روز پنجشنبه 24تیر95 دولت اعتدالی، سالگرد تولد نورسیده و نور دیده نظام، یعنی ”برجام“ را در رسانههای حکومتی جشن گرفت.
رسانههای آن یکی باند هم طبق معمول در نقش ”مادرخوانده “ برجام، فتیلة نیش و طعنه را نسبت به روزهای قبل، بالاتر بردند،
پدرخواندهٴ برجام هم که خود ”حضرت آقا “ باشد، ظاهراً این روزها مشغول ترانه سرایی است و تظاهر میکند چندان فرصتی برای موضعگیری در این قبیل موارد ندارد.
این باند میگوید برجام، نظام آخوندها را از خطر جنگ نجات داده،
آن باند میگوید، اتمی را دادیم تا نان و آبمان بهراه شود، بهراه که نشد هیچ، اتمی هم رفت!
و خامنهای که خودش صاحب علة اصلی برجام است و از دوران احمدینژاد، و دور از چشم او مشغول زد و بند با طرف معاملههای آن سوی دریاها بوده، هر ازگاهی به تناسب تعادل قوای بین باندها و فضای اجتماعی، یکی به نعل میزند و یکی به میخ.
اما آنچه که این وسط حقیقتاً گم است اینکه: راستی بالاخره خارج از هر دعوای باندی، این ”برجام “ چه دستاوردی برای نظام داشته؟
البته نظام! و نه مردم!
طبعا آخوندها در این زمینه، حرفهای متناقض کم نگفتهاند، حرفهای همهٴ باندها و دستجات رژیم هم در این مورد هر کدام بخشی از حقیقت را در خود دارد.
هم حرف دار و دستهٴ رفسنجانی – روحانی درست است و هم حرف باند خامنهای و دلواپسانش! اما در این یکی دو روز اخیر، باند روحانی نکاتی را در مورد فواید برجام گفت که پیش از این یا نمیگفت یا به این روشنی نمیگفت!
یکی از این نکات کمترگفته شده که روزنامه حکومتی آرمان نوشت از این قرار است:
”روحانی… اظهار داشت: اگر آن روند قرار بود ادامه پیدا کند… پرونده ایران در شورای امنیت، در چارچوب فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار داده شده بود که زمینه را برای حمله نظامی به ایران آماده کنند و حتی در این زمینه به تفاهم هم رسیده بودند“.
این، یکی از جدیترین دستاوردهای این باند برای کل نظام است اما در ادامه همین کش و واکنشها، یکی از روزنامههای حکومتی به نکتهیی اعتراف کرده که ضروری است کمی روی آن درنگ شود. سرمقاله آرمان حکومتی نوشته:
”اگر برجام نیامده بود، آنگاه میدانستیم که آیا آنها میتوانند چنین جنگی را علیه ایران به راه بیندازند یا نه؟ چرا راه دور برویم، جنگ یمن مگر از منطق تبعیت میکند؟ یا تصور کنید به جای آقای اوباما، ترامپ یا بوش رئیسجمهور آمریکا بودند، دور از ذهن نیست که تصور کنیم چه شرایطی را بر ایران تحمیل میکردند! همین روزها شاهد هستیم که تلاشهای عربستان تا کجا پیش رفته است که علنی و صریح با اعزام شاهزاده ترکی به اجلاس بهاصطلاح «شورای ملی مقاومت» که محور اصلی آن با (مجاهدین) است... قصد آن دارند تا محوریت مخالفت با ایران را... فعال کنند، آیا همین یک دلیل کافی نیست تا تعقل کنیم که برجام دستاوردهای مهمی داشته است و... “
سرجمع حرفهای روحانی و ستوننویس آرمان این است که: اگر برجام و حمایتهای استعماری مترتب بر آن نبود، مردم و مقاومتشان تا حالا ما را سرنگون کرده بودند!
شاید این درجه از دریدگی سیاسی و نازیدن به حمایتهای بیگانه برای پس زدن مقاومت مردم جهت باقی ماندن خود در قدرت، فقط از آخوندها بر بیاید.
اما برای نسل جوانی که زیر ضرب بمباران تبلیغاتی آخوندها قرار دارد، دقت کردن به این حرفها و مواضع کم آموزنده نیست، آنهم نظامی که عربدههای ضدامپریالیستیاش، گوش فلک را کرده اما در بزنگاه اصلی که میرسد، ناخدایش را شکر میکند که: چه خوب شد فلان معامله را با فلانی کردیم وگرنه با قدرتی که مخالفانمان گرفتهاند، تهدید داشت سرنگونمان کنند!
فاعتبروا یا اولی الابصار!
رسانههای آن یکی باند هم طبق معمول در نقش ”مادرخوانده “ برجام، فتیلة نیش و طعنه را نسبت به روزهای قبل، بالاتر بردند،
پدرخواندهٴ برجام هم که خود ”حضرت آقا “ باشد، ظاهراً این روزها مشغول ترانه سرایی است و تظاهر میکند چندان فرصتی برای موضعگیری در این قبیل موارد ندارد.
این باند میگوید برجام، نظام آخوندها را از خطر جنگ نجات داده،
آن باند میگوید، اتمی را دادیم تا نان و آبمان بهراه شود، بهراه که نشد هیچ، اتمی هم رفت!
و خامنهای که خودش صاحب علة اصلی برجام است و از دوران احمدینژاد، و دور از چشم او مشغول زد و بند با طرف معاملههای آن سوی دریاها بوده، هر ازگاهی به تناسب تعادل قوای بین باندها و فضای اجتماعی، یکی به نعل میزند و یکی به میخ.
اما آنچه که این وسط حقیقتاً گم است اینکه: راستی بالاخره خارج از هر دعوای باندی، این ”برجام “ چه دستاوردی برای نظام داشته؟
البته نظام! و نه مردم!
طبعا آخوندها در این زمینه، حرفهای متناقض کم نگفتهاند، حرفهای همهٴ باندها و دستجات رژیم هم در این مورد هر کدام بخشی از حقیقت را در خود دارد.
هم حرف دار و دستهٴ رفسنجانی – روحانی درست است و هم حرف باند خامنهای و دلواپسانش! اما در این یکی دو روز اخیر، باند روحانی نکاتی را در مورد فواید برجام گفت که پیش از این یا نمیگفت یا به این روشنی نمیگفت!
یکی از این نکات کمترگفته شده که روزنامه حکومتی آرمان نوشت از این قرار است:
”روحانی… اظهار داشت: اگر آن روند قرار بود ادامه پیدا کند… پرونده ایران در شورای امنیت، در چارچوب فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار داده شده بود که زمینه را برای حمله نظامی به ایران آماده کنند و حتی در این زمینه به تفاهم هم رسیده بودند“.
این، یکی از جدیترین دستاوردهای این باند برای کل نظام است اما در ادامه همین کش و واکنشها، یکی از روزنامههای حکومتی به نکتهیی اعتراف کرده که ضروری است کمی روی آن درنگ شود. سرمقاله آرمان حکومتی نوشته:
”اگر برجام نیامده بود، آنگاه میدانستیم که آیا آنها میتوانند چنین جنگی را علیه ایران به راه بیندازند یا نه؟ چرا راه دور برویم، جنگ یمن مگر از منطق تبعیت میکند؟ یا تصور کنید به جای آقای اوباما، ترامپ یا بوش رئیسجمهور آمریکا بودند، دور از ذهن نیست که تصور کنیم چه شرایطی را بر ایران تحمیل میکردند! همین روزها شاهد هستیم که تلاشهای عربستان تا کجا پیش رفته است که علنی و صریح با اعزام شاهزاده ترکی به اجلاس بهاصطلاح «شورای ملی مقاومت» که محور اصلی آن با (مجاهدین) است... قصد آن دارند تا محوریت مخالفت با ایران را... فعال کنند، آیا همین یک دلیل کافی نیست تا تعقل کنیم که برجام دستاوردهای مهمی داشته است و... “
سرجمع حرفهای روحانی و ستوننویس آرمان این است که: اگر برجام و حمایتهای استعماری مترتب بر آن نبود، مردم و مقاومتشان تا حالا ما را سرنگون کرده بودند!
شاید این درجه از دریدگی سیاسی و نازیدن به حمایتهای بیگانه برای پس زدن مقاومت مردم جهت باقی ماندن خود در قدرت، فقط از آخوندها بر بیاید.
اما برای نسل جوانی که زیر ضرب بمباران تبلیغاتی آخوندها قرار دارد، دقت کردن به این حرفها و مواضع کم آموزنده نیست، آنهم نظامی که عربدههای ضدامپریالیستیاش، گوش فلک را کرده اما در بزنگاه اصلی که میرسد، ناخدایش را شکر میکند که: چه خوب شد فلان معامله را با فلانی کردیم وگرنه با قدرتی که مخالفانمان گرفتهاند، تهدید داشت سرنگونمان کنند!
فاعتبروا یا اولی الابصار!