وقتی دشمن کتاب و آزادی اندیشه پز نمایشگاه کتاب میدهد!
قدیمیها وقتی میخواستند ادعای کسی را که هیچ سنخیتی با شخصیت و ماهیتش نداشت بیان کنند، میگفتند «خانهٴ خرس و بادیهٴ مس؟!» حالا حکایت دیکتاتوری قرونوسطایی آخوندی است و به راهانداختن نمایشگاه کتاب!
رژیم آخوندی از روز 14اردیبهشت، یک بهاصطلاح نمایشگاه بینالمللی کتاب با تبلیغات و سر و صدای زیاد در تهران راه انداخته است. آخوند حسن روحانی هم در مراسم افتتاح آن شرکت و سخنرانی کرد و اندر باب آزادی کتاب و اندیشه، داد سخن داد. او گفت: «اگر ما انس با کتاب داشته باشیم، قدرت ما در صحنه جهانی هم بالاتر میرود. قدرت یک ملت با خواندن، نوشتن و تالیف است. آنهایی که مینویسند یا ترجمه میکنند و خلاق واقعی این آثار هستند، بیشتر از ما آزادی میخواهند؛ امنیت و آزادی آنها را تضمین کنیم… من بارها در دولت و همچنین به وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی گفتهام که نظر من این است که باید کارها را به صاحبنظران واگذار کنیم. اینکه کتاب خوب است یا بد و قابل چاپ و نشر است یا نه را، به انجمن نویسندگان و انجمن ناشران واگذار کنید. این نهادهای مدنی کارشان را دقیقتر انجام میدهند» (تلویزیون رژیم 14اردیبهشت95).
اگر کسی این حرفها را بشنود و حسن روحانی را نشناسد، خیال میکند که این سخنان توسط یک عاشق کتاب و دلخستهٴ آزادی بیان شده است. انگار نه انگار که گویندهٴ این حرفها، سابقه بیش از 30سال حضور در شورای عالی امنیت، یعنی بالاترین نهاد امنیتی یکی از سیاهترین دیکتاتوریهای معاصر را داشته و اکنون هم رئیسجمهور نظامی است که در جهان بهعنوان بزرگترین زندان خبرنگاران و بدترین دشمن کتاب و مطبوعات شناخته میشود.
میزان دجالگری او در این حرفها را میتوان با حرفهای یکی از مقامهای وزارت ارشاد رژیم در رابطه با همین نمایشگاه سنجید. نوشآبادی معاون وزارت ارشاد در یک گفتگوی تلویزیونی در پاسخ به این سؤال مجری که «گفته شده است که به هر کتابی اجازه داده نشده که به نمایشگاه بیاید و 3 مرحله نظارتی برای این موضوع وجود داشته است؛ پس این کتابهایی که از نمایشگاه جمعآوری کردید چطور به نمایشگاه راه یافته؟» گفت:
«نظارت بر کتابهای داخلی که خیلی آسان شکل میگیرد. از ابتدا که کتاب میخواهد چاپ شود مجوز دریافت میکند. طبیعی است که نظارتمان بر کتابهای داخل کشور، قبل از چاپ است. آنجا مشکل ایجاد میشود که ما از ناشران خارجی دعوت میکنیم و کتابهایی وارد میشود که این کتابها ممکن است با سیاستهای کلی ما و با مبانی فرهنگی و اخلاقی ما سازگار نباشد. بنابراین نظارت بر کتابهای خارجی قطعاً دقیقتر و کاملتر است نسبت به کتابهایی که در داخل کشور ما داریم» (تلویزیون رژیم 18اردیبهشت).
ملاحظه میکنید که یک کتاب یا نوشته در داخل کشور، برای آن که اجازه چاپ بگیرد از چند مرحله و نقطهٴ نظارت و بازرسی عبور میکند. حتی کتابهای خارجی هم که در این نمایشگاه راه یافتهاند، اگر کمترین زاویهیی با سیاستها و دیدگاههای این دیکتاتوری سیاه مذهبی داشته باشند، بلافاصله جمعآوری میشوند.
کمااینکه برخلاف ادعای شیادانهٴ روحانی، وزیر وزارتخانهٴ سانسور، علی جنتی هفته گذشته در رابطه با نمایشگاه کتاب صراحتاً گفت: «تأکید میکنیم که درهای نمایشگاه به روی هر کتابی باز نیست بلکه نظارت چند لایه وجود داشته است».
اما مهمتر از سانسور مستقیم، سانسور و نابود کردن کتاب و کتابخوان، بهطور غیرمستقیم است. رژیم آنچنان مردم ایران را که بیش از 80درصد آنان در زیر خط فقر بهسر میبرند، دچار دغدغه نان و تأمین معاش کرده که حتی قشر دانشگاهی و دانشجو هم، نه فرصت و نه امکان کتاب خواندن پیدا نمیکند. چند داده و آمار که در رسانههای حکومتی آمده در این رابطه گویاست:
جمعیت کنونی از زمان روی کارآمدن رژیم آخوندی بیش از دو برابر و شمار دانشجویان حدود 10برابر شده، اما طی این مدت تیراژ متوسط کتاب به کمتر از نصف سقوط کرده است.
تیراژ متوسط کتاب از ۵۲۰۰نسخه در سال ۱۳۸۰ به کمتر از ۳هزار نسخه در سال۹۰ سقوط کرده است.
کتابفروشیها اغلب به فروش نوشتافزار و کالاهای دیگر روی آوردهاند.
تیراژ کتاب در ایران، یک دوهزارم ژاپن است.
نتیجه اینکه بهراه انداختن نمایشگاه کتاب، یک ژست فریبکارانه برای رنگ و روغن زدن به چهرهٴ این دیکتاتوری سیاه قرونوسطایی و دشمن خونی کتاب و اندیشه و فرهنگ است. همین سخن را آخوند موحدی کرمانی نمایندهٴ خامنهای چند روز پیش در ارتباط با نمایشگاه کتاب کذایی به صریحترین صورتی بیان کرد و گفت:
«بر اساس تحقیق من، از سراسر کشورها کتاب در این نمایشگاه ریخته میشود. کشورها، فرهنگشان را اینجوری به کشور ما تزریق میکنند. … اینکه نشد! اصلاً از خیر آن گذشتیم؛ ما نمیخواهیم پز بدهیم؛ نمیخواهیم! نمایشگاه کتاب نمیخواهیم! چه اشکالی دارد؟!» (نمایش جمعهٴ تهران 3اردیبهشت 95).
قدیمیها وقتی میخواستند ادعای کسی را که هیچ سنخیتی با شخصیت و ماهیتش نداشت بیان کنند، میگفتند «خانهٴ خرس و بادیهٴ مس؟!» حالا حکایت دیکتاتوری قرونوسطایی آخوندی است و به راهانداختن نمایشگاه کتاب!
رژیم آخوندی از روز 14اردیبهشت، یک بهاصطلاح نمایشگاه بینالمللی کتاب با تبلیغات و سر و صدای زیاد در تهران راه انداخته است. آخوند حسن روحانی هم در مراسم افتتاح آن شرکت و سخنرانی کرد و اندر باب آزادی کتاب و اندیشه، داد سخن داد. او گفت: «اگر ما انس با کتاب داشته باشیم، قدرت ما در صحنه جهانی هم بالاتر میرود. قدرت یک ملت با خواندن، نوشتن و تالیف است. آنهایی که مینویسند یا ترجمه میکنند و خلاق واقعی این آثار هستند، بیشتر از ما آزادی میخواهند؛ امنیت و آزادی آنها را تضمین کنیم… من بارها در دولت و همچنین به وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی گفتهام که نظر من این است که باید کارها را به صاحبنظران واگذار کنیم. اینکه کتاب خوب است یا بد و قابل چاپ و نشر است یا نه را، به انجمن نویسندگان و انجمن ناشران واگذار کنید. این نهادهای مدنی کارشان را دقیقتر انجام میدهند» (تلویزیون رژیم 14اردیبهشت95).
اگر کسی این حرفها را بشنود و حسن روحانی را نشناسد، خیال میکند که این سخنان توسط یک عاشق کتاب و دلخستهٴ آزادی بیان شده است. انگار نه انگار که گویندهٴ این حرفها، سابقه بیش از 30سال حضور در شورای عالی امنیت، یعنی بالاترین نهاد امنیتی یکی از سیاهترین دیکتاتوریهای معاصر را داشته و اکنون هم رئیسجمهور نظامی است که در جهان بهعنوان بزرگترین زندان خبرنگاران و بدترین دشمن کتاب و مطبوعات شناخته میشود.
میزان دجالگری او در این حرفها را میتوان با حرفهای یکی از مقامهای وزارت ارشاد رژیم در رابطه با همین نمایشگاه سنجید. نوشآبادی معاون وزارت ارشاد در یک گفتگوی تلویزیونی در پاسخ به این سؤال مجری که «گفته شده است که به هر کتابی اجازه داده نشده که به نمایشگاه بیاید و 3 مرحله نظارتی برای این موضوع وجود داشته است؛ پس این کتابهایی که از نمایشگاه جمعآوری کردید چطور به نمایشگاه راه یافته؟» گفت:
«نظارت بر کتابهای داخلی که خیلی آسان شکل میگیرد. از ابتدا که کتاب میخواهد چاپ شود مجوز دریافت میکند. طبیعی است که نظارتمان بر کتابهای داخل کشور، قبل از چاپ است. آنجا مشکل ایجاد میشود که ما از ناشران خارجی دعوت میکنیم و کتابهایی وارد میشود که این کتابها ممکن است با سیاستهای کلی ما و با مبانی فرهنگی و اخلاقی ما سازگار نباشد. بنابراین نظارت بر کتابهای خارجی قطعاً دقیقتر و کاملتر است نسبت به کتابهایی که در داخل کشور ما داریم» (تلویزیون رژیم 18اردیبهشت).
ملاحظه میکنید که یک کتاب یا نوشته در داخل کشور، برای آن که اجازه چاپ بگیرد از چند مرحله و نقطهٴ نظارت و بازرسی عبور میکند. حتی کتابهای خارجی هم که در این نمایشگاه راه یافتهاند، اگر کمترین زاویهیی با سیاستها و دیدگاههای این دیکتاتوری سیاه مذهبی داشته باشند، بلافاصله جمعآوری میشوند.
کمااینکه برخلاف ادعای شیادانهٴ روحانی، وزیر وزارتخانهٴ سانسور، علی جنتی هفته گذشته در رابطه با نمایشگاه کتاب صراحتاً گفت: «تأکید میکنیم که درهای نمایشگاه به روی هر کتابی باز نیست بلکه نظارت چند لایه وجود داشته است».
اما مهمتر از سانسور مستقیم، سانسور و نابود کردن کتاب و کتابخوان، بهطور غیرمستقیم است. رژیم آنچنان مردم ایران را که بیش از 80درصد آنان در زیر خط فقر بهسر میبرند، دچار دغدغه نان و تأمین معاش کرده که حتی قشر دانشگاهی و دانشجو هم، نه فرصت و نه امکان کتاب خواندن پیدا نمیکند. چند داده و آمار که در رسانههای حکومتی آمده در این رابطه گویاست:
جمعیت کنونی از زمان روی کارآمدن رژیم آخوندی بیش از دو برابر و شمار دانشجویان حدود 10برابر شده، اما طی این مدت تیراژ متوسط کتاب به کمتر از نصف سقوط کرده است.
تیراژ متوسط کتاب از ۵۲۰۰نسخه در سال ۱۳۸۰ به کمتر از ۳هزار نسخه در سال۹۰ سقوط کرده است.
کتابفروشیها اغلب به فروش نوشتافزار و کالاهای دیگر روی آوردهاند.
تیراژ کتاب در ایران، یک دوهزارم ژاپن است.
نتیجه اینکه بهراه انداختن نمایشگاه کتاب، یک ژست فریبکارانه برای رنگ و روغن زدن به چهرهٴ این دیکتاتوری سیاه قرونوسطایی و دشمن خونی کتاب و اندیشه و فرهنگ است. همین سخن را آخوند موحدی کرمانی نمایندهٴ خامنهای چند روز پیش در ارتباط با نمایشگاه کتاب کذایی به صریحترین صورتی بیان کرد و گفت:
«بر اساس تحقیق من، از سراسر کشورها کتاب در این نمایشگاه ریخته میشود. کشورها، فرهنگشان را اینجوری به کشور ما تزریق میکنند. … اینکه نشد! اصلاً از خیر آن گذشتیم؛ ما نمیخواهیم پز بدهیم؛ نمیخواهیم! نمایشگاه کتاب نمیخواهیم! چه اشکالی دارد؟!» (نمایش جمعهٴ تهران 3اردیبهشت 95).