استمرار قیام و خیزش دانشگاهها طی چند روز بعد از بازگشایی دانشگاهها کابوس به جان این رژیم اهریمنی انداخته است. ادامه قیام باعث شده رژیم هر لحظه از ترس و وحشت آن بهخود بلرزد. رسانههای حکومتی، گوشهای از خیزش دانشجویی و هراس و وحشت کارگزاران حکومت را نشان میدهند.
اعتماد:بار احزاب روی دوش دانشگاه
آسیبشناسی تجمعهای دانشجویی روزهای اخیر در دانشگاهها
مهدي بيك اوغلي
از يك طرف دانشجويان معترض با گراميداشت چهلمن روز درگذشت قربانيان رخدادهاي اخير، رویكردي انتقادي به حوادث داشتند و از سوي ديگر برخي نهادها و ارگانها در دانشگاهها تلاش ميكردند صداي متفاوتي را بازتاب دهند.
در اين ميان برخي افراد و جريانات به بهانه اين رخدادها به دولت فشار ميآورند كه با تعطيلي دانشگاههاي كشور، صورت مساله را پاك كنند.…
«اگر دانشگاه به محل اعتراض تبديل شده، به اين دليل است كه ساير كانالهاي اعتراض در جامعه بسته شدهاند. اين يك فضيلت نيست، يك هشدار است. در يك جامعه سالم، اعتراض بايد در بستر احزاب، نهادهاي مدني، تشكلهاي صنفي و گروههاي سياسي شكل بگيرد. وقتي اين فضاها وجود ندارند يا عملا از كار افتادهاند، فشار اجتماعي به جايي منتقل ميشود كه هنوز نيمهجان است؛ يعني دانشگاه. در اين شرايط، دانشجو قرباني ميشود.… اتفاقا اين نشان ميدهد كه جامعه مسيرهاي رسمي براي بيان اعتراض ندارد و صداها به شكل خام و پراكنده بروز ميكنند. ما در كشوري زندگي ميكنيم كه از نظر تاريخي، ظرفيت بالايي براي تحزب دارد، اما اين ظرفيت سركوب يا معلق شده است. … آنچه امروز در دانشگاهها ديده ميشود، محصول يك بستر طبيعي كنشگري مدني نيست، بلكه بازتاب شكافهاي حلنشده اجتماعي و فقدان روايت اقناعكننده در سطح كلان است؛ وضعيتي كه اگر بهدرستي مديريت نشود، ميتواند به تعميق رنجها و افزايش فاصله ميان جامعه و حاكميت منجر شود. … بر اساس همين گزارشها، بخش قابل توجهي از جانباختگان در سنين ۱۵ تا ۲۵سال قرار داشتند؛ يعني گروهي كه عمدتا شامل دانشآموزان، دانشجويان و جوانان است. همين واقعيت بهتنهايي نشان ميدهد كه جامعه در چه وضعيت حساسي قرار گرفته است.»
شرق:بازگشایی پر تنش
گزارش «شرق» از حضوری شدن کلاسها پس از ۵۶روز تعطیلی و تجمع دانشجویان
در روز اول بازگشایی در بسیاری از دانشگاهها از جمله دانشگاه شریف و امیرکبیر تجمعاتی به یاد دانشجویان جانباخته برگزار شده است. روز دوم اسفندماه در دانشگاه «صنعتی شریف» تجمعی خودجوش برگزار شد، هدف دانشجویان در این تجمع سوگواری برای جانباختگان بود. یکی از دانشجویان این دانشگاه میگوید: «قرار بود از ظهر این تجمع برگزار شود. اما از همان صبح و ساعاتی قبل به دانشجویانی که از محل تجمع رد میشدند، اخطار میدادند». … دانشجویان که از این اتفاقات ناراضی بودند، راهی فضای جنوبی دانشگاه شدند: «در نزدیکی سردر دانشگاه ناگهان دیدیم عدهای از اعضای بسیج دانشجویی و «هیئت» دانشگاه صف کشیدهاند تا از حرکت دانشجویان جلوگیری کنند. آنها شروع به زدن سنج و دمام کردند و پرچم افراشتند و حتی بلندگو هم داشتند». این اتفاق، شروعکننده درگیری بین دانشجویان و بسیج دانشجویی شد. «تا قبل از این، خبری از خشونت و تقابل نبود. اما افراد بسیج دانشجویی همراه با افرادی که معلوم نیست چطور از طرف صداوسیما سر از دانشگاه درآورده بودند، شروع به فیلمبرداری از دانشجویان معترض کردند … چند نفر نیز آسیب دیدند.
سازندگی:گسترش ناآرامیها به چند دانشگاه پایتخت
رودررویی در دانشگاه
…کانونهای دانشجویی معترض مدعی هستند که تعدادی از دانشجویان در حاشیه تجمعات و در بیرون از محوطه دانشگاه بازداشت شدهاند.
در دانشگاه (موسوم به )شهید بهشتی اما فضا رنگ و بوی دیگری داشت. دانشجویان دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی روز شنبه با برگزاری یک تحصن نمادین و روشن کردن شمع بهیاد «هادی فروغ»، فارغالتحصیل این دانشگاه که در حوادث دیماه جان باخته بود، تلاش کردند اعتراض خود را در قالبی مدنیتر نشان دهند.
توسعه ایرانی:دانشگاه در محاصره خشم و صفآرایی دانشجویان
روایت روز دوم از یک بازگشایی پرتنش
طهمورث گیلانی
سرآغاز روز دوم بازگشایی دانشگاهها با فریادهای ممتد در راهروهای دانشکدهها همراه بود. اگر روز نخست بازگشایی، با بیم و امیدهای ناشی از تغییرات مدیریتی و وعدههای بازگشت به روال عادی سپری شد، روز دوم به وضوح نشان داد که زخمهای کهنه بر پیکره دانشگاه نه تنها التیام نیافته، بلکه به مرحلهای رسیده که «دیالوگ» جای خود را به «تقابل» داده است. تصاویر و ویدئوهای منتشر شده در فضای مجازی، تنها برشی لرزان از واقعیتی عریان در پردیسهای مرکزی دانشگاههای تهران، شریف، امیرکبیر و خواجهنصیر است؛ … امروز دانشگاه دیگر آن جزیره آرامِ سابق نیست.
وقتی وعدهها پشت درهای دانشگاه میمانند
روایت محاصره در سیدخندان؛جایی که شیشهها سخن میگفتند
تکاندهندهترین وقایع روز دوم، در دانشکده برق دانشگاه خواجهنصیر رقم خورد. جایی که تجمع اعتراضی دانشجویان برای گرامیداشت یاد جانباختگان، به سرعت به صحنه درگیری تبدیل شد. روایتهای میدانی حاکی از آن است که با تشدید شعارها، نیروهای بسیج دانشجویی وارد شده و فضا به سمت ضربوشتم طرفین سوق یافت. …
یکی از پرسشهای کلیدی که در جریان اعتراضات روز دوم بازگشایی ذهن هر ناظری را به خود مشغول میکرد، ماهیت و منشأ قدرت گروههایی بود که در مقابل معترضان صفآرایی کرده بودند. دانشجویانی که با پرچمها و شعارهای خاص، نه تنها به مقابله کلامی، بلکه به درگیری فیزیکی با همکلاسیهای خود روی آوردند، از کدام مرجع قانونی مجوز برخورد دریافت کردهاند؟ این تقابلهای رو در رو، یادآور تجمعات تندروها در مقابل مجلس است که هر اعتراضی را به آشوب و فتنه تعبیر میکنند. … خبرگزاریهای رسمی با انتشار گزارشهایی مبنی بر حضور لیدرهایی با تابعیت کشورهای اروپایی و وعده کمکهزینههای تحصیلی، سعی در تقلیل اعتراضات به یک پروژه نفوذ خارجی داشتند. این روایتها که اعتراض دانشجو را به «خرید خودرو و ماشین» یا «وعدههای آنسوی آبی» پیوند میزند، نه تنها توهین به شعور بدنه دانشجویی است، بلکه نشاندهنده ناتوانی مدیریت دانشگاهی در درک ریشههای داخلی و عمیق این خشم است. وقتی اعتراض به رسمیت شناخته نمیشود، برچسب زدن آسانترین راه برای پاک کردن صورتمسئله میشود.
ظهور نسل جدید دانشجویان در راهروهای علم، به معنای پایان قطعی عصر تکگویی و دستورات از بالا به پایین است. این نسل نه تنها زبان «فرمان و تحکم» را متوجه نمیشود، بلکه دانشگاه را نه مکانی برای کسب مدرک، بلکه سنگری برای بازپسگیری هویت مدنی خود میبیند. وقتی این انرژی سازشناپذیر با سد محکم «لیستهای تهدید» مواجه میشود، نتیجهای جز انفجار خشم حاصل نمیشود؛ خشمی که نشان میدهد ابزارهای کنترلی دهههای گذشته، دیگر بر بدنه پرتحرک و آگاه امروز کارگر نیست… جنبش دانشجویی همچنان از قدرت نمادها برای تداوم حیات خود استفاده میکند. مراسم یادبود امیرعلی زارعی، از یک سوگواری ساده به صحنهای برای تجدید میثاق با آرمانهای آزادیخواهانه تبدیل شد.…این پیوند میان «آکادمی» و «خیابان»، همان چیزی است که نهادهای بیرونی را به تشدید برخوردها واداشته است، چرا که دانشگاه همواره موتور محرک تغییرات بزرگ در تاریخ معاصر ایران بوده است.
شرق:ریزش متخصصان
کاهش سریع ارزش پول ملی باعث مهاجرت گسترده نیروی انسانی ماهر از ایران شده است
اقتصاد ایران امروز با مجموعهای از چالشهای همزمان مواجه است؛ تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، رکود در برخی بخشهای تولید، بیکاری جوانان تحصیلکرده، نااطمینانی سرمایهگذاری و فشار بر بنگاههای کوچک و متوسط. در چنین شرایطی، بحث درباره دستمزد، امنیت شغلی و معیشت کارگران صرفا یک موضوع صنفی نیست، بلکه به مسئلهای ملی تبدیل شده است.
…سقوط مداوم ارزش ریال، دستمزد نیروی کار ایرانی را بهطور کم و کمتر و قدرت خرید شاغلان را آب میکند. این موضوع نهتنها بسیاری از شاغلان کشور را فقیر و فقیرتر کرده، بلکه در سالهای گذشته به مهاجرت نیروی متخصص از کشور دامن زده است. … کارشناسان میگویند یک نیروی ماهر در کشور حداقل تا ۲۵سالگی تحصیل میکند و پنج تا ۱۰ سال هم را صرف حرفهآموزی کرده تا تبدیل به نیروی ماهر شود. به عبارت دیگر برای جایگزینی یک نیروی ماهر حداقل 15 تا 35 سال زمان لازم است.
حسین کرمانپور، روابطعمومی وزارت بهداشت، اعلام کرد براساس «آمار نظام پزشکی» ایران از ابتدای کرونا تا سال 1401 حدود پنج هزار پزشک از این کشور مهاجرت کردهاند. علی جواهرفروشزاده، رئیس سازمان نظام پزشکی اهواز هم گفته بود مهاجرت پزشکان ایران، ازجمله اهواز به عمان، بحرین، قطر و اروپا در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته است. …
حقوق کارگران ایرانی فقط ۶۶ دلار
قدرت خرید کارگران ایرانی به کمتر از یکسوم 10 سال گذشته رسیده است. در حال حاضر ارزش دلاری دستمزد کارگران ایرانی فقط 66 دلار در ماه است، حال آنکه دستمزد کارگران در سالهای 1394 تا 1396 به 225 دلار در ماه میرسید. این در حالی است که بررسی دادههای وزارت کار عمان نشان میدهد حداقل حقوق کارگران در این کشور 845 دلار در ماه است. حداقل حقوق کارگران در کویت هم حدود 245 دلار است. همچنین حقوق کارگران در امارات هم بین 490 تا 900 دلار در ماه و در عراق هم حداقل حقوق کارگران بین 355 تا 400 دلار است. در این میان عربستان سعودی ارقام قابل توجهی بهعنوان حقوق به کارگران میپردازد و حداقل حقوق کارگران بین 800 تا هزار دلار است.
توسعه ایرانی: وام ارزی صندوق به دولت، مصداق خالیفروشی است
بررسی استقراض از صندوق توسعه برای واردات کالاهای اساسی در گفتوگوی «توسعه ایرانی» با کارشناسان:
استقراضهای دولت از صندوق توسعه ملی پایان ندارد؛
نایبرئیس انجمن اقتصاد ایران: آیا ۲میلیارد دلار پول واقعی از صندوق توسعه ملی به دولت برای واردات کالاهای اساسی، پرداخت شده است یا این وام فعلا اعطا شده تا بعدا دلارهای نفتی بازگردد؟ تورمی که اکنون در اقتصاد کشور رخ داده است، از همین محل است. دلار نیست، در نتیجه بازار دلار به هم میریزد و قیمت آن افزایش پیدا میکند. دولت نیز در پی این قضیه پول چاپ میکند بنابراین تاثیر توامان چاپ نقدینگی و کمبود و افزایش قیمت دلار، همین تورم 50 تا 60 درصدی است که اکنون مشاهده میکنیم
در سال جاری وضعیت استقراض دولت از صندوق توسعه بدتر هم شده است و در دیماه سال جاری، یک عضو هیات مدیره صندوق توسعه ملی خبر داد که امسال اولین سالی بود که دولت از صندوق برای واردات کالاهای اساسی، وام ارزی دریافت کرد!…
مگر پول و دلار واقعی در صندوق توسعه ملی وجود دارد که به دولت قرض بدهد؟ اگر دلار واقعی وجود دارد پس قضیه تراستیها و ادعای نبود دلار و گرانی آن و آشوبهای بعدی چه بود؟ احتمالا دولت از پولی که وجود ندارد، وام گرفته است و این اعتبار را به بانک مرکزی داده است تا مابهازای آن، ریال چاپ شود و این مسئله مصداق همان خالیفروشی است که این روزها گفته میشود.