728 x 90

-

حرف اصلی نماینده خامنه‌ای در عید قربان؟

-

آخوند احمد خاتمی در نمایش جمعه تهران
آخوند احمد خاتمی در نمایش جمعه تهران
همزمان با سفر روحانی به آمریکا، نمایش حکومتی نماز عید قربان به صحنهٴ دیگری از جنگ دو باند بر سر هژمونی تبدیل شد. آخوند خاتمی گماشته تیغکش خامنه‌ای که سخنران این مراسم بود و در واقع مواضع ولی‌فقیه بازتاب می‌کرد، بار دیگر به ابراز وحشت از پیامدهای برجام پرداخت. چنان که می‌دانیم در هفته‌های اخیر، هم مجلس ارتجاع، هم رسانه‌های رژیم و هم تلویزیون آخوندی پر بود از غوغای ابراز وحشت از برجام، یا در واقع آه و ناله از زهر هسته‌یی، اما واقعیت این است که توافق هسته‌یی و برجام، یک عمل انجام شده است و کمیسیون به‌اصطلاح بررسی برجام هم که در مجلس تشکیل شده بود، تا آنجا که به خود برجام برمی‌گردد، بیشتر جنبهٴ صوری داشت و برای خالی نبودن عریضه و یک ژست در برابر کنگرهٴ آمریکا بود. اما جنگی که آنجا جریان داشت و دامنه‌اش، به رسانه‌های حکومتی هم کشیده شده بود، جنگ دو باند در واقع نه بر سر خود برجام، بلکه برای مرحله «پسا برجام» بود، کما این‌که آخوند خاتمی هم در سخنرانی عید قربان تصریح کرد که «مهمتر از خود برجام، مسائل بعد از برجام است».

مسائل بعد از برجام را خود خامنه‌ای در کلمه «نفوذ» خلاصه کرد و در سخنرانی خود خطاب به سرکردگان سپاه داشت، ضمن اشاره به انواع نفوذها، تصریح کرد که نفوذ فرهنگی خیلی خطرناکتر از نفوذ سیاسی و امنیتی است. منظور از نفوذ همان خط رفسنجانی و روحانی برای آویختن به غرب و آمریکاست که آنها هم این را معمولاً با کلمات «تعامل» و «توسعه» بیان می‌کنند.

آخوند خاتمی طی سخنرانی خود، با تکرار حرفهای خامنه‌ای، در خلال شعارهای «مرگ بر آمریکا» این شعار را مقدس توصیف کرد و از پیامدهای نفوذ ابراز وحشت نمود و به‌طور مشخص گفت:“طراحی‌شان این است که اگر تحریمهای هسته‌یی تمام شد، بروند سراغ تحریمهای حقوق‌بشری، تحریمهای مبارزه با تروریسم، آنی آمریکا از توطئه دست بردار نیست، هدفشان هم دین ماست» (تلویزیون رژیم ـ ۲/۶/۹۴).

روشن است که در فرهنگ لغات دجالیت و ارتجاع، منظور آخوندهای دین‌فروش خمینی صفت «دین» با یکی دو پیچ مختصر، یعنی اعدام، شکنجه، سرکوب، حجاب اجباری، قطع دست و پا و یعنی صدور بمب و تروریست به عراق و سوریه و منطقه است. اگر ترس آخوندهای حاکم برای دست برداشتن از بمب اتمی مثلاً 100باشد، ترسشان برای دست برداشتن از اعدام و سرکوب، هزار است! چرا که خوب می‌دانند اگر یک روز از آن دست بردارند، روز بعد سرنگون می‌شوند. به این ترتیب هنگامی که آخوندهای حاکم از خود خامنه‌ای تا خاتمی تا مراجع دست‌ساز رژیم، مانند آخوند مکارم از نفوذ حرف می‌زنند و آن را نقشهٴ آمریکا می‌دانند، با زبان و فرهنگ آخوندی و دجالگرانه، وحشت خود از سرنگونی را بیان می‌کنند.

از آنجا که باند رفسنجانی روحانی نیز تماماً به ضرورت اعدام و شکنجه و صدور تروریسم معتقدند، این سؤال مطرح می‌شود که پس اختلاف آنها بر سر چیست؟

پاسخ این است که دعوا بر سر شیوه‌هاست و این‌که راه عملی و مؤثر برای حفظ نظام چیست؟ باند ولی‌فقیه یک سره بر انقباض رژیم در همهٴ زمینه‌ها متکی است؛ کما این‌که می‌بینیم چگونه عقب‌نشینی‌های ناگزیر و مقطعی اخیر در برابر حرکتهای اعتراضی معلمان را با تشدید و افزایش معلمان زندانی جبران می‌کند چرا که بر این باور است که باز شدن ذره‌یی شکاف همان و بر باد رفتن کل نظام همان!

اما باند رفسنجانی روحانی بر این تأکید می‌کند که با زهر هسته‌یی همه معادلات بالکل تغییر کرده است؛ کما این‌که روحانی تأکید کرد: «ما امروز باید جهان را در فضای پساتحریم ببینیم و برای آن برنامه‌ریزی کنیم».

ایادی این باند معتقدند فضای پس از برجام یک فرصت است و باید از آن استفاده کرد و رژیم را به لکوموتیو سرمایه‌داری غربی بست و از این طریق از تهدید سرنگونی رست. روزنامه شرق (۳۱/۶/۹۴) «برجام» را، جامی «برای زندگی»! توصیف کرد. از آنجا می‌توان عمق شکاف در رأس رژیم را دریافت؛ یک باند برجام را جام زهر و مقدمه زهرهای مهلکتر مثل زهر حقوق‌بشر می‌داند، بخش دیگر رژیم آن را جام زندگی توصیف می‌کند، اما این، صرفاً یک اختلاف نظری نیست! دینامیسم جنگ هژمونی است که تا حذف یکی از این دو طی یک روند تصاعدی ادامه خواهد داشت.
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/f18c257e-8bfc-44a7-a163-1f090f4e7cd6"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات