728 x 90

-

گفته‌ها و ناگفته‌ها از میان روزنامه‌های حکومتی روز ۱۱بهمن ۹۵

-

نگاهی به روزنامه‌های حکومتی
نگاهی به روزنامه‌های حکومتی
در روزنامه‌های حکومتی روز دوشنبه 11بهمن، دجالیت ولی‌فقیه ارتجاع، برای مصادرهٴ آتش‌نشانهای قربانی، و پیوند آنها به نظام آخوندی، عنوان مشترک روزنامه‌ها شده است، اغلب عبارت «آتش‌نشانان شجاع یاد فداکاریهای دفاع مقدس را زنده کردند» را تیتر کرده‌اند.
 در روزنامه‌های باند علی خامنه‌ای، موضوع آتش‌سوزی پلاسکو و مرگ آتش‌نشانها، چماق جنگ باندی علیه باند هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی، در آستانهٴ انتخابات شده است، در جریان این حملات گوشه‌هایی از چپاولها و ناکارآمدیهای باندی مؤثر در بروز این حادثه رو شده است:

جوان: ژست سیاسی روی خاکستر پلاسکو: تشکیل کمیته ویژه و حقیقت‌یاب برای حادثه پلاسکو در حالی شکل گرفته است که پای بسیاری از مقصران دولتی در این حادثه گیر است... عده‌یی در این میان با فضاسازی و حضور در شبکه‌های اجتماعی در تلاش بودند و هستند تا کم‌کاریهای خود را در پشت اخبار بزک شده پنهان کنند. ژست سیاسی در فضای نزدیک به انتخابات به خود گرفتند و گاه با نظریه‌پردازیهای دروغین، موج‌سواری کردند.
همین عده حالا هم با اعلام خبر تشکیل «کمیته حقیقت‌یاب» قصد آن دارند تا با چند‌قطبی کردن فضای موجود برای رسیدن به اهداف و مطامع سیاسی – حزبی خود در ضمن بی‌توجهی به جانفشانی آتش‌نشانان فداکار همه چیز را فدای پلاسکو کنند.
فاتحه‌خوانی سیاسی فاز جدیدی است که دست‌های پشت پرده به‌دنبال آن هستند تا حقیقت موضوع آشکار نشود. هر‌چند باید پذیرفت که در این حادثه میزان تقصیر دستگاهها به یک اندازه نیست و عده‌یی در صف کم‌کاریها پشت ابزار قدرت پنهان شده‌اند تا در غبار آوار پلاسکو دیده نشوند. دولت در حالی از تشکیل کمیته حقیقت‌یاب خبر داده است که بنا بر نظر کارشناسان این امر، تشکیل چنین کمیته‌یی بیشتر از این‌که کارشناسی شده و مفید باشد، سیاسی و انتخاباتی است... دولتی که پای خودش در حادثه پلاسکو بنا بر دلایل عدیده گیر است، چطور می‌تواند بررسی کننده و «حقیقت‌یاب» حادثه پلاسکو باشد‌ ؟!

سیاست روز: ویراژ سیاسی روی خط پلاسکو
در گیرودار آواربرداری از پلاسکو که چند روز به درازا کشیده شده عده‌یی به‌دنبال منفعت جناحی خود و بدون توجه به بررسی‌های کارشناسی یا قوانین مربوط به ایمنی کار، شروع به تخریب شهرداری تهران که در صدر آن محمدباقر قالیباف بود، کردند.
این اقدام از آنجا صورت گرفت که این گروه احتمال می‌دادند که قالیباف از جمله مهمترین رقبای انتخاباتی به کاندیدای نزدیک به آنها باشد و از این رو زمان بهترین وقت برای مقصر جلوه دادن وی بود. اما گویا این روش هم‌چنان ادامه دارد به‌نحوی که رئیس‌جمهور حکمی را صادر کرد که بر اساس آن قرار شد کمیته‌یی ۱۰ نفره زوایای حادثه پلاسکو را بررسی کند.
روحانی در این حکم اعضای هیأت ویژه گزارش ملی بررسی حادثه پلاسکو را منصوب کرد و خواست «گزارش ملی!» این حادثه ظرف دو ماه تهیه شده و به اطلاع مردم برسد.
جالب آنجاست که دو ماهی که قرار است این گزارش تهیه و تنظیم شود دو ماه مانده به انتخابات است و نتیجه آن همزمان با انتخابات ریاست‌جمهوری منتشر می‌شود.
در عین‌حال هیچ‌یک از اعضای این کمیته از آتش‌نشانان متخصص نیستند؛ نبود حتی یک نفر از مدیران شهری شائبه سیاسی بودن این حکم را تشدید می‌کند.
این در حالی است که حادثه پلاسکو در ۴ ضلع دولت‌ ، شهرداری‌ ، بنیاد مستضعفان و مدیران ساختمان پلاسکو تعریف می‌شود که به نظر می‌رسد که کوتاهی‌های بسیاری را انجام داده‌اند و بنابراین دولت نیز به‌عنوان یکی از مقصرین حادثه نمی‌تواند مسئول بررسی این حادثه باشد... آقای رئیس‌جمهور به چند سؤال پاسخ دهند از جمله این‌که چرا در خصوص سوختن ۵۰ نفر از مردم در حادثه قطار تهران - مشهد که مقصر اصلی آن تنها به گفتن جمله «همه مردم بیمه بودند» بسنده کرد، احساس نیاز به تشکیل کمیته ملی نکردند؟
آیا سوء‌مدیریت دولتی در برابر حوادث طبیعی پر تلفات از گیلان و مازندران تا سیستان و بلوچستان که موجب خسارت سنگین و بی‌خانمان شدن چند ده‌هزار نفری شده است، کمیته ملی نمی‌خواهد؟
با وجود همه شعارهای انتخاباتی که قرار بود رونق و شکوفایی اقتصادی در دوران ریاست‌جمهوری روحانی اتفاق بیفتد؛ اما ۶۰ درصد کارخانه‌های کشور تعطیل شدند و ۶ میلیون جوان بیکار در کشور داریم، این امر کمیته ویژه بررسی احتیاج ندارد؟
برجامی که حتی با عینک زدن هم جز از بین بردن صنعت هسته‌یی دستاورد دیگری نداشته نیازمند تشکیل کمیته ملی نبود؟
آیا ۳ برابر شدن بدهی‌های دولت و رسیدن آن به بیش از ۷۵۰ هزار میلیارد تومان بدون ما به ازای عمرانی یا رونق تولید و اشتغال، کمیته ملی نمی‌خواهد؟
آیا آلودگی هوای تهران و کلان شهرها که عامل مرگ تدریجی مردم ماست و تنها در تهران، سالانه جان ۵۰۰۰ نفر را می‌گیرد، کمیته ملی نمی‌خواهد؟!
در نهایت باید گفت داغ پلاسکو هم‌چنان تازه است و به این زودی‌ها سرد نمی‌شود که بشود به این راحتی روی نشان آن ویراژهای سیاسی رفت.
دولت ناتوان از حل مشکلات برای انتخابات به ترفندهای سیاسی روی آورده است.

در روزنامه‌های باند رفسنجانی-روحانی، باند خامنه‌ای و نهادهای تحت امرش مانع بررسی بی‌طرفانه در مورد حادثه پلاسکو معرفی شده‌اند:

اعتماد: گزارش ملی پلاسکو و مهم‌ترین پرسش‌ها
مهم‌ترین مسأله در زمینه شناخت دلیل‌های واقعی این حادثه و پیامدهای آن، سد راه‌های معمول سیستم بروکراتیک کشور و نهادهای مرتبط، پنهان‌سازی مدارک و ایجاد شبهه با انگیزه‌های سیاسی در مسیر کار کمیته‌های این‌چنینی است...
نخست؛ علت ناکامی آتش‌نشانان در زمینه مهار آتش در ساعت‌های اولیه حادثه چه بود؟
دوم؛ آتش‌نشانی پایتخت تا چه میزان پوشش‌دهنده واقعیت‌های عملی و میدانی کلانشهری چون تهران است؟
و چه کسانی در سال‌های اخیر در زمینه بودجه و خرید تجهیزات و استخدام نیرو اهمال داشته‌اند؟
سوم؛ نخستین اولویت‌های ایمن‌سازی شهر تهران چیست و چه‌مقدار بودجه نیاز دارد و درآمدهای شهر در کدام محل‌ها تا به امروز خرج شده است؟
چهارم؛ واکنش مدیریت شهری تهران، پیش و پس از حادثه پلاسکو چگونه ارزیابی می‌شود؟
پنجم؛ آیا پیامدهای آتش‌سوزی پلاسکو از جمله فروریختن ساختمان و زیر آوار ماندن گروهی از آتش‌نشانان و شهروندان قابل پیشگیری بود؟ مقصران در افزایش هنگفت خسارت‌های آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو چه کسانی بوده‌اند؟
ششم؛ مدیریت بحران و صدا و سیما نقش موثری در کنترل هیجانات و التهابات داشتند یا به فضای شایعه دامن زدند؟

آفتاب یزد: دانش آشتیانی و آخوندی در راه بهارستان، به جای مقصرین پلاسکو 2وزیر روحانی استیضاح می‌شوند!

آفتاب یزد: رمضان‌زاده با اشاره به حادثه پلاسکو: سکوت رحمانی فضلی شائبه سیاسی دارد!

19دی: گزارش نخستین جلسه بررسی حادثه پلاسکو، نهاوندیان: دنبال مقصر سازی در حادثه پلاسکو نیستیم.

جنگ انتخابات بین باندهای حاکم موضوع مقالات روزنامه‌های هر دو باند است:
 
اعتماد: اصرار مجلس بر رأی خود
مجلس باز هم به محدودیت اختیارات شورای نگهبان رأی داد
روز گذشته نمایندگان مجلس برای سومین بار بر رأی خود باقی ماندند تا شورای نگهبان دیگر نتواند صلاحیت هیچ‌یک از نمایندگان منتخب مردم را بعد از اعلام صحت انتخابات رد کند. طرح استفساریه تبصره ٣ ماده ٥٢ قانون انتخابات مجلس برای سومین بار از سوی شورای نگهبان به مجلس اعاده شده بود و مجلس روز گذشته با وجود اصلاح بخش‌هایی از آن برای تأمین نظر شورای نگهبان اما هم‌چنان بر نظر اصلی خود در این استفساریه باقی ماند تا اختیارات شورای نگهبان در این باره محدود شود و دیگر مواردی هم‌چون ماجرای مینو خالقی اتفاق نیفتد. دیروز نمایندگان به این پرسش استفساریه که آیا شورای نگهبان می‌تواند پس از اعلام صحت انتخابات حوزه انتخابیه مربوطه، صلاحیت منتخب را رد و به این وسیله آرای او را باطل کند، این‌گونه پاسخ دادند: خیر

در روزنامه‌های باند رفسنجانی-روحانی انعکاس مواضع رئیس‌جمهور آمریکا، علاوه بر وحشت به تخاصمات باندی هم دامن زده است:

جهان صنعت: ترامپ و احمدی‌نژاد
همان‌گونه که انتظار می‌رفت، ترامپ شروع فعالیت خود را توفانی طراحی کرده بود. لغو پیمان تجارت آزاد، مشروط کردن روابط با مکزیک به ساخت دیوار توسط مکزیک و منع ورود اتباع هفت کشور از جمله ایرانیان موجب شد همه توجه‌ها به آمریکا جلب شود.
این رفتار یادآور تصمیمات نابهنگام و غیرمنتظره‌ای است که احمدی‌نژاد در زمان ریاست‌جمهوری خود می‌گرفت. در آن مقطع نیز تصمیمات خلق‌الساعه مشکلات زیادی را به وجود آورد. همین امر موجب شده کسانی که تا دیروز می‌گفتند ایران پدیده‌ای خاص و استثنایی در جهان است و قابل مقایسه با هیچ کشوری نیست و به همین دلیل علوم اجتماعی غربی خصوصاً مدل‌های اقتصادی برای ایران کار نمی‌کند اینک از آن سمت بام افتاده‌اند و معتقد شده‌اند که آمریکا هم مثل ایران است و هر جا که روی آسمان یک رنگ است. اگر واقعاً همه‌جا آسمان یک رنگ است یعنی در آمریکا نیز ترامپ فعال ما یشاء باشد آن‌وقت می‌توان فرضیه‌هایی را که معتقدند پیشرفت غرب را باید مرهون تصادف یا استعمار دانست جدی گرفت ولی فرضیه رقیب آن است که توسعه غرب مرهون ترتیبات نهادی خاصی است که آن رشد و توسعه چشمگیر را به وجود آورده است. این ترتیبات نهادی امکان پایش و اصلاح را فراهم می‌کند و به همین دلیل اگر اشتباهی صورت گیرد با سرعت زیاد راه برای رفع آن فراهم می‌شود. هم‌اینک از آمریکا خبر رسیده که یک دادگاه فدرال حکم رئیس‌جمهور آمریکا را ملغی کرده و با این حکم بخشی از تنش ایجادشده را مرتفع ساخته است. اهمیت نهادها در این مواقع خود را نشان می‌دهند.
اشکالی که در زمان احمدی‌نژاد وجود داشت، این بود که نهادهای نظام سیاسی ایران که انتظار می‌رفت اصلاح و تعدیل‌کننده اشتباهات احمدی‌نژاد باشند، عملکرد مناسبی نداشتند و همین امر موجب شد اقدامات رئیس‌جمهور پیشین اثرات تخریبی شدیدی بر اقتصاد و جامعه ما داشته باشد.

ابتکار: این ترامپ یعنی حبس تجارت و آزادی موشک: اگر ‌چه زود است از عصر دوره «ترامپ» یاد کرد، اما رفتار و گفتار این رئیس‌جمهور جدید در ماه‌های سپری شده نشان می‌دهد عصر دیگری در آمریکا شروع شده است که یکی از ویژگی‌های آن «حبس تجارت» است. حبس تجارت از سوی هر فرد و جامعه‌ای پیامدهای دهشتناکی برای مردم جهان دارد که جنگ جهانی دوم نمونه خبیث آن است.

روزنامه‌های باند رفسنجانی-روحانی همچنین تنها راه واکنش به اظهارات و اقدامات ترامپ را در مسیر تثبیت برجام توصیه کرده‌اند:
 
آرمان: سرمقاله: فرمان ترامپ و تکلیف دولت ایران در حمایت دیپلوماتیک
اگر چه با تفسیری موسع حتی می‌توان این فرمان را نقض برجام دانست و ایران می‌تواند اعتراض خود را به دبیرکل سازمان ملل و شورای امنیت تقدیم دارد؛ و حتی دولت ایران می‌تواند از طرفین اروپایی برجام درخواست ورود و رسیدگی به موضوع نماید.

در روزنامه‌های باند رفسنجانی-روحانی تلاش شده است با یادآوری موقعیت لرزان این باند در تعادل قوای درونی رژیم در اثر فشارهای آمریکا از طرف حسابهای خارجی به بیانی غیرمستقیم درخواست امداد غیبی کنند:

19دی: واکنش ظریف به فرمان نژاد پرستانه رئیس‌جمهور آمریکا: اقدام اخیر آمریکا هدیه‌ای بزرگ به افراطیون است

شرق: دستهای بسته ترامپ: انتخاب ترامپ به‌عنوان زنگ خطر رسمی و بدشگون مرگ توافق هسته‌یی به حساب آمده است در تهران بزرگ‌ترین نگرانی، غیرقابل پیش‌بینی بودن عمومی ترامپ است. «ایران‌هراسی» که کابینه منصوبش و مشاور کنگره می‌توانند توافق هسته‌یی را از ریل حرکت خود خارج کنند. دولت ایران درباره ترامپ خوش‌بین و شادمان نیست، اما این مسأله هم‌چنان حقیقت دارد که ایران دیگر خود را منزوی احساس نمی‌کند.
در دوران ریاست‌جمهوری ضدغربی محمود احمدی‌نژاد، ایران به‌عنوان یک شریک دیپلوماتیک باارزش از سوی بسیاری از کشورها به حساب نمی‌آمد. روحانی برای تغییردادن این وضع انتخاب شد و این کار را کرده است. جست‌وجو برای سرمایه‌گذاران و سرمایه‌گذاری توجیه‌کننده قاطعیت ایران برای ادامه توافق هسته‌یی است. {مقامات ارشد} ایران می‌خواهند، کشورشان از عربستان سعودی به‌عنوان قدرت اقتصادی مسلط در خاورمیانه پیشی بگیرد و قدرت سیاسی و نظامی ایران افزایش یابد. خودی‌ها در تهران می‌گویند این بزرگ‌ترین فاکتور در تصمیم حمایت از دولت حسن روحانی در مذاکرات هسته‌یی بوده است. با وجود تردیدها درباره کارایی دیپلماسی، این یک حقیقت است که ایران هرگز نمی‌تواند از نظر اقتصادی جایگزین عربستان شود، مگر این‌که تحریم‌ها برچیده شوند.

در روزنامه‌های باند ولی‌فقیه ارتجاع واکنش به اقدامات رئیس‌جمهور آمریکا، به حملات باندی به حسن روحانی و ادعاهای انتخاباتی وی تبدیل شده است:
 
رسالت: محمدنبی حبیبی: رئیس‌جمهور ثابت کند از عزت پاسپورت ایرانی دفاع می‌کند

کیهان: برخی از مدعیان اصلاحات و داعیه‌داران اعتدال، اصرار دارند که شخصیت دونالد ترامپ را بیرون از هویت آمریکا و تافته‌ای جدابافته! یا وصله‌ای ناهمخوان و ناجور با ساختار و ماهیت رژیم استکباری و خونریز این کشور تعریف کنند. ... چندماه قبل که برخی از جماعت مدعی اصلاحات و داعیه‌دار اعتدال برای پیروزی کلینتون دست به دعا برداشته و شاید از آنجا که دعای خود را مستجاب تلقی می‌کردند، پیشاپیش پیروزی خانم کلینتون را جشن گرفته و تصویر بزرگ او را بر صفحه اول روزنامه‌های زنجیره‌یی نشانده بودند، رهبر معظم انقلاب در جمع مردم اصفهان با حکمتی هشداردهنده تأکید کردند؛ «برخلاف عده‌یی که در دنیا برای نتیجه انتخابات آمریکا عزا گرفته‌اند یا عده‌یی دیگر که شادی می‌کنند، ما نه عزا می‌گیریم و نه شادی می‌کنیم، زیرا برای ما فرقی نمی‌کند و هیچ نگرانی هم نداریم».
جماعت یاد شده داخلی، فرمان اجرایی اخیر ترامپ برای ممنوعیت ورود اتباع هفت کشور به آمریکا را که ایران نیز نه فقط یکی از آنها بلکه به‌گونه‌یی که اشاره خواهیم کرد اصلی‌ترین آنهاست، نشانه تندروی ترامپ و تفاوت او با اوباما می‌دانند... دوستانی که شخصیت سیاسی ترامپ را بیرون از هویت آمریکا ارزیابی می‌کنند باید به این پرسش پاسخ بدهند که مگر اوباما و دولت او در کینه‌توزی و دشمنی با ایران اسلامی و جنگ‌افروزی و قتل‌عام مردم بی‌پناه و بی‌گناه منطقه و راه‌اندازی تروریست‌های تکفیری که آشکارا ایران را هدف اصلی خود معرفی می‌کردند، با آنچه ترامپ ادعا می‌کند که در پی آن است کمترین تفاوتی داشته‌اند؟!... این روزها برخی از مدعیان اصلاحات و داعیه‌داران دولت اعتدال با تأکید بر تفاوت ترامپ با اوباما و «افراطی» و «تندرو» دانستن او، این توهم را القاء می‌کنند که در مقابل ترامپ تندرو و افراطی نباید دست به اقدامات تندروانه و افراطی بزنیم! این گزاره در صورتی قابل‌قبول است که آقایان مانند سه سال و چند ماه گذشته، غیرت دینی و ملی و ضرورت مقابله با کینه‌توزیهای آمریکا و متحدانش را مصداق «تندروی»! و «افراطی‌گری»! ندانند و بر این باور خطرآفرین و ذلت‌بار نباشند که برای در امان ماندن! از وحشی‌گریهای آمریکا باید با کدخدا کنار آمد! و یا دست از انقلابی‌گری کشید! نتیجه طبیعی این دیدگاه که متأسفانه در میان برخی از دولتمردان دیده می‌شود، بالا بردن دستها در مقابل حریف و تن‌دادن به زورگویی‌ها و باج‌خواهی‌های آمریکاست، یعنی همان رویه‌ای که دولت یازدهم تاکنون دنبال کرده است و نتیجه فاجعه‌بار آن هم‌اکنون روی شانه ملت سنگینی می‌کند و دولت محترم هنوز توضیح نداده است از نرمش‌های چند ساله در مقابل آمریکا غیر از خسارت محض و فدا کردن منافع ملی چه به دست آورده است که هنوز هم در پی ادامه آن است؟!
باید از قول صائب تبریزی به دولت محترم هشدار داد که؛
نرمی ز حد مَبَر که چو دندان مار ریخت
هر طفل نی‌سوار کند تازیانه‌اش!

برخی روزنامه‌های باند علی خامنه‌ای نهادهای حکومتی در دست باند رقیب را مورد حمله قرار داده و خواستار واکنش به آمریکا شده‌اند، در این خواسته‌ها به واکنش بر اساس مفاد برجام تأکید شده است:

 
جوان: اقدام متقابل این‌چنینی می‌تواند مسیر هموار نقض برجام را که به‌واسطه متن برجام روی داده، با دست‌انداز روبه‌رو و این‌گونه به آمریکایی‌ها القا کند که نقض برجام در آینده با اقدامات مؤثر ایران روبه‌رو خواهد شد.
شکل‌گیری چنین رویداد مهمی می‌تواند نقش مؤثری را در مقابل کنگره به مجلس شورای اسلامی بدهد و فقدان نقش‌پذیری گذشته این قوه را تغییر وضعیت بدهد و در موقعیت پویایی و تحرک مفید در جهت تأمین منافع ملی در مسیر پر فراز و نشیب برجام قرار دهد. در صورت وجود مقدمات باید «اقدام تنبیهی» در دستور کار قرار گیرد چرا که اقدام اخیر ترامپ فراتر از لغو روادید ایرانی‌ها برای سفر به آمریکا، نقض دو اصل حاکم بر توافق بین‌المللی است نخست با اصل حسن‌نیت که در مقدمه برجام و موادی مانند ماده 36 به آن پرداخته شده، مغایرت داشته و دیگر آن‌که با روح حاکم بر این سند بین‌المللی در تعارض آشکار است. چرا که ایران و 1+5 بر اساس قاعده‌ها حقوق بین‌الملل و قوانین مورد پذیرش در متن برجام تعهد داده‌اند تعهدات خود در برجام را با حسن‌نیت اجرایی کنند حال آن‌که اقدام اخیر ترامپ «سوء‌نیت» مشهود است... یکی از عمده‌ترین اهداف ایران از توافق هسته‌یی لغو واقعی تحریم‌ها بود که یکی از مقدمات آن «برداشتن موانع گردشگران، تجار و فعالان حوزه مختلف برای سفر به ایران» است آن‌گونه که در بند29 برجام می‌خوانیم: «اتحادیه اروپایی و دولتهای عضو و همچنین ایالات متحده آمریکا، منطبق با قوانین خود، از هر گونه سیاست با هدف خاص تأثیرگذاری خصمانه و مستقیم بر عادی‌سازی تجارت و روابط اقتصادی با ایران، در تعارض با تعهدات‏شان مبنی بر عدم اخلال در اجرای موفقیت‌‏آمیز برجام خودداری خواهند کرد».
بنابراین دولت ایران- اعم از قوه مجریه و مقننه- به‌عنوان متضرر- اگر ‌چه هدف از ماده 51 منشور ملل‌متحد معمولاً موارد مسلحانه است اما بر اساس باور برخی از حقوق‌دانان بین‌المللی شامل موارد غیرمسلحانه نیز می‌شود- می‌تواند با استناد به ماده 51 منشور ملل متحد، به اقدام اخیر ترامپ تعهدات خود را طبق قانون «اقدام متناسب و متقابل ایران در برجام» به‌حالت تعلیق درآورده تا محاسبات آمریکا درباره ایران در ماه‌های آینده دچار سردرگمی‌شود.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/e1807cde-d797-4781-8fcf-a0f7caac9194"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات