728 x 90

تحریم‌ها علیه ایران,

تحریمها و راهکارهای رژیم

-

سنای آمریکا
سنای آمریکا
تصویب تحریم‌های جدید در سنای آمریکا در درون رژیم ولوله انداخته است. مهره‌ها و به‌اصطلاح کارشناسان سیاسی نظام، از ابعاد گسترده و فلج‌کننده این تحریم‌ها می‌گویند و آن را هم تحریم‌های گسترده‌تر و بیشتر از تحریم‌های اتمی توصیف می‌کنند.

رسانه‌ها و مهره‌های هر دو باند در ابراز نگرانی و آه و ناله نسبت به این تحریمها مشترک هستند. اما واکنش‌ها و راه‌حلهای متفاوتی دارند.
برای نمونه یک راه‌حل، راه‌حلی است که جواد لاریجانی یا حسین شریعتمداری می‌دهند؛ یعنی بازگشت نظام به فعالیت‌های پیشین اتمی؛ یعنی در یک کلام بمب‌سازی. حرف و توجیه‌شان هم این است که با تحریم‌های سنا برجام نقض شده و ما هم باید اقدام متقابل کنیم. برای نمونه مهدی محمدی، از پادوهای باند خامنه‌ای در این رابطه نوشت: «این پایان کار برجام است. آمریکا در برجام تعهد داده بود تحریم‌هایی را که تعلیق کرده 'تحت عناوین دیگر' بازنگرداند. اکنون همه آن تحریمها بازگشته و چیزهایی به آن افزوده هم شده است». (سایت حکومتی عصر امروز 26خرداد 96)

اما باند روحانی با مشکلات بیشتری روبه‌رو هستند. چرا که در عین‌ حالیکه ضربه کاری تحریمهای سنا که به نظام آخوندی وارد شده، شامل حال آنها هم می‌شود، باید از برجام هم دفاع کنند و بگویند این تحریمها ناقض برجام نیستند. برای نمونه 27خرداد 96 «یوسفیان» عضو مجلس ارتجاع گفت: «مصوبه مجلس سنا برای اعمال تحریم‌های غیرهسته‌یی نقض برجام محسوب نمی‌شود بلکه با روح این توافق در مغایرت است». راه‌کاری که این باند می‌دهد، این است که از طریق اروپا به آمریکا فشار آورده شود تا این تحریمها را متوقف کرده یا تخفیف بدهند، اما راه‌حلی اصلی آنها جدای از این‌که به چه زبانی و تا چه حد صریح مطرح کنند، این است که نظام باید به سمت زهر‌خوریهای بعدی برود تا مانع تصویب اینگونه تحریمها بشود و بتواند فشار را از روی نظام بردارد.

حالا با توجه به این‌که در این نظام، یک باند می‌گوید برجام نقض شده، باند دیگر می‌گوید نقض نشده! چطور بر سر یک موضوع مشخص، در رژیم اظهارنظرهایی با 180درجه اختلاف وجود دارد؟

واقعیت این است که تحریمهای جدید سنا از نظر قانونی مغایرتی با برجام ندارند. برخی رسانه‌ها هم طی همین روزها درباره این‌که بخشی از مقامات رژیم می‌گویند طرح S722نقض برجام است، نوشتند: «کسانی که این قانون را ناقض برجام می‌دانند، به بندهای 26و 29برجام استناد می‌کنند، اما اگر واقع بین باشیم، بند 26برجام آمریکایی‌ها را تنها از وضع تحریم‌های هسته‌یی منع می‌کند و نه تحریم‌های دیگر...»

در بخشی از بند 26برجام هم آمده: «دولت ایالات متحده، در چارچوب اختیارات قانونی رئیس‌جمهور و کنگره، از بازگرداندن یا تحمیل مجدد تحریم‌های مشخص شده در پیوست 2 (یعنی تحریمهای اتمی) که اعمال آنها را وفق این برجام متوقف کرده است، خودداری می‌کند...»

پس برجام تنها بر روی تحریمهای اتمی متمرکز هست و تأکید هم شده که ربطی به سایر حوزه‌ها ندارد. تحریمهای جدید سناهم بر روی موشکی، تروریسم و نقض حقوق‌بشر متمرکز است.

این از زاویه قرارداد برجام، اما از زاویه خود رژیم اگر نگاه کنیم، واقعیت این است که با اجرای تحریمهای جدید، نه تنها همان محدویتها و تحریمهایی که بر اساس برجام لغو شده بود، بلکه بیشتر از آنها هم مجدداً عملی می‌شود. یعنی در عمل مثل این است که اساساً برجامی درکار نبوده. بنابراین نتیجه همان است که حسین شریعتمداری می‌گوید: «برجام کلاه گشادی بود که در برنامه هسته‌ای، سر نظام گذاشتند» چون هم اتمی داده شد و هم تحریمها بیشتر از قبل برگشته است. کیهان خامنه‌ای 27خرداد 96 دراین رابطه نوشت: «اکنون هر چند سپاه پاسداران بهانه تحریم‌های جدید قرار گرفته، اما در حقیقت برجام و وعده‌های تحریمی آن است که زیر پا گذاشته شده است».

حالا با این فرض که بپذیریم که برجام با تحریمهای جدید نقض شده است، آیا این نقض عملی برجام در «کمیسیون حل اختلاف برجام». قابل دفاع است؟

پاسخ این مسأله را روزنامه حکومتی آرمان 28خرداد 96این طور داده است: «این کمسیون در ارتباط با نقض محتویات برجام است... بنابراین چون این تحریم‌ها ناقض برجام نبوده، هیچ‌کدام از مسئولان خواستار مراجعه به شورای حل اختلاف نشده‌اند».
در چنین شرایطی به واقع رژیم چه می‌تواند بکند؟ آیا راه‌کاری که جواد لاریجانی و شریعتمداری مطرح می‌کنند، یعنی بازگشت به غنی‌سازی و بمب‌سازی، می‌تواند 5+1را نگران کرده و آنها را رو وادار کند که به آمریکا فشار بیاورند تا از تحریمها کوتاه بیاید؟

در این رابطه می‌توان گفت در یک صورت امکانش بود! آن هم این‌که در دوران اوباما بودیم. یعنی اوج مماشات با رژیم. اما با تغییر دوران و مواضع دولت کنونی آمریکا که حتی وزیر خارجه این کشور از تغییر نظام سیاسی در ایران حرف می‌زند، بعید است 5+1حتی سمت چنین اقدامی بروند. این اولین بار است که یک مقام رسمی آمریکا حرف از تغییر نظام را مطرح می‌کند، در حالی که تحریم هم با یک اجماع دوحزبی اون هم با 98رای موافق در مقابل تنها 2رای مخالف، به تصویب رسیده، بنابراین در چنین تعادل قوایی جایی برای چنین لابیهایی به نظر نمی‌رسد وجود داشته باشد.

ضمن این‌که در عالم فرض اگر رژیم بخواهد به قبل از برجام برگردد و به این وسیله فشار روی اروپا و آمریکا را در نگرانی از اتمی شدن رژیم بالا ببرد، طبعاً برای رژیم همان‌طورکه مهره‌های خود رژیم گفته‌اند، خودکشی از ترس مرگ است! چرا؟ به‌خاطر مکانیزم ماشه در قرارداد برجام، مکانیزمی که می‌گوید اگر رژیم به اتمی برگردد، به‌صورت خودکار نه تنها تمامی قطعنامه‌های پیشین مجدداً عملی می‌شود، نه تنها تمام تحریمها بر‌می‌گردد، بلکه رژیم زیر بند 7شورای امنیت قرار می‌گیرد و با تهدید اقدام نظامی روبه‌رو خواهد شد.
آنچه می‌ماند راه کار روحانی است و این‌که آیا این راه کار عملی است و رژیم پای آن می‌آید یا می‌تواند بیاید؟

در رابطه با راه کار روحانی رضا سراج یعنی همان سربازجو علوی که حالا کارشناس سیاسی باند خامنه‌ای شده این طور گفته است:
«با تصویب تحریمهای جامع موسوم به 722.S علیه ایران در مجلس سنا که به تأیید مجلس نمایندگان و امضاء ترامپ نیز خواهد رسید؛ عملاً روح و جسم برجام نقض شد.
بر خلاف آن که گفته می‌شد تحریمهای تسلیحاتی و موشکی در بازه 5و 8ساله خاتمه می‌یابد؛ مغایر با بندهای 3و 5پیوست دوم قطعنامه 2231عمل شد و در تحریمهای جامع و جدید آمریکا، تحریمهای موشکی و تسلیحاتی دائمی می‌گردد. این تحریمها عملاً قطعنامه مذکور را به کاغذ‌پاره‌ای، فاقد ضمانت تبدیل می‌کند.

                        روحانی با مرگ برجام چه خواهد کرد؟

1) روحانی مرگ برجام را می‌پذیرد و به سهل اندیشی، اشتباه محاسباتی و شکست ایده مرکزی دولت خود اعتراف می‌کند.
2) روحانی با عمل به مکانیزم ماله کشی اجازه می‌دهد تا آمریکایی‌ها برجام را با دلخواه خود اجرا کنند.
3) روحانی با اروپایی‌ها، حیات مصنوعی برجام را در وضعیت کما حفظ کرده و افکار عمومی را تخدیر می‌کند.
4) روحانی با مقصر تراشی برای هزینه‌های شکست خود، وارد چالش دوگانگی با حاکمیت و زمینه‌سازی برای برجام های 4، 3، 2می گردد.
در کوتاه مدت عمل به سناریوهای 2و 3متصور می‌باشد؛ اما در میان مدت باید سناریوی چهارم را به انتظار نشست». (سایت حکومتی نسیم آنلاین 26خرداد 96)


صحبت از برجامهای 2و 3و 4یعنی همان زهر خوری همه جانبه، یعنی همان تنزل بی‌پایان که خامنه‌ای گفته بود. البته فرق شرایط الآن با 25خرداد 95که خامنه‌ای «تنزل بی‌پایان» را مطرح کرد، این است که، زنجیره عقب‌نشینی‌ها به‌صورت طولانی نیست. بلکه همین‌طور که در طرح تحریمهای سنا علیه رژیم آمده است، رژیم اتمی را که داده، حالا هم باید پای زهر موشکی بیاید، هم پای زهر تروریسم و دخالت منطقه‌یی و هم پای زهر حقوق‌بشر!

وقتی روی همه اینها، موضع وزیر خارجه آمریکا که حرف از تغییر رژیم می‌زند هم اضافه شود، روشن است که این راه‌حل هم، همان‌طور که خامنه‌ای گفته بود به‌معنی پایان نظام است. بنابراین رژیم هر راه کاری رو برود، در چشم‌انداز خودش با یک کابوس بزرگ مواجه خواهد بود.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/7be195f8-f524-4169-b67d-57b31241c1ee"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات