحد را به پذیرفتن مسئولیت در قبال ساکنان قرارگاه اشرف فرا میخوانند.
در جلسهیی در ۱۸مه گذشته نزدیکی مجلس، با حضور خانم رجوی، رئیسجمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران، در بیانیه پایانیمان اعلام کردیم: «از طرح پیشنهادی هیأت پارلمان اروپا در رابطه با عراق استقبال میکنیم و آن را همخوان با فراخوان اکثریتهای پارلمانی میدانیم که برای حفاظت ساکنان اشرف صادر شده است. از نظر ما، هرگونه جابهجایی ساکنان اشرف در داخل عراق صرفاً بهانهیی برای یک کشتار جدید است. ما از سازمان مللمتحد میخواهیم حفاظت ساکنان را بر اساس این طرح تضمین کند، یعنی یک تیم یونامی را در محل مستقر کند که توسط ارتش آمریکا حفاظت بشود». تکرار میکنم: «تحت حفاظت ارتش آمریکا».
بیانیه ما حتی فراتر رفته از دولت فرانسه میخواهد مقاومت علیه دیکتاتوری مذهبی در ایران را بهرسمیت شناخته در پی ایجاد گفتگو با شورای ملی مقاومت ایران برآید.
در واقع، ما معتقدیم موضع هر دولت در قبال این اپوزیسیون، که امروزه بدیل دموکراتیک استبداد مذهبی حاکم بر ایران را تشکیل میدهد، یکی از معیارهای ارزشی است که از آنها دفاع میکند. به همان شکل، موضع دولت آمریکا در قبال حفاظت از ساکنان اشرف همچنان که در مورد خارج کردن نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست وزارتخارجه آمریکا، یک معیار سنجش برای آمریکا و سیاست بینالمللی آقای اوباما محسوب میشود.
قابل فهم است که هر کوتاهآمدنی ناشی از ضعف است، هر کوتاه آمدنی بیانکننده یک بنبست است. ۳۴۰۰تن ساکن اشرف، ۳۴۰۰مقاوم مسالمتجو هستند، ۳۴۰۰وجدان بیدار، ۳۴۰۰وجدان برانگیخته. پس به آنها بگوییم نه تنها تنها نیستید، بلکه ما با شما هستیم و کارزار تازه شروع شده است.
بسیار متشکرم
آن ماری لیزن: بدین ترتیب دوستان عزیز، از همه شما باید تشکر کرد و جلسه امروز را به پایان رساند. ولی چیزی به من میگوید که با قدرت شما و با قدرت خانم رجوی، ما باز همدیگر را خواهیم دید، امیدوارم نه چندان دیر، در پی پیروزیهای جدید.
آن ماری لیزین: متشکرم آقای فری. حالا سراغ وکلا میرویم که درباره تعهدات سازمان مللمتحد و جامعه بینالمللی در مورد اشرف بشنویم. اولین آنها ورا گولاند دباس است. او استاد تحصیلات عالی مؤسسه حقوق بینالملل و مطالعات و پیشرفت بینالمللی در ژنو است. بفرمایید.
ورا گولاند دباس، نظریهپرداز و استاد حقوق بینالملل انستیتوی بینالمللی ژنو
متشکرم. بعد از این همه سخنرانان شیوا که قبل از من بودند و خانم رجوی، آنچه من برای شما خواهم گفت خشک و تکنیکی به نظر خواهد آمد.
از من خواسته شد که یک نظریه حقوقی در مورد افراد اشرف و حقوقشان و التزامات سایرین نسبت به آنها بر طبق قانون بینالمللی ارائه کنم.
در واقع بسیار مهم است که روی چارچوب حقوق بینالملل تأکید کنیم. حقوق بینالملل، البته میتواند بهخاطر سیاست و غیره کنار گذاشته شود، ولی حقوق بینالملل یک زبان جهانی شده و در هر مذاکرهای با جامعه بینالمللی، بهطور اساسی آن زبان بینالمللی بکار برده میشود. حتی سی.ان.ان و الجزیره هم به عناوین و اصطلاحات قانون بینالملل اتکا میکنند.
این چارچوب چیست؟
اول از همه میخواهم به موقعیت حفاظتشده ساکنان اشرف توجه بدهم.
آنها حفاظتشده هستند. موقعیت «حفاظتشده» بسیار مهم است چون همانطور که گفتم از این موقعیت حفاظتشده، حقوق و تعهداتی، ناشی میشود.
آنها در 3مورد حفاظتشده هستند.
آنها افراد حفاظتشده تحت کنوانسیون چهارم ژنو هستند. آنها حفاظتشده بهعنوان خارجیانی هستند که بهطور درازمدت در عراق ساکن بودهاند.
آنها بهعنوان پناهنده حفاظتشده هستند.
همچنین کل کمپ اشرف در تمامیتش طبق قانون بینالملل یک موقعیت حفاظتشده دارد.
آنچه که مایلم روی آن بهطور مشخص تأکید کنم، مسئولیت همه کشورها بهخصوص آمریکا، اتحادیه اروپا و مللمتحد به موجب قانون بینالمللی است. زیرا در این شرایط، قوانین و استانداردهایی که زیربنای این چارچوب حقوقی است، موضوع نگرانی کل جامعه جهانی است. ما تحولاتی در قانون بینالمللی دیدهایم که بر اثر آن برخی استانداردهای بنیادین که بهدلیل منافع و ارزشهای کل جامعه جهانی بنیادین هستند مورد توجه قرار گرفته و در نتیجه مورد نگرانی برای هر کشور و بهطور خاص برای مللمتحد است.
من بهطور خلاصه در مورد این موقعیتها صحبت میکنم.
اول از همه، موقعیت افراد حفاظتشده طبق کنوانسیون چهارم ژنو. من فکر میکنم شما در مورد آن بسیار شنیدهاید. شما شنیدهاید که در سال ۲۰۰۴موقعیت افراد حفاظتشده توسط ارتش آمریکا به آنها داده شد. معنایش این است که کنوانسیون چهارم ژنو در این مورد نقش دارد و مطرح است، یعنی بهطور مشخص ممنوعیت جابهجایی فردی و جمعی و همینطور اخراج از خاک عراق.
حالا اگر کسی این فرض را عنوان کند که کنوانسیونهای ژنو دیگر اعمال شدنی نیستند چون گاه بحثهایی در این زمینه مطرح میشود که بهدلیل عدم وجود درگیری مسلحانه در عراق، کنوانسیون چهارم ژنو خاتمه یافته است. اما در این صورت هم، کنوانسیون چهارم ژنو خودش بندهایی دارد که نشان میدهد کماکان پابرجاست. از جمله پیرامون استرداد یا تجدید اسکان فرد حفاظتشده بعد از تاریخ خاتمه خصومتها، که این بندها حاکی از تداوم اعتبار کنوانسیون ژنو است.
همچنین مهم است تأکید کنیم که تضمینهای دیپلوماتیکی که عراقیها به آمریکا دادند، در عمل وجود ندارند. شما از این تضمینها مطلع هستید و من نقل میکنم که وزرات خارجه آمریکا تضمینهای انسانی درباره کمپ اشرف داده از جمله اینکه هیچیک از ساکنان به اجبار به کشوری که دلایل مشخص وجود دارد بهخاطر عقاید سیاسی و نظیر آن مورد آزار و شکنجه قرار گیرد، منتقل نخواهند شد. مهم است که تأکید کنیم آمریکا کماکان این مسئولیتها را طبق کنوانسیون ژنو حتی بعد از انتقال کمپ به مقامات عراقی برعهده دارد. آنها نمیتوانند در واقع با هیچ توافقنامهیی این مسئولیت را رها کنند مگر اینکه قاطعانه مطمئن شوند حفاظت ادامه خواهد داشت. بهعلاوه ما اخیراً دیدهایم که دولتها از تضمینهای دیپلوماتیک برای فرستادن افراد ظاهراً مظنون به کشورهایی که در آن با شکنجه مواجه میشوند، استفاده کردهاند. و دادگاه حقوقبشر اروپا در این مورد بسیار شفاف بوده است. نمیتوانید پشت تضمین دیپلوماتیک مخفی شوید. و شما درصورتیکه بدانید این افراد، یا کشوری که این تضمینهای دیپلوماتیک را داده، به آن احترام نخواهد گذاشت.
دومین موقعیت حفاظتشده، تحت عنوان خارجیان مقیم یک کشور است که این موقعیت منطبق است بر قانون حقوقبشر. چون قانون حقوقبشر علاوه بر قانون انساندوستانه اعمال میشود. در زمان دولت سابق عراق، افراد اشرف از بعضی حقوق به دست آمده، حق مالکیت و نظیر آن بهرهمند بودند و عراق امضاکننده کنوانسیون حقوق سیاسی و مدنی و نیز حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. بر این اساس میخواهم از اظهارات عام کمیته حقوقبشر، نقلقول کنم خارجیها حق تضمین حیات دارند و نباید مورد شکنجه واقع شوند. در واقع برخی از حقوق ریشهیی وجود دارد. آنها حق آزادی حرکت و انتخاب مسکن و همینطور حق آزادی عقیده، بیان و مذهب را دارند. آنها همچنین بر طبق قوانین مختلف بینالمللی علیه اخراج، حفاظتشده هستند. اینها قوانین مطلق نیستند ولی قطعاً به افراد اشرف اطلاق میشود.
به علاوه، عراق تعهداتی طبق قطعنامه شورای امنیت دارد که چنانکه میدانید بر چارچوبی تأکید کرده که بر اساس آن حقوقبشر همه افراد در عراق باید تضمین شود و شورای امنیت بعداً برخی مجامع و سازمانها از جمله دبیرکل را منصوب کرد که این چارچوب حقوقبشری را با اطمینان کافی برقرار کنند.
و سوم اهمیت موقعیت پناهندگی است. این فوقالعاده مهم است. آنها بهوضوح طبق تعریف مندرج در قانون اساسی عراق، قانون اساسی سابق و جدید و همینطور طبق قانون عرفی بینالمللی تعریف پناهنده را دارند. اگرچه عراق امضا کننده کنوانسیون موقعیت پناهندگی ۱۹۵۱ نیست. آنچه جالب است این است که دولت عراق اظهارات شدیداً متناقضی گفته است. از یک طرف، همانطور که میدانید تهدید کرده اشرف را ببندد، تهدید کرده که از همه راههای ضروری برای خلاص شدن از ساکنان کمپ استفاده کند و شبیه به آن و در همان حال موقعیت حقوقی مجاهدین را بهعنوان افرادی که از حق پناهندگی سیاسی برخوردارند تأیید کرده است. آخرین اظهارات از طرف نماینده عراق در مقابل شورای امنیت بود که یک دولت را طبق قانون بینالمللی متعهد میکند. شما میتوانید از آن برای تضمین اینکه عراق به تعهداتش احترام میگذارد استفاده کنید. یکی از مهمترین این موارد، اصل نانرفولمان در بطن موقعیت پناهندگی است که طبق آن شما نمیتوانید کسی را به جایی برگردانید که خطر واقعی برای زندگی یا آزادی وجود دارد یا ممکن است بهخاطر نژاد، مذهب و غیره مورد آزار قرار گیرد. اصل نانرفولمان فقط یک اصل عرفی نیست بلکه یک اصل بسیار مهم و بسیار بنیادی در قانون بینالمللی است.
نهایتاً در مورد موقعیت حفاظتشده، موقعیت خود کمپ است که یک موقعیت ویژه دارد، ابتدا طبق قانون عراق و طبق قانون بینالملل موقعیت خودمختار دارد. حملات نظامی به کمپها و مسکنهای پناهندگی به روشنی طبق قانون پناهندگی و طبق قانون انساندوستانه، غیرقانونی است.
حالا در مواجهه با تهدید تجدید حملات علیه افراد اشرف، در مواجهه با همه اظهاراتی که صورت گرفته و شما امروز از سخنرانان ما شنیدید، ضروری است که مسئولیت کل جامعه بینالمللی را برجسته کنیم. و اینها فقط حرف نیستند، آنچه میخواهم اشاره کنم این است که این بر زمینه حقوقی استوار است. به عبارت دیگر شما میتوانید جامعه بینالمللی را پاسخگو بدانید.
ابتدا مسئولیت عراق طبق قانون بینالملل، این چیزی است که ما آن را مسئولیت دولت در انجام همه کارهایی میدانیم که نقض تعهداتش طبق قانون عرف بینالملل است و عمل عراق در کمپ اشرف میتواند نقض جدی قانون توسط یک دولت در تعهداتش طبق استاندارد عام و مطلق قانون بینالمللی تلقی شود. استانداردهای مطلق، استانداردهای بنیادینی هستند که تحت هیچ شرایطی رها نمیشوند
مسئولیت همه کشورها در مورد جنایات جنگی، جنایت علیه بشریت، برخی موارد نقض حقوقبشر نظیر ممنوعیت شکنجه و نظیر آن همه کشورها را موظف به همکاری برای تضمین عدم نقض آنها میکند. جالب است که دادگاه در پرونده بوسنی علیه صربستان در مقابل دادگاه بینالمللی، وظیفه جلوگیری از نقضها را برجسته نمود و بعد در مورد سربرنیتسا صحبت کرد و دادگاه بهطور مشخص گفت این تعهد برعهده کشورهایی است که توانایی تأثیر گذاری بر شرایط را دارند. روشن است که آمریکا توانایی تأثیر گذاری در عراق را دارد.
اندیشه حاکمیت قانون و مسئولیت حفاظت حالا جنبههای عمده در روابط بینالمللی شده است به عبارت دیگر این مسئولیت وجود دارد و من نقلقول میکنم «این مسئولیت حفاظت است، یک قانون بینالمللی در حال ظهور» مسئولیت استفاده از راههای مناسب دیپلوماتیک و انساندوستانه و سایر راههای صلحآمیز برای کمک به حفاظت از جامعه در مقابل نسل کشی، جنایات جنگی، پاکسازی قومی و جنایت علیه بشریت از طریق شورای امنیت. و نه تنها کل سازمان ملل متحد، نه تنها شورای امنیت بلکه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان مللمتحد مسئولیت دارند. فراخوانی وجود دارد که کمیساریا، پناهندگی جمعی اعطا کند و مایلم اشاره کنم که در طول جنگ ۲۰۰۳ وقتی بسیاری از عراقیها از عراق فرار کردند، کمیساریا از همه کشورها خواست که شناسایی گروهی بکنند به عبارت دیگر برای پناهندگان عراقی وارد مرحله شناسایی تکی بر اساس فوریتی که وجود داشت نشوند، بر این اساس که گروههای بسیار زیادی هست.
آدم تعجب میکند که چرا دستور کار یونامی نمیتواند گسترش یابد، بگذریم که همین حالا گسترش یافته است. این دستورکار میتواند گسترش یابد تا حفاظت بیشتر اشرف را شامل شود ولی البته یونامی باید خودش را محافظت کند که توسط نیروهای ارتش آمریکا حفاظت میشد، شورای امنیت میتواند از کشورها بخواهد که حداقل نوعی حفاظت به یونامی بدهند و بهوضوح افراد اشرف در دستور کار دفتر کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل قرار میگیرند.
بنابراین من اینجا به صحبتم خاتمه میدهم. صرفاً میخواهم بگویم اگرچه ممکن است ظاهراً نقلقول از قوانین و تعهدات باشد ولی بسیار مهم است نه تنها بهخاطر همه قوانین، بلکه منظورم این است امتناع رایج به بهانه اینکه قوانین نمیتوانند اعمال شوند یا عراق حق حاکمیت دارد و در نتیجه حق اختیار داخلی دارد، درست نیست. زیرا اولا این دیگر موضوع حق اختیار داخلی نیست و عراق نمیتواند اصل عدم دخالت را عنوان کند. حقوقبشر و همه این نقض حقوقها دیگر بهعنوان بخشی از منطقه تحت اختیار داخلی بهرسمیت شناخته نمیشوند. شما همچنین میدانید که حتی اگر قانون بینالمللی نتواند اعمال شود، بسیار مهم است که این حقوق را زنده نگهداریم. بسیار مهم است که این حقوق را تصریح کنیم و از آنها البته بهعنوان یک جنبه از مکانیزمهای دیپلوماتیک و سیاسی که آنها را به کار میگیرد استفاده کنیم. بسیار متشکرم
آن ماری لیزن: حال نوبت سخنرانی آقای ژان فرانسوا لوگاره شهردار منطقه ۱ پاریس است.
ژان فرانسوا لوگاره، شهردار منطقه یک پاریس
تأکید داشتم که حتماً حضور خودم را ابراز کنم. ولو برای چند دقیقه. این همبستگی عمیق من نسبت به نبردی است که شما به پیش میبرید. تا بگویم ما هر کجا که باشیم، چه منتخب مردم، چه از مسئولان، چه شهروند ساده، باید شرایط دردآور شهر اشرف را افشا کنیم و همشهریان و رسانهها را در این مورد به سؤال بکشیم، توجه آنان را جلب کنیم، هر چقدر که میتوانیم، تا اینکه این شرایط دردآور روزانه و رفتار غیرانسانی با آنها خاتمه یابد.
بسیار مفتخرم که توانستم در شهرداری منطقه یک، که از این محل خیلی دور نیست، یکی از اولین جلسات را برگزار کنم و به اعلام حمایت ۵هزار شهردار که فراخوانی را امضا کردند، کمک کرده باشم. فکر میکنم که این موفقیت خوبی بود. ولی باید از این هم فراتر رفت. شما مشاهده میکنید، خانم رئیسجمهور که این فراخوانها بیثمر نبوده است و میبینم که همبستگی با شما هر چه گستردهتر و هر چه قویتر میشود.
من همیشه برگزاری این جلسات و بسیج آن را تحسین میکنم. این فقط یک بسیج در افزایش عدد نیست، بلکه بسیج نیروی اعتقاد است، مسئولیت پذیری و بسیج آگاهی همه آنهایی که در این نبرد مشارکت دارند.
من با این کلام خاتمه میدهم که یکی از زیباترین کلمات زبان فرانسه، کلمه مقاومت است. این کلمه برای ما فرانسویان با یکی از غرور انگیزترین صفحات تاریخ نزدیکمان تلاقی میکند، و شما میدانید که مقاومت، ارزشهای جمهوری را از نو پایهریزی کرد، چه از راست باشیم، یا از چپ، هر اعتقادی که داشته باشیم، به مقاومت احترام میگذاریم، چرا که مقاومت خیلی از چیزها را توضیح میدهد.
مقاومت، یعنی مقاومت در برابر ستم، خشونت و بیعدالتی؛
مقاومت، به اشتراک گذاشتن ارزشهایی است که قادرند بالاترین جایگاه را به ارزشهای بشریت ببخشند. پس به این ترتیب، همه با هم حول کلمه مقاومت که شما تجسم آن هستید، از امید، نیرو و اعتقاد به مقاومت دفاع کنیم.
متشکرم
آن ماری لیزن: بسیار متشکرم آقای لوگاره، شهردار منطقه ۱ پاریس بهخاطر این سخنرانی. سخنران بعدی ما آقای لویی فری، رئیس پیشین اداره تحقیقات فدرال آمریکاست و همانطور که میتوانید حدس بزنید آگاهی زیادی در مورد مسایل امنیت ملی دارد. آقای فری بفرمایید.
لوئیس فری، رئیس اداره تحقیقات فدرال ۱۹۹۳ ـ ۲۰۰۱
خیلی تشکر میکنم از خانم رجوی و همکارانم در این جلسه. خانمها و آقایان، برای من مایه افتخار است که در این بعدازظهر در جمع شما باشم. اجازه بدهید موافقت کامل خودم را با سخنان بسیار شیوا و قوی فرماندار هوارد دین ابراز کنم. ما به اینکه آمریکایی هستیم مفتخریم. ما به کشور خود عشق میورزیم اما در عین حال کشور ما اشتباهات مهلکی را در این منطقه مرتکب شده است، اشتباهات مرگباری که زندگی افراد را به مخاطره میاندازد و همین اشتباه را در قبال اشرف و در سیاستی که دنبال میکنیم نیز مرتکب شده است. من اخیراً در لندن بودم و فرزندان خود را به موزه جنگ انگلستان بردم. شما هم ممکن است از آنجا بازدید کرده باشید، جایی که مخفیگاه زیرزمینی نخستوزیر انگلستان در زمان جنگ جهانی دوم بود و این مرا به یاد مبارزه شجاعانه خانم رجوی و همچنین شما و همکارانتان انداخت. مبارزهیی که نه تنها در فرانسه بلکه قطعاً در جبهه مقدم در ایران و حالا هم قطعاً در اشرف جریان دارد. جملات نخستوزیر انگلستان در دوران جنگ را به شما تقدیم میکنم، درحالیکه میدانم به چنین توصیهیی نیاز ندارید. او میگفت: «هرگز، هرگز، هرگز تسلیم نشوید». و به نظر من شما این نبرد برای آزادی را رهبری میکنید. و بهزودی بعد از لغو نامگذاری مجاهدین، من و همکارانم در آمریکا مشتاقانه از شما در آنجا استقبال خواهیم کرد. و میخواهیم شما را به مرکز اف.بی.آی در واشنگتن ببرم و آنجا را به شما نشان بدهم.
ما اکنون در فرانسه هستیم. و من از نمایندگان مجلس فرانسه بهخاطر پذیرفتن ما در این جلسه تشکر میکنم. فرانسه گهواره آزادی عامل الهامبخش و روح حیات بخش به آمریکای نوپا در دورانی بود که برای رهایی در چندین جنگ میرزمید. بهطور خاص آخرین جنگ آن در این کشور و نقاط دیگر اروپا. مردمی که علیه خشونت، تروریسم و تروریسم دولتی مبارزه میکردند شعارهایی را مانند «آزادی» و دیگر کلمات معروف هم ردیف آن روی دیوار مینوشتند.
در ایران شعارنویسی با مضمون «ما هستیم» است. یعنی ما هستیم، ما آزادیم و ما به یاری شما نیاز داریم. این کمک اکنون باید از ایالات متحده آمریکا نشأت بگیرد. اگر یادتان باشد چرچیل همچنین میگفت که میتوان به آمریکاییها اتکا کرد که بالاخره تصمیم صحیح را انتخاب کنند، اما بعد از اینکه همه راههای ممکن دیگر را طی کرده باشند. در رابطه با وزارت امور خارجه و دولت ما و تصمیم بد آنها و تاثیر مرگبار آن در قبال مجاهدین و کمپ اشرف، پس از ۱۴سال، دیگر هیچ امکان منطقی وجود ندارد. ضمناً هوارد دین و من روز شنبه در فاصله بسیار کوتاهی از وزارت امور خارجه بودیم. ما از وزارت امور خارجه خود میخواهیم که نامگذاری مجاهدین را لغو کند، از ساکنان شجاع کمپ اشرف حفاظت بهعمل آورد و از جنگجویان آزادی در ایران حفاظت و حمایت کند؛ بهخصوص از سازمان مجاهدین در راستای فعالیتهای رهبری کنندهاش، بهعنوان تنها سازمان معتبر و مصممی که در جستجوی آزادی در آن کشور است. و به همین خاطر است که رژیم ایران هر کاری را که توانسته، انجام داده، چه بهطور مستقیم وچه بهطور غیرمستقیم از طریق مزدورانش در عراق، تا جنگجویان آزادی و رهبری آنان را تضعیف کند و از میان بردارد.
رئیس اطلاعات مرکزی آمریکا اخیراً در بغداد بود. شما ممکن است نقل قولی را از او شنیده باشید که امروز فکر میکنم همکاران ما در وزارت امور خارجه که یک سال است مشغول بررسی این موضوع هستند، باید به آن توجه کنند و آن را درک کنند. آنچه رئیس اطلاعات مرکزی آمریکا به مالکی گفت و آنچه ما به وزارت امور خارجه میگوییم و من امیدوارم از انگلیسی خوب ترجمه شود این است که: «زود باش و تصمیم بگیر»!
و ما الآن هم از فرماندار دین شنیدیم که تصمیم نامگذاری مجاهدین یک تصمیم خلص سیاسی بود و هیچ مبنایی در حقیقت ندارد، هیچ مبنای حقوقی هم ندارد. وزارتخارجه مشغول اتلاف وقت است و در اثر این تأخیر طولانی جان بسیاری از افراد را در معرض خطر قرار داده است. میدانید که حکم دادگاه درست ۱سال پیش روز شنبه اعلام شد. دادگاه استیناف در واشنگتن این موضوع را مجدداً به وزارت امور خارجه احاله داد و گفت، اولاً شما حق دفاع این سازمان را که در قانون اساسی تضمین شده است، نقض کردهاید. ثانیا شما اکثریت قضات دادگاه را قانع نکردهاید که منابع مورد استناد شما برای نامگذاری این گروه، منابع معتبری هستند. بنابراین، بروید و تصمیم را بازبینی کنید و به سازمان مجاهدین هم فرصت بدهید تا اطلاعات و منابع شما را رؤیت کند.
این کار هنوز انجام نشده است. بعد از ۱سال، آنچه ما از وزارت امور خارجه دیدهایم عبارت است از تأخیر، ابهام، مانع تراشی، ایجاد محذوریت و عدم تصمیمگیری. این تصمیم دشواری نیست. این تصمیمی است که اگر حقایق و قانون را مبنای آن قرار دهیم بسیار ساده است. فاکتهای پرونده بسیار واضح هستند. آنها خشونت را رد کرده و تسلیحات خود را به نیروهای آمریکایی تحویل دادهاند. گزارشهایی را که اهمیت حیاتی دارند در مورد آنچه رژیم تهران به آن برنامه انرژی اتمی میگوید هم در آمریکا و هم در کشورهای دیگر افشا کردهاند. همه فعالیتهایشان در راستای قانون بوده است. برنامه ۱۰ مادهیی خانم رجوی یک برنامه شیوا و عالی حقوقبشر و احترام به آزادیها و حقوق زنان و پیروان مذاهب است که نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از نقاط جهان هنوز مراعات و محترم شمرده نمیشوند.
وقتی نام سازمان مجاهدین در سال ۱۹۹۷ در لیست قرار گرفت، من در آن زمان ریاست اف.بی.آی را برعهده داشتم. شاید بدانید که اف.بی.آی مسئول تحقیقات ضدتروریسم در خارج از مرزهای ایالات متحده است. این یکی از مسئولیتهای ماست. ضمناً هیچکس از وزارت امور خارجه با ما، پیرامون لیستگذاری این سازمان نه مشورت کرده و نه حتی نظرخواهی کرده است. وقتی ما مدیر وزارت امور خارجه را پذیرفتیم، این تنها سازمانی لیستگذاری شدهیی بود که ما در اف.بی.آی هیچ نیرویی را به آن اختصاص ندادیم چون میدانستیم نیازی به تحقیق در مورد آن نیست. بنابراین، میتوانید تصور کنید که یک سازمان توسط وزارت امور خارجه نامگذاری شده، اما هیچکس در مورد آن تحقیق نمیکند.
این مسأله در سال ۱۹۹۷ بود. حالا ما از آن مقطع فاصله زیادی گرفتهایم. حقایق و قانون ابداً هیچ سازگاری با نگاه داشتن نام این سازمان در لیست ندارند. و خیلی رک بگویم که مهمل بافی و گیجی وزارت امور خارجه و برخی از سفرای آن بهشدت حیرتآور است. جملاتی مثل «سازمان خود را منحل کرده و نقل مکان کنید». این حرف معادل این است که کسی در دهه ۱۹۳۰ بگوید مناطق مسکونی ورشو درلهستان باید برچیده شود و یهودیهایی که در آنجا هستند محل خود را ترک کرده، به نقطه دیگری بروند! آمریکا نه تنها بار مسئولیت اخلاقی بلکه مسئولیت حقوقی و به قول وکلا قراردادی را هم در این رابطه به دوش میکشد که حفاظت ۳۴۰۰تن ساکنان کمپ اشرف را برعهده بگیرد. این تعهدی است که پای آن امضا شده است. این قول دولت آمریکا و ارتش ما بود. کسانی که پای این قرارداد را امضا کردند صددرصد آن چه که قرار بود، عمل کردهاند. ما نمیتوانیم از این نکته چشمپوشی کنیم و روی خود را برگردانیم. ما مسئولیت اخلاقی برای این کار داریم. این ایده که ما میتوانیم کمپ را حرکت داده یا کنیم مطلقاً غیرقابل درک است.
در سال ۱۹۹۷ که لیستگذاری صورت گرفت، اف.بی.آی مشغول اجرای تحقیقات در رابطه با بمبگذاریهای ۱۹۹۶ در استان شرقی عربستان سعودی یعنی برجهای خبر بود. در این برجها انفجار صورت گرفت. ۱۹ نظامی آمریکایی که ضمناً مشغول اجرای طرح پرواز ممنوع علیه صدام حسین بودند در آنجا کشته شدند. بنابراین ما پرونده تحقیقات را گشودیم. و چیزی نگذشت تا پس از تلاش زیاد و تحقیقات خارج از آمریکا به این نتیجه رسیدیم که گروه حزبالله که این حمله را انجام داد و ۱۹ آمریکایی را کشت توسط سپاه پاسداران رژیم ایران پشتیبانی مالی، آموزش، عضوگیری و حفاظت میشدند. این یک عملیات کلاسیک سپاه رژیم بود. اگرچه آنها اعضای حزبالله عربستان بودند، اما در دره بقاع آموزش دیده بودند. پاسپورتهای آنها از طریق سفارت رژیم در دمشق تأمین شده بود. و ژنرال شریفی در سپاه رژیم آن را طراحی و اجرا کرد.
ما همه این شواهد و مدارک را جمعآوری کردیم و نزد مشاور امنیت ملی در آمریکا بردیم. به مشاور امنیت ملی آمریکا گزارش داده شد که این عملیات توسط سپاه پاسداران و در رژیم ایران برنامهریزی، طراحی و اجرا شد. واکنش او در آن زمان، حتی برای من که مدتی در واشنگتن بودم، بسیار تعجب برانگیز بود. او پرسید که «چه کسی در این باره اطلاع دارد؟» و من جواب دادم «تعداد زیادی از آن اطلاع دارند، و بسیاری از افراد نیز وقتی مطلع خواهند شد که ما این اتهامات را دنبال کرده و کیفرخواست تهیه کنیم، که یکی دو سال طول کشید و نام رژیم ایران در آن کیفرخواست برده شده، ولی هنوز آنچه لازم است، علیه ۱۴ فردی که مرتکب جرم شدند به مورد اجرا گذاشته نشده است.
نکته اینجا است که آمریکا در آن زمان تمایل نداشت واقعیتی را که در ایران وجود داشت بپذیرد. درست مثل امروز که نمیخواهد واقعیتی را که در عراق میگذرد، بپذیرد. همانطور که فرماندار دین به درستی گفت در عراق یک دستنشانده رژیم تهران مشغول ارتکاب جنایات جنگی است و تنها نیروی معتبر و جدی برای ایجاد تغییر و برقراری آزادی در ایران را سرکوب میکند. چیزی که باید متوقف شود. ما باید بسیار سریع عمل کنیم. با کمال احترام به وکلا و قضات، من خودم یک قاضی فدرال در آمریکا بودم، حرکت قانون بسیار آهسته است. با توجه به تاریخ عقبنشینی نیروهای آمریکایی از عراق ما زمان زیادی نداریم. تمام دادگاهها، از جمله دادگاه آمریکا، در این باره عمل کردهاند، دستور دادهاند، و به سیاستگذاران و سیاستمداران آنچه را که باید انجام دهند ابلاغ کردهاند. درخواست ما هم این است که به آنچه که باید انجام دهند عمل کنند، عمل صحیح را انجام دهند، یعنی چیزی که در چارچوب تعهدات اخلاقی و حقوقی آنها میگنجد.
پس آنها باید نام مجاهدین را از لیست حذف کنند. آنها باید از طریق فراهم کردن همه ابزارهای لازم از ساکنان کمپ اشرف حفاظت کنند. و مهمتر اینکه، آنها باید در آینده از سازمانهای آزادیخواه و جنگجویان آزادی، بهویژه سازمان مجاهدین، یعنی کسانی که در معرض خطر هستند، حمایت بهعمل آورند.
من بسیار افتخار میکنم که یک آمریکایی هستم. من همچنین اصلیت ایتالیایی دارم و برای همین هم ترانه ایتالیایی «پرواز» را میشناسم. من از دولت خودم و نه کشورم بسیار ناراحتم. چرا که ما خیلی عقب هستیم و از این موضوع به دفعات گذشتهایم. و ما امیدواریم که دیگر از آن نگذریم. دست بهعمل زدن برای آمریکا ضروری است. چه خوب بود که از دادگاه دستورات بیشتری ابلاغ میشد، چه در واشنگتن، چه در اسپانیا و چه در پاریس. اما این عمل کردن یک ضرورت اخلاقی برای رهبران است. و نیازمند شهامت اخلاقی است. همچنان که نیازمند عمل کردن در اسرع وقت است. و ما قویاً از وزارت امور خارجه میخواهیم دست بهعمل بزند چرا که انجام ندادن این کار صرفاً دست روی دست گذاشتن نیست. در فقدان یک اقدام، همانطور میشود که مالکی همین دو هفته پیش در حرفهایش به هیأت کنگره آمریکا در بغداد گفت، به این مضمون که: دولت خود شما مجاهدین را بهعنوان سازمان تروریستی نامیده است، پس چه انتظاری از من دارید؟
بنابراین، این نامگذاری تبدیل به مجوز کشتار و مجوز ارتکاب جنایات جنگی شده است. و نگرانی من این است که دوباره تبدیل به ابزاری برای کشتار و اعدام افراد بیگناه شود. پس این روند باید متوقف شود. آمریکا باید اقدام کند. دولت و رهبران ما باید اقدام کنند. و ما باید به تلاشهای جدی خود در آمریکا ادامه دهیم. در اینجا فقط ۲تن به نمایندگی از آمریکا حضور دارند. اما، همانطور که خانم رجوی و بسیاری از شما میدانید این فقط یک موضوع سیاسی نیست. یک جمع فراحزبی دور هم گرد آمدهاند تا در این رابطه تلاش کند. که شامل رؤسای پیشین اطلاعات مرکزی آمریکا، وزیر پیشین دادگستری، مشاور پیشین امنیت ملی رئیسجمهور آمریکا، وزیر امنیت داخلی، سه رئیس قبلی ستاد مشترک ارتش آمریکا، ژنرالها، سفرا و متخصصان ضدتروریسم میشود.
آیا فکر میکنید چنانچه ما برای حتی ۱ثانیه فکر میکردیم که این سازمان نیات و طرح و پتانسیل عمل تروریستی داشته باشد، در اینجا این سخنان را ارائه میدادیم؟ آمریکا باید اقدام کند.
متشکرم
آن ماری لیزن: در اینجا باید رشته سخن را به آقای دیونس دو سژو، نماینده مجلس، بدهم. وی شهردار آژن و در عین حال یکی از سخنگویان این تعداد زیاد شهردار هم محسوب میشود.
ژان دیونیس سژو، نماینده مجلس ملی فرانسه
خانم رئیس جلسه، خانم رئیسجمهور رجوی، قبل از هر چیز باید بگویم من در اینجا هستم چون شما فعالان بسیار خوبی دارید، بهخصوص کسانی که ـ در اینجا باید به آنها درود بفرستم - ساعتها نزدیکی مجلس حضور مییابند، در سرما، در هوای خوب، در هر شرایطی آنها فعالان بسیار خوبی هستند، و همچنان که آقای شهردار گفت مقاومین واقعی هستند، و اگر ما امروز در اینجا هستیم بهخاطر اعتقادات مبارزه طلبانه آنهاست و من درخواست میکنم برایشان کف بزنید.
بدین ترتیب آنها کارشان را در قبال نمایندگان مجلس فرانسه انجام دادهاند. باید به همکارانم هم درود بفرستم.
میخواهم در اینجا به سه نکته کوچک اشاره بکنم.
قبل از هر چیز، محکوم کردن آنچه در ۸آوریل ۲۰۱۱ رخ داد، زمانی که ۲۵۰۰ سرباز عراقی به شکل بیرحمانهیی وارد یک قرارگاه شدند، باید وقایع را با همان ترسناکی که رخ دادهاند بیان کرد، آنها ۳۶تن را کشته و ۳۴۶تن را مجروح کردند. این جنایات نباید بدون کیفر بماند. ما افتخار داریم در دورانی زندگی میکنیم که چنین جنایاتی بدون کیفر نمیماند. این سوگندی است که ما باید با هم یاد کنیم. ما باید این سختگیری و پیگیری را در خود داشته باشیم و بگوییم: آنچه روز ۸آوریل ۲۰۱۱ در اشرف رخ داد بدون کیفر نخواهد ماند.
نکته دوم: چه کار باید کرد تا از تکرار ۸ (وقایع) آوریل ۲۰۱۱ احتراز شود. مایلم نقطهنظر یک نماینده مجلس را در این مورد ابراز دارم. این درست است که امروزه دوران ما دوران تصمیمات چند جانبه است. دوران امروزه حاوی یک مأموریت است، مأموریتی برای مللمتحد قبل از همه. بدین ترتیب این کار باید قبل از هر جا در سازمان مللمتحد دنبال شود.
پس از آن، مللمتحد باید بازوی نظامی خود را داشته باشد. در اینجا باید کشورهایی که در جریان وضعیت قرار دارند بار مسئولیت خود را بهدوش بکشند. من خوشحالم و به خود میبالم که فرانسه مسئولیت خود را برای پیشبردن دموکراسی در ساحل عاج و لیبی در چارچوب یک مأموریت سازمان مللمتحد به دوش کشید و همین کار را کرد.
من امیدوارم و فعالیت خواهم کرد که همان راه پیش گرفته شود: یک مأموریت بینالمللی، قبل از هر جا در سازمان ملل متحد. بعد لازم است با توجه به اینکه آمریکا در عراق در شرایطی است که میتواند دست بهعمل بزند، مسئولیت خود را به عهده بگیرد.
مایلم به دوستان آمریکاییمان سلام کنم که رنج راه را برای حضور در اینجا بر خود هموار کردهاند. میخواهم به آنها بگویم که در چارچوب چنان ماموریتی، کشور بزرگی مانند کشور آنها، که همیشه در کنار دموکراسی قرار داشته، باید در مورد اشرف فعال شود.
و بالاخره برای حسن ختام به سخنان آقای شهردار گریز میزنم. باید از طریق شما به این مقاومین در عراق درود فرستاد. من اغلب به دستیارم میگویم که روزی، خانم، شما را فرا خواهند خواند، و شما در نقطهیی در دولت قرار خواهید گرفت، در شورای ملی ایران جدیدی که در راه است. ما در این مورد مطمئن هستیم: تاریخ این را به ما خواهد آموخت.
بدین ترتیب باید شما این ایمان را بیش از پیش در خود تقویت کنید، در حالی که توفان دموکراسیخواهی این بخش از جهان را زیر و رو میکند، مدیترانه را، هر چند ایران از مدیترانه فاصله دارد.
مدیترانه امروز، بعد از خانه تکانی بزرگ سه ماهه اول سال، بسیار سرشارتر است. به همین دلیل باید قلبمان را سرشار از امید کنیم.
از دعوت شما متشکرم، به حمایت ما مطمئن باشید
آن ماری لیزن: حال پیشنهاد میکنم به حقوقدانان باز گردیم. سخنران بعدی ما آقای وکیل فرانسوا سر است. او مدیر اجرایی کمیته بینالمللی حقوقدانان برای دفاع از اشرف است و نظر حقوقی خود را برای ما بازگو خواهد کرد.
فرانسوا سر، مدیر اجرایی کمیته بینالمللی حقوقدانان در دفاع از اشرف
خانم رئیس، خانمها و آقایان، من شاید بتوانم نوعی سنتز از آنچه که آقای هوارد دین «تفکر» فرانسوی و «عمل» آمریکایی نامید، ارائه دهم.
در مورد «تفکر» فرانسویها و همین طور بلژیکیها از من خواسته شده نکات و ملاحظات یکی از دوستان قدیمیمان، پروفسور اریک داوید، را برایتان بگویم که مانند خانم پروفسورکه هماکنون صحبت کرد، درحال تدوین یک نظر مشورتی درباره وقایع ۸ آوریل ۲۰۰۱ از دیدگاه حقوق بینالملل است.
او طبعاً به دفعات همانطور که اینجا هم گفته شد، استاتوی اشخاص حفاظتشده، پناهنده سیاسی، استاتوی ناشی از سکونت طولانیمدت در خاک عراق را خاطرنشان کرده است و خشونتهایی را که از ژوئیه ۲۰۰۹ علیه ساکنان اشرف اعمال شده، نه تنها از طریق اعمال جنایتکارانه ماههای ژوئیه آن سال و آوریل امسال، بلکه از طریق حملات مستمر، شکنجه، محاصره پزشکی و خشونتهای مستمر اعمال شده علیه یک جماعت غیرنظامی یادآورشده است. محاصره پزشکی در چندین مورد به درگذشت برخی ساکنان اشرف بهدلیل ممانعت از اقدام درمانی لازم منجر شده است.
پرسشی که او مطرح کرده و مستقیماً با پرسشهایی که خانم پروفسور مطرح ساخته ربط پیدا میکند این است که ماهیت حقوقی رویارویی بین نیروهای عراقی و ساکنان کمپ اشرف که یک جمعیت غیرمسلح محسوب میشوند، چیست؟
باید به این سؤال پاسخ داد که درگیری بین نیروهای عراقی و ساکنان اشرف از نوع یک منازعه مسلحانه بینالمللی است یا داخلی؟
او طبعاً با استناد به اصول حقوق بینالملل نتیجه میگیرد که با توجه به استاتوی مجاهدین، این امر منازعه مسلحانه بین دو طرف یک معاهده نیست، زیرا مجاهدین را نمیتوان یک کشور یا حکومت دانست. درعین حال این یک منازعه مسلحانه غیربینالمللی نیز نبوده، زیرا در این باره شکی نیست که ساکنان کمپ اشرف از سال ۲۰۰۳ در کادر موافقتنامهیی با مقامات آمریکایی خلعسلاح شده بودند.
با این توصیف، او معتقد است که حقوق بینالملل انساندوستانه در مورد کمپ اشرف قابل اعمال است و همانطور که هم خانم رجوی و هم خانم پروفسور چند بار یادآوری کردند اجرای ماده ۴۵ کنوانسیون ژنو مسئولیتی را به عهده مقامات آمریکایی به ویژه در کادر انتقال مسئولیت حفاظت کمپ اشرف به مقامات عراقی، میگذارد. انتقال مسئولیتی که چنانکه امروز میبینیم در شرایطی صورت گرفته که تعهد داده شده از سوی مقامات عراقی محترم شمرده نشده است. زیرا اعمال خشونتباری روی داده که آنها را عملاً ًبه همدست و مباشر تبدیل کرده است.
در این چارچوب پروفسور داوید یک سؤال دوم را مطرح میسازد که عبارت است از پیامدهای تحلیل اول و چگونگی اعمال و اجرای حقوق بینالملل. در این راستا، مجموعه فاکتهای واقع شده در اشرف را از زاویه اساسنامه دادگاه کیفر بینالملل بررسی میکند، درعین حال که به حقوق بینالملل عرفی نیز نظر دارد تا مشخص سازد آیا ملاکهای مادی جنایت عمدی و زمینهسازی شده طبق قرائن فراهم بوده تا بتوان مجموعه اعمال ارتکابی مقامات عراقی در کمپ اشرف را جنایت علیه بشریت همراه با قتل، انتقال اجباری جمیعت، محروم کردن از آزادیهای فیزیکی، اعمال شکنجه عمدی در یک چارچوپ زمینهسازی شده بر اساس قرائن و تعرض سنگین به یک جماعت غیرمسلح تلقی کرد.
هیچیک از استدلالات دولت عراق امروز قابلقبول نیست و پروفسور داوید حتی اضافه میکند که این جنایات از آنجا که حقوق بینالملل نظامی نیز در این مورد قابل اطلاق بوده، میتواند جنایت جنگی محسوب شود.
و نظر مشورتی خود را با این نتیجهگیری پایان میدهد که امروز هر دولتی تعهد دارد و خود را متعهد میسازد.
فقط اشاره کنم که دادگاه لاهه چند هفته پیش چه گفته، که خانم رجوی هم در یکی از کنفرانسهای مطبوعاتی خود به آن اشاره کرده است: خانم رجوی امروز بهترین وکیل مدافع ما است. می گوید سربازان هلندی که بهعنوان ناظران سازمان مللمتحد در جریان محاصره سربرنیتسا در سال ۱۹۹۵ فرستاده شده بودند، نتوانستهاند از غیرنظامیان مسلمان در برابر خطر یک حمله صربهای بوسنی محافظت کنند. بنا به این حکم، دولت هلند مسئول مرگ این افراد بوده، زیرا کلاه آبیهای هلندی، که این نکته به نظر من بسیارمهم است، نمیبایست این مسلمانان را به نظامیان صرب در بوسنی تحویل میدادند.
این خلاصه وضعیتی است که پیش روی ما قرار دارد. خیلی صریح بگویم، مأموریت و مجوز سازمان مللمتحد حتماً ضروری است و اینکه کشوری مانند ایالات متحده که بر وضعیت مسلط است، باید دست به اقدام بزند.
مایلم یک نکته آخر را هم درباره وجه فرانسوی اقدامات قضاییمان بگویم. همه از تصمیمی که قضاییه فرانسه گرفته آگاهید که مدتهای طولانی به ارزشهای این جمهوری با وارد کردن مجاهدین در لیست و مقابله با حکم دادگاه لوکزامبورگ خیانت کرد و از سال ۲۰۰۳ خانم رجوی و دوستانش را در مراجع فرانسه تحت پیگرد قرار داد. فرانسه چند ماه پیش از زبان دادستان پاریس و قاضی تحقیق ترویدیک استاتوی دیگری را [ برای مجاهدین] بهرسمیت شناخت که این بار نه استاتوی شخص اخراج شده بود و نه پناهنده سیاسی، بلکه عبارت بود از استاتوی رزمنده مقاومت!
امروز قضات فرانسوی به روشنی میگویند مجاهدین هرگز به مردم غیرنظامی در ایران حمله نکردهاند، که همواره و نهایتاً کسانی را هدف قراردادهاند که شکنجه میکردند و اینکه عملیات مقاومت همواره در پاسخ به اعمال ناشی از یک تروریسم دولتی بوده است. قضات به این ترتیب عمل و حرکت مقاومت ایران از جمله نوع مسلحانه آن را مورد تأیید قرار دادهاند! با این حال میدانیم که امروز اشرفیها بدون سلاح هستند.
صحبتم را با این حرف تمام میکنم که امروز ما برای دست زدن به اقداماتی که برشمردم درموضع بسیار مساعدی هستیم. به نظر من ما باید در این راستا وارد عمل شویم تا بتوانیم بازگشت نیروهای آمریکایی جهت تأمین حفاظت از اشرف را به دست آوریم».
آن ماری لیزین: آفرین آقای سر بهخاطر این پیشنهاد قاطع که امیدوارم ثمربخش باشد.
مایلم یک مهمان ویژه، یک زندانی سیاسی که توانسته از ایران بگریزد را معرفی کنم آقای صادق سیستانی. او تا الآن ۱۸سال را بهخاطر حمایت از مجاهدین در زندان بوده است. او مجدداً توسط رژیم ملاها به زندان بیشتر محکوم شد ولی توانست کشور را ترک کند و امروز او برای اولین بار بعد از فرار از ایران اینجاست.
صادق سیستانی، زندانی سیاسی با سابقه ۱۷سال و ۸ماه زندان
با درود به قهرمانان شهر اشرف، مجاهدان سرفراز آزادی ایران،
من صادق سیستانی، هوادار سازمان مجاهدین خلق ایران از استان گلستان در شمال ایران هستم.
نمیدانم چطور احساسم را برایتان بیان کنم که چقدر آرزو داشتم در این لحظات در خاک اشرف بودم. من 3بار قصد رفتن به اشرف را کردم که هر بار موفق نشدم و بار آخر هم دستگیر شدم. من یک نمونه از مردم ایران هستم.
خواهر مریم عزیز، هر وقت شما را در سیما میدیدم، همه درد و رنج مردم ایران را در شما میدیدم و از طرف دیگر البته امید همه مردم شما هستید و برادر مسعود که سالیان دل در گرو او داشتهام. درود بر برادر مسعود.
من حدود ۱۷سال از عمرم را در زندانهای رژیم خونخوار آخوندی گذراندم و 3ماه قبل درحالیکه مجدداً به ۱۰سال زندان محکوم شدم، موفق به فرار از ایران شدم.
اولین بار در سال ۱۳۶۱ در شهر خودم کردکوی دستگیر شدم و زیر شکنجه و بازجویی قرار گرفتم. در آن زمان من دانشآموز ۱۸سالهیی بودم و به جرم خواندن و توزیع نشریات مجاهدین خلق مدت 2سال و نیم در زندان بودم. از شهر کوچک ما بیش از ۵۰نفر از مجاهدین اعدام شده و صدها نفر به جرم هواداری از سازمان مجاهدین زندانی بودند.
در یک اتاق زندان که ابعاد آن ۴متر در ۴متر بود، تعداد زیادی زندانی بودیم که نه محلی برای خواب و نه حتی هوا برای تنفس (داشتیم) و فاقد توالت بود. سالها آسمان شب را ندیده بودم و شب در سلول با یک چراغ روشن باید میخوابیدیم.
بار دوم خرداد ۱۳۷۲ دستگیر شدم و حدود ۱۳سال تا اواخر ۱۳۸۴ یعنی در دوره دوم ریاستجمهوری رفسنجانی، تمام دوران ریاستجمهوری خاتمی و بخشی از دوره احمدینژاد در زندان بودهام.
یکی از جرایم من قصد رفتن به قرارگاه اشرف بود. من در تهران دستگیر شده و در زندان کمیته زیر شدیدترین شکنجهها قرار گرفتم. مرا با کابل فشار قوی که انتهای آن لخت بود بارها شکنجه کرده بهطوریکه زیر شکنجه بیهوش میشدم. در اثر شکنجه چشم راستم پارگی پیدا کرد و بسیاری از دندانهایم شکست و بیماریهای مختلف داخلی پیدا کردم. و در نهایت به جرم فعالیت به نفع سازمان محکوم به اعدام شدم که بعد از 3سال این حکم تبدیل به حبس ابد شد.
در این دوره از زندان که اساساً دوره ریاستجمهوی رفسنجانی و خاتمی بود، من شاهد بودم که چطور رژیم آخوندی تلاش کرد تا نمایندگان سازمانهای بینالمللی را فریب دهد. وقتی آقای موریس کاپیتورن، گزارشگر ویژه حقوقبشر سازمان ملل، برای بازدید از زندان آمد، فقط اجازه صحبت با ۴نفر را به او دادند که به جای 2نفر از زندانیان سیاسی، 2نفر زندانی عادی را به اسم زندانیان سیاسی به نزد او بردند. در دوران خاتمی که آقای لویی ژوئنه، یکی از گزارشگران سازمان ملل، برای بازدید آمده بود، دهها پاسدار را به جای زندانی سیاسی وارد بند ما کرده و به جای زندانیان سیاسی به او نشان دادند. اما رژیم هرگز به مقامات سازمانهای بینالمللی اجازه نداد که با ما زندانیان سیاسی هوادار مجاهدین در زندان ملاقاتی داشته باشد تا جهان از آنچه که در زندانها بر سر مجاهدین و مبارزین میگذشت، آگاه شود.
آخرین باری که من دستگیر شدم در سال ۲۰۰۹ بود که در مسیر رفتن به شهر اشرف در شهر مرزی مریوان دستگیر شدم و به زندان ۲۰۹ اوین منتقل شدم. در این دوران که مصادف با انتخابات دور دوم احمدینژاد بود، شاهد بودم که عده کثیری از دانشجویان و مردم بعد از خرداد ۱۳۸۸ دستگیر شدند که بسیاری از آنها جرمشان هواداری از مجاهدین خلق بود که عدهیی از آنها هنوز در زندانهای رژیم آخوندی بهسر میبرند.
در تابستان ۱۳۸۸ در زندان اوین بودم که خبر حمله اول به قرارگاه اشرف را از طریق زندانیان جدید شنیدم و متوجه شدم که رژیم نه تنها در داخل کشور اقدام به دستگیری و اعدام مجاهدین میکند بلکه از ترس سرنگونی در عراق هم به مجاهدین بیسلاح حمله کرده و به کشتار آنها پرداخته است. همه زندانیهای سیاسی که در اوین بودند، از قهرمانیهای اشرفیها در شگفت بوده و خامنهای که دستور این جنایات را داده بود، لعنت میکردند. در آوریل ۲۰۱۱ من در یک شرایط ویژه توانستم از زندان بگریزم و سپس از کشور بهطور مخفیانه خارج شدم. من بهعنوان یک زندانی سیاسی که ۱۷سال در زیر شکنجه و فشار این رژیم ضدبشری قرار داشتهام، از همه شما بهخاطر حمایتتان از مردم و مقاومت ایران صمیمانه متشکرم. من به نمایندگان از زندانیانی که هنوز در زنجیرند، از دولتها و سازمانهای حقوقبشری و شخصیتهای سیاسی میخواهم که در مقابل جنایت این رژیم در داخل خاک ایران و در زندانها و همچنین در مقابل جنایت علیه بشریت در شهر اشرف سکوت نکرده و به سیاست مماشات و همکاری با این رژیم جنایتکار از طریق قرار دادن اسم سازمان مجاهدین در لیست تروریستی پایان دهند.
سلام و درود به قهرمانان شهر اشرف که مقاومت و پایداری تمام مردم ایران را در مقابل رژیم ضدبشری آخوندی را نمایندگی میکنند.
راه و رسم اشرف این روزها راه و رسم جوانان کشورم ایران است.
سقوط ملاها حتمی است. آزادی برای مردم ایران دور نیست.
منتشکرم
آن ماری لیزن: پس از این شهادت تکاندهنده و عمیق، حال به آخرین بخش برنامه کارمان برای امروز عصر میرسیم، با سخنران فرانسوی که افتخاری برای فرانسه نیز هست. این واقعیت دارد که ما بسیار از نقش ایالات متحده صحبت میکنیم، اما میتوان گفت که در فرانسه نیز همواره پشتیبانی گستردهیی از این آرمان وجود داشته است. یکی از نخستین حامیان آن ایو بونه است، استاندار افتخاری، مدیر سابق د.اس.ت و پارلمانتر پیشین. رشته کلام را به او میسپارم.
ایو بونه، رئیس پیشین اطلاعات فرانسه
متشکرم آن ماری، میدانی که فرانسویها بسیار از تعریفهایی که دوستان بلژیکی از آنها میکنند، خوششان میآید. من پیشتر نمیروم. چون ما آنقدر پسرعمو و دخترعمو هستیم که بهزودی قرار است خواهر و برادر شویم.
از همان ابتدای مقاومتی که اکنون بیش از 30سال عمر دارد، مسعود و مریم رجوی یک نبرد مضاعف را انتخاب کردند که هم یک مبارزه داخلی علیه ستمگر و شکنجهگر و هم مبارزهیی بیرون از مرزهای ایران بود. و احتمالاً اشتباه خواهد بود اگر بخواهیم این دو مبارزه را از یکدیگر متمایز کنیم. اما در شرایطی که اکنون قرار داریم و با توجه به نقشمان که عبارت است از همراهی، مددرسانی و همچنین دوست داشتن این مقاومت، اینجا باید به مریم رجوی تبریک گفت که توانسته تا این حد کلام مقاومت را در صحنه بینالمللی منتقل کند. به نظرم خوب است نکتهیی را یادآوری کنیم که خانم رجوی امروز موقعیت یک رهبر را دارد، زیرا از سوی مراجع و نهادهای متعددی دعوت شده از جمله به سنای بلژیک از سوی آن ماری لیزین. تصور میکنم حتی از او در واتیکان هم استقبال شده که برخلاف آنچه عدهیی ممکن است تصور کنند، اصلاً دولت کوچکی نیست. اما او همچنین تصمیم گرفت مبارزه را در وجه حقوقی نیز پیش ببرد، یعنی در عرصه حق و حقوق و دفاع از حقوق و در این مسیر جز موفقیت نصیبی نداشته است.
از چند سال پیش، بهخصوص از آن روزهای شوم و سیاه ژوئن ۲۰۰۳ او موفق شده جایگاه حقوقی مقاومت ایران را ارتقا دهد که جایگاه حقوقی یک جنبش مقاومت است، یعنی درست نقطه مقابل جایگاه یک جنبش تروریست. این عنوان ”تروریست“ را بگذاریم برای کسانی باشد که شایستهاش هستند، یعنی جمهوری اسلامی ایران.
من سخنان بسیار عالی دوستانمان بهخصوص حقوقدانان و همچنین اهل سیاست را شنیدم و بهطور خاص از اظهارات آقای فری -که اگر بسیار مسن تر بود یا من اگر بسیار جوان تر بودم، میتوانست همقطار من باشد- استفاده کردم، زیرا من با ”قاضی وبستر“ سر و کار داشتم که احتمالاً میشناختهاید ـامیدوارم حالش خوب باشدـ و با بیل کیسی هم کار کردهام که متأسفانه فوت کرده است. باید بگویم امروز مایلم تا آنجا که به من برمیگردد، درباره موضوع مورد بحث صحبت کنم و بهخصوص موضوعی که سزاوار توجه دقیق ما است، زیرا هرگز نباید در برابر مشکلات میدان را خالی کرد، و آن مسأله جابهجایی احتمالی کمپ اشرف است.
اولین نکتهیی که میخواهم بگویم این است که به نظر شخص من، از آنجا که چندین بار به اشرف رفتهام، اشرف همان جا که هست، جایش بسیار خوب است، بهخصوص که به قدر کافی به جمهوری اسلامی نزدیک هست که باعث کلافگی آنها شود ـ من اینجا از به کار بردن یک لفظ قدری بیادبانه که فکر میکنم همه متوجه شدند، خودداری کردم ـ خلاصه منظور آن همسایه عزیز آن سوی مرز ما است! اما بدیهی است، بهخصوص اگر مقاومت این را بپذیرد ـ که به نظر من شرط اولیه است ـ این اسبابکشی را میتوان مد نظر قرار داد. اما این اسبابکشی به جای دیگر چند پیششرط دارد.
پیششرط اول این است که کمپ اشرف باید کاملاً تمام حقوق خود را باز یابد، با احترام کامل به حرمت و کرامت اشخاص و شأن و کرامت مقاومت ایران. لذا باید از طرح اروپا که از سوی پارلمان اروپا در استراسبورگ تصویب شده، اگرچه کامل نیست، حمایت کرد، زیرا قبل از هرگونه انتقال، چه به سوی اروپا چه به سوی آمریکا، پیششرط حفاظت از ساکنان را منظور میکند.
به نظر من باید درباره این طرح خیلی روشن صحبت کنیم: اصلاً و به هیچوجه مطرح نیست که عدهیی را که در حال رنج و درد کشیدن هستند و بهطور روزمره مورد بدرفتاری قرار دارند و امروز از تمام حقوقشان بهرهمند نیستند، به جای دیگری منتقل کرد. انسانها کالا نیستند که با این وضع بخواهند منتقلشان کنند، بلکه شهروندانی هستند با تمام حقوق خود و شهروندانی استثنایی هم هستند، از این رو که انتخاب کردهاند حرف خود را بهصورت مادی از طریق فدا کردن جانشان در یک جنبش مقاومت بزنند.
این واقعاً اولین نکته اساسی است که باید در نظر گرفت.
بعد باید به ملاحظاتی پرداخت که ماهیت و جنبه اضطراری و فوری دارند: این عادی و طبیعی نیست که هنوز در اشرف تعدادی زخمی باشند که بهرغم نمونه بودن بیمارستان اشرف، نمیتوان امروز در شرایط عادی به آنها رسیدگی درمانی کرد، نه بهخاطر کمبود پزشک، بلکه بهدلیل فقدان امکانات، نبود دارو، نبود تجهیزات، به این دلیل که نابودشان کردهاند و من از این بابت تعجبی نمیکنم.
همچنین به نظر من باید این را به روشنی تمام گفت و با این تئوری بیمعنی یا این پیشنهاد به کلی غیرواقعبینانه که میگوید ساکنان کمپ اشرف پراکنده شوند یا به کمپ دیگری در داخل عراق منتقل شوند و به هیچوجه قابلقبول نیست، باید مخالفت کرد.
اینجا کسی باید به من توضیح دهد که به چه دلیل این عمل ناهنجار مشروع است که مثلاً آنان را در وسط یک بیابان مستقر کنند. این حرکتی نادرست و بیپایه است. احتمالاً تلهیی است که برای ساکنان اشرف گستردهاند به این صورت که آنها را به نقطه دیگری بفرستند تا سر فرصت و به راحتی متفرقشان کنند.
اینجا از حق و حقوق بسیار صحبت شد. شما خانم پروفسور، خود با عباراتی دقیق این را بیان کردید. من علاقمند بودم شاگرد شما بشوم، اما نگرانیم اینست که برای این بحث کمی دیر شده باشد. شما گفتید حقوق اشرفیان، حقوق ایرانیان، حقوق ایرانیان عضو مقاومت خارج باید حفظ شود. این حقوق حفظ شده است، زیرا همانطور که هماکنون گفتم خانم مریم رجوی انتخاب بردن مبارزه به عرصه حقوقی را بهعمل آورده است.
در پایان صحبتم مایلم دو نکته را اضافه کنم.
اول اینکه مایلم چند کلمه درباره دوستان اسپانیاییمان بگویم که به ما اغلب در زمینه دفاع از حقوق درس میدهند. دموکراسی آنها شاید از ما جوانتر باشد، اما باید صادقانه بگویم که بسیار زندهتر از دموکراسی ماست اما این هم هست که دوستان اسپانیایی ما نباید تنها بمانند و نباید یک استثنا در اروپا باشند که هم به رژیم مالکی حمله کنند و هم فراتر از آن به حکومت ایران. امروز نباید فراموش کرد که 5تن از سران رژیم ایران ـ که از دانه درشتها هم هستند ـ هدف حکم جلب بینالمللی صادره از سوی اینترپل قرار دارند. کسی از این موضوع هیچوقت صحبتی نمیکند. اما آقای رفسنجانی، همان آقای لیبرال بزرگ، هدف یک حکم جلب بینالمللی قرار دارد. چرا حکم را اجرا نمیکنند؟
دومین نکته که میخواهم بگویم این است که کار جابهجایی کمپ اشرف به هر جا که بکشد، جای واقعی ساکنان اشرف و جای واقعی مقاومت ایران، در ایران است و به آنجا است که آنها باید بازگردند، نه برای تداوم نبرد خودشان، بلکه بهخاطر خیر و مصلحت همه و اینکه برای ثبات تمام منطقه خاور نزدیک، یک دموکراسی واقعی بنا کنند.
متشکرم
آن ماری لیزن: الآن رشته سخن را به آقای عبدالطیفو علی، وکیل و نماینده مجلس ملی فرانسه از استان مایوت، میسپارم.
عبدالطیفو علی، نماینده مجلس ملی فرانسه
خانم رئیسجمهور مریم رجوی، خانم رئیس افتخاری سنای بلژیک، شخصیتهای برجستهیی که از ایالات متحده آمدهاید، حضار محترم اروپایی، خانمها و آقایان! برای من بسیار مایه دلگرمی و حسن استفاده است که در این مکان در کنار شما حضور دارم. من یکی از اولین امضاکنندگان بیانیه اکثریت نمایندگان مجلس ملی بودم. این نمایندگان که از همه گروههای سیاسی پارلمان میباشند، از دولت فرانسه خواهان بهرسمیت شناختن مقاومت ایران علیه دیکتاتوری مذهبی حاکم در ایران و حفاظت ساکنان اشرف شدند.
من خوشحالم از اینکه ابتکار ما از حمایت حدود 30پارلمان در سراسر جهان برخوردار شد. این ابتکار پارلمانی در شرایط کنونی خاورمیانه و بهار عربی حائز اهمیت خاصی میباشد، زیرا نمایندگان یادآوری میکنند که: «رژیم ایران مانع اصلی دموکراسی در منطقه است و تلاش میکند قیامهای آزادیبخش منطقه را به سوی بنیادگرایی اسلامی منحرف کند».
بهعنوان یک نماینده مسلمان در پارلمان فرانسه، میتوانم شهادت دهم که مقاومت ایران بهعنوان پادزهر بنیادگرایی اسلامی، از سمپاتی زیادی در بین جامعه مسلمانان برخوردار است. در این شرایط، ضروری است که با تکیه بر شجاعت تحسینبرانگیز ایرانیان، جلوی عقاید سلطهطلبانه و روشهای وحشیانه ملاها را گرفت.
به همین خاطر است که نمایندگان مجلس ضمن تصریح بر شکست سیاست مماشات در قبال این رژیم، و با رد هرگونه دخالت نظامی خارجی، حمایت خود را از راهحل سوم پیشنهاد شده توسط خانم مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران که خواهان یک تغییر دموکراتیک به دست مردم ایران و مقاومت سازمانیافتهاش است، ابراز میکنند.
با هدف نابودی این مقاومت سازمانیافته بود که نیروهای عراقی، به دستور ملاها، روز ۸آوریل به کمپ اشرف حمله بردند. از چندین ماه قبل، پارلمانترهای فرانسوی نسبت به خطرات یک کشتار که ساکنان غیرنظامی کمپ اشرف در معرض آن بودند، به کاخ الیزه و وزارت امور خارجه هشدار داده بودند. تراژدی ۸آوریل گذشته متأسفانه به آنها حق داد.
دولت فرانسه وظیفه دارد که با استفاده از همه امکانات به یاری آنها بشتابد. بهطور خاص باید از طرح پارلمان اروپا حمایت شود. به اعتقاد من باید از این طریق برای جلب افکار عمومی نه فقط در فرانسه، بلکه در سراسر جهان، به این تراژدی، اقدام کرد.
سازمانهای غیردولتی در سطح جهانی، مانند عفو بینالملل و فدراسیون بینالمللی حقوقبشر، اخیراً نسبت به وخامت وضعیت اشرف، بهویژه در زمینه پزشکی هشدار دادهاند.
بدین لحاظ، به عقیده من یک تصمیم فوری که جامعه بینالمللی باید از آن حمایت کند، دادن موقعیت پناهندگی جمعی به ساکنان اشرف است، امری که تا شروع روند طرح اروپا، یک چتر حفاظتی بر روی کمپ ایجاد میکند.
بهعنوان کلام آخر، فقط میخواستم بگویم «زنده باد مقاومت ایران».
آن ماری لیزن: آخرین سخنران ما آقای ژان فیلیپ مورر، نماینده استراسبورگ و عضو شورای استان بارن میباشد که در اینجا کمیته پارلمانی برای ایرانی دموکراتیک را نمایندگی میکند. آقای مورر بفرمایید.
ژان فیلیپ مورر، نماینده مجلس ملی فرانسه
خانم رئیسجمهور، مریم رجوی، دوستان عزیز،
خوشحالم که در اینجا برای شما صحبت میکنم. همانطور که شما میگفتید بهعنوان نماینده مجلس ملی، ولی در عین حال بهعنوان یک استراسبورگی؛ استراسبورگ یکی از پایتختهای اروپا، مقر دادگاه اروپایی حقوقبشر.
اجازه بدهید قبل از هر چیز به مهمانان برجسته آمریکاییمان درود بفرستم. فکر میکنم یک تبادلنظر، بهمناسبت این کنفرانس بین نمایندگان مجلس و رجال سیاسی دو سوی اقیانوس اطلس بهخصوص از این نظر ضروری است که خاورمیانه در حال گذار از یک دوران پرتنش است و سرنوشت صلح و امنیت را در این منطقه حساس جهان رقم خواهد زد.
من در اینجا از جانب یک اکثریت بسیار بزرگ از همکارانم در مجلس صحبت میکنم، که متأسفانه بسیاری از آنها نتوانستند در کنفرانس امروز حضور پیدا کنند، چون همانطور که میدانید ما به تازگی وارد تعطیلات مجلس شدهایم. ولی این مانع از آن نمیشود که تعدادی از همکارانم در اینجا حاضر شوند و همچنین مانع آن نیست که بهدلیل نگرانی چندسالهمان در مورد وضعیت انسانی ساکنان قرارگاه اشرف در حالت بسیج شده باقی بمانیم.
رئیسجمهور فرانسه، نیکولا سارکوزی، بهمناسبت جشنهای ۱۴ژوئیه به درستی یادآوری کرد که فرانسه، کشور بزرگ حامل ارزشها، نمیتواند اجازه دهد بیگناهان قتلعام شوند. این قوت قلبی برای هزاران نماینده مجلس، حقوقدان و سازمان غیردولتی محسوب میشود که امروزه در سراسر جهان، کشورها و سازمان مللمتحد را به پذیرفتن مسئولیت در قبال ساکنان قرارگاه اشرف فرا میخوانند.
در جلسهیی در ۱۸مه گذشته نزدیکی مجلس، با حضور خانم رجوی، رئیسجمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران، در بیانیه پایانیمان اعلام کردیم: «از طرح پیشنهادی هیأت پارلمان اروپا در رابطه با عراق استقبال میکنیم و آن را همخوان با فراخوان اکثریتهای پارلمانی میدانیم که برای حفاظت ساکنان اشرف صادر شده است. از نظر ما، هرگونه جابهجایی ساکنان اشرف در داخل عراق صرفاً بهانهیی برای یک کشتار جدید است. ما از سازمان مللمتحد میخواهیم حفاظت ساکنان را بر اساس این طرح تضمین کند، یعنی یک تیم یونامی را در محل مستقر کند که توسط ارتش آمریکا حفاظت بشود». تکرار میکنم: «تحت حفاظت ارتش آمریکا».
بیانیه ما حتی فراتر رفته از دولت فرانسه میخواهد مقاومت علیه دیکتاتوری مذهبی در ایران را بهرسمیت شناخته در پی ایجاد گفتگو با شورای ملی مقاومت ایران برآید.
در واقع، ما معتقدیم موضع هر دولت در قبال این اپوزیسیون، که امروزه بدیل دموکراتیک استبداد مذهبی حاکم بر ایران را تشکیل میدهد، یکی از معیارهای ارزشی است که از آنها دفاع میکند. به همان شکل، موضع دولت آمریکا در قبال حفاظت از ساکنان اشرف همچنان که در مورد خارج کردن نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست وزارتخارجه آمریکا، یک معیار سنجش برای آمریکا و سیاست بینالمللی آقای اوباما محسوب میشود.
قابل فهم است که هر کوتاهآمدنی ناشی از ضعف است، هر کوتاه آمدنی بیانکننده یک بنبست است. ۳۴۰۰تن ساکن اشرف، ۳۴۰۰مقاوم مسالمتجو هستند، ۳۴۰۰وجدان بیدار، ۳۴۰۰وجدان برانگیخته. پس به آنها بگوییم نه تنها تنها نیستید، بلکه ما با شما هستیم و کارزار تازه شروع شده است.
بسیار متشکرم
آن ماری لیزن: بدین ترتیب دوستان عزیز، از همه شما باید تشکر کرد و جلسه امروز را به پایان رساند. ولی چیزی به من میگوید که با قدرت شما و با قدرت خانم رجوی، ما باز همدیگر را خواهیم دید، امیدوارم نه چندان دیر، در پی پیروزیهای جدید.