آخوند محمود علوی وزیر اطلاعات روحانی، صبح روز شنبه 14شهریور در یک گردهمایی که با حضور کارگزاران رژیم در مراکز حراست برگزار شده بود ضمن تأکید بر حساسیت این ارگان سرکوب، برخورد نرم را در مرحله اول مقدم بر برخورد سخت عنوان کرد.
این آخوند دژخیم که از وضعیت انفجاری جامعه خبر دارد و میداند که یک جرقه کافی است تا خشم و نفرت جوانان منفجر بشود، به نیروهاش هشدار میدهد که مبادا با برخوردهایشان، این جرقه را روشن کنند
رژیم آخوندی وقتی با اعتراضات گسترده و مداوم مردمی علیه حکم ظالمانه رژیم مبنی بر ارتداد و اعدام زندانی سیاسی محمدعلی طاهری مواجه شد، نیم گامی به عقب برداشت و از زبان سه مرجع حکومتی گفت که حکم ارتداد قطعی نیست.
آخوندها میدانند که حکم اعدام بهجرم ارتداد، یعنی اعدام به جرم عقیده، برای رژیم بهویژه از نظر بینالمللی خیلی گران تمام میشود، چرا که رژیم اعدامهای کنونی را با زدن برچسب قاتل یا مواد مخدر توجیه میکند، اما نمیتواند پوششی برای اعدام به جرم عقیده پیدا کند و چنین اعدامی روح پلید بنیادگرایانهٴ رژیم را در برابر چشم دنیا میگذارد.
با نگاهی به دو فقره از عقبنشینیهای رژیم که فوقا آمد، حالا این سؤال پیش میآید که بالاخره این عقبنشینیهای «نرم تنانه» را باور کنیم یا اعدامهای روزمره در گوشه و کنار ایران و تشدید روزافزون دستگیری و شکنجه و انواع فشارهای سرکوبگرانه علیه زنان و جوانان با بهانههایی مثل بدحجابی و نوع پوشش…
پاسخ را میشود در این کلمه خلاصه کرد: «بن بست».
واقعیت این است که رژیم در بنبستی قرار گرفته به نام بنبست سرکوب، از طرفی تلاش میکند با افزایش اعدامها فضای رعب و وحشت را در جامعه ایجاد کند و البته برای زهره چشم گرفتن از جوانان نیاز شدیدی به این اعدامها دارد و از طرف دیگر، بهویژه در برخورد و مواجهه با اعتراضهای اجتماعی مجبور است از طلسم اختناقش مایه بگذارد. این عقبنشینیها، همچنین عقبنشینی در برابر معلمان و پرستاران در همین دستگاه قابل تفسیرند.
این آخوند دژخیم که از وضعیت انفجاری جامعه خبر دارد و میداند که یک جرقه کافی است تا خشم و نفرت جوانان منفجر بشود، به نیروهاش هشدار میدهد که مبادا با برخوردهایشان، این جرقه را روشن کنند
رژیم آخوندی وقتی با اعتراضات گسترده و مداوم مردمی علیه حکم ظالمانه رژیم مبنی بر ارتداد و اعدام زندانی سیاسی محمدعلی طاهری مواجه شد، نیم گامی به عقب برداشت و از زبان سه مرجع حکومتی گفت که حکم ارتداد قطعی نیست.
آخوندها میدانند که حکم اعدام بهجرم ارتداد، یعنی اعدام به جرم عقیده، برای رژیم بهویژه از نظر بینالمللی خیلی گران تمام میشود، چرا که رژیم اعدامهای کنونی را با زدن برچسب قاتل یا مواد مخدر توجیه میکند، اما نمیتواند پوششی برای اعدام به جرم عقیده پیدا کند و چنین اعدامی روح پلید بنیادگرایانهٴ رژیم را در برابر چشم دنیا میگذارد.
با نگاهی به دو فقره از عقبنشینیهای رژیم که فوقا آمد، حالا این سؤال پیش میآید که بالاخره این عقبنشینیهای «نرم تنانه» را باور کنیم یا اعدامهای روزمره در گوشه و کنار ایران و تشدید روزافزون دستگیری و شکنجه و انواع فشارهای سرکوبگرانه علیه زنان و جوانان با بهانههایی مثل بدحجابی و نوع پوشش…
پاسخ را میشود در این کلمه خلاصه کرد: «بن بست».
واقعیت این است که رژیم در بنبستی قرار گرفته به نام بنبست سرکوب، از طرفی تلاش میکند با افزایش اعدامها فضای رعب و وحشت را در جامعه ایجاد کند و البته برای زهره چشم گرفتن از جوانان نیاز شدیدی به این اعدامها دارد و از طرف دیگر، بهویژه در برخورد و مواجهه با اعتراضهای اجتماعی مجبور است از طلسم اختناقش مایه بگذارد. این عقبنشینیها، همچنین عقبنشینی در برابر معلمان و پرستاران در همین دستگاه قابل تفسیرند.