بر اساس آمار بانک مرکزی متوسط مقدار مصرف سرانه برخی اقلام خوراکی از ۲۸۷۰ کیلوگرم سال ۱۳۸۴ به ۱۸۷۰ کیلوگرم سال ۹۳ کاهش پیدا کرده است؛ کاهشی بیش از ۳۴ درصد که نشانگر بدتر شدن وضعیت اقتصادی مردم و کاهش سطح رفاه است.
نسبت هزینههای خوراکی بر هزینههای غیرخوراکی یک شاخص مهم در رفاه اقتصادی محسوب میشود و جزو عواملی است که میتواند روند سیاستگذاری در وضعیت رفاه خانوار را به شکلی نشان دهد.
در گزارش بودجه خانوار منتشر شده توسط بانک مرکزی، متوسط مصرف مقدار سالانه 17 قلم کالا، بر حسب کیلوگرم مشخص شده است. این کالاها شامل «برنج، نان، گوشت قرمز، گوشت مرغ، فرآورده گوشت قرمز و مرغ، ماهی، فرآوردههای دریایی، شیر، ماست، پنیر، تخم مرغ، روغن نباتی، انواع قند، شکر و انواع چای» بوده است.
یکی از مواد خوراکی که بیشترین کاهش سالانه را در این 10سال تجربه کرده ماده لبنی «شیر» است. گزارشها میگوید که مصرف شیر در سال 84 حدود 216 کیلوگرم بوده است، حال آن که در سال 93 این مقدار به 134 کیلوگرم رسیده است.
مصرف گوشت هر خانوار در سال 84 از این ماده خوراکی حدود 59 کیلوگرم بوده است. این در حالی است که این آمار برای سال 93 حدود 41 کیلوگرم بوده است. در نتیجه به فاصله زمانی ده سال در حدود 30 درصد از مصرف سالانه گوشت دام در سبد خانوارها کاهش یافته است.
در چهارراه یافت آباد یکی از کارگران ساختمانی که منتظر کار بود درباره وضعیت تأمین مواد غذایی خانوادهاش گفت: ”من الآن از پس خرید برنج هندی - روغنهای بیکیفیت - نوشابههای ارزان - مرغ های مکمل دار - گوشتهای منجمد هم بر نمیآیم و با میوه که سالهاست خداحافظی کردهام“.
معاون اسبق وزیر صنعت رژیم در اعتراف به وضعیت بسیار بحرانی اقتصادی کنونی گفت: ”بنده از دولت نهم و دهم دفاع نمیکنم، بلکه حرفم این است که اگر بنا است آماری داده شود، مبتنی بر واقعیت باشد تا مدیران بتوانند تصمیمات درستی بگیرند. آمار و ارقامی که الآن در ارتباط با اقتصاد میدهند، واقعی نیست، و صرفاً توجیه کردن سه سال بلاتکلیفی دولت بوده است؛ و نشان داده که دولت نه اینکه نتوانسته رونق اقتصادی را رقم بزند بلکه در رکود تولید نقش به سزایی داشته است. شاید در تاریخ اقتصاد ایران بیسابقه بوده، که دولتی اینچنین رکود سنگین را بر اقتصاد کشور حاکم کند، و ادعایشان این باشد که تورم کاهش پیدا کرده است. این طبیعی است که وقتی رکود باشد تولید نداشته باشیم، پولی در دست مردم نباشد، اتوماتیک تورم کاهش پیدا میکند، پس این هنری نبوده است “.
وی همچنین افزود: ”دولت در ارتباط با اقتصاد سیاست مدون، منطقی و هدفمندی را دنبال نمیکند؛ و همچنان در یک بیراهه دارد راه را ادامه میدهد که سر انجام خوبی ندارد. دولت باید به فکر باشد، اگر بنا باشد اقتصاد با همین شرایط جلو رود ما با بحرانهای نا خوشایندی روبهرو خواهیم بود. دولت باید در تیم اقتصادی خودش تجدید نظر کند، ضمن اینکه باید سیاستگذاریهایشان را مبتنی بر سیاستهای اقتصاد مقاومتی قرار دهند و همانطور که مقام معظم رهبری اشاره داشتند، اصلاح ساختار اقتصادی را هرچه زودتر با برنامه و هدفمند شروع کنند. البته اصلاح ساختار اقتصادی بر میگردد به محقق کردن اقتصاد مقاومتی“.
نسبت هزینههای خوراکی بر هزینههای غیرخوراکی یک شاخص مهم در رفاه اقتصادی محسوب میشود و جزو عواملی است که میتواند روند سیاستگذاری در وضعیت رفاه خانوار را به شکلی نشان دهد.
در گزارش بودجه خانوار منتشر شده توسط بانک مرکزی، متوسط مصرف مقدار سالانه 17 قلم کالا، بر حسب کیلوگرم مشخص شده است. این کالاها شامل «برنج، نان، گوشت قرمز، گوشت مرغ، فرآورده گوشت قرمز و مرغ، ماهی، فرآوردههای دریایی، شیر، ماست، پنیر، تخم مرغ، روغن نباتی، انواع قند، شکر و انواع چای» بوده است.
یکی از مواد خوراکی که بیشترین کاهش سالانه را در این 10سال تجربه کرده ماده لبنی «شیر» است. گزارشها میگوید که مصرف شیر در سال 84 حدود 216 کیلوگرم بوده است، حال آن که در سال 93 این مقدار به 134 کیلوگرم رسیده است.
مصرف گوشت هر خانوار در سال 84 از این ماده خوراکی حدود 59 کیلوگرم بوده است. این در حالی است که این آمار برای سال 93 حدود 41 کیلوگرم بوده است. در نتیجه به فاصله زمانی ده سال در حدود 30 درصد از مصرف سالانه گوشت دام در سبد خانوارها کاهش یافته است.
در چهارراه یافت آباد یکی از کارگران ساختمانی که منتظر کار بود درباره وضعیت تأمین مواد غذایی خانوادهاش گفت: ”من الآن از پس خرید برنج هندی - روغنهای بیکیفیت - نوشابههای ارزان - مرغ های مکمل دار - گوشتهای منجمد هم بر نمیآیم و با میوه که سالهاست خداحافظی کردهام“.
معاون اسبق وزیر صنعت رژیم در اعتراف به وضعیت بسیار بحرانی اقتصادی کنونی گفت: ”بنده از دولت نهم و دهم دفاع نمیکنم، بلکه حرفم این است که اگر بنا است آماری داده شود، مبتنی بر واقعیت باشد تا مدیران بتوانند تصمیمات درستی بگیرند. آمار و ارقامی که الآن در ارتباط با اقتصاد میدهند، واقعی نیست، و صرفاً توجیه کردن سه سال بلاتکلیفی دولت بوده است؛ و نشان داده که دولت نه اینکه نتوانسته رونق اقتصادی را رقم بزند بلکه در رکود تولید نقش به سزایی داشته است. شاید در تاریخ اقتصاد ایران بیسابقه بوده، که دولتی اینچنین رکود سنگین را بر اقتصاد کشور حاکم کند، و ادعایشان این باشد که تورم کاهش پیدا کرده است. این طبیعی است که وقتی رکود باشد تولید نداشته باشیم، پولی در دست مردم نباشد، اتوماتیک تورم کاهش پیدا میکند، پس این هنری نبوده است “.
وی همچنین افزود: ”دولت در ارتباط با اقتصاد سیاست مدون، منطقی و هدفمندی را دنبال نمیکند؛ و همچنان در یک بیراهه دارد راه را ادامه میدهد که سر انجام خوبی ندارد. دولت باید به فکر باشد، اگر بنا باشد اقتصاد با همین شرایط جلو رود ما با بحرانهای نا خوشایندی روبهرو خواهیم بود. دولت باید در تیم اقتصادی خودش تجدید نظر کند، ضمن اینکه باید سیاستگذاریهایشان را مبتنی بر سیاستهای اقتصاد مقاومتی قرار دهند و همانطور که مقام معظم رهبری اشاره داشتند، اصلاح ساختار اقتصادی را هرچه زودتر با برنامه و هدفمند شروع کنند. البته اصلاح ساختار اقتصادی بر میگردد به محقق کردن اقتصاد مقاومتی“.