فریادهایی که در این سالها همواره در همه جای ایران شنیده میشود، این بار بعد از نمایش انتخابات رژیم بسیار رساتر و خشمگینانهتر بگوش میرسد. فریاد اعتراضهای مردم، مردمی که سرمایه و هست و نیستشان توسط کارگزاران حکومتی در مؤسسات رنگارنگ مالی به یغما رفته است و حالا به خیابان آمدهاند و حق خود را میخواهند:
خواستههای این مردم غیر از حق و حقوق مشروع و قانونیشان چیست که باید بهخاطرش باتون و چماق بخورند و زیر فشار آب ماشین آبپاش بروند و... .
و این درحالیست که در ایام انتخابات رژیم کاندیداهای هر دو باند در نقش دایه مهربانتر از مادر برای مردم فقیر و کمدرآمد اشک تمساح بسیار ریختند. یکی مدعی شد که برای احقاق حقوق ۹۶درصدیهای محروم به میدان آمده و یک جلاد قاتل هم اسم خود را سید محرومان! گذاشت و مدعی زعامت و حق خواهی فقرا شد و دیگری مشاور روحانی، -آخوند بیعمامه حسام الدین آشنا -که بعد از اعلام نتایج انتخابات گفت: «انتخابات تمام شد امروز همه سرکار خود میروند»
البته آشنا این یکی را راست گفت که همه سر کار خود برمیگردند. زیرا قالیباف دوباره سراغ املاک نجومی و تیول شهرداری تهران و رئیسی دوباره به ولایت خراسان و تولیت امپراتوری مالی آنجا و روحانی هم بعد از صدبار بوسیدن دستهای رهبر فرهیخته! برای اندک ناپرهیزیهایش در دوران انتخابات دوباره به کاسبی خودش در دولت برمیگردند و دوباره مردم میمانند و خیابانها و اعتراض و وعدههای نسیه کارگزاران رژیم.
طی هفته گذشته، اصلیترین اعتراض مربوط به مالباختگان مؤسسه غارتگر کاسپین متعلق به سپاه سرکوبگر آخوندی در سراسر کشور بود که هنوز هم ادامه دارد.
این اعتراضات که از اول خرداد دوباره آغاز شده ابعاد گستردهتری به خودش گرفته و به تهران و بسیاری از شهرها از جمله مشهد، اهواز، آبادان، خرمشهر، بوشهر، زاهدان، رفسنجان، شوش، امیدیه، الیگودرز، اردبیل، ازنا، الشتر، رشت، گرگان، بابل، ساری، آمل، همدان، دورود، نهاوند، بروجرد، خرمآباد، مینودشت، کرمانشاه، سوسنگرد، مهران، دهلران، یاسوج، محلات، ایلام، دلفان، رامهرمز و کوهدشت گسترش یافته است.
معترضان که تمامی دار و ندار و حاصل سالها تلاششان توسط این مؤسسه مالی حکومتی غارت شده خواستار بازگرداندن سپردههای خود هستند.
در تهران هم در روز ۸خرداد (۲۹مه) هزاران غارت شده در مقابل بانک مرکزی تظاهرات کردند و با مأموران سرکوبگر که قصد پراکنده ساختن آنها را داشتند، درگیر شدند. مردم خشمگین شیشههای در شمالی بانک را شکستند و خیابان میرداماد را بسته و شعار میدادند: «عزا عزاست امروز روز عزاست امروز- سپرده ما مردم روی هواست امروز»، «دولت بیکفایت خجالت خجالت»، «مرگ بر سیف [رئیس بانک مرکزی] »، «کاسپین دزدی کرده، بانک مرکزی حمایت کرده». زنان حضور چشمگیری در این تظاهرات داشتند.
در روز 7خرداد مردم غارت شده در بسیاری از شهرهای خوزستان مانند اهواز، شوش، شوشتر، امیدیه، و ایذه و همچنین در شهرهای خرمآباد، اراک، بوشهر، دلفان تجمع اعتراضی برگزار کردند و خواهان پس گرفتن سپردههای خود شدند. در اهواز معترضان جاده اهواز به شوش را بستند. در خرمآباد خیابانهای علوی و انقلاب و چهار راه بانک را بستند و ساختمان استانداری را محاصره کردند. آنها که قصد ورود به استانداری را داشتند مورد حمله نیروی ضدشورش قرار گرفتند و سپس با شعار «مرگ بر استاندار» به سمت چهار راه بانک راهپیمایی کردند. جمعی از غارت شدگان شیشههای شعبه تعاونی آرمان را شکستند. تجمعهای اعتراضی در بروجرد، الیگودرز، درود، الشتر، نورآباد، ازنا و... همچنان ادامه یافت.
در روز 6خرداد در بابل مردم خشمگین شعار میدادند: «مدیر بیکفایت، استعفا استعفا، مفسد اقتصادی مجوز را تو دادی»، «این لانه فساده - سیف مجوز داده» - «مرگ بر کاسپین».
در این تظاهرات مردم شعار میدادند «یا حجت بن الحسن ریشه ظلم را بکن. این بانک مرکزیه یا مرکز دزدیه»، در گرگان هم اعتراضات مردمی برعلیه یکی دیگر از مؤسسات غارتگر حکومتی بود به نام مؤسسه آرمان.
مردم گرگان شعار میدادند «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم».
مردم و جوانان نورآباد با آتش زدن لاستیک و ایجاد مانع در برابر این مؤسسه غارتگر اقدام به تصرف شعبه این مؤسسه در کیو (خرمآباد) و محبوس کردن رئیس این ارگان چپاولگر کردند.
مردم شوش هم در حرکتی اعتراضی علیه این مؤسسه غارتگر که معترضان جاده شوش – اهواز را بسته بودند.
در اندیمشک هموطنانمان که سرمایه آنها توسط مؤسسه توسعه غارت شده بود، اقدام به تجمع اعتراضی کردند و بانیروی انتظامی که قصد پراکنده کردن آنها را داشت درگیر شدند و شیشههای مؤسسه مزبور را شکستند.
نیروهای سرکوبگر برای پراکنده کرده جمعیت معترض اقدام به شلیک هوایی و پرتاب گاز اشکآور کردند که فضای شهر را ملتهب کرد.
در روز چهارشنبه ۳خرداد 96، اعتراضات گسترده مردم در مقابل مؤسسه مالی توسعه در دلفان صورت گرفت که در ادامه اعتراض روزهای قبل آنها بود، در این تجمع جمعیت معترض اقدام به آتش زدن لاستیک کرده و نیروهای سرکوبگر هم وارد صحنه شدند.
این اعتراضات همچنان ادامه دارد و مردم مصمم هستند که حقشان را پس بگیرند. در همین رابطه روز ۱۰ خرداد96 حدود ۲۰۰ نفر از سپردهگذاران مؤسسه مالی اعتباری کاسپین در مقابل مجلس ارتجاع یک تجمع اعتراضی برگزار کردند و بر علیه رئیس بانک مرکزی رژیم شعار دادند.
تنها واکنشی رژیم به این همه اعتراضات داشت، صحبتهای یک عضو مجلس ارتجاع در مورد تظاهرات خرمآباد روز چهارشنبه ۱۰ خرداد96 که در همین مجلس گفت: «حدود یک هفته است که استان لرستان شاهد تجمعات اعتراض آمیز سپردهگذاران مؤسسه آرمانه. بهدلیل مسدود شدن حساب این مؤسسه، سپرده گذران تجمعات اعتراض آمیزی دارند و موجب نگرانی اینها شده، من تذکرم به وزیر اقتصاد و دارایی است که هر چه زودتر از طریق بانک مرکزی وارد مذاکره بشند و این مسأله رو حل بکنند، نگذارند تبدیل بشه به یک مسأله اجتماعی، امروز آدم احساس میکنه که امنیت سپردهگذاری امنیت سرمایهگذاری در بانکها بخطر افتاده حتی بعضی از بانکهای خصوصی هم من دارم میشنوم که مردم دارند سپرده هاشون رو پس میگیرند».
و تنها جواب مشخص رژیم هم همان ضرب و شتم و ماشین آبپاش بود که در اهواز صورت گرفت.
در همین رابطه یکی از کارگزاران رژیم به نام فرشاد حیدری که معاون بانک مرکزی هست در واکنش به این اعتراضات به کلاهبرداری این مؤسسات حکومتی اعتراف کرد و گفت: «برخی مؤسسات اعتباری... تخلفاتی از جمله معاملات صوری، مخدوش و پرداخت نرخهای سود غیرواقعی انجام میدهند».
ولی در ادامه صحبتهایش با وقاحت مسئولیت این کلاهبرداریها را به گردن مردم انداخت و گفت: به مردم توصیه میشود از سپردهگذاری در این مؤسسات خودداری کنند؛ در غیراین صورت مسئولیت هر گونه مشکل در منابع مالی و سپردههای آنها، به عهده خودشان است.
اگر چه رژیم سعی میکند این طور تبلیغ کند که این مؤسسات مالی را مثلاً یک شخصی تأسیس کرده و ارتباطی با دولت یا نهادهای حکومتی ندارد و خارج از حیطه حاکمیتند ولی واقعیت این است تمام این مؤسسات مالی توسط نیروی انتظامی و سپاه و بسیج و بیت خامنهای درست شده و اصلاً چیزی به اسم اینکه یک شخصی رفته کلاهبرداری کرده وجود خارجی ندارد. به نمونه زیر توجه کنید:
سایت حکومتی جوان ایرانی در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۹۶ مینویسد: «مجوز غیرکارشناسی و بدون نظارت 5هزار صندوق قرضالحسنه طی دهه 70 توسط نیروی انتظامی و هزار تعاونی اعتباری با مجوز وزارت تعاون وقت، صادر شده است».
مگر کسی در ایران تحت حاکمیت آخوندها میتواند بانک و مؤسسه اعتباری راه بیندازد؟ تمامی این مؤسسات طی دو دهه توسط باندهای سپاه خامنهای درست شده و به این وسیله در حال چاپیدن مردم هستند و حالا که این مؤسسات ورشکسته شدهاند و بهاصطلاح کفگیرشان به ته دیگ خورده و پول نفت هم کاهش پیدا کرده، مخارجشان هم در سوریه و عراق و غیره زیادتر شده، در نتیجه در یک همدستی بین باند روحانی و سپاه و بیت یکی از کارگزاران رژیم به نام احمد حاتمی که یکی از تئوریسینهای اقتصادی رژیم محسوب میشود در مورد این مؤسسات اینطور گفته است: «پشت این مؤسسات مالی و اعتباری قدرتهای بزرگی ایستادهاند. قدرتهایی که میتوانند در صورت نیاز مصوبههای شورای پول و اعتبار را هم تغییر دهند (سایت حکومتی اقتصاد نیوز-30اردیبهشت96).
به همین دلیل اعتراضات مالغارت شدگان گستردهتر از قبل و متفاوت با گذشته ادامه دارد. بهطور خلاصه این تفاوت ها به شرح زیرند:
در حالی که انتظار هر دو باند رژیم این بود که با توجه به اینکه انتخابات تمام شده است به قول معروف بر اساس ضربالمثل ”نخود نخود هر که رود خانه خود ”اعتراضات فروکش کند، ولی درست برعکس مردم غارت شدگان بهطور گسترده بیرون ریختند.
در اغلب شهرها بهطور همزمان تظاهرات کردند.
در بسیاری از شهرها با نیروهای سرکوبگر درگیر شدند.
در شعارهایشان تمامیت رژیم را هدف قرار میدهند.
از جمله شعار ”یا حجت بن الحسن ریشه ظلمو بکن“.
نقش بسیار فعالی که زنان در تمامی این تظاهراتها داشتند
در مورد چشمانداز این تظاهراتها، از آنجایی که دولت آخوند روحانی میخواهد با سرمایهگذاری خارجی بحرانهای داخلی را حل کند و در شرایط کنونی غیرمحتمل و در واقع بهدلیل چرخش سیاستهای جهانی (بخصوص آمریکا) و منطقهیی در مورد رژیم ایران غیرممکن است، از طرف دیگر هم غارتگران نظام ولایت از سپاه و بسیج و بیت خامنهای و حقوق بگیران نجومی و دزدان میلیاردی نمیخواهند دست از چپاول بردارند، لذا چه دولت و چه کلیت نظام نه میخواهند و نه میتوانند پاسخگوی مطالبات مردم غارت شده باشند. بنابراین میماند میلیونها مردم غارت شده و به فقر کشیده شده که همانطور که طی مدت اخیر دیده شد، عزمشان برای گرفتن حقوقشان بسیار جزم است و این بهمعنای تشدید رویارویی بین مردم و غارتگران حاکم است.
خواستههای این مردم غیر از حق و حقوق مشروع و قانونیشان چیست که باید بهخاطرش باتون و چماق بخورند و زیر فشار آب ماشین آبپاش بروند و... .
و این درحالیست که در ایام انتخابات رژیم کاندیداهای هر دو باند در نقش دایه مهربانتر از مادر برای مردم فقیر و کمدرآمد اشک تمساح بسیار ریختند. یکی مدعی شد که برای احقاق حقوق ۹۶درصدیهای محروم به میدان آمده و یک جلاد قاتل هم اسم خود را سید محرومان! گذاشت و مدعی زعامت و حق خواهی فقرا شد و دیگری مشاور روحانی، -آخوند بیعمامه حسام الدین آشنا -که بعد از اعلام نتایج انتخابات گفت: «انتخابات تمام شد امروز همه سرکار خود میروند»
البته آشنا این یکی را راست گفت که همه سر کار خود برمیگردند. زیرا قالیباف دوباره سراغ املاک نجومی و تیول شهرداری تهران و رئیسی دوباره به ولایت خراسان و تولیت امپراتوری مالی آنجا و روحانی هم بعد از صدبار بوسیدن دستهای رهبر فرهیخته! برای اندک ناپرهیزیهایش در دوران انتخابات دوباره به کاسبی خودش در دولت برمیگردند و دوباره مردم میمانند و خیابانها و اعتراض و وعدههای نسیه کارگزاران رژیم.
طی هفته گذشته، اصلیترین اعتراض مربوط به مالباختگان مؤسسه غارتگر کاسپین متعلق به سپاه سرکوبگر آخوندی در سراسر کشور بود که هنوز هم ادامه دارد.
این اعتراضات که از اول خرداد دوباره آغاز شده ابعاد گستردهتری به خودش گرفته و به تهران و بسیاری از شهرها از جمله مشهد، اهواز، آبادان، خرمشهر، بوشهر، زاهدان، رفسنجان، شوش، امیدیه، الیگودرز، اردبیل، ازنا، الشتر، رشت، گرگان، بابل، ساری، آمل، همدان، دورود، نهاوند، بروجرد، خرمآباد، مینودشت، کرمانشاه، سوسنگرد، مهران، دهلران، یاسوج، محلات، ایلام، دلفان، رامهرمز و کوهدشت گسترش یافته است.
معترضان که تمامی دار و ندار و حاصل سالها تلاششان توسط این مؤسسه مالی حکومتی غارت شده خواستار بازگرداندن سپردههای خود هستند.
در تهران هم در روز ۸خرداد (۲۹مه) هزاران غارت شده در مقابل بانک مرکزی تظاهرات کردند و با مأموران سرکوبگر که قصد پراکنده ساختن آنها را داشتند، درگیر شدند. مردم خشمگین شیشههای در شمالی بانک را شکستند و خیابان میرداماد را بسته و شعار میدادند: «عزا عزاست امروز روز عزاست امروز- سپرده ما مردم روی هواست امروز»، «دولت بیکفایت خجالت خجالت»، «مرگ بر سیف [رئیس بانک مرکزی] »، «کاسپین دزدی کرده، بانک مرکزی حمایت کرده». زنان حضور چشمگیری در این تظاهرات داشتند.
در روز 7خرداد مردم غارت شده در بسیاری از شهرهای خوزستان مانند اهواز، شوش، شوشتر، امیدیه، و ایذه و همچنین در شهرهای خرمآباد، اراک، بوشهر، دلفان تجمع اعتراضی برگزار کردند و خواهان پس گرفتن سپردههای خود شدند. در اهواز معترضان جاده اهواز به شوش را بستند. در خرمآباد خیابانهای علوی و انقلاب و چهار راه بانک را بستند و ساختمان استانداری را محاصره کردند. آنها که قصد ورود به استانداری را داشتند مورد حمله نیروی ضدشورش قرار گرفتند و سپس با شعار «مرگ بر استاندار» به سمت چهار راه بانک راهپیمایی کردند. جمعی از غارت شدگان شیشههای شعبه تعاونی آرمان را شکستند. تجمعهای اعتراضی در بروجرد، الیگودرز، درود، الشتر، نورآباد، ازنا و... همچنان ادامه یافت.
در روز 6خرداد در بابل مردم خشمگین شعار میدادند: «مدیر بیکفایت، استعفا استعفا، مفسد اقتصادی مجوز را تو دادی»، «این لانه فساده - سیف مجوز داده» - «مرگ بر کاسپین».
در این تظاهرات مردم شعار میدادند «یا حجت بن الحسن ریشه ظلم را بکن. این بانک مرکزیه یا مرکز دزدیه»، در گرگان هم اعتراضات مردمی برعلیه یکی دیگر از مؤسسات غارتگر حکومتی بود به نام مؤسسه آرمان.
مردم گرگان شعار میدادند «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم».
مردم و جوانان نورآباد با آتش زدن لاستیک و ایجاد مانع در برابر این مؤسسه غارتگر اقدام به تصرف شعبه این مؤسسه در کیو (خرمآباد) و محبوس کردن رئیس این ارگان چپاولگر کردند.
مردم شوش هم در حرکتی اعتراضی علیه این مؤسسه غارتگر که معترضان جاده شوش – اهواز را بسته بودند.
در اندیمشک هموطنانمان که سرمایه آنها توسط مؤسسه توسعه غارت شده بود، اقدام به تجمع اعتراضی کردند و بانیروی انتظامی که قصد پراکنده کردن آنها را داشت درگیر شدند و شیشههای مؤسسه مزبور را شکستند.
نیروهای سرکوبگر برای پراکنده کرده جمعیت معترض اقدام به شلیک هوایی و پرتاب گاز اشکآور کردند که فضای شهر را ملتهب کرد.
در روز چهارشنبه ۳خرداد 96، اعتراضات گسترده مردم در مقابل مؤسسه مالی توسعه در دلفان صورت گرفت که در ادامه اعتراض روزهای قبل آنها بود، در این تجمع جمعیت معترض اقدام به آتش زدن لاستیک کرده و نیروهای سرکوبگر هم وارد صحنه شدند.
این اعتراضات همچنان ادامه دارد و مردم مصمم هستند که حقشان را پس بگیرند. در همین رابطه روز ۱۰ خرداد96 حدود ۲۰۰ نفر از سپردهگذاران مؤسسه مالی اعتباری کاسپین در مقابل مجلس ارتجاع یک تجمع اعتراضی برگزار کردند و بر علیه رئیس بانک مرکزی رژیم شعار دادند.
تنها واکنشی رژیم به این همه اعتراضات داشت، صحبتهای یک عضو مجلس ارتجاع در مورد تظاهرات خرمآباد روز چهارشنبه ۱۰ خرداد96 که در همین مجلس گفت: «حدود یک هفته است که استان لرستان شاهد تجمعات اعتراض آمیز سپردهگذاران مؤسسه آرمانه. بهدلیل مسدود شدن حساب این مؤسسه، سپرده گذران تجمعات اعتراض آمیزی دارند و موجب نگرانی اینها شده، من تذکرم به وزیر اقتصاد و دارایی است که هر چه زودتر از طریق بانک مرکزی وارد مذاکره بشند و این مسأله رو حل بکنند، نگذارند تبدیل بشه به یک مسأله اجتماعی، امروز آدم احساس میکنه که امنیت سپردهگذاری امنیت سرمایهگذاری در بانکها بخطر افتاده حتی بعضی از بانکهای خصوصی هم من دارم میشنوم که مردم دارند سپرده هاشون رو پس میگیرند».
و تنها جواب مشخص رژیم هم همان ضرب و شتم و ماشین آبپاش بود که در اهواز صورت گرفت.
در همین رابطه یکی از کارگزاران رژیم به نام فرشاد حیدری که معاون بانک مرکزی هست در واکنش به این اعتراضات به کلاهبرداری این مؤسسات حکومتی اعتراف کرد و گفت: «برخی مؤسسات اعتباری... تخلفاتی از جمله معاملات صوری، مخدوش و پرداخت نرخهای سود غیرواقعی انجام میدهند».
ولی در ادامه صحبتهایش با وقاحت مسئولیت این کلاهبرداریها را به گردن مردم انداخت و گفت: به مردم توصیه میشود از سپردهگذاری در این مؤسسات خودداری کنند؛ در غیراین صورت مسئولیت هر گونه مشکل در منابع مالی و سپردههای آنها، به عهده خودشان است.
اگر چه رژیم سعی میکند این طور تبلیغ کند که این مؤسسات مالی را مثلاً یک شخصی تأسیس کرده و ارتباطی با دولت یا نهادهای حکومتی ندارد و خارج از حیطه حاکمیتند ولی واقعیت این است تمام این مؤسسات مالی توسط نیروی انتظامی و سپاه و بسیج و بیت خامنهای درست شده و اصلاً چیزی به اسم اینکه یک شخصی رفته کلاهبرداری کرده وجود خارجی ندارد. به نمونه زیر توجه کنید:
سایت حکومتی جوان ایرانی در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۹۶ مینویسد: «مجوز غیرکارشناسی و بدون نظارت 5هزار صندوق قرضالحسنه طی دهه 70 توسط نیروی انتظامی و هزار تعاونی اعتباری با مجوز وزارت تعاون وقت، صادر شده است».
مگر کسی در ایران تحت حاکمیت آخوندها میتواند بانک و مؤسسه اعتباری راه بیندازد؟ تمامی این مؤسسات طی دو دهه توسط باندهای سپاه خامنهای درست شده و به این وسیله در حال چاپیدن مردم هستند و حالا که این مؤسسات ورشکسته شدهاند و بهاصطلاح کفگیرشان به ته دیگ خورده و پول نفت هم کاهش پیدا کرده، مخارجشان هم در سوریه و عراق و غیره زیادتر شده، در نتیجه در یک همدستی بین باند روحانی و سپاه و بیت یکی از کارگزاران رژیم به نام احمد حاتمی که یکی از تئوریسینهای اقتصادی رژیم محسوب میشود در مورد این مؤسسات اینطور گفته است: «پشت این مؤسسات مالی و اعتباری قدرتهای بزرگی ایستادهاند. قدرتهایی که میتوانند در صورت نیاز مصوبههای شورای پول و اعتبار را هم تغییر دهند (سایت حکومتی اقتصاد نیوز-30اردیبهشت96).
به همین دلیل اعتراضات مالغارت شدگان گستردهتر از قبل و متفاوت با گذشته ادامه دارد. بهطور خلاصه این تفاوت ها به شرح زیرند:
در حالی که انتظار هر دو باند رژیم این بود که با توجه به اینکه انتخابات تمام شده است به قول معروف بر اساس ضربالمثل ”نخود نخود هر که رود خانه خود ”اعتراضات فروکش کند، ولی درست برعکس مردم غارت شدگان بهطور گسترده بیرون ریختند.
در اغلب شهرها بهطور همزمان تظاهرات کردند.
در بسیاری از شهرها با نیروهای سرکوبگر درگیر شدند.
در شعارهایشان تمامیت رژیم را هدف قرار میدهند.
از جمله شعار ”یا حجت بن الحسن ریشه ظلمو بکن“.
نقش بسیار فعالی که زنان در تمامی این تظاهراتها داشتند
در مورد چشمانداز این تظاهراتها، از آنجایی که دولت آخوند روحانی میخواهد با سرمایهگذاری خارجی بحرانهای داخلی را حل کند و در شرایط کنونی غیرمحتمل و در واقع بهدلیل چرخش سیاستهای جهانی (بخصوص آمریکا) و منطقهیی در مورد رژیم ایران غیرممکن است، از طرف دیگر هم غارتگران نظام ولایت از سپاه و بسیج و بیت خامنهای و حقوق بگیران نجومی و دزدان میلیاردی نمیخواهند دست از چپاول بردارند، لذا چه دولت و چه کلیت نظام نه میخواهند و نه میتوانند پاسخگوی مطالبات مردم غارت شده باشند. بنابراین میماند میلیونها مردم غارت شده و به فقر کشیده شده که همانطور که طی مدت اخیر دیده شد، عزمشان برای گرفتن حقوقشان بسیار جزم است و این بهمعنای تشدید رویارویی بین مردم و غارتگران حاکم است.