هیاهو و بحرانی که با لغو سخنرانی علی مطهری نایبرئیس مجلس ارتجاع شروع شده، هر روز بالا گرفته و سران سه قوه نظام را رو در روی هم قرار داده و در مجلس ارتجاع و در رسانههای حکومتی هم شاهد صفبندی فشردهیی هستیم که در آن، باندهای حکومتی تندترین حملات و تک و پاتکها را علیه همدیگر بهعمل میآورند. یکی از تندترین حملات را روز 3آذر95 از طرف آخوند صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه علیه شخص روحانی و باند او شاهد بودیم و دیدیم کار به جایی رسیده که آخوند لاریجانی حتی برادر خودش علی لاریجانی را هم از ضربات خود، بینصیب نگذاشت.
به هر حال صادق لاریجانی، حرف روحانی را که گفته بود ممانعت از سخنرانی مطهری مایهٴ شرمساری است، به خودش برگرداند و گفت «آیا سکوت در برابر تهمت "مایه شرمساری" نیست؟». این عبارتِ «مایهٴ شرمساری» را سایر رسانهها و مهرههای باند خامنهای با اشاره به کارنامه افتضاحات خامنهای توی سر او زدند.
برای اینکه روشن شود که چه نکات مهمی در صحبتهای آخوند صادق لاریجانی وجود دارد، لازم است ابتدا به قسمتی از حرفهای آخوند لاریجانی در مورد بالا کشیدن هزار میلیارد تومان از اموال عمومی که این آخوند فاسد آنها را به حساب شخصی خودش ریخته بود اشاره شود. آخوند لاریجانی قضیهٴ علی مطهری را بهانه کرد تا حرفهایی را که این روزها سر زبانهاست، تکذیب و رفع و رجوع کند، ولی همین تکذیب به نوعی تأیید بود، چون گفت این قضیه در دورهٴ من نبوده، در دورهٴ رؤسای قبلی قوه قضاییه بوده و با اذن و اجازهٴ خامنهای اموال مربوط به قوه قضاییه به حسابی به نام قوه قضاییه واریز میشده، یعنی پای خود خامنهای را به میان کشید. معلوم میشه در این غارت نجومی سهم شیر، مال خامنهای بوده و سهم روباه و کفتار مال رئیس قوه قضاییه وقت.
آخوند لاریجانی در جواب روحانی که دفاعش از علی مطهری را دفاع از قانون اساسی قلمداد کرده بود گفت: نمایندهٴ فراکسیون تو در مجلس و وزیر اقتصادت من را متهم کردند.. ، آیا تو موظف نبودی در برابر پخش شایعه علیه رئیس قوهقضاییه، دفاع و تکذیب بکنی؟ و در این مورد به برادرش علی لاریجانی هم توپید؛ معلوم میشه چقدر از این بابت تحت فشار قرار گرفته!
طبعاً این طور حرف زدن یک رئیس قوه علیه دو قوه دیگر خیلی اهمیت دارد و نمیشود ساده از کنارش گذشت.
البته ممکن است این طور هم گفته شود که این دعواها همیشه بوده و چه بسا ریشهٴ شخصی و خانوادگی داشته باشه، چرا که علی مطهری برادر زن علی لاریجانی است و دفاع لاریجانی از او شاید به این چیزها برگردد؟
در پاسخ باید گفت که در دورهٴ احمدینژاد ما مشابه همین حرفها و همین حملات را بین سه قوه داشتیم و آن موقع خیلیها آن را به ویژگیهای لومپنی احمدینژاد ربط میدادند و بعد از اینکه روحانی سر کار آمد، رژیم تبلیغات زیادی میکرد که سران سه قوه در نهایت تفاهم با همدیگه هستند و… ، اما الآن بهخوبی روشن میشود که این ربطی به ویژگیهای فردی این یا آن آدم ندارد، به روابط خانوادگی هم ربط نداره، بلکه بروز ناگزیر بحرانی است که رژیم را فراگرفته و به قول معروف زمین سفته که گاوها این طور به هم شاخ میزنند.
از قضا در همین ماجرا صادق لاریجانی به برادر خودش هم حمله میکنه، چون بحث خیلی فراتر از روابط خانوادگی و فامیلی است. بحران مربوطه ناشی از ماهیت رژیم و طلسمشکستگی ولیفقیه است و بحران چنان به عمق نظام نفوذ کرده که سران سه قوه را در برابر هم و برادر را در برابر برادر قرار داده، آن هم در انظار دنیا! عاملی هم که چنین شدتی به این دعوا داده، جنگ قدرتی است که در نمایش انتخابات آتی که 6ماه بیشتر به آن نمانده به اوج خودش دارد میرسد.
البته شاید گفته شود که جنگ انتخابات، موضوع جدیدی نیست، اما هیچ وقت دعوا تا اینجاها پیش نمیرفت که کار به شکایت قضایی و وارد شدن دادستان و اینها بکشد. واقعیت آن است که آنچه امروز شاهدش هستیم تکرار دعواها در مقطع انتخابات یا دعواهای زمان احمدینژاد نیست این دعواها در شرایط کاملاً متفاوتی است، از یک طرف به قول آن عضو مجلس، «قدرت در حال پوست اندازی بینالمللی» است، یعنی شاهد یک تغییر دوران بهلحاظ بینالمللی هستیم و از طرف دیگر نمایش انتخابات سال 96 پیش روی رژیم است که به قول حداد عادل حساسترین و خطرناکترین انتخابات در طول تاریخ نظام است، یعنی حتی خطرناکتر از انتخابات 88 که رژیم را تا لبهٴ پرتگاه سرنگونی برد. بله، بادی در سراسر رژیم در حال وزیدن است که توان این را دارد که آتش زیر خاکستر قیام 88 را دوباره مشتعل کند.
به هر حال صادق لاریجانی، حرف روحانی را که گفته بود ممانعت از سخنرانی مطهری مایهٴ شرمساری است، به خودش برگرداند و گفت «آیا سکوت در برابر تهمت "مایه شرمساری" نیست؟». این عبارتِ «مایهٴ شرمساری» را سایر رسانهها و مهرههای باند خامنهای با اشاره به کارنامه افتضاحات خامنهای توی سر او زدند.
برای اینکه روشن شود که چه نکات مهمی در صحبتهای آخوند صادق لاریجانی وجود دارد، لازم است ابتدا به قسمتی از حرفهای آخوند لاریجانی در مورد بالا کشیدن هزار میلیارد تومان از اموال عمومی که این آخوند فاسد آنها را به حساب شخصی خودش ریخته بود اشاره شود. آخوند لاریجانی قضیهٴ علی مطهری را بهانه کرد تا حرفهایی را که این روزها سر زبانهاست، تکذیب و رفع و رجوع کند، ولی همین تکذیب به نوعی تأیید بود، چون گفت این قضیه در دورهٴ من نبوده، در دورهٴ رؤسای قبلی قوه قضاییه بوده و با اذن و اجازهٴ خامنهای اموال مربوط به قوه قضاییه به حسابی به نام قوه قضاییه واریز میشده، یعنی پای خود خامنهای را به میان کشید. معلوم میشه در این غارت نجومی سهم شیر، مال خامنهای بوده و سهم روباه و کفتار مال رئیس قوه قضاییه وقت.
آخوند لاریجانی در جواب روحانی که دفاعش از علی مطهری را دفاع از قانون اساسی قلمداد کرده بود گفت: نمایندهٴ فراکسیون تو در مجلس و وزیر اقتصادت من را متهم کردند.. ، آیا تو موظف نبودی در برابر پخش شایعه علیه رئیس قوهقضاییه، دفاع و تکذیب بکنی؟ و در این مورد به برادرش علی لاریجانی هم توپید؛ معلوم میشه چقدر از این بابت تحت فشار قرار گرفته!
طبعاً این طور حرف زدن یک رئیس قوه علیه دو قوه دیگر خیلی اهمیت دارد و نمیشود ساده از کنارش گذشت.
البته ممکن است این طور هم گفته شود که این دعواها همیشه بوده و چه بسا ریشهٴ شخصی و خانوادگی داشته باشه، چرا که علی مطهری برادر زن علی لاریجانی است و دفاع لاریجانی از او شاید به این چیزها برگردد؟
در پاسخ باید گفت که در دورهٴ احمدینژاد ما مشابه همین حرفها و همین حملات را بین سه قوه داشتیم و آن موقع خیلیها آن را به ویژگیهای لومپنی احمدینژاد ربط میدادند و بعد از اینکه روحانی سر کار آمد، رژیم تبلیغات زیادی میکرد که سران سه قوه در نهایت تفاهم با همدیگه هستند و… ، اما الآن بهخوبی روشن میشود که این ربطی به ویژگیهای فردی این یا آن آدم ندارد، به روابط خانوادگی هم ربط نداره، بلکه بروز ناگزیر بحرانی است که رژیم را فراگرفته و به قول معروف زمین سفته که گاوها این طور به هم شاخ میزنند.
از قضا در همین ماجرا صادق لاریجانی به برادر خودش هم حمله میکنه، چون بحث خیلی فراتر از روابط خانوادگی و فامیلی است. بحران مربوطه ناشی از ماهیت رژیم و طلسمشکستگی ولیفقیه است و بحران چنان به عمق نظام نفوذ کرده که سران سه قوه را در برابر هم و برادر را در برابر برادر قرار داده، آن هم در انظار دنیا! عاملی هم که چنین شدتی به این دعوا داده، جنگ قدرتی است که در نمایش انتخابات آتی که 6ماه بیشتر به آن نمانده به اوج خودش دارد میرسد.
البته شاید گفته شود که جنگ انتخابات، موضوع جدیدی نیست، اما هیچ وقت دعوا تا اینجاها پیش نمیرفت که کار به شکایت قضایی و وارد شدن دادستان و اینها بکشد. واقعیت آن است که آنچه امروز شاهدش هستیم تکرار دعواها در مقطع انتخابات یا دعواهای زمان احمدینژاد نیست این دعواها در شرایط کاملاً متفاوتی است، از یک طرف به قول آن عضو مجلس، «قدرت در حال پوست اندازی بینالمللی» است، یعنی شاهد یک تغییر دوران بهلحاظ بینالمللی هستیم و از طرف دیگر نمایش انتخابات سال 96 پیش روی رژیم است که به قول حداد عادل حساسترین و خطرناکترین انتخابات در طول تاریخ نظام است، یعنی حتی خطرناکتر از انتخابات 88 که رژیم را تا لبهٴ پرتگاه سرنگونی برد. بله، بادی در سراسر رژیم در حال وزیدن است که توان این را دارد که آتش زیر خاکستر قیام 88 را دوباره مشتعل کند.