یکی از موارد بارز فساد و چپاول در فساد نهادینه شده در اقتصاد نظام آخوندی موضوع قاچاق بیحد و حصر کالا است، که در این زمینه به کرات سردمداران رژیم و مهرههای آن به این موضوع اعتراف کردهاند.
یکی از مقامات رژیم که تاکنون در مورد موضوع قاچاق کالا و تاثیرات مخرب آن هم در اقتصاد در هم شکسته رژیم به دفعات اعتراف کرده، اسحاق جهانگیری معاون اول آخوند حسن روحانی است. وی در تازهترین اظهاراتش در مورد قاچاق کالا در جمع نمایندگان اتاق اصناف رژیم اظهار کرد: ”هیچ کشوری به اندازه ایران درگیر قاچاق کالا نیست. هیچ کجا تا این اندازه با قاچاق کالای مصرفی و صنعتی درگیر نیست «(روزنامه شهروند 21آذر95)
نعمتزاده وزیر صنعت و تجارت رژیم نیز ضمن اشاره به عدم شفافیت در بخشهای مختلف اقتصادی در مورد قاچاق کالا گفت: ”معتقدیم قاچاق را باید در مبادی ورودی کنترل کنیم“
به گفته حشمت الله فلاحتپیشه نماینده مجلس رژیم، از 70میلیارد دلار واردات، ۲۲ میلیارد دلار آن قاچاق است.
این عضو مجلس ارتجاع در ادامه اظهاراتش میگوید: ”۹۰ درصد کالای قاچاق بر اقتصاد کشور ما آوار میشود و فقط ۱۰ درصد آن کشف میشود“. (خبرگزاری مهر3آذر95)
بر اساس گزارش کمیسیون اقتصادی مجلس رژیم ”در حال حاضر ۶۰ درصد از اسکلههای کشور اعم از نظامی، انتظامی، نفتی، تجاری، صیادی غیرمجاز هستند“..
دبیر کمیسیون مبارزه با قاچاق کالا در استان تهران نیز با اشاره به نقش بسیار مخرب و ویران کننده قاچاق در تضعیف اقتصاد کشور گفت: ”بدون تردید قاچاق کالا یکی از جدیترین و اصلیترین معضلات کشور بهشمار میرود. بدون تردید در این ارتباط، استان تهران بهعنوان یکی از مراکز اصلی باز توزیع قاچاق از اهمیت بسیاری برخوردار است “ (خبرگزاری مهر16آذر95)
در زمینه آثار مخرب قاچاق کالا دراقتصاد کشور موسوی لارگانی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در گفتگو با روزنامه حکومتی ابتکار میگوید: ”یکی از مشکلاتی که باعث رکود، فرار مالیاتی و خروج ارز از کشور شده است، قاچاق کالاست“. (روزنامه ابتکار21آذر95)
طبعا یکی از آثار مخرب این حجم قاچاق کالا در نظام آخوندی تخریب تولید و بیکاری انبوه کارگران است. که به اعتراف کارگزاران رژیم محصول آن این است که بیش از یک میلیون شغل در سال از دست میرود.
با وجود چنین حجمی از قاچاق کالا توسط نهادها و ایادی دانه درشت رژیم و در حالی که بیشترین حجم آن از مبادی رسمی وارد کشور میشود، دستگاه سرکوب و تبلیغات رژیم پیوسته در حال بهاصطلاح مبارزه با قاچاق و گیر دادن به کسبه خرد در شهرها توسط ارگان تعزیرات حکومتی بوده و نیروی سرکوبگر انتظامی در حال شلیک به کولبران محروم در نقاط مرزی و بهخصوص در نقاط مرزی کردستان و لنج داران در سواحل جنوبی کشورند که برای امرار معاش و تأمین قوت لایموت مقدار ناچیزی کالا حمل میکنند.
در زمینه سرکوب این مردمان محروم و زحمتکش وزیر صنعت رژیم اعتراف میکند: ”کولبران نوک پیکان مبارزه با قاچاق را به خود اختصاص داده بودند. ته لنجیها، کولبران و پیله وران تنها بخش خرد معضل قاچاق در کشور را تشکیل میدهند در حالی که حجم بزرگ ورودی قاچاق به کشور بهطور قطع جای پایی فراتر از این افراد ضعیف دارند“ (روزنامه ابتکار 21آذر95)
واضح است جای پاهایی فراتر از کولبران و لنج داران که از گمرکات، فرودگاهها و اسکلهها کالای قاچاق وارد کشور میکنند، جای پای سردمداران، مهرههای دانه درشت و نهادهای حکومتی، نظامی و انتظامی رژیم نظیر سپاه پاسداران ضدخلقی، نیروی انتظامی و... وجود دارند. آنهایی که احمدینژاد به آنان لقب ”برادران قاچاقچی“ داد و روحانی در اشاره تلویحی به سپاه، اعتراف کرد که این نهاد دستاندرکار قاچاق کالا است و در این رابطه اسکلهها و مبادی خاص خود را دارد. آنچه که میماند این است که این همه فریاد واقاچاقا و سینه چاک دادن علیه ”قاچاق“ یادآور آن دزدی است که در بازار میدوید و میگفت: آی دزد را بگیرید!
یکی از مقامات رژیم که تاکنون در مورد موضوع قاچاق کالا و تاثیرات مخرب آن هم در اقتصاد در هم شکسته رژیم به دفعات اعتراف کرده، اسحاق جهانگیری معاون اول آخوند حسن روحانی است. وی در تازهترین اظهاراتش در مورد قاچاق کالا در جمع نمایندگان اتاق اصناف رژیم اظهار کرد: ”هیچ کشوری به اندازه ایران درگیر قاچاق کالا نیست. هیچ کجا تا این اندازه با قاچاق کالای مصرفی و صنعتی درگیر نیست «(روزنامه شهروند 21آذر95)
نعمتزاده وزیر صنعت و تجارت رژیم نیز ضمن اشاره به عدم شفافیت در بخشهای مختلف اقتصادی در مورد قاچاق کالا گفت: ”معتقدیم قاچاق را باید در مبادی ورودی کنترل کنیم“
به گفته حشمت الله فلاحتپیشه نماینده مجلس رژیم، از 70میلیارد دلار واردات، ۲۲ میلیارد دلار آن قاچاق است.
این عضو مجلس ارتجاع در ادامه اظهاراتش میگوید: ”۹۰ درصد کالای قاچاق بر اقتصاد کشور ما آوار میشود و فقط ۱۰ درصد آن کشف میشود“. (خبرگزاری مهر3آذر95)
بر اساس گزارش کمیسیون اقتصادی مجلس رژیم ”در حال حاضر ۶۰ درصد از اسکلههای کشور اعم از نظامی، انتظامی، نفتی، تجاری، صیادی غیرمجاز هستند“..
دبیر کمیسیون مبارزه با قاچاق کالا در استان تهران نیز با اشاره به نقش بسیار مخرب و ویران کننده قاچاق در تضعیف اقتصاد کشور گفت: ”بدون تردید قاچاق کالا یکی از جدیترین و اصلیترین معضلات کشور بهشمار میرود. بدون تردید در این ارتباط، استان تهران بهعنوان یکی از مراکز اصلی باز توزیع قاچاق از اهمیت بسیاری برخوردار است “ (خبرگزاری مهر16آذر95)
در زمینه آثار مخرب قاچاق کالا دراقتصاد کشور موسوی لارگانی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در گفتگو با روزنامه حکومتی ابتکار میگوید: ”یکی از مشکلاتی که باعث رکود، فرار مالیاتی و خروج ارز از کشور شده است، قاچاق کالاست“. (روزنامه ابتکار21آذر95)
طبعا یکی از آثار مخرب این حجم قاچاق کالا در نظام آخوندی تخریب تولید و بیکاری انبوه کارگران است. که به اعتراف کارگزاران رژیم محصول آن این است که بیش از یک میلیون شغل در سال از دست میرود.
با وجود چنین حجمی از قاچاق کالا توسط نهادها و ایادی دانه درشت رژیم و در حالی که بیشترین حجم آن از مبادی رسمی وارد کشور میشود، دستگاه سرکوب و تبلیغات رژیم پیوسته در حال بهاصطلاح مبارزه با قاچاق و گیر دادن به کسبه خرد در شهرها توسط ارگان تعزیرات حکومتی بوده و نیروی سرکوبگر انتظامی در حال شلیک به کولبران محروم در نقاط مرزی و بهخصوص در نقاط مرزی کردستان و لنج داران در سواحل جنوبی کشورند که برای امرار معاش و تأمین قوت لایموت مقدار ناچیزی کالا حمل میکنند.
در زمینه سرکوب این مردمان محروم و زحمتکش وزیر صنعت رژیم اعتراف میکند: ”کولبران نوک پیکان مبارزه با قاچاق را به خود اختصاص داده بودند. ته لنجیها، کولبران و پیله وران تنها بخش خرد معضل قاچاق در کشور را تشکیل میدهند در حالی که حجم بزرگ ورودی قاچاق به کشور بهطور قطع جای پایی فراتر از این افراد ضعیف دارند“ (روزنامه ابتکار 21آذر95)
واضح است جای پاهایی فراتر از کولبران و لنج داران که از گمرکات، فرودگاهها و اسکلهها کالای قاچاق وارد کشور میکنند، جای پای سردمداران، مهرههای دانه درشت و نهادهای حکومتی، نظامی و انتظامی رژیم نظیر سپاه پاسداران ضدخلقی، نیروی انتظامی و... وجود دارند. آنهایی که احمدینژاد به آنان لقب ”برادران قاچاقچی“ داد و روحانی در اشاره تلویحی به سپاه، اعتراف کرد که این نهاد دستاندرکار قاچاق کالا است و در این رابطه اسکلهها و مبادی خاص خود را دارد. آنچه که میماند این است که این همه فریاد واقاچاقا و سینه چاک دادن علیه ”قاچاق“ یادآور آن دزدی است که در بازار میدوید و میگفت: آی دزد را بگیرید!