در آستانهٴ روز کارگر هستیم نگاهی به اعتراضات کارگران در سال گذشته ضروری است. کارگران زحمتکش میهنمان صدای خشم و اعتراضاتشان را در برابر بیعدالتیها و غارت و چپاولها بالا بردند. در طول سال گذشته نزدیک به ۲هزار تجمع اعتراضی از کارگران به ثبت رسیده است.
دامنه این اعتراضات به حدی زیاد بود که پاسدار اشتری در اشاره به آن به خبرگزاری حکومتی ایسنا 7اسفند 95 گفت: «اکنون بهدلیل تعطیلی برخی کارخانهها و مؤسسات اعتباری، تجمعاتی انجام میشود که تعداد آنها برخی روزها بین ۲۰ تا ۳۰ تجمع است که باید این تجمعات خوب مدیریت شود. زیرا وقوع یک اتفاق در شهرستان میتواند بازتاب ملی و بینالمللی داشته باشد.»
بیش از 2هزار کارگر کارخانه آلومینیوم سازی هرمزگان در اعتراض به حقوق عقبافتاده خود دست به یک اعتراض گسترده و طولانی زدند، این شروع اعتراضات کارگران در سال گذشته بود، کارگران شجاع پلیاکریل اصفهان در اعتراض به پرداخت نشدن نزدیک به یک سال از حقوقشان بارها بارها دست به اعتراض زدند و در یک اقدام شجاعانه، کارفرمای این کارخانه که از وابستگان رژیم بود را از کارخانه اخراج کردند.
از اعتراضهای کارگران میتوان به اعتراض کارگران کارخانه روغن نباتی قو، کشت و صنعت مهاباد، آزمایش، کارگران شرکت معدنی الماس مته در طبس، اعتصاب صدها تن از رانندگان معدن گُلگُهر سیرجان و بستن جاده با به آتش کشیدن لاستیک، و صدها مورد دیگر اشاره کرد.
با این وضعیت از تظاهرات، وزیر کار رژیم و باند روحانی مدعی هستند که طی سالهای اخیر تلاش کردهاند که وضع کارگران را بهبود ببخشند. اگر بر فرض این ادعای وقیحانه درست بود، علیالقاعده باید اعتراضات کاهش پیدا میکرد، در حالیکه در سال ۹۵ آمار اعتراضات کارگران بر اساس کمترین آمار ثبت شده، حداقل ۱۵۰۰ و بیشترین آمارهای ثبت شده بیش از 2000حرکت اعتراضی بوده است. پاسدار اشتری سرکرده نیروی انتظامی در هفتم اسفند به صراحت از روزی ۲۰-۳۰ حرکت اعتراضی عمدتاً از کارگران نام برده بود. که ضریب سالانه اعتراضات کارگری را به چند هزار میرساند. اعتراضاتی که نمودی از رویارویی همه اقشار مردم ایران با حاکمیت آخوندی است.
موضوع این اعتراضات اکثراً در رابطه با دستمزدها بوده، حالا چه برای مواردی که ماهها حقوق کارگران را ندادند یا اینکه دستمزدها در حداقلها پرداخت میشده است.
موضوع دیگر که اعتراضات کارگری برای آن برپا میشده، اعتراض به دستگیری و زندان کارگران مبارز بوده است.
همچنین اعتراض به نپرداختن حق بیمه کارگران توسط کارگزاران رژیم به شرکتهای بیمه که در نتیجه کارگران مجبور بودند با حقوق اندکی که دارند هزینه درمان را تماماً از جیب خود بپردازند.
موضوع بعدی نداشتن امنیت شغلی و اخراج از کار بود که بهدلیل سیاست بهاصطلاح خصوصیسازی صورت گرفته است، مثل کارگران آلومینیوم هرمزگان یا کارگران ترانسفورماتور سازی زنجان و... که کارگرانی با بیست و چند سال کار یکمرتبه اخراجشان کردند که آنها هم با تظاهراتهای بزرگ و دامنهدار ایستادگی کردند.
در رابطه با آمار اخراج کارگران آمار دقیقی وجود ندارد ولی برخی آمارهای رژیم گویای این هست که دهها هزار کارگر از کارشان اخراج شدهاند از جمله:
به گفته رئیس اتاق بازرگانی اصفهان در 6ماه اول سال ۹۵، ۱۵هزار کارگر اخراج شدند. مطابق گزارش خبرگزاری حکومتی ایسنا مورخ ۴آبان 95 در استان قزوین ظرف ۶ماه ۴هزار کارگر اخراج شدند. خبرگزاری حکومتی ایلنا ۱۹مرداد 95 بهنقل از معاون امور معادن و صنایع معدنی وزارت صنعت معدن و تجارت نوشت: در طول چند ماه گذشته ۵۰ تا ۶۰ معدن سنگ آهن تعطیل و ۵هزار کارگر بیکار شدهاند. علاوه بر این در شهرک صنعتی شمسآباد از ۳۸۰۰واحد تولیدی و صنعتی، فعالیت ۲۶۰۰واحد آن متوقف شد. به گفته رئیس اتحادیه فخاران تهران، نیمی از کارگاههای این بخش تعطیل (۱۵۰ کارگاه) و نیمی دیگر با یک پنجم ظرفیت کار میکردند و نیروی کار در این واحدها از ۳۰هزار به ۲هزار نفر رسیده است. ۳۳درصد واحدهای صنعتی سمنان (۶۲۱واحد از مجموع ۱۷۹۲واحد) تعطیل است. ۳۰درصد کل نیروی کار نساجیها اخراج شدهاند. خبرگزاری حکومتی تسنیم نوشت ۷۰۰۰واحد صنعتی راکد و ۲۰۰۰واحد نیمهفعال بودهاند.
ضمنا کارگزاران رژیم مدعی هستند که اعتراضات کارگران در همه جای دنیا وجود دارد، طبعاً در ایران هم هست، اینها اعتراضات صنفی است و حرف سیاسی ندارد و نباید هم سیاسیاش کرد.
واقعیت این است که در همه دنیا تشکلهای کارگری و سندیکاهای آزاد وجود داد که خواستههای طبقه کارگر را با اعتراضات و اعتصاباتشان به کرسی مینشانند. در حالی که حاکمیت آخوندها همه تشکلهای مستقل کارگری را از بین برده و تشکلهای حکومتی مثل خانه کارگر یا شوراهای بهاصطلاح اسلامی نقششان سرکوب کارگران است، نه مطرح کردن خواستههای کارگران. تفاوت دیگری که ایران تحت حاکمیت آخوندها با کشورهای دیگر در مورد اعتراضات دارد، این است که چون عمده شرکتها و کارخانهها در ایران زیر چنگال سپاه و دولت است، بنابراین هر حرکت اعتراضی کارگران یک پیام سیاسی و ضدحکومتی هم دارد.
موضوع دیگر که در رابطه با اعتراضات کارگران باید توجه کرد، بالا رفتن کیفیت این اعتراضات در سال گذشته است. در سال گذشته ما شاهد اعتراضات طولانیمدت و پیگیر، شعارهای جدید و ضدحکومتی و ریشهییتر، و رویاروئیهای بیشتر بین کارگران و رژیم آخوندی بودیم. از جمله کارگران پلیاکریل که تقریباً هر روز در حال اعتراض و هر چند روز یکبار دست به راهپیمایی زدند و کارگران کشت و صنعت مهاباد که بیش از ۵۰روز بهطور شبانهروزی در محوطه این شرکت و بیرون آن با برپایی چادر، اعتراضات مستمری را سازمان دادند. همچنین کارگران کمپرسورسازی تبریز (۸روز)، پتروشیمی پردیس (۹روز)، بلبرینگسازی تبریز (۹روز)، مخابرات راه دور (۱۶روز)، گروه ملی صنعتی فولاد (۱۹روز)، کمپرسورسازی (۲۱ روز)، ماشینسازی تبریز (۲۳روز)، و کارگران هپکو اراک که ۳۰روز اعتراضات و تظاهراتشان به درازا کشید. مشخصاً تظاهرات کارگران هپکو توأم با سردادن شعارهای پرشوری بود که تا آن زمان سابقه نداشت و خاطره روزهای قبل از قیام ۵۷ علیه رژیم دیکتاتوری شاه را زنده کرد که میگفتند: «زیر بار ستم نمیکنیم زندگی جان فدا میکنیم در ره آزادگی. مرگ بر این وضع» یا شعار میدادن ”یه اختلاس کم بشه مشکل ما حل میشه“، این شعارها به سرعت در میان کارگران سراسر کشور پیچید.
در واقع کارگران روی عامل اصلی غارت و چپاول حقوقشان که حاکمیت آخوندی است انگشت گذاشتند و از روز جهانی کارگر سال قبل تا امسال به اشکال مختلف فریاد اعتراضشان را بلند کردند.
دامنه این اعتراضات به حدی زیاد بود که پاسدار اشتری در اشاره به آن به خبرگزاری حکومتی ایسنا 7اسفند 95 گفت: «اکنون بهدلیل تعطیلی برخی کارخانهها و مؤسسات اعتباری، تجمعاتی انجام میشود که تعداد آنها برخی روزها بین ۲۰ تا ۳۰ تجمع است که باید این تجمعات خوب مدیریت شود. زیرا وقوع یک اتفاق در شهرستان میتواند بازتاب ملی و بینالمللی داشته باشد.»
بیش از 2هزار کارگر کارخانه آلومینیوم سازی هرمزگان در اعتراض به حقوق عقبافتاده خود دست به یک اعتراض گسترده و طولانی زدند، این شروع اعتراضات کارگران در سال گذشته بود، کارگران شجاع پلیاکریل اصفهان در اعتراض به پرداخت نشدن نزدیک به یک سال از حقوقشان بارها بارها دست به اعتراض زدند و در یک اقدام شجاعانه، کارفرمای این کارخانه که از وابستگان رژیم بود را از کارخانه اخراج کردند.
از اعتراضهای کارگران میتوان به اعتراض کارگران کارخانه روغن نباتی قو، کشت و صنعت مهاباد، آزمایش، کارگران شرکت معدنی الماس مته در طبس، اعتصاب صدها تن از رانندگان معدن گُلگُهر سیرجان و بستن جاده با به آتش کشیدن لاستیک، و صدها مورد دیگر اشاره کرد.
با این وضعیت از تظاهرات، وزیر کار رژیم و باند روحانی مدعی هستند که طی سالهای اخیر تلاش کردهاند که وضع کارگران را بهبود ببخشند. اگر بر فرض این ادعای وقیحانه درست بود، علیالقاعده باید اعتراضات کاهش پیدا میکرد، در حالیکه در سال ۹۵ آمار اعتراضات کارگران بر اساس کمترین آمار ثبت شده، حداقل ۱۵۰۰ و بیشترین آمارهای ثبت شده بیش از 2000حرکت اعتراضی بوده است. پاسدار اشتری سرکرده نیروی انتظامی در هفتم اسفند به صراحت از روزی ۲۰-۳۰ حرکت اعتراضی عمدتاً از کارگران نام برده بود. که ضریب سالانه اعتراضات کارگری را به چند هزار میرساند. اعتراضاتی که نمودی از رویارویی همه اقشار مردم ایران با حاکمیت آخوندی است.
موضوع این اعتراضات اکثراً در رابطه با دستمزدها بوده، حالا چه برای مواردی که ماهها حقوق کارگران را ندادند یا اینکه دستمزدها در حداقلها پرداخت میشده است.
موضوع دیگر که اعتراضات کارگری برای آن برپا میشده، اعتراض به دستگیری و زندان کارگران مبارز بوده است.
همچنین اعتراض به نپرداختن حق بیمه کارگران توسط کارگزاران رژیم به شرکتهای بیمه که در نتیجه کارگران مجبور بودند با حقوق اندکی که دارند هزینه درمان را تماماً از جیب خود بپردازند.
موضوع بعدی نداشتن امنیت شغلی و اخراج از کار بود که بهدلیل سیاست بهاصطلاح خصوصیسازی صورت گرفته است، مثل کارگران آلومینیوم هرمزگان یا کارگران ترانسفورماتور سازی زنجان و... که کارگرانی با بیست و چند سال کار یکمرتبه اخراجشان کردند که آنها هم با تظاهراتهای بزرگ و دامنهدار ایستادگی کردند.
در رابطه با آمار اخراج کارگران آمار دقیقی وجود ندارد ولی برخی آمارهای رژیم گویای این هست که دهها هزار کارگر از کارشان اخراج شدهاند از جمله:
به گفته رئیس اتاق بازرگانی اصفهان در 6ماه اول سال ۹۵، ۱۵هزار کارگر اخراج شدند. مطابق گزارش خبرگزاری حکومتی ایسنا مورخ ۴آبان 95 در استان قزوین ظرف ۶ماه ۴هزار کارگر اخراج شدند. خبرگزاری حکومتی ایلنا ۱۹مرداد 95 بهنقل از معاون امور معادن و صنایع معدنی وزارت صنعت معدن و تجارت نوشت: در طول چند ماه گذشته ۵۰ تا ۶۰ معدن سنگ آهن تعطیل و ۵هزار کارگر بیکار شدهاند. علاوه بر این در شهرک صنعتی شمسآباد از ۳۸۰۰واحد تولیدی و صنعتی، فعالیت ۲۶۰۰واحد آن متوقف شد. به گفته رئیس اتحادیه فخاران تهران، نیمی از کارگاههای این بخش تعطیل (۱۵۰ کارگاه) و نیمی دیگر با یک پنجم ظرفیت کار میکردند و نیروی کار در این واحدها از ۳۰هزار به ۲هزار نفر رسیده است. ۳۳درصد واحدهای صنعتی سمنان (۶۲۱واحد از مجموع ۱۷۹۲واحد) تعطیل است. ۳۰درصد کل نیروی کار نساجیها اخراج شدهاند. خبرگزاری حکومتی تسنیم نوشت ۷۰۰۰واحد صنعتی راکد و ۲۰۰۰واحد نیمهفعال بودهاند.
ضمنا کارگزاران رژیم مدعی هستند که اعتراضات کارگران در همه جای دنیا وجود دارد، طبعاً در ایران هم هست، اینها اعتراضات صنفی است و حرف سیاسی ندارد و نباید هم سیاسیاش کرد.
واقعیت این است که در همه دنیا تشکلهای کارگری و سندیکاهای آزاد وجود داد که خواستههای طبقه کارگر را با اعتراضات و اعتصاباتشان به کرسی مینشانند. در حالی که حاکمیت آخوندها همه تشکلهای مستقل کارگری را از بین برده و تشکلهای حکومتی مثل خانه کارگر یا شوراهای بهاصطلاح اسلامی نقششان سرکوب کارگران است، نه مطرح کردن خواستههای کارگران. تفاوت دیگری که ایران تحت حاکمیت آخوندها با کشورهای دیگر در مورد اعتراضات دارد، این است که چون عمده شرکتها و کارخانهها در ایران زیر چنگال سپاه و دولت است، بنابراین هر حرکت اعتراضی کارگران یک پیام سیاسی و ضدحکومتی هم دارد.
موضوع دیگر که در رابطه با اعتراضات کارگران باید توجه کرد، بالا رفتن کیفیت این اعتراضات در سال گذشته است. در سال گذشته ما شاهد اعتراضات طولانیمدت و پیگیر، شعارهای جدید و ضدحکومتی و ریشهییتر، و رویاروئیهای بیشتر بین کارگران و رژیم آخوندی بودیم. از جمله کارگران پلیاکریل که تقریباً هر روز در حال اعتراض و هر چند روز یکبار دست به راهپیمایی زدند و کارگران کشت و صنعت مهاباد که بیش از ۵۰روز بهطور شبانهروزی در محوطه این شرکت و بیرون آن با برپایی چادر، اعتراضات مستمری را سازمان دادند. همچنین کارگران کمپرسورسازی تبریز (۸روز)، پتروشیمی پردیس (۹روز)، بلبرینگسازی تبریز (۹روز)، مخابرات راه دور (۱۶روز)، گروه ملی صنعتی فولاد (۱۹روز)، کمپرسورسازی (۲۱ روز)، ماشینسازی تبریز (۲۳روز)، و کارگران هپکو اراک که ۳۰روز اعتراضات و تظاهراتشان به درازا کشید. مشخصاً تظاهرات کارگران هپکو توأم با سردادن شعارهای پرشوری بود که تا آن زمان سابقه نداشت و خاطره روزهای قبل از قیام ۵۷ علیه رژیم دیکتاتوری شاه را زنده کرد که میگفتند: «زیر بار ستم نمیکنیم زندگی جان فدا میکنیم در ره آزادگی. مرگ بر این وضع» یا شعار میدادن ”یه اختلاس کم بشه مشکل ما حل میشه“، این شعارها به سرعت در میان کارگران سراسر کشور پیچید.
در واقع کارگران روی عامل اصلی غارت و چپاول حقوقشان که حاکمیت آخوندی است انگشت گذاشتند و از روز جهانی کارگر سال قبل تا امسال به اشکال مختلف فریاد اعتراضشان را بلند کردند.