هر سال وقتی به این روز میرسیم؛ روز تاریخی عاشورای مجاهدین 19بهمن سال 60، نام اشرف زنان مجاهد خلق مرا به فکر فرو میبرد، و هر بار دلم میخواهد خیلی از این نام بنویسم و اول از همه میخواهم به خودش بگویم؛ دیدی نام زیبایت با آخوندها چه کرد؟ و دیدی چگونه یک تنه در مقابل آنها ایستادهای؟ همانهایی که دختران میلیشیا را دستهدسته اعدام میکردند و هر روز با شنیدن خبر شهادت آنها دیگر طاقتت تمام شده بود و میگفتی این روح عاصی دیگر طاقت ماندن در این جسم را ندارد؟! حتماً که خودت بهتر از من میدانستی و حالا هم بهتر از من و بیشتر از من داری اینها را میبینی، اما ای بزرگ زن مجاهد خلق که به قول برادرمسعود ”مرادف مفهومت در هیچکجای فرهنگ شاه و شیخ وجود ندارد ”و چه زیبا و شکوهمند توصیفت کرد!
اما من دلم میخواهد اینبار اینرا به همهٴ زنان و دختران معصوم و رنجدیده میهنم ایران، میهن در زنجیرم، دختران و زنان این زیباترین وطن بگویم: میبینید که زنان و مردان مجاهدتان با این نام چه کردند؟ آری اشرف در روز 19بهمن سال 60 فدیه خاص مسعود شد و ارزش خونش حتماً که خیلی خونها از پیکر مجاهدین و مردم ایران ذخیره کرد، اما بعد از او نیز این خون لحظةی نبود که از جوشش بیفتد و لحظةی نبود که دشمن از این نام در امان باشد.
ارتش آزادیبخش در سال 1366 با قرارگاه ”اشرف ”تأسیس شد و این نام از همان سال به قرارگاه بیقراران آزادی اختصاص یافت و سپس شعار واقعیتی شد که به راستی تحقق یافت: ”اگر اشرف بایستد جهانی خواهد ایستاد! “و بعد در حماسه خونرنگ فرمانده زهره در 10شهریور94 به اوج رسید و تبدیل به یک، دو، سه، صد، و هزار اشرف شد.
و حالا آری این هزار اشرف است که در این دنیای مماشات و بیغیرتیها و تجارت خون و نفت در برابر خامنهای و همه اعوان و انصارش ایستاده و پیامش فقط یک کلمه است؛ سرنگونی محتوم رژیم پلید و پیروزی ایران و ایرانی.
ایمان دارم و میدانم که اشرف از همان آغاز همهٴ اینها را میدانست و میدانست که این نسل اینگونه خواهد ایستاد و اجازه نمیدهد که دستهیی دزد و غارتگر از زبالهدان تاریخ بیاید و فرهنگ زیبا و غنی ایران و ایرانی را نابود کند، آخر اشرف خودش شرف و غیرت هر ایرانی آزادهیی است که قلبش برای وطنش میطپد و ما با هزار اشرف سوگند خوردهایم که تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون تا این دژخیمان را سرنگون نکردهایم، لحظهیی از پا ننشینیم.
و امروز بیشتر از هر زمان دیگر و در لحظه لحظهٴ این پیکار شکوهمند، اشرف را حاضر و ناظر میبینم که میگوید بچهها عجله کنید، این رژیم لب گور است و شما باید هر چه سریعتر یک گرز آهنین شوید در دست مسعود تا بتواند ضربه آخر را بر فرق خامنهای پلید فرود بیاورد و این روز قطعاً شادترین روز اشرف خواهد بود چرا که مسعود دوباره به آغوش خلق محبوب و چشم انتظارش بازخواهد گشت، چشمها را روشن و زخمهای دو رژیم را مرهم خواهد نهاد.
اما من دلم میخواهد اینبار اینرا به همهٴ زنان و دختران معصوم و رنجدیده میهنم ایران، میهن در زنجیرم، دختران و زنان این زیباترین وطن بگویم: میبینید که زنان و مردان مجاهدتان با این نام چه کردند؟ آری اشرف در روز 19بهمن سال 60 فدیه خاص مسعود شد و ارزش خونش حتماً که خیلی خونها از پیکر مجاهدین و مردم ایران ذخیره کرد، اما بعد از او نیز این خون لحظةی نبود که از جوشش بیفتد و لحظةی نبود که دشمن از این نام در امان باشد.
ارتش آزادیبخش در سال 1366 با قرارگاه ”اشرف ”تأسیس شد و این نام از همان سال به قرارگاه بیقراران آزادی اختصاص یافت و سپس شعار واقعیتی شد که به راستی تحقق یافت: ”اگر اشرف بایستد جهانی خواهد ایستاد! “و بعد در حماسه خونرنگ فرمانده زهره در 10شهریور94 به اوج رسید و تبدیل به یک، دو، سه، صد، و هزار اشرف شد.
و حالا آری این هزار اشرف است که در این دنیای مماشات و بیغیرتیها و تجارت خون و نفت در برابر خامنهای و همه اعوان و انصارش ایستاده و پیامش فقط یک کلمه است؛ سرنگونی محتوم رژیم پلید و پیروزی ایران و ایرانی.
ایمان دارم و میدانم که اشرف از همان آغاز همهٴ اینها را میدانست و میدانست که این نسل اینگونه خواهد ایستاد و اجازه نمیدهد که دستهیی دزد و غارتگر از زبالهدان تاریخ بیاید و فرهنگ زیبا و غنی ایران و ایرانی را نابود کند، آخر اشرف خودش شرف و غیرت هر ایرانی آزادهیی است که قلبش برای وطنش میطپد و ما با هزار اشرف سوگند خوردهایم که تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون تا این دژخیمان را سرنگون نکردهایم، لحظهیی از پا ننشینیم.
و امروز بیشتر از هر زمان دیگر و در لحظه لحظهٴ این پیکار شکوهمند، اشرف را حاضر و ناظر میبینم که میگوید بچهها عجله کنید، این رژیم لب گور است و شما باید هر چه سریعتر یک گرز آهنین شوید در دست مسعود تا بتواند ضربه آخر را بر فرق خامنهای پلید فرود بیاورد و این روز قطعاً شادترین روز اشرف خواهد بود چرا که مسعود دوباره به آغوش خلق محبوب و چشم انتظارش بازخواهد گشت، چشمها را روشن و زخمهای دو رژیم را مرهم خواهد نهاد.
م. امیدی