بعد از خارج شدن مردم و رزمندگان سوری از داریا، تلویزیون اورینت 7 شهریور 95 با تعدادی از ساکنان این شهر گفتگوهای کوتاهی داشته است. آنها به جزئیاتی در مورد رویاروییهای نظامی و وضعیت انسانی در داخل این شهر تحت محاصره اشاره کردند.
یکی از رزمندگان: حتی کودکان داریا با وجود اینکه در این شهر ترس و گرسنگی و بمباران و ویرانی وجود دارد خواهان آن هستند که به سرزمینشان بازگردند.
به اهل داریا و اهل شام میگوییم که اندوهگین نباشید، در صورتیکه ایمان داشته باشید شما برترید.
یکی از رزمندگان: حتی کودکان داریا با وجود اینکه در این شهر ترس و گرسنگی و بمباران و ویرانی وجود دارد خواهان آن هستند که به سرزمینشان بازگردند.
به اهل داریا و اهل شام میگوییم که اندوهگین نباشید، در صورتیکه ایمان داشته باشید شما برترید.

یک مرد: ما دو روز است که از شهرمان خارج شدهایم. در داریا بر روی ما بشکههای ناپالم پرتاب میکردند. بعد از بشکههای ناپالم، در همان منطقه بشکههای انفجاری پرتاب میکردند. در همان محل 500 گلوله شلیک میشد. هواپیماهای شناسایی در آسمان بود هر کس که سرش دیده میشد به او گلوله شلیک میکردند.

ولی جوانان داریا به شهرشان باز خواهند گشت، آنها میتوانستند یک سال، یا دو سال دیگر در این شهر مقاومت کنند.
فرمانده رزمندگان: همانطوریکه شما شنیدید این قهرمانان میتوانستند یک سال و دو سال مقاومت کنند. این واقعیت امر است. این افراد که از شهر داریا خارج شدند برای حفاظت از زنان و کودکانشان بوده که از شهر خارج شدند، ولی آنها به ادلب آمدهاند و به رزمندگان خواهند پیوست، علیه بشار خواهند جنگید، بشار را سرنگون خواهند کرد، رژیم ایران و روسها را سرنگون خواهند کرد.

یک مرد: هیچ جوانی در داریا در درگیری رو در رو با عناصر رژیم اسد کشته نشد، بلکه همه در بمباران کشته شدند. برعکس ما تعداد زیادی از عناصر اسد را در رویارویی مستقیم کشتیم. ما آنها را بمباران نکردیم. ما فقط با آنها درگیر شدیم.
یک مرد: اینها به شیوهای حرام ما را از شهرمان بیرون کردند. در صورتیکه سلاح و مهمات میداشتیم، یک تیربار شلیکا میداشتیم یا یک توپ بیست و سه میلی متری میداشتیم این وضع پیش نمیآمد. مشکل این بود که سلاح و مهمات نداشتیم. از صبح تا شب هم بر سر مان بشکههای انفجاری میریختند، از ساعت هفت صبح تا عصر و حتی در شب روزانه پنجاه بشکه انفجاری بر روی سرمان میریختند.