728 x 90

ادبیات و فرهنگ,

اشعار خامنه‌ای در بستر مرگ

-

خامنه ای
خامنه ای
من آن شخصم که‌ گر میرم به مرگم
عزا گیرند در اقصای عالم
ز سوریه به لبنان تا کاراکاس
بپا سازند تکیه بهر ماتم
***
به سرکوبند در ایوان بشار
به روسیه شود پوتین عزادار
دو صد حجله بیا سازند در چین
که جنس بنجلش شد بی‌خریدار
***
وصیت می‌کنم که بعد مرگم
نود و پنج میلیاردی که دارم
نه مال مجتبی باشد نه مسعود
شود مصروف ساخت سنگ قبرم
***
ز دستهاشمی ای داد و فریاد
که در آنجا نشسته با دل شاد
بسازید بمبکی بر روی پهپاد
زنید بر بیت من تا گردم آزاد
***
ولایت از خمینی مال من شد
ولی اوضاع از آن پس خفن شد
ز بس بر من فشار آمد در این بیت
پروستاتم که کوچک بود سه من شد
****
الهی خیر نبیند هر که حالا
زند بشکن که مرد آن هرزه ملا
خودم دیدم همه شیرینی خوردند
در آن روزی که رحلت کرد روح الله.
 
                                                      م. شوق