مدتهاست که خامنهای در هر سخنرانی از انقلابی بودن دم میزند، میگوید مجلس ارتجاع باید انقلابی باشد. حوزهها باید انقلابی باشند. خبرگان نظام باید انقلابی باشد، دانشگاهها باید انقلابی باشند. دانشجوها باید انقلابی باشند، خلاصه میگوید همه چیز باید انقلابی باشد. از نظر خامنهای انقلابی یعنی بازیچهٴ ولیفقیه، عروسک خیمهشب بازییی که نخ آن دست ولیفقیه و کارگزارانش باشد. اما همین موضوع زمینه یک جنگ تمامعیار قدرت را هم فراهم کرده، جنگی که حالا شیخ شیاد، روحانی، از آن بهره میبرد تا در دستگاه جنگ قدرت، بهویژه در این یک سال پایانی حکومتش بهعنوان رئیسجمهور ارتجاع، سهم بیشتری از قدرت را کسب کند و وجههیی هم برای خودش دست و پا کند. این شیخ دجال، رو در روی ولیفقیهش انقلابی رو اینطور معنا میکند: « انقلاب یعنی با اراده خود تصمیم گرفتن, به رأی مردم خود متکی بودن, سر در برابر مردم خود فرود آوردن, این انقلابه, انقلابی بودن معنیاش اینه, انقلابی بودن یعنی ملت آزاد, یعنی آزادی اندیشه, یعنی آزادی بیان, یعنی آزادی نقد, یعنی آزادی انتقاد, اینکه شما امروز میبینید مردم در فضای مجازی سلیقه خود را, اراده خود را, نظر خود را, نقد خود را, انتقاد خود را نسبت به حاکمیت, نسبت به دولت, نسبت به برنامهها, نسبت به تصمیمات, نظراتشون رو ابراز میکنند, نقد میکنند, انتقاد میکنند, زبیایی انقلاب و آزادی را ما امروز نه تنها در فضای حقیقی که در فضای مجازی هم بهخوبی داریم مشاهده میکنیم. » (تلویزیون شبکه خبر رژیم 11مرداد 95)
جنگ باندی در این جملات کوتاه به خوبی آشکار است. در این تعابیر موضوعات بسیار مهمی نهفته است. رئیسجمهور ارتجاع به ظاهر وارد حیطههایی شده که برای نظام خط قرمز است. موضوعاتی مثل آزادی بیان! آزادی اندیشه! آزادی نقد و انتقاد! او دجالانه و رو در روی ولیفقیهش از رأی مردم صحبت میکند و در ادامه از آزادی در فضای مجازی دم میزند. میگویند دروغگو فراموش کار میشود، این آخوند دروغگو هم فراموش کرده که کارگزاران خود وی بودند که در تلویزیون رژیم اعتراف کردند که بخاطر ترس از ناآرامیهای اجتماعی است که تلگرام را فیلتر نمیکنند. آخوند روحانی فراموش کرده که انواع و اقسام فیلترها وجود دارد و دسترسی به سایتهای مخالف آخوندها مشمول فیلترینگ نظام است و مشغول کار روی طرح های فیلترینگ هوشمند و بسیاری طرح های سانسور دیگر هستند، یا حتی از مدیران شبکههای اجتماعی خواستند که سرورهای خود را را به داخل ایران منتقل کنند تا آخوندها به آن دسترسی داشته باشند و در شرایط ضروری برای نظام، مثل زمان شکلگیری اعتراضات و قیام بتوانند آنها را تعطیل کنند و بعد هم با استفاده از ردهای موجود، به دستگیری فعالان بپردازند. در این رابطه حرف زیاد است و هر کس که دستی در اینترنت و فضای مجازی در ایران داشته باشد، میداند که ایران، زندان بزرگی برای فعالیت در فضای مجازی است و هر چیزی هم که امکانش وجود دارد، بخاطر این است که دیگر کاری از دست آخوندها بر نیامده و جوانها توانستند با فیلتر شکن ها سانسور آخوندی را دور بزنند.
واقعیت این است که تمام این حرفها در دستگاه جنگ قدرت با باند ولیفقیه است. جنگی که نتیجه آن باخت باخت برای هر دو باند نظام است، چرا که جوانان چه در فضای مجازی و چه در فضای حقیقی گول دجالگریهای آخوندی را نخواهند خورد و اتفاقاً چنین حرفهایی از جانب کارگزاران نظام را به ابزاری برای مقابله با تمامیت نظام تبدیل خواهند کرد، خلاصه اینکه نظام ولایتفقیه در فضای حقیقی و مجازی امان نخواهد یافت و یک انقلاب واقعی بسیار نزدیک است.
جنگ باندی در این جملات کوتاه به خوبی آشکار است. در این تعابیر موضوعات بسیار مهمی نهفته است. رئیسجمهور ارتجاع به ظاهر وارد حیطههایی شده که برای نظام خط قرمز است. موضوعاتی مثل آزادی بیان! آزادی اندیشه! آزادی نقد و انتقاد! او دجالانه و رو در روی ولیفقیهش از رأی مردم صحبت میکند و در ادامه از آزادی در فضای مجازی دم میزند. میگویند دروغگو فراموش کار میشود، این آخوند دروغگو هم فراموش کرده که کارگزاران خود وی بودند که در تلویزیون رژیم اعتراف کردند که بخاطر ترس از ناآرامیهای اجتماعی است که تلگرام را فیلتر نمیکنند. آخوند روحانی فراموش کرده که انواع و اقسام فیلترها وجود دارد و دسترسی به سایتهای مخالف آخوندها مشمول فیلترینگ نظام است و مشغول کار روی طرح های فیلترینگ هوشمند و بسیاری طرح های سانسور دیگر هستند، یا حتی از مدیران شبکههای اجتماعی خواستند که سرورهای خود را را به داخل ایران منتقل کنند تا آخوندها به آن دسترسی داشته باشند و در شرایط ضروری برای نظام، مثل زمان شکلگیری اعتراضات و قیام بتوانند آنها را تعطیل کنند و بعد هم با استفاده از ردهای موجود، به دستگیری فعالان بپردازند. در این رابطه حرف زیاد است و هر کس که دستی در اینترنت و فضای مجازی در ایران داشته باشد، میداند که ایران، زندان بزرگی برای فعالیت در فضای مجازی است و هر چیزی هم که امکانش وجود دارد، بخاطر این است که دیگر کاری از دست آخوندها بر نیامده و جوانها توانستند با فیلتر شکن ها سانسور آخوندی را دور بزنند.
واقعیت این است که تمام این حرفها در دستگاه جنگ قدرت با باند ولیفقیه است. جنگی که نتیجه آن باخت باخت برای هر دو باند نظام است، چرا که جوانان چه در فضای مجازی و چه در فضای حقیقی گول دجالگریهای آخوندی را نخواهند خورد و اتفاقاً چنین حرفهایی از جانب کارگزاران نظام را به ابزاری برای مقابله با تمامیت نظام تبدیل خواهند کرد، خلاصه اینکه نظام ولایتفقیه در فضای حقیقی و مجازی امان نخواهد یافت و یک انقلاب واقعی بسیار نزدیک است.