در حالیکه دیکتاتوری آخوندی، تمام نیرویش را بسیج کرده و مزدوران زیادی از چند کشور مختلف به حلب فرستاده و این شهر زیر سنگینترین بمبارانها قرار دارد، با این حال شب24مرداد این رزمندگان سوری بودند که ضربه سنگین دیگری، به نیروهای رژیم وارد کردند و تقریباً جنوب حلب را از نیروهای رژیم پاک کردند.
لازم به توضیح است که از مدتی پیش رژیم توانسته بود زیر بمبارانهای سنگین روسیه، و در حقیقت با تاکتیک زمین سوخته، شهر حلب را محاصره کند. بعد هم روی این دستاوردش، حتی به رزمندگان داخل شهر اولتیماتوم داد تا خودشان و سلاحهاشان را تسلیم کنند. اما یکباره روز 16مرداد خبر رسید که ارتش آزادی سوریه، از دو جبهه، یعنی از خارج حلب و همچین در داخل حلب، تهاجم هماهنگی را برای شکستن محاصره حلب شروع کرده و در نهایت هم توانستند این محاصره را در جنوب حلب شکسته و راهی را به خارج حلب باز کنند. رژیم هم بعد از این شکست، با تمام قوا علاوه بر نیروهای سپاه پاسداران، سایر نیروهاش را از حزبالشیطان گرفته، تا مزدوران عراقی و سوریش، بسیج کرد تا دوباره حلب را محاصره کند. در همین حال دست به دامان روسیه هم شد که باز هم هر چه سنگینتر رزمندگان را بمباران کند و روسیه هم چیزی کم نگذاشت. بعد هم رژیم یک جنگ روانی را شروع کرد و مدعی پیروزی در این زمینه شد. برای نمونه، روز 20مرداد سایت حکومتی شهید نیوز نوشت: «ارتش سوریه روزنهای را که (مخالفان) بهسمت محلههای شرقی حلب باز کرده بودند، زیر آتش خود بست... محاصره بار دیگر برقرار شده است. » . اما دیروز بر خلاف ادعاهای رژیم، خبرگزاریها اعلام کردند که رزمندگان سوری، نه تنها دستاوردهای قبلی را حفظ کردند، بلکه در یک حمله گسترده دیگر، کارخانهٴ سیمان و چند منطقهٴ استراتژیک دیگر را در جنوب حلب گرفتند و به این ترتیب، هم شکستن محاصره را تکمیل کرده و هم تقریباً جنوب حلب را پاکسازی کردند.
مهم در این عرصه، پاسخ به این سؤال است که این پیروزی و ضربهای که آخوندها دریافت کردهاند، جنبهٴ تاکتیکی دارد یا استراتژیک و چه تاثیراتی در وضعیت رژیم خواهد داشت؟
واقعیت این است که ابتدا باید دید که خود جنگ حلب چه ارزشی دارد و از پاسخ به این سؤال میتوان به ارزش این پیروزی هم پی برد. در همین رابطه، دیروز در رادیو رژیم یک مهرهٴ تبلیغاتی رژیم تحت عنوان کارشناس گفت: «در استان حلب میتوان سرنوشت بحران 5ساله سوریه را به نقطه قابل قبولی رساند» . یعنی میگوید نتیجه 5سال جنگ سوریه، به نتیجه جنگ در حلب بستگی دارد. یک رسانهٴ حکومتی هم به نام اسلامتایمز امروز تأکید کرد: «حفظ دستاوردها (محاصره حلب)، موجب ایجاد تحولات راهبردی در عرصه بحران سوریه خواهد شد» . رسانههای جهانی هم از نبرد حلب، با عنوانهایی مثل «رویارویی بزرگ» یا «نبرد تعیینتکلیف» نام بردند. به این ترتیب باید پیروزیهای چند روز اخیر رزمندگان سوری را هم بهخاطر شکستن محاصره با احتساب تثبیت موقعیت خودشان و هم بهدلیل اینکه گامی در راستای تسخیر کامل حلب هست، دارای ارزش استراتژیک دانست، بهویژه که کارشناسان مختلف تسخیر کامل حلب را تعیین کننده سرنوشت جنگ در سوریه میدانند. برای همین هم، روز24مرداد یکی از فرماندهان ارتش آزادی تأکید کرد: «با این پیروزی، رژیم ایران ابتکار عمل خودش رو از دست داده» .
اما با توجه به اینکه این ضربه استراتژیک است، آیا رژیم برای خروج از این بنبستی که در آن گرفتار شده، راهحلی دارد؟
در پاسخ باید گفت که دو تابلو در برابر رژیم قرار دارد. یکی اینکه باز هم نیروها و مزدورانش را از عراق و لبنان بسیج کند و برای سد کردن پیشروی ارتش آزادی سوریه، نیروهای بیشتری بفرستد. البته باید در نظر داشت که در همین پروسه، رژیم آنچه را که در توان داشت، از نیرو و بمباران توسط روسیه، در بالاترین حدی که میتوانست بهکار گرفت و با این حال دیروز دوباره این شکست سنگین را متحمل شد. یعنی به نظر میرسد که سوریه برایش واقعاً به یک باتلاق تبدیل شده است.
تابلوی دوم رفتن به سمت برجام2 و زهر منطقهیی است که این روزها هم شاهد اظهارات رفسنجانی و ظریف، و همچنین سفر وی به ترکیه هستیم که بهویژه وقتی در حرفهایش، صحبت از تغییرات راهبردی بزرگ در منطقه میکند و بهخصوص در حرفهای رفسنجانی، آشکارا نشانههایی از زهر منطقهیی میتواند باشد، که انتهای این تابلو را هم خود خامنهای ترسیم کرد و گفت که راه به ”تنزل بیپایان ”میبرد. یعنی جامزهرهای پیاپی مرگبار بعدی، که به گفته خود خامنهای، راه به نفی شورای نگهبان و ولایتفقیه و سرانجام نظام ننگین ولایت خواهد برد. به این ترتیب هر دو راه به جاهای خطرناک برای نظام منتهی میشود. به همین دلیل هم تصمیمگیری برای آن، برای خامنهای بسیار سخت است. اما سر انجام بین پتک رزمندگان سوری و سندان فشارهای بینالمللی و منطقهیی مجبور است یکی از این راهها را انتخاب کند.
لازم به توضیح است که از مدتی پیش رژیم توانسته بود زیر بمبارانهای سنگین روسیه، و در حقیقت با تاکتیک زمین سوخته، شهر حلب را محاصره کند. بعد هم روی این دستاوردش، حتی به رزمندگان داخل شهر اولتیماتوم داد تا خودشان و سلاحهاشان را تسلیم کنند. اما یکباره روز 16مرداد خبر رسید که ارتش آزادی سوریه، از دو جبهه، یعنی از خارج حلب و همچین در داخل حلب، تهاجم هماهنگی را برای شکستن محاصره حلب شروع کرده و در نهایت هم توانستند این محاصره را در جنوب حلب شکسته و راهی را به خارج حلب باز کنند. رژیم هم بعد از این شکست، با تمام قوا علاوه بر نیروهای سپاه پاسداران، سایر نیروهاش را از حزبالشیطان گرفته، تا مزدوران عراقی و سوریش، بسیج کرد تا دوباره حلب را محاصره کند. در همین حال دست به دامان روسیه هم شد که باز هم هر چه سنگینتر رزمندگان را بمباران کند و روسیه هم چیزی کم نگذاشت. بعد هم رژیم یک جنگ روانی را شروع کرد و مدعی پیروزی در این زمینه شد. برای نمونه، روز 20مرداد سایت حکومتی شهید نیوز نوشت: «ارتش سوریه روزنهای را که (مخالفان) بهسمت محلههای شرقی حلب باز کرده بودند، زیر آتش خود بست... محاصره بار دیگر برقرار شده است. » . اما دیروز بر خلاف ادعاهای رژیم، خبرگزاریها اعلام کردند که رزمندگان سوری، نه تنها دستاوردهای قبلی را حفظ کردند، بلکه در یک حمله گسترده دیگر، کارخانهٴ سیمان و چند منطقهٴ استراتژیک دیگر را در جنوب حلب گرفتند و به این ترتیب، هم شکستن محاصره را تکمیل کرده و هم تقریباً جنوب حلب را پاکسازی کردند.
مهم در این عرصه، پاسخ به این سؤال است که این پیروزی و ضربهای که آخوندها دریافت کردهاند، جنبهٴ تاکتیکی دارد یا استراتژیک و چه تاثیراتی در وضعیت رژیم خواهد داشت؟
واقعیت این است که ابتدا باید دید که خود جنگ حلب چه ارزشی دارد و از پاسخ به این سؤال میتوان به ارزش این پیروزی هم پی برد. در همین رابطه، دیروز در رادیو رژیم یک مهرهٴ تبلیغاتی رژیم تحت عنوان کارشناس گفت: «در استان حلب میتوان سرنوشت بحران 5ساله سوریه را به نقطه قابل قبولی رساند» . یعنی میگوید نتیجه 5سال جنگ سوریه، به نتیجه جنگ در حلب بستگی دارد. یک رسانهٴ حکومتی هم به نام اسلامتایمز امروز تأکید کرد: «حفظ دستاوردها (محاصره حلب)، موجب ایجاد تحولات راهبردی در عرصه بحران سوریه خواهد شد» . رسانههای جهانی هم از نبرد حلب، با عنوانهایی مثل «رویارویی بزرگ» یا «نبرد تعیینتکلیف» نام بردند. به این ترتیب باید پیروزیهای چند روز اخیر رزمندگان سوری را هم بهخاطر شکستن محاصره با احتساب تثبیت موقعیت خودشان و هم بهدلیل اینکه گامی در راستای تسخیر کامل حلب هست، دارای ارزش استراتژیک دانست، بهویژه که کارشناسان مختلف تسخیر کامل حلب را تعیین کننده سرنوشت جنگ در سوریه میدانند. برای همین هم، روز24مرداد یکی از فرماندهان ارتش آزادی تأکید کرد: «با این پیروزی، رژیم ایران ابتکار عمل خودش رو از دست داده» .
اما با توجه به اینکه این ضربه استراتژیک است، آیا رژیم برای خروج از این بنبستی که در آن گرفتار شده، راهحلی دارد؟
در پاسخ باید گفت که دو تابلو در برابر رژیم قرار دارد. یکی اینکه باز هم نیروها و مزدورانش را از عراق و لبنان بسیج کند و برای سد کردن پیشروی ارتش آزادی سوریه، نیروهای بیشتری بفرستد. البته باید در نظر داشت که در همین پروسه، رژیم آنچه را که در توان داشت، از نیرو و بمباران توسط روسیه، در بالاترین حدی که میتوانست بهکار گرفت و با این حال دیروز دوباره این شکست سنگین را متحمل شد. یعنی به نظر میرسد که سوریه برایش واقعاً به یک باتلاق تبدیل شده است.
تابلوی دوم رفتن به سمت برجام2 و زهر منطقهیی است که این روزها هم شاهد اظهارات رفسنجانی و ظریف، و همچنین سفر وی به ترکیه هستیم که بهویژه وقتی در حرفهایش، صحبت از تغییرات راهبردی بزرگ در منطقه میکند و بهخصوص در حرفهای رفسنجانی، آشکارا نشانههایی از زهر منطقهیی میتواند باشد، که انتهای این تابلو را هم خود خامنهای ترسیم کرد و گفت که راه به ”تنزل بیپایان ”میبرد. یعنی جامزهرهای پیاپی مرگبار بعدی، که به گفته خود خامنهای، راه به نفی شورای نگهبان و ولایتفقیه و سرانجام نظام ننگین ولایت خواهد برد. به این ترتیب هر دو راه به جاهای خطرناک برای نظام منتهی میشود. به همین دلیل هم تصمیمگیری برای آن، برای خامنهای بسیار سخت است. اما سر انجام بین پتک رزمندگان سوری و سندان فشارهای بینالمللی و منطقهیی مجبور است یکی از این راهها را انتخاب کند.