728 x 90

جام زهر اتمى,

نظام در تلة برجام!

-

دعوای برجام در مجلس ارتجاع
دعوای برجام در مجلس ارتجاع
از مجلس ارتجاع تا رادیو تلویزیون رژیم و رسانه‌های هر دو باند، فریاد و هیاهو بر سر برجام هم‌چنان با شدت به گوش می‌رسد؛ حرف دو طرف دقیقاً چیست؟ و دعوا بر سر چیست؟ چرا پس از 3ماه و نیم که از اجرایی شدن برجام می‌گذرد، هر روز گویی موضوع برجام حادتر از روز قبل می‌شود؟

آنچه در حرفهای کارگزاران و سردمداران هر دو باند در مورد برجام، به‌روشنی دیده می‌شود، اعتراف به بن‌بست است. بجز روحانی که هم‌چنان مصرانه و به‌طور مسخره‌یی، برجام را «یک افتخار سیاسی و حقوقی» توصیف کرد و «گشایش مبادلات بانکی» را هم از جملهٴ این افتخارها دانست، سایر اعضای دولت او از جمله، ولی‌الله سیف، مدیرکل بانک مرکزی رژیم، عواید حاصل از برجام را «تقریباً هیچ» دانست و ظریف هم در آستانهٴ سفر خود به آمریکا، در مصاحبه‌یی گفت: «بیش از 30ماه مذاکره نکردیم که الآن با یک سند توخالی مواجه باشیم!». حتی هاشمی رفسنجانی پدرخواندهٴ دولت روحانی هم که تا کنون بی‌شکاف از برجام و دستاوردهای آن حمایت می‌کرد، از «بدعهدیهای طرف مقابل» شکوه و شکایت نمود.

علی خامنه‌ای نیز در سخنرانی اول فروردین خود، برجام را «خسارت محض» توصیف کرد و گفت با این‌که ما به همهٴ تعهدات خود عمل کرده‌ایم، اما آمریکا به تعهدات خود پایبند نیست‌.

موضوع چیست؟ آیا واقعاً آمریکا پس از 30ماه مذاکره، می‌خواهد زیر تعهداتش بزند؟

اگر متن برجام را به‌دقت مطالعه کنیم، می‌بینیم که ساختار آن به‌نحوی تنظیم شده که خواه ناخواه به چنین وضعیتی راه می‌برد، کما این‌که ارنست مونیز وزیر انرژی آمریکا گفته است: «ایران به چیزی متعهد شده که هیچ جای دیگری وجود ندارد»

اولین موضوع در مورد تحریمها این است که دو نوع تحریم وجود دارد: تحریمهای اولیه که شامل شرکتها و نهادهای آمریکایی است و تحریمهای ثانویه که بانکها و شرکتهای غیرآمریکایی را شامل می‌شود و مانع هر گونه رابطه و معامله آنها با بانکها و نهادهای رژیم است. بر اساس برجام، تنها نوع تحریمهای ثانویه لغو می‌شود و تحریمهای اولیه هم‌چنان به قوت خود باقی است.

باید دانست که در ارتباطات مالی بین‌الملل، امکانی وجود دارد به نام «UTurn» یوترن به این معناست که برای تبادل ارز، باید هر پولی ابتدا تبدیل به دلار شود و از آنجا که آمریکا صاحب دلار است، این تبدیل یا باید در آمریکا انجام شود یا در خارج از آمریکا باید مجوز وزارت خزانه‌داری آمریکا را کسب کرده باشد. از همین رو مثلاً اگر رژیم با هند معامله کند، تنها می‌تواند روپیه دریافت کند و نمی‌تواند پول فروش نفت خود را به دلار از هند وصول کند، چرا که در این صورت ابتدا روپیه باید به دلار تبدیل شود و برای این کار باید از وزارت خزانه‌داری آمریکا مجوز بگیرد که او چنین مجوزی به بانکها نمی‌دهد؛ زیرا سیستم مالی و پولی آمریکا بر اساس قطعنامه 1803 شورای امنیت به روی رژیم بسته شده است.

در برابر شکوه و شکایت رژیم از این مقوله، سخنگوی کاخ سفید در روز 28فرورین گفت: «در توافق هسته‌یی بندی به نام دسترسی ایران به نظام مالی آمریکا وجود ندارد و چنین چیزی را هم در دست بررسی نداریم».

تحریمهای ثانویه نیز اگر‌چه قانوناً لغو شده، اما به‌طور واقعی و در عمل هم‌چنان برقرار است، زیرا بانکهای غیرآمریکایی از ترس آن که مبادا طرف معامله‌شان در ایران اشخاص حقیقی و حقوقی مورد تحریم آمریکا از آب در آیند، از معامله با رژیم ایران خودداری می‌کنند. در همین رابطه اسدالله عسگراولادی، از بزرگترین تجار وابسته به رژیم گفت: «الان ما تحریم نیستیم، اما نمی‌توانیم پول بیاوریم! این چه جور رفع تحریمی است؟!».

وی افزود: «الان بانکهای اروپایی این ترس را دارند که مبادا به ما اعتماد کنند و آمریکا دوباره جریمه‌شان کنند. این احتیاط توأم با احتیاط سیاسی هم هست» (تلویزیون رژیم ـ 15اسفند 94).

باند رفسنجانی روحانی به‌جد در پی کسب اعتماد طرف مقابل است در همین رابطه روزنامه حکومتی شرق (31فروردین 94) می‌نویسد: «باید توجه داشت در ایجاد روابط کارگزاری و همکاری بین بانکها، شرط لازم ثبات سیاسی و اقتصادی کشورها و شرط کافی ساختار بهینه و مناسب مالی بانکهاست. بسیاری از بانکهای خارجی در حال‌ حاضر در حال رصد رفتار سیاسی ایران بعد از برجام هستند. از طرفی انتخابات آمریکا و رفتارها و گفتارهای کاندیداها و همچنین برخی تحرک‌های ضد برجام در داخل کشور، تماماً می‌تواند بر این شرط لازم، تأثیر بگذارد».

مورد دوم تحریمها، به‌خاطر پروژه موشکی رژیم است. در جریان مذاکرات هسته‌ای، طرف مقابل به این موضوع، زیاد بند نکرد تا مذاکرات پیش برود. اما پس از زهرخوران هسته‌یی، آمریکا اکنون موضوع موشکی را روی میز آورده است. علاوه بر آن، موضوع دخالت منطقه‌یی و حقوق‌بشر هم، مورد توجه غرب قرار گرفته است.

اکنون سؤال این است که چه راهی و چه برون‌رفتی برای رژیم، از این مخمصه متصور است؟

دو باند متخاصم (باند دلواپسان و باند رفسنجانی روحانی) دو پاسخ کاملاً متعارض به این سؤال می‌دهند. دلواپسان می‌گویند باید میز برجام را واژگون کنیم و راه رفته را برگردیم. برخی از آنها صراحتاً از «فسخ برجام» سخن می‌گویند: «بهترین راه‌کار حقوقی جهت متقاعد کردن آمریکایی‌ها برای تغییر رفتار و اجرای تعهدات «فسخ» برجام یا دست‌کم «تعلیق» آن است» (روزنامه جوان ارگان بسیج ضدمردمی ـ 21فروردین 95). اما این بیشتر حرف و ژست است تا یک حرف جدی، چرا که خود آنها هم می‌دانند که این امکان‌پذیر نیست. یکی از دوآتشه‌ترین آنها به نام مهدی محمدی که عضو تیم سعید جلیلی در مذاکرات هسته‌یی بوده، می‌گوید: «برجام یک چارچوبی است که ایران وقتی داخل آن چارچوب قرار گرفت دیگر نمی‌تواند هر کاری بکند. هر حرفی بزند، هر اقدامی انجام بدهد». چرا که هر گونه اقدامی در نقض برجام، بر اساس قطعنامه 2231 شورای امنیت از یک طرف بازگشت خودکار همهٴ تحریمها و از طرف دیگر طرف خاطی (رژیم) مشمول بند7 مادهٴ 41 منشور ملل‌متحد و آماج اقدام نظامی با مجوز سازمان ملل‌متحد قرار می‌گیرد.

باند رفسنجانی روحانی می‌گویند تنها راه‌حل ادامه مسیر برجام یعنی عملی شدن برجامهای 2 و 3 و 4 یعنی خوردن جام زهرهای بعدی است. همان مسیری که خامنه‌ای در سخنرانی اول فروردین خود آن را «تغییر سیرت جمهوری اسلامی» و «تسلیم کامل» توصیف کرد و در همان سخنرانی در توضیح این وضعیت رژیم گفت: «یک دو راهی را دشمن نشان می‌دهد به ما می‌گوید یا بیایید، تسلیم آمریکا بشوید، هرچه او می‌گوید گوش کنید، یا فشار و تحریم ادامه پیدا می‌کند». آری، این است بن‌بست مرگباری که رژیم در آن به دام افتاده است.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/01da18cd-2ca3-4008-b6f1-6115bc860691"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات