عنوانهای مهم روزنامههای حکومتی در روز سهشنبه 27مهر به جنگ قدرت در جریان نمایش آتی انتخابات ریاستجمهوری رژیم اختصاص یافته است. در روزنامههای باند هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی این عنوانها به حمله به باند ولیفقیه ارتجاع همراه شده است:
آرمان: نیامدن احمدینژاد به ضرر روحانی شد، اصولگرایان بدون احمدینژاد قشون شکست خوردهاند.
اسرار: نباید همهٴ مطالبات را از دولت انتظار داشت
اطلاعات: جهانگیری: در گذشته با اقتصاد کشور کاری کردهاند که نتوانستهایم سطح رفاه مردم را بالا ببریم
اعتماد: دو دولت گذشته سابقه و تاریخ میراث فرهنگی نابود شد
جهان صنعت: رئیس فراکسیون امید: پرونده حوادث انتخابات 88 بسته شود
وقایع اتفاقیه: جهانگیری: کاری با اقتصاد کشور کردند که بهسادگی قابل جبران نیست
روزنامههای باند رفسنجانی-روحانی در دفاع از ادامه ریاستجمهوری روحانی، بیشتر وضعیت آچمز کل نظام و شقه درونی باند رفسنجانی را به نمایش گذاشتهاند:
آرمان: زیبا اگر در انتخابات ریاستجمهوری آینده احمدینژاد نامزد میشد خیلیها از ترس اینکه اصولگرایان دوباره قدرت را در دست گیرند میآمدند و به روحانی رأی میدادند، اما حالا که احمدینژاد نیست شاید همین افراد اصلاً رأی ندهند و بگویند روحانی رأی میآورد و ما که دلخوشی از روحانی نداریم... باید حمایت قاطع و بدون چون و چرا از روحانی شود؛ نه به واسطه اینکه کارنامهاش موفق است. حتی وی معجزه نکرده و نزدیک معجزه هم نرفته است .
دلیل من درباره اینکه میگویم از روحانی حمایت کنید اساساً سیاسی نیست، بلکه دلیلم اخلاقی است. باید پای خوب و بد روحانی بایستیم و اگر روحانی ناموفق عمل کرده، نباید بگوییم به ما چه مربوط است و ناکارآمدی را ماستمالی نکنیم.
زیباکلام همچنین به شایعات برکناری یا استعفای وزیر ارشاد هم اشاره کرد و صراحتاً از هر گونه حمایت از علی جنتی پرهیز کرد. او گفت: درباره این وزارتخانه هیچ دفاعی از دولت روحانی نمیکنم و هیچ دفاعی از آقای جنتی ندارم. علی جنتی باید میایستاد و از عملکرد خود دفاع میکرد. بزرگترین انتقاد من از دولت روحانی مسأله حصر است. شاید شما بگویید آقای زیباکلام احضار خبرنگار، بستن روزنامه و زندانیان سیاسی دست روحانی نیست، اما دوست داشتم که آقای روحانی در این ۳ و نیم سال نشان دهد که به فکر حصر است. با وجود همه این انتقادات از آقای روحانی وضعیت کشور را بهگونهیی میبینم که باید از روحانی حمایت کرد.
روزنامههای باند رفسنجانی ضمن حمله به باند خامنهای با نقد ناکارآمدی حسن روحانی و دولتش در عرصههای مورد ادعای این باند تلاش کردهاند خود را برهانند:
اعتماد: اگر تصمیم گرفته میشود که کنسرتی برگزار شود؛ فیلمی اکران شود؛ کتابی منتشر شود یا در خانه هنرمندان یا خانه سینما برنامهیی برگزار شود، کاملاً بر اساس قانون است. اینکه فردی بگوید که مخالف برگزاری این برنامهها هستم و حکم میکنم که چنین برنامهیی نباید برگزار شود، خواسته و تقاضایی خلاف قانون دارد. اگر حتی امری توسط وزارت ارشاد به خطا صورت گرفته؛ نادرست و ناصواب بوده یا ملاحظات شرعی در آن رعایت نشده کشور باید از راههای قانونی اقدام کند.
این وظیفه مجلس شورای اسلامی است که وزیر را به مجلس فرا بخواند؛ از او سؤال یا او را استیضاح کند. اگر هم خطایی وجود داشته باشد مجلس شورای اسلامی و قوه قضاییه باید به آن رسیدگی کند. نه اینکه فردی بگوید من با کنسرت در شهر خودم مخالف هستم. فرد دیگری بگوید من با اینکه صدای فلان خواننده پخش شود مخالف هستم. فرد دیگری هم به انتشار یک کتاب ایراد بگیرد. آقای روحانی انتظار داشت که آقای علی جنتی کمی ایستادگی کند... نمیتوان امروز گذاشت چند درصد اقلیت تندرو در کشور هر طور دلشان خواست با وزارت ارشاد و برنامههای آن رفتار کنند. بهتر بود آقای جنتی در برابر این نوع رفتارهای تندروها و گروههای فشار ایستادگی میکرد... از کسانی که شبانهروز روحانی و جنتی را بهخاطر مسائل فرهنگی تحت فشار قرار دادهاند باید این سؤال را پرسید که آیا میدانند از سال ٩٢ تا کنون، هر ساله بودجه فرهنگی کشور ٦ هزار میلیارد بوده است، در حالی که تنها ١٢ درصد این رقم بودجه وزارت فرهنگ و ارشاد است؟ ٩٠ درصد مابقی آن به ٣٤ نهاد و سازمان فرهنگی میرسد که اساساً زیرنظر دولت، قوه قضاییه یا هیچ نهاد دیگری نیستند.
روزنامههای باند رفسنجانی همچنان برای سهمخواهی در نمایش آتی انتخابات برای باند رقیب خط و نشان میکشند:
جمهوری اسلامی: دستورالعملی که نباید روی کاغذ بماند: ممنوعیت ورود نیروهای مسلح و قوای سهگانه در دستهبندیهای سیاسی در برگیرنده مصالح انقلاب، نظام و کشور است... ممنوعیت ورود نیروهای مسلح بدون هیچگونه استثنایی لازم است بهمثابه یک قاعده کلی مورد توجه قرار گیرد و دستورالعملی است که نباید فقط روی کاغذ باقی بماند... ممکن است خناسان برای تکرار گذشته و آزمون شانس خود وسوسه شوند ولی این دستگاههای اجرائی، نظارتی، قضایی و در مقیاسی پراهمیتتر، صدا و سیما هستند که نباید فرصت تکرار آن تجربههای تلخ را به این آن بدهند و در اولین فرصت ممکن به جرایم و تخلفات انتخاباتی و هر گونه اقدام مغایر قانون، منافع ملی، وحدت ملی و امنیت ملی خاتمه دهند.
روزنامههای باند علی خامنهای، در تدارک آتش جنگ باندی برای نمایش انتخابات، برجام و اظهارات اخیر وزیر خارجه آمریکا را بهانه حمله به باند رقیب کردهاند.
کیهان: «شالودهشکنی» در نوع نگرش به دولت و دولتداری، مهمترین مسأله انتخابات ریاستجمهوری 96 است. دولت دوازدهم، نه باید دولت یازدهم باشد و نه دولت دهم... یک عارضه مشترک در هر دو به چشم میخورد و آن «سهلاندیشی» و «سادهانگاری» راهحل مشکلات در تلقی رئیس و دستاندرکاران اصلی هر دو دولت است. یک رئیس دولت به جای اهتمام کافی به اقتصاد مقاومتی بهویژه در دوره تشدید تحریمها، شعار 5 برابر کردن یارانه و رساندن آن به 250هزار تومان را به جای اجرای درست هدفمندی داد؛ و دیگری چنین تلقی یا تلقین کرد که به واسطه عدم اهتمام به اقتصاد مقاومتی و به صرف بستن با کدخدا و واگذاری امتیاز میتوان مشکلات رکود و تورم و بیکاری و آب خوردن و آلودگی هوا و... را حل نمود...
کیهان: محمد سلیمانی وزیر سابق ارتباطات و نماینده پیشین مجلس: مهمترین علت ناکارآمدی دولت یازدهم در این 39ماه گذشته به «نتوانستن» برمیگردد. دولت صراحتاً اعلام کرد که «ما نمیتوانیم» کارت سوخت را ادامه دهیم... از روز شروع گفت «ما نمیتوانیم» مسکن مهر را ادامه دهیم... «ما نمیتوانیم» یارانه پردرآمدها را حذف کنیم. گرچه بهصورت چراغ خاموش یارانه بسیاری از خانوادههای متوسط را قطع کردند. دولت در 39ماه گذشته عملاً ثابت کرد که «نمیتواند» اقتصاد را از رکود خارج کند. تعطیلی و نیمه تعطیلی بیش از 15هزار واحد صنعتی و بیکاری آشکار و پنهان بیش از 6 میلیون ایرانی و اشتغالزایی منفی و رشد صنعتی منفی و غیره، بهرغم عددسازیها و دستکاری در آمارها و تغییر مبانی تهیه آمار، همه و همه ناتوانی دولت را نشان داد. دولت با اعلام «وارد کردن مدیر از خارج» عملاً اعلام کرد «ما نمیتوانیم چرخ اداره و مدیریت را بچرخانیم».
وطن امروز: همه حرف این بود که اگر هستهیی را همانگونه اداره کنیم که شیطان بزرگ میخواهد، تحریم، بیتحریم! و سیمان ریختن حضرات در قلب رآکتور خودکفایی، ختم به فردای بدون تحریم میشود! شگفتا که آن «فردا» هنوز نیامده است... آهای آقایان موظف بر نظارت بر برجام! کجا هستید؟! یک کلام سخنی بگویید، بلکه شک در قدرت تکلمتان نبریم! آهای نمایندگان مجلس! اعضای مجمع تشخیص! علمای اسلام!... آمدیم و دولت دلش نخواست این رویه را تغییر دهد! یعنی باید برای نفس کشیدن خود بمیریم؟!
فساد موضوع حملات باندی مختلف در روزنامههای سهشنبه شده است:
جوان: 90 درصد ذخیره 900هزار فرهنگی بازنشسته و فعال در آموزش و پرورش که عضو صندوق ذخیره فرهنگیان هستند، در جیب 30نفر است که در میان آنها تنها سهم یک نفر از آنها 3هزار و 900میلیارد تومان بدهی معوقه است و یکی از اعضای هیأتمدیره نیز 80میلیارد تومان تسهیلات با نرخ سود ۱.۵ درصد گرفته است... طبق گفتههای یکی از نمایندگان مجلس بانک سرمایه وام ۸۰میلیارد تومانی با سود ۱.۵ درصد به یک فرد ارائه کرده است و یک نفر 3هزارو 900میلیارد تومان به بانک سرمایه بدهکار است اما به یک فرهنگی ۲میلیون تومان هم وام نمیدهند. عملکرد صندوق ذخیره فرهنگیان که در سال 73 با هدف ارائه خدمت بهویژه در ایام بازنشستگی فرهنگیان پا به عرصه وجود گذاشت سالهاست مورد انتقاد است و این صندوق با دهها شرکت زیرمجموعه از بانک تا پتروشیمی در ارائه خدمات قابلقبول به جامعه مخاطبانش توفیقی نداشته در حالی که سرمایههای این صندوق با کسر 5 درصد از حقوق فرهنگیان و واریز 5درصد سهم دولت کسب شده است.
پاتک به ادعاهای باند رفسنجانی موضوع مقالات متنوع در روزنامههای باند ولیفقیه ارتجاع است:
کیهان: معاون اول رئیسجمهور گزارش کیهان را تأیید کرد
جهانگیری: تورم 9 درصد با جیب مردم سازگار نیست
معاون اول رئیسجمهور گفت: تورم 9 درصد و رشد اقتصادی ۵.۴ درصد با جیب مردم سازگار نیست. ماشین اقتصاد کشور را در گودالی انداختند که اگر بخواهد از این گودال بیرون بیاید و به حرکت بیفتد بسیار دشوار است... جهانگیری در حالی این سخنان را مطرح میکند که حسن روحانی در تبلیغات انتخاباتی خود وعده داد بود ظرف صد روز مشکلات اقتصادی را حل میکند و طی برنامههای شش ماهه، مشکل اقتصاد، اشتغال و تولید را برطرف خواهد کرد!
مردم فراموش نمیکنند که رئیسجمهور وعده داده بود «دولت تدبیر و امید نخواهد گذاشت این همه جوان بیکار در مقابل خانواده و فرزندان شرمنده باشند»، «ایجاد شغل نباید با وام باشد که بیکار تبدیل به بیکار بدهکار خواهد شد..» «همین کارخانههای موجود در کشور اگر به جای 20 درصد توان با 60 درصد توان کار کنند، بخش عظیمی از مشکلات اشتغالزایی در کشور برطرف میشود»، «کارخانههای کشور بین 20 تا 40 درصد در حال فعالیت هستند»، «ما باید همه مراکز تولیدی را به فعالیت کامل 100 درصدی برسانیم و این کار امکانپذیر است»، «تحول اقتصادی 100روزه»
آن ادعاها خیلی زود به انتصاب وزرایی ناکارآمد و سالخورده منجر شد... تردیدی نیست که بحران ناکارآمدی، به گونهای گریبان دولت را گرفته که صدای رسانهها و افراد همسو با دولت را هم در آورده است. چندی قبل مسئول ستاد انتخاباتی روحانی گفته بود: «شب بخیر آقای روحانی! دوره ریاستجمهوری شما تمام شد اما وعدهها عملی نشد»!
آرمان: نیامدن احمدینژاد به ضرر روحانی شد، اصولگرایان بدون احمدینژاد قشون شکست خوردهاند.
اسرار: نباید همهٴ مطالبات را از دولت انتظار داشت
اطلاعات: جهانگیری: در گذشته با اقتصاد کشور کاری کردهاند که نتوانستهایم سطح رفاه مردم را بالا ببریم
اعتماد: دو دولت گذشته سابقه و تاریخ میراث فرهنگی نابود شد
جهان صنعت: رئیس فراکسیون امید: پرونده حوادث انتخابات 88 بسته شود
وقایع اتفاقیه: جهانگیری: کاری با اقتصاد کشور کردند که بهسادگی قابل جبران نیست
روزنامههای باند رفسنجانی-روحانی در دفاع از ادامه ریاستجمهوری روحانی، بیشتر وضعیت آچمز کل نظام و شقه درونی باند رفسنجانی را به نمایش گذاشتهاند:
آرمان: زیبا اگر در انتخابات ریاستجمهوری آینده احمدینژاد نامزد میشد خیلیها از ترس اینکه اصولگرایان دوباره قدرت را در دست گیرند میآمدند و به روحانی رأی میدادند، اما حالا که احمدینژاد نیست شاید همین افراد اصلاً رأی ندهند و بگویند روحانی رأی میآورد و ما که دلخوشی از روحانی نداریم... باید حمایت قاطع و بدون چون و چرا از روحانی شود؛ نه به واسطه اینکه کارنامهاش موفق است. حتی وی معجزه نکرده و نزدیک معجزه هم نرفته است .
دلیل من درباره اینکه میگویم از روحانی حمایت کنید اساساً سیاسی نیست، بلکه دلیلم اخلاقی است. باید پای خوب و بد روحانی بایستیم و اگر روحانی ناموفق عمل کرده، نباید بگوییم به ما چه مربوط است و ناکارآمدی را ماستمالی نکنیم.
زیباکلام همچنین به شایعات برکناری یا استعفای وزیر ارشاد هم اشاره کرد و صراحتاً از هر گونه حمایت از علی جنتی پرهیز کرد. او گفت: درباره این وزارتخانه هیچ دفاعی از دولت روحانی نمیکنم و هیچ دفاعی از آقای جنتی ندارم. علی جنتی باید میایستاد و از عملکرد خود دفاع میکرد. بزرگترین انتقاد من از دولت روحانی مسأله حصر است. شاید شما بگویید آقای زیباکلام احضار خبرنگار، بستن روزنامه و زندانیان سیاسی دست روحانی نیست، اما دوست داشتم که آقای روحانی در این ۳ و نیم سال نشان دهد که به فکر حصر است. با وجود همه این انتقادات از آقای روحانی وضعیت کشور را بهگونهیی میبینم که باید از روحانی حمایت کرد.
روزنامههای باند رفسنجانی ضمن حمله به باند خامنهای با نقد ناکارآمدی حسن روحانی و دولتش در عرصههای مورد ادعای این باند تلاش کردهاند خود را برهانند:
اعتماد: اگر تصمیم گرفته میشود که کنسرتی برگزار شود؛ فیلمی اکران شود؛ کتابی منتشر شود یا در خانه هنرمندان یا خانه سینما برنامهیی برگزار شود، کاملاً بر اساس قانون است. اینکه فردی بگوید که مخالف برگزاری این برنامهها هستم و حکم میکنم که چنین برنامهیی نباید برگزار شود، خواسته و تقاضایی خلاف قانون دارد. اگر حتی امری توسط وزارت ارشاد به خطا صورت گرفته؛ نادرست و ناصواب بوده یا ملاحظات شرعی در آن رعایت نشده کشور باید از راههای قانونی اقدام کند.
این وظیفه مجلس شورای اسلامی است که وزیر را به مجلس فرا بخواند؛ از او سؤال یا او را استیضاح کند. اگر هم خطایی وجود داشته باشد مجلس شورای اسلامی و قوه قضاییه باید به آن رسیدگی کند. نه اینکه فردی بگوید من با کنسرت در شهر خودم مخالف هستم. فرد دیگری بگوید من با اینکه صدای فلان خواننده پخش شود مخالف هستم. فرد دیگری هم به انتشار یک کتاب ایراد بگیرد. آقای روحانی انتظار داشت که آقای علی جنتی کمی ایستادگی کند... نمیتوان امروز گذاشت چند درصد اقلیت تندرو در کشور هر طور دلشان خواست با وزارت ارشاد و برنامههای آن رفتار کنند. بهتر بود آقای جنتی در برابر این نوع رفتارهای تندروها و گروههای فشار ایستادگی میکرد... از کسانی که شبانهروز روحانی و جنتی را بهخاطر مسائل فرهنگی تحت فشار قرار دادهاند باید این سؤال را پرسید که آیا میدانند از سال ٩٢ تا کنون، هر ساله بودجه فرهنگی کشور ٦ هزار میلیارد بوده است، در حالی که تنها ١٢ درصد این رقم بودجه وزارت فرهنگ و ارشاد است؟ ٩٠ درصد مابقی آن به ٣٤ نهاد و سازمان فرهنگی میرسد که اساساً زیرنظر دولت، قوه قضاییه یا هیچ نهاد دیگری نیستند.
روزنامههای باند رفسنجانی همچنان برای سهمخواهی در نمایش آتی انتخابات برای باند رقیب خط و نشان میکشند:
جمهوری اسلامی: دستورالعملی که نباید روی کاغذ بماند: ممنوعیت ورود نیروهای مسلح و قوای سهگانه در دستهبندیهای سیاسی در برگیرنده مصالح انقلاب، نظام و کشور است... ممنوعیت ورود نیروهای مسلح بدون هیچگونه استثنایی لازم است بهمثابه یک قاعده کلی مورد توجه قرار گیرد و دستورالعملی است که نباید فقط روی کاغذ باقی بماند... ممکن است خناسان برای تکرار گذشته و آزمون شانس خود وسوسه شوند ولی این دستگاههای اجرائی، نظارتی، قضایی و در مقیاسی پراهمیتتر، صدا و سیما هستند که نباید فرصت تکرار آن تجربههای تلخ را به این آن بدهند و در اولین فرصت ممکن به جرایم و تخلفات انتخاباتی و هر گونه اقدام مغایر قانون، منافع ملی، وحدت ملی و امنیت ملی خاتمه دهند.
روزنامههای باند علی خامنهای، در تدارک آتش جنگ باندی برای نمایش انتخابات، برجام و اظهارات اخیر وزیر خارجه آمریکا را بهانه حمله به باند رقیب کردهاند.
کیهان: «شالودهشکنی» در نوع نگرش به دولت و دولتداری، مهمترین مسأله انتخابات ریاستجمهوری 96 است. دولت دوازدهم، نه باید دولت یازدهم باشد و نه دولت دهم... یک عارضه مشترک در هر دو به چشم میخورد و آن «سهلاندیشی» و «سادهانگاری» راهحل مشکلات در تلقی رئیس و دستاندرکاران اصلی هر دو دولت است. یک رئیس دولت به جای اهتمام کافی به اقتصاد مقاومتی بهویژه در دوره تشدید تحریمها، شعار 5 برابر کردن یارانه و رساندن آن به 250هزار تومان را به جای اجرای درست هدفمندی داد؛ و دیگری چنین تلقی یا تلقین کرد که به واسطه عدم اهتمام به اقتصاد مقاومتی و به صرف بستن با کدخدا و واگذاری امتیاز میتوان مشکلات رکود و تورم و بیکاری و آب خوردن و آلودگی هوا و... را حل نمود...
کیهان: محمد سلیمانی وزیر سابق ارتباطات و نماینده پیشین مجلس: مهمترین علت ناکارآمدی دولت یازدهم در این 39ماه گذشته به «نتوانستن» برمیگردد. دولت صراحتاً اعلام کرد که «ما نمیتوانیم» کارت سوخت را ادامه دهیم... از روز شروع گفت «ما نمیتوانیم» مسکن مهر را ادامه دهیم... «ما نمیتوانیم» یارانه پردرآمدها را حذف کنیم. گرچه بهصورت چراغ خاموش یارانه بسیاری از خانوادههای متوسط را قطع کردند. دولت در 39ماه گذشته عملاً ثابت کرد که «نمیتواند» اقتصاد را از رکود خارج کند. تعطیلی و نیمه تعطیلی بیش از 15هزار واحد صنعتی و بیکاری آشکار و پنهان بیش از 6 میلیون ایرانی و اشتغالزایی منفی و رشد صنعتی منفی و غیره، بهرغم عددسازیها و دستکاری در آمارها و تغییر مبانی تهیه آمار، همه و همه ناتوانی دولت را نشان داد. دولت با اعلام «وارد کردن مدیر از خارج» عملاً اعلام کرد «ما نمیتوانیم چرخ اداره و مدیریت را بچرخانیم».
وطن امروز: همه حرف این بود که اگر هستهیی را همانگونه اداره کنیم که شیطان بزرگ میخواهد، تحریم، بیتحریم! و سیمان ریختن حضرات در قلب رآکتور خودکفایی، ختم به فردای بدون تحریم میشود! شگفتا که آن «فردا» هنوز نیامده است... آهای آقایان موظف بر نظارت بر برجام! کجا هستید؟! یک کلام سخنی بگویید، بلکه شک در قدرت تکلمتان نبریم! آهای نمایندگان مجلس! اعضای مجمع تشخیص! علمای اسلام!... آمدیم و دولت دلش نخواست این رویه را تغییر دهد! یعنی باید برای نفس کشیدن خود بمیریم؟!
فساد موضوع حملات باندی مختلف در روزنامههای سهشنبه شده است:
جوان: 90 درصد ذخیره 900هزار فرهنگی بازنشسته و فعال در آموزش و پرورش که عضو صندوق ذخیره فرهنگیان هستند، در جیب 30نفر است که در میان آنها تنها سهم یک نفر از آنها 3هزار و 900میلیارد تومان بدهی معوقه است و یکی از اعضای هیأتمدیره نیز 80میلیارد تومان تسهیلات با نرخ سود ۱.۵ درصد گرفته است... طبق گفتههای یکی از نمایندگان مجلس بانک سرمایه وام ۸۰میلیارد تومانی با سود ۱.۵ درصد به یک فرد ارائه کرده است و یک نفر 3هزارو 900میلیارد تومان به بانک سرمایه بدهکار است اما به یک فرهنگی ۲میلیون تومان هم وام نمیدهند. عملکرد صندوق ذخیره فرهنگیان که در سال 73 با هدف ارائه خدمت بهویژه در ایام بازنشستگی فرهنگیان پا به عرصه وجود گذاشت سالهاست مورد انتقاد است و این صندوق با دهها شرکت زیرمجموعه از بانک تا پتروشیمی در ارائه خدمات قابلقبول به جامعه مخاطبانش توفیقی نداشته در حالی که سرمایههای این صندوق با کسر 5 درصد از حقوق فرهنگیان و واریز 5درصد سهم دولت کسب شده است.
پاتک به ادعاهای باند رفسنجانی موضوع مقالات متنوع در روزنامههای باند ولیفقیه ارتجاع است:
کیهان: معاون اول رئیسجمهور گزارش کیهان را تأیید کرد
جهانگیری: تورم 9 درصد با جیب مردم سازگار نیست
معاون اول رئیسجمهور گفت: تورم 9 درصد و رشد اقتصادی ۵.۴ درصد با جیب مردم سازگار نیست. ماشین اقتصاد کشور را در گودالی انداختند که اگر بخواهد از این گودال بیرون بیاید و به حرکت بیفتد بسیار دشوار است... جهانگیری در حالی این سخنان را مطرح میکند که حسن روحانی در تبلیغات انتخاباتی خود وعده داد بود ظرف صد روز مشکلات اقتصادی را حل میکند و طی برنامههای شش ماهه، مشکل اقتصاد، اشتغال و تولید را برطرف خواهد کرد!
مردم فراموش نمیکنند که رئیسجمهور وعده داده بود «دولت تدبیر و امید نخواهد گذاشت این همه جوان بیکار در مقابل خانواده و فرزندان شرمنده باشند»، «ایجاد شغل نباید با وام باشد که بیکار تبدیل به بیکار بدهکار خواهد شد..» «همین کارخانههای موجود در کشور اگر به جای 20 درصد توان با 60 درصد توان کار کنند، بخش عظیمی از مشکلات اشتغالزایی در کشور برطرف میشود»، «کارخانههای کشور بین 20 تا 40 درصد در حال فعالیت هستند»، «ما باید همه مراکز تولیدی را به فعالیت کامل 100 درصدی برسانیم و این کار امکانپذیر است»، «تحول اقتصادی 100روزه»
آن ادعاها خیلی زود به انتصاب وزرایی ناکارآمد و سالخورده منجر شد... تردیدی نیست که بحران ناکارآمدی، به گونهای گریبان دولت را گرفته که صدای رسانهها و افراد همسو با دولت را هم در آورده است. چندی قبل مسئول ستاد انتخاباتی روحانی گفته بود: «شب بخیر آقای روحانی! دوره ریاستجمهوری شما تمام شد اما وعدهها عملی نشد»!