ـ در سالهاي گذشته اين خانه کارگر(وابسته
به رژيم) بود که براي روز جهاني کارگر برنامهريزي ميکرد و کارگران را به قبر
خميني يا خانه خامنهاي ميبرد. ولي امسال و سال گذشته اين کارگران بودند که از
امکان خانه کارگر بهمثابه ظرف تجمع فعالان کارگري استفاده کردند. با خانه کارگر
امکان و جا و محل را ميگرفتند اما شعارهاي خودشان را ميدادند
ـ اگر کودتاي فرهنگي درسال 59 دانشگاهها را براي چندين سال سرکوب کرد اما اين بار
درست برعکس بر آتش خشم و بر کيفيت و کميت مبارزات دانشجويان خواهد افزود
همانطور که اشاره کرديد
در اعتراضات اقشار مختلف مردم نسبت به سالهاي قبل بهخصوص بعداز آمدن احمدي نژاد
تحولي بوجود آمده است.
مهمترين عنصري که نشاندهنده اين تحول است، استمرار فعاليتها و اعتراضات بهرغم شدت
سرکوب رژيم است.
در سالهاي گذشته اگر قيام 18تير بود و يا اگر سالگرد 16آذر و يا تجمعات و اعتراضات
بهمناسبت روز جهاني زن، يا روز جهاني کارگر و يا هر مناسبت ديگري بود و اقشار
مختلف تجمع اعتراضي داشتند، حرکتشان هر چند روزهم که طول ميکشيد، رژيم با سرکوب
وحشيانه و بگيرو بهبند آنرا متوقف و مهار ميکرد. بعد از روي کار آمدن احمدينژاد
تجمعات و حرکتهاي اعتراضي مردم متوقف نشده است. کارگران ، معلمان، دانشجويان، زنان
و جوانان و ساير اقشار مانند کارمندان و هموطنانمان با مليت و يا با فرهنگ و مذهب
و زبان خود و… بهرغم دستگيري، انفصال از خدمت، اخراج از کار، خرابکردن دفاتر و
انواع و اقسام فشارهاي غيرانساني اما دست از اعتراض برنداشتند و بر خواستهايشان
نيز تا شعار «مرگ بر ديکتاتور» پيش رفتهاند.
بنابراين بهجا است که اين تحول در مبارزات ضدرژيم اقشار مختلف مردم را با شاخص
استمرار اعتراضات بيان کنيم. اما اينکه چه عامل ياعواملي باعث اين تحول شده است
بايد بگويم که:
مبارزه اجتماعي مانند هر زدوخورد و مسابقهاز سه عنصر اصلي تأثير ميپذيرد و
جنبشهاي مردم ايران نيز متأثر از سه عامل: وضعيت رژيم، وضعيت مردم و وضعيت مقاومت
ميباشند.
در مورد رژيم اگر خاطرتان باشد بعد از اينکه خامنهاي رژيمش را يک پايه کرد
مقاومت رسماً اعلام کرد که رژيم از موضع ضعف رژيمش را يکپايه کرد و با آوردن
احمدينژاد به مردم و مقاومت ايران و به جامعه جهاني اعلام جنگ کرده است.
بنابراين رژيم که ديگر ظرفيت بازيها و فتنهگريهاي خاتمي را هم از دست داده، بيشکاف
از رو بسته و رسماً به مردم و مقاومت ايران اعلام جنگ کرده است. اما از آنجاکه
اين سرکوب عريان و وحشيانه که اين روزها نمونههاي دلخراش و فضاحتبارش را در
تلويزيونهايش هم نشان ميدهد ناشي از ضعف او است، نه تنها باعث ترس و وحشت و سکوت
مردم نميشود برعکس بر اصرار مردم بر مقاومت و استمرار مبارزه ميافزايد.وقتي ميگوييم
از موضع ضعف يعني اينکه سر ان رژيم گرچه ظاهراً خود را يکپارچه کرده و همه عناصر
پاسدار و دژخيم را بر مصادر امور نشانده و دار و دسته خاتمي و رفسنجاني را کنار
زده است، اما دشمنيها و اختلافات برجاي مانده باگذشت زمان تشديد شده و بيرون ميزند
و باندهاي رژيم بهطور علني يکديگر را افشا ميکنند. و اين باعث ميشود که شکنجهگران
روي کارشان قاطع نباشند، زيرا با فروريختن اتوريته سران رژيم بهدست خودشان، براي
خود آيندهيي نميبينند. بنابراين تيغ سرکوب کندتر ميشود و اين روند باعث تهييج
بيشتر مردم ميشود.
اقشار مختلف مردم نيز که شاهد کندشدن تيغ سرکوب هستند و از طرفي فشار زندگي و
اختناق جانشان را به لبشان رسانده است بر اعتراضاتشان بهطور کمي و کيفي اصرار ميورزند
و تا شعار مرگ بر ديکتاتور پيش مي روند.
بدون تريد نقش مقاومت که با منزوي کردن رژيم در جامعه بينالمللي و انداختن رژيم
در تله اتمي شوراي امنيت و وارد کردن ضربات مهم در عرصه جهاني، منطقهيي و عراق به
اوتوريته رژيم ضربه وارد ميکند و روحيه مزدوران رژيم را تضعيف ميکند، در اعتلاي
جنبش و اعتراضات بيوقفه بيهمتا است، به نحويکه وقتي مردم شاهد اين ضربات ميشوند
به پوشالي بودن رژيم بيشتر پي برده و بردامنه اعتراضات و اتحاد با يکديگر بيش از
پيش اصرار ميورزند.
بهخصوص که بهطور عملي ميبينند پشتشان به مقاومتي گرم است که با قدرت رژيم را
منزوي کرده و روز به روز به پايان مرگبارش نزديکش ميکند. مشاهده ميکنند مقاومتي
سازمانيافته هست که صداي آنان را به سراسر دنيا برساند. مقاومتي که سراپاي رژيم را
بهلرزه انداخته است .يکي از فعالين تأثيرگذار معلمان طي تماسي اظهار داشت: «بهصراحت
ميگويم با توجه به اوضاع کنوني من ترجيج ميدهم که فعاليت معلمان در کادر
خواستهاي صنفي باشد ولي اجازه بديد بگويم که پيام خانم رجوي روي معلمان تأثير خيلي
زياد و گستردهيي داشته است و همه را دلگرم نموده است».
بدينترتيب وضعيت روبه اضمحلال رژيم و مقاومتي که رژيم را به اين نقطه رسانده است
و مردمي که گرچه نان درسفره ندارند اما شرافت و آزادگي دارند که تسليم نشوند.
عوامل تعيين کنندهيي در متحول کردن اعتراضات اقشار مختلف مردم دارند.
اضافه کنيم که هر عقبنشيني و شکست رژيم در برابر اعتراضات مردم، مردم را روي
اعتراضاتشان پاسفتتر ميکند.
برگزاري تظاهرات روز کارگر امسال کيفاً با سالهاي قبل فرق ميکرد. لطفا توضيح
بدهيد که اين تظاهرات چگونه و در چه شرايطي برگزار شد و چه عواملي در آن دخيل بود؟
در روز جهاني کارگر (86 13) کارگران شريف و آزاده دست به تظاهراتي زدند که دراين
28سال حکومت آخوندي نظير نداشت.
در سالهاي گذشته اين خانه کارگر(وابسته به رژيم) بود که براي روز جهاني کارگر
برنامهريزي ميکرد و کارگران را به قبر خميني يا خانه خامنهاي ميبرد. ولي امسال
و سال گذشته اين کارگران بودند که از امکان خانه کارگر بهمثابه ظرف تجمع فعالان
کارگري استفاده کردند. با خانه کارگر امکان و جا و محل را ميگرفتند اما شعارهاي
خودشان را ميدادند. امسال کارگران مسئولان خانه کارگر را که توسط وابستگان به
رفسنجاني اداره ميشود وادار کردند که که محل تجمعشان را در روز جهاني کارگر در
مرکز شهر تعيين کنند و اين فشارها مؤثر واقع شد و امجديه محل تجمع تعيين گرديد.
البته گردانندگان رژيمي خانه کارگر قصد داشتند که سر و ته مراسم را در امجديه با
يکي دو سخنراني هم بياورند اما کارگران و بهخصوص با پيشتازي مسؤلان سنديکاي
کارکنان شرکت واحد اتوبوسراني تهران عملا اوضاع را در دست گرفتند و بهرغم فشار
نيروي انتظامي درخيابانها راه افتادند وبا شعارهاي تند وتيز خود عليه قوانين بردهساز
کارگر و تمامي اجحافاتي که عليه کارگران است و ازجمله «زندگي شايسته حق مسلم ماست»
و «اتمي نميخواهيم ما کار و زندگي ميخواهيم» عملاً صحنه را بهنفع کارگران تغيير
دادند،که نسبت به سال قبل تحولي در مبارزه کارگران بود. در مورد اين تظاهرات فوقالعاده
بهجاست بدانيم درچه شرايطي و بهرغم چه طرفندها و تهديدهاي رژيم شکل گرفت.
ابتدا رژيم ميخواست يک مراسم ساختگي با تعداد از مزدورانش در کارخانه ها برگزار
کند و به همه کارخانهها دستور داد که اولاً روز کارگر تعطيلي نداريم وهرکارگري
تعطيل کند هم حقوقش داده نميشود و هم بازخواست ميشود ولي کسانيکه تعطيل نکنند
حقوق آن روزش را دو برابر خواهند داد. بهاين ترتيب ميخواست کارگران را در
کارخانهها قفل کند و تعداد انگشتشمار از اياديش در کارخانهها را يکبار به زير
زمين ميدان آزادي و بعد هم به ديدار خامنهاي ببرد، اما اين توطئهها شکست خورد و
تظاهرات بهطور وسيع در سراسر ايران از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب ايران برگزار
شد.
در روز کارگر ما شاهد شرکت اقشار مختلف در تظاهرات بوديم و يک همبستگي ملي در
صحنه شکل گرفت. اين همبستگي چگونه بهوجود آمد و بر چه محوري استوار بود؟
همبستگي در صحنه مبارزه و در روز جهاني کارگر بين اقشار مختلف از جمله بين
کارگران، دانشجويان و معلمان از ديگر شاخصهاي تحول در اعتراضات مردمي ميباشد.
دانشجويان دانشگاهها در اين تظاهرات شرکت کردند و رسماً در بيانيه خود همبستگيشان
با اعتراضات کارگران را اعلام نمودند. چنانکه شاهد همبستگي معلمان با دانشجويان
بوديم. ازجمله استادان دانشگاه خرمآباد در دفاع از دانشجوياني که در دانشگاه خرمآباد
مورد ضرب وشتم حراست دانشگاه قرار گرفتند کلاسهاي درس خود را تا تضمين امنيت
دانشجويان در دانشگاه تعطيل کردند.
شدت سرکوب درتمامي پهنه جامعه از کارگران و معلمان تا دانشجو و جوانان و زنان از
طرفي و عدمقدرت مهار رژيم از طرف ديگر و سلسله بيوقفه حرکتهاي اين اقشار در
کارخانهها، دانشگاهها و اداره آموزش و پرورش و يا درجلوي مجلس، زمينه وحدت
وهمبستگي را فراهم ميکند. در واقع اين سلسله حرکتها بهلحاظ زمان بههم وصل شده و
خودبخود گويي يک مجموعه اعتراضات همه اقشار را تداعي ميکند. بهويژه اين که مجاهدين
و شوراي ملي مقاومت و بهخصوص رئيسجمهور برگزيده مقاوت همواره در حرکتهاي
اعتراضي، تمامي اقشار مردم را به همبستگي با يکديگر فراخوانده است و از همه خواسته
است که به ياري هم بشتابند و پشتيبان و مدافع همديگر باشند و به خانواده کسانيکه
زنداني ميشوند کمک کنند، يا در اعتراض بهخاطر زندانيشدن افراد دست به تجمع
اعتراضي بزنند.
در مورد همبستگي ميان کارگران، معلمان و دانشجويان بهجا است که نوشته روزنامه
حکومتي رسالت را مورد توجه قرار دهيم: «تلاقي و همزماني پروژه اهانت به مقدسات در
دانشگاه اميرکبير با روزهاي کارگر و معلم، گمانهها و يافتههاي پيشين در مورد
فعاليتهاي سازماندهي شده يک جريان مخرب در کشور را تأييد کرد».
آيا کارگران در تظاهرات امسال روز کارگر موفق شدند حرفشان را زده و صدايشان را
بهگوش جهان برسانند؟ اين تظاهرات چه واکنشها و انعکاساتي در پي داشت؟
عظمت و گستردگي تظاهرات امسال در مرکز تهران در امجديه و آمدن کارگران از استانهاي
مختلف کشور به تهران ازجمله بيش از 60 اتوبوس از کاشان، زنجان، قزوين، بيش از 400
کارگر همداني،500 تن از کارگران پاکدشت، از مشهد، اصفهان و شيراز و … براي شرکت در
تظاهرات ضد حکومتي کارگران به تهران آمدند.
اين تظاهرات بهدليل گستردگيش در سراسر ايران و بهويژه در تهران توانست صداي خود
را بگوش جهانيان برساند ازجمله سازمان عفو بينالملل روز 11ارديبهشت طي بيانيهيي
ضربوشتم و دستگيري کارگران در تظاهرات روز جهاني کارگر در تهران را محکوم کرد. فرستاده
شبکه بي.بي.سي، فرانسيس هريسون گزارش تظاهرات سراسري کاگران را منعکس کرد و گفت که
کارگران خواهان استعفاي وزير کار هستند.
يادآوري ميکنيم که ايرانيان آزاده مقاومت در لندن که عليه مماشاتگران حامي رژيم
در انگلستان تحصن کردهاند حمايت خود را از تظاهرات کارگران اعلام نمودند و در شهر
اشرف نيز بهمناسب روزجهاني کارگر جشني با شرکت 2000تن از مردم شريف عراق برگزار
گرديد که سخنرانان رژيم ضدکارگري و دخالتهايش درعراق را افشا و محکوم نمودند.
تظاهرات و اعتصابهاي معلمان کشور طي چند ماه گذشته وارد کيفيت نويني شده است.
لطفاً در اين باره توضيح بدهيد، چه اتفاقي براي معلمان کشور افتاده است که اينچنين
پرشور و يکپارچه و جسور بهرغم سرکوب وحشيانه رژيم به صحنه ميآيند؟
اعتراضات معلمان کشورمان سابقه طولاني دارد اما آنچه تظاهرات و اعتصابهاي اخير را
با تظاهرات گذشته متمايز ميکند يکي استمرار آن و ديگري وحدت و انسجام و سوم
محتواي ضد رژيمي آن است.
معلمان کشورمان از هفته سوم اسفند هفتهبههفته تجمع داشتند و به رژيم اولتيماتوم
ميدادند که اگر به خواستهايشان پاسخ ندهد روز ديگر تجمع خواهند کرد. حرکتهاي
اعتراضي معلمان در اسفند 85 به جايي رسيد که رژيم مجبور شد تعطيلات عيد مدارس را
از 26 اسفند رسماً اعلام کند تا فعاليت معلمان را خنثي کند، اما معلمان با
اولتيماتومهاي خود روزهاي26، 27فروردين و 9 و 12 و 18ارديبهشت را از قبل و در
محلهاي تعيينشده برنامهريزي و اعلام کردند.
دراعتراضات شعارهاي «معيشت و زندگي حق مسلم ما است»،« معلم زنداني آزاد بايد
گردد». «معلم ميميرد ،ذلت نميپذيرد» داده ميشود که تماماً مضموني سياسي و عليه
رژيم دارند.
دانشجويان نيز دوران جديدي از مبارزات خود با رژيم را آغاز کردهاند، اين عنصر
را ما در تظاهرات مختلف دانشجويي از گيلان گرفته تا شيراز و لرستان تا تهران و در
رأس آنها در پليتکنيک شاهد هستيم. چه عنصر جديدي وارد مبارزات دانشجويي شده است؟
همانطور که ميدانيد رژيم با انواع و اقسام روشهاي سرکوب و تحت عناوين مختلف
اولاً دانشجويان را بهشدت زير کنترل دارد و ثانيا با ستاره کردن، با محروميت از
تحصيل، با اخراج ، بااحضارهاي مستمر، بالاخره با ضرب و شتم و ربودن و زندانيکردن
دانشجويان فعال تلاش کرده است زبان دانشجو را ببندد و مانع کوچکترين تحرک او حتي
درشکل انتشار يک بولتن و يا داشتن سايت و وبلاگ شده است. اجازه تجمع که جاي خود
دارد. اما بهرغم همه اين سرکوبها و حاکمکردن پاسدارها تحتعنوان رئيس دانشگاه و
رئيس حراست و نماينده ولي فقيه و … نه تنها نتوانستند مانع فعاليتهاي دانشجويان
شوند برعکس شاهد استمرار فعاليتها، تحصنها و تجمع آنها و البته باشدت و حدتي کيفاً
متفاوت با گذشته ميباشيم، بهطوري که خواستهاي صنفي دانشجويان تحتالشعاع
خواستهاي سياسي با شعارهاي«زنداني سياسي آزاد بايد گردد»، «مرگ بر ديکتاتور»و خطاب
به نيروي انتظامي با شعار «نظامي بروگمشو» قرار گرفته است .
دراين رابطه استمرار مبارزه و تشديد آن عليه رژيم يعني تبديل فعاليتهاي صنفي به
فعاليتها وخواستهاي سياسي و همبستگي با معلمان و کارگران عناصر جديدي هستند که
وارد مبارزه دانشجويي شده است.براي مثال دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي گفتهاند
تا تغيير رئيس دانشگاه به مبارزه خود ادامه خواهند داد.
در دانشگاه پليتکنيک شاهد قضايايي هستيم که رژيم تلاش ميکند مانند سال59 يکبار
ديگر کودتاي فرهنگي کرده و دانشگاهها را به تعطيلي بکشاند و دانشجويان را قلع و
قمع کند. هدف رژيم از اين توطئه چيست و آيا موفق خواهد شد؟
وقتي رژيم درسرکوب دانشجويان شکست ميخورد و تمامي حربههايي که بهکارگرفته کند و
بيتأثير شده است طبعاً تنها راهي که برايش ميماند کودتاي فرهنگي است. کاري که در
سال 59 انجام داد. اما نه اين رژيم، قدرت سال 59 را دارد و نه اين دانشجويان،
دانشجويان سالهاي 59 هستند. توضيح اينکه در سال59 هنوز ابتداي حاکميت خميني بود و
هنوز در اوج قدرت مذهبي، سياسي و حتي ظاهراً در موضع رهبر انقلاب ضدسلطنتي بود و
دانشجويان و جو جامعه هنوز خميني و رژيمش را خوب نميشناختند، هنوز جنايتهاي خميني
و رژيمش افشا نشده بود، هنوز ترفندهاي رفسنجاني و خاتمي براي دانشجويان افشا نشده
بود. در سال59 مزدوران رژيم با محدود دانشجويان فعال هوادار مجاهدين و فداييان
مواجه بودند اما امروز مزدوران رژيم با توده دانشجويان آگاه مواجه هستند. بنابراين
کودتاي فرهنگي به شکل سابق احتمالش بسيار کم است مگر رژيم پابهگور با اينکار گور
خودش را بيشتر بکند و پايانش را تسريع کند و طبعاً از رژيم محتضر ميتوان چنين
انتظاري داشت. تأکيد بايد کرد که اگر کودتاي فرهنگي در سال 59 دانشگاهها را براي
چندين سال سرکوب کرد اما اين بار درست برعکس بر آتش خشم و بر کيفيت و کميت مبارزات
دانشجويان خواهد افزود.
شاخص هم همين دانشگاه پليتکنيک است که رژيم هرکاري که خواسته عليه دانشجويان کرده
است، اما دانشجويان در جلوي چشم احمدينژاد عکسهايش را واژگون و آتش زدند. همين
دانشجويان در روز نهم ارديبهشت خواستار آزادي دانشجويان زنداني شدند و شعار ميدادند
«مرگ بر ديکتاتور».يا با مزدوران حراست دانشگاه درگير شده و ميگفتند «نظامي
بروگمشو»
مبارزات دانشجويان شجاع پليتکنيک به جايي رسيد که رژيم ناگزير شد دانشجويان
دستگيرشده را به مجاهدين نسبت دهد.
استمرار و همبستگی ملی در اعتراضات اقشار مختلف بهرغم شدت سرکوب رژیم - گفتگو با محمد حیاتی
- سیاسی
- 1386/03/16
محمد حیاتی
با شروع سال 86 ما شاهد
تحولي در اعتراضات اقشار مختلف مردم در ايران هستيم. اين تحول ناشي از چه عامل يا
عواملي است؟
<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/2c677fa2-c1ad-4702-a96b-9a6c68a12f92"></iframe>