728 x 90

-

چرا جنگ انتخابات به جدال بر سر پایه‌های نظام راه می‌برد؟

-

خامنه‌ای و روحانی
خامنه‌ای و روحانی
حسن روحانی طی روزهای یکشنبه و دوشنبه 18 و 19بهمن اقدام به شرکت در 3 مراسم و سخنرانی در آنها کرد. فصل‌مشترک این هر سه مراسم، آن هم در حالی که کمتر از 3 هفته به انتخابات رژیم باقی مانده است –چه مستقیم و چه غیرمستقیم- تبلیغات انتخاباتی بود.

باند خامنه‌ای مشخصاً این سخنرانی‌ها را، تبلیغات انتخاباتی تلقی کرد و حتی تلویزیون رژیم که در دست این باند است، در خبر کوتاهی که از همایش به‌اصطلاح ”زنان، اعتدال و توسعه“ در روز یکشنبه پخش کرد گفت که روحانی در همایشی شرکت کرد که محور و موضوعش انتخابات بود؛ احتمالاً به همین خاطر هم بود که مشروح سخنرانی او را پخش نکرد و پخش زندهٴ سخنرانی روز بعد او را هم وسط کار قیچی کرد.

روحانی ضمن شکوه و شکایت از این‌که باید فضا بازتر باشد، همهٴ جناحها باشند و کسی نباید از حذف دیگران لذت ببرد و… اما گفت که اگر‌چه شرایط ایده‌آل نیست، اما همه باید پای صندوقها برویم. نکته قابل‌توجه در صحبتهای روحانی این بود که به‌طور قطعی -و نه احتمال- گفت که مجلس خبرگان مجلسی است که باید رهبر آینده را انتخاب کند.

باند روحانی در روزنامه‌ها گاهی غر می‌زنند که وقتی همه‌مان را حذف کردند، دیگر شرکت در انتخابات چه فایده‌یی دارد؛ اما این‌که هم رفسنجانی و هم روحانی و سردمداران این باند پشت سر هم تأکید می‌کنند که نباید از صندوق انتخابات قهر کرد و باید همه شرکت کنیم؛ به‌خاطر ترسی است که از انفجار اجتماعی و از قیام دارند. این وحشت در واقع فصل‌مشترک هر دو باند حاکم است.

همچنین روحانی در سخنرانی‌اش در روز 18بهمن اعتراف قابل توجهی کرد و گفت: «هنوز در مفاهیمی از انقلاب، اجماع نظر نداریم. 37سال از 22بهمن 57 گذشته است. فکر می‌کنم هنوز هم نیاز است که ما انقلاب را معنا کنیم و انقلابی بودن را تفسیر کنیم. … هنوز هم راجع به استقلال و جمهوریت و اسلامیت نظام باید سخن بگوییم».

در بیان ورشکستگی تاریخی و ایدئولوژیک ارتجاع خمینی که اسم آن را ” انقلاب اسلامی“ و جمهوری اسلامی گذاشته همین بس که به اعتراف خودشان، هنوز سر مفاهیم پایه‌یی مثل انقلاب، اسلام، جمهوری، استقلال و آزادی و… با هم اتفاق‌نظر ندارند.

دعوای قدیمی بر سر به‌اصطلاح ”اسلامیت“ و ”جمهوریت“ نظام از آنجا ناشی می‌شود که باند ولی‌فقیه می‌گویند همهٴ حرف، اسلام (منظور همان ارتجاع خمینی است) است و جمهوری و… دیگر معنی ندارد؛ معنی اسلام هم مشخص است! خود خمینی، یک بار با ابراز خشم نسبت به کسانی که از اسلام منهای روحانیت سخن می‌گویند، گفت: «اسلام و روحانیت در هم مدغمند» یعنی جدایی‌ناپذیرند! خمینی همچنین به‌طور آشکاری از خودش به نام «اسلام» نام می‌برد: «اسلام نمی‌پذیرد این را!»

بنابراین، اسلام یعنی ولایت‌فقیه و شخص دیکتاتور، در یک کلام منظور این است که همه باید مطیع محض ولی‌فقیه باشند و اعتقاد قلبی و التزام عملی به آن داشته باشند. اما باند رفسنجانی روحانی با به سینه زدن سنگ جمهوریت، می‌خواهد در این قدرت مطلقه سهمی داشته باشد. بنابراین دعوا در واقع بر سر مفاهیم نیست، دعوای سهم است! کما این‌که باند خامنه‌ای هم برای آن که سهمی به باند رقیب ندهد، هم‌چنان که معاون سیاسی سپاه پاسداران، به نام «سنایی راد» گفت، «برخی نظام را با گوشت قربانی اشتباه گرفته‌اند».

به این ترتیب مدال دادن روحانی به دست‌اندرکاران برجام را هم بایستی در چارچوب همین جنگ سهم خواهی یا جنگ هژمونی دید و مقابله‌جویی آشکار با مدال دادن خامنه‌ای به پاسدارهای گروگانگیر ملوانان آمریکایی تلقی کرد. این مقابله‌جویی نه تنها در شکل به‌طور بسیار بارزی نمایان بود، بلکه در محتوا نیز رودرروی ولی‌فقیه که به پاسدارهای گروگانگیر مدال داد، روحانی به دست‌اندرکاران برجام مدال داد؛ این در واقع تقابل و رویارویی دو خط است، یک خط تضمین رژیم را در صدور بحران و در تروریسم و گروگانگیری می‌بیند و باند دیگر در «تعامل با جهان» که عنوان شرمگینانهٴ قلاب شدن به آمریکا با الگوی برجام است و مستلزم سر کشیدن جام زهرهای دیگر می‌باشد.

اما هر دو باند اشتباه می‌کنند، کار رژیم از این چیزها گذشته و نه صدور تروریسم و نه آویختن به دامن غرب نمی‌تواند آن را از فرو غلتیدن در درهٴ نیستی و سرنگونی نجات دهد.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/4b6c1f93-e388-4d7a-858c-d889b1625256"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات