«بازگشایی سفارت انگلیس در تهران و تحرکات شبکه بی.بی.سی طی ماههای گذشته و شواهد و قرائن غیرقابل خدشهای که در ادامه به آن اشاره میشود، نشان میدهد بهدنبال بسترسازی برای اجرای“پروژه نفوذ ”در ایران هستند» (سرمقاله روزنامه حکومتی حمایت ـ ۳/۶/۹۴).
«چه سود از چرخیدن کلید درون قفل سفارتخانه روباه پیر، وقتی هم سانتریفیوژها از چرخش باز ایستاده باشند، هم چرخ دیگر کارخانهها؟!» (روزنامه حکومتی وطن امروز ۳/۶/۹۴).
«انگلیس از نظر اقتصادی کشوری تاثیرگذار است و انقلاب صنعتی هم از این کشور آغاز شد… صنعت نفت در ایران توسط انگلیسیها پا گرفت… انگلیسیها مدرسهای تکنیکال در آبادان تأسیس کردند که بسیاری از متخصصان قدیمی نفت ایران فارغالتحصیل همان مدرسه هستند» (روزنامه حکومتی آرمان ـ ۴/۶/۹۴).
«… تحول مهم مورد انتظار طرفین از بازسازی مناسبات، چیزی فراتر از تاثیری است که برقراری مجدد یک رابطه و بازگشایی سفارتخانهها ممکن است بر جای بگذارد» (آفتاب یزد ـ ۳/۶/۹۴).
چنانکه مشاهده میشود، شکاف و فاصلهٴ بسیار عمیقی در تلقی دو باند از بازگشایی روابط با انگلستان وجود دارد؟ در حالی که روزنامههای باند رفسنجانی روحانی از فرط ذوق و شوق ناشی از بازگشایی سفارت «دولت فخیمه»، دامن از کف داده و مقالههای متعدد درباره خدمات انگلیس به ایران و فواید رابطه با انگلیس نوشته و همچنان مینویسند؛ روزنامههای باند ولیفقیه، آن را «بسترسازی برای اجرای ”پروژه نفوذ“ » «دگردیسی خط نفوذ در ایران» و… در راستای سناریو غربی» میبینند.
از روزنامهها که بگذریم، همزمان با برپایی مراسم و جشن بازگشایی سفارت، چند قدم آنطرفتر، جماعتی از دلواپسان نظام که چند تن از نمایندههای مجلس رژیم هم در میان آنها دیده میشدند، مشغول تظاهرات بودند و شعارشان نیز «مرگ بر انگلیس!» بود؛ روی پلاکاردهایشان هم عباراتی از این قبیل دیده میشد:
- «نه تحقیر نه تحمیل، قطع مسیر ذلت»
«مگر انگلیس کیست که استقلال ما را بهرسمیت بشناسند»
«برجام یا زهر جام» ؟
«با برجام، انقلاب خمینی نمیرسد به سرانجام»
چنانکه از شعارها و پلاکاردها هم پیداست، دعوای سفارت در واقع ادامه همان دعوای زهر هستهیی است؛ همچنانکه در آنجا نیز باند رفسنجانی روحانی توافق هستهیی و زهرخوران را تنها راه نجات رژیم از کابوس جنگ و سرنگونی میبینند و آن را جرعهٴ حیات قلمداد میکنند، در نقطهٴ مقابل، باند خامنهای آن را برای رژیم، بهمنزلة زهر میدانند. از منظر این جماعت، بازگشایی سفارت یک نشانه و یک علامت از بازگشایی رابطه با غرب و باز شدن راه نفوذ غرب و مشخصاً آمریکاست؛ کما اینکه روزنامههای دلواپسان در بیان این حرف که سفارت انگلیس، سفارت نیابتی آمریکاست، تردید نمیکنند و چنان که نقویحسینی عضو کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع میگوید، از آن وحشت دارند که: «وقتی انگلیسیها به میدان میآیند باید منتظر "فتنه" باشیم».
در اینجا این سؤال مطرح میشود که موضع خامنهای در این میان چیست؟ او از طرفی فریاد میزند که ما راه نفوذ غرب و آمریکا را بستهایم و اجازهٴ نفوذ به آنها در هیچ زمینهیی نمیدهیم، اما از طرف دیگر اجازهٴ بازگشایی سفارت انگلیس را میدهد.
این موضع، دقیقاً مشابه همان موضع دوگانهٴ خامنهای در مورد مذاکرات و زهرخوران هستهیی است؛ بهرغم آن تعریف و تمجیدهای غرایی که از تیم مذاکره و از نتیجه کارشان میکرد، اما در عینحال با دوپهلوگویی و شیوه یکی به نعل و یکی به میخ، فضایی ایجاد مینمود که دلواپسان بگویند «آقا» راضی نیست، زهر هستهیی به «آقا» تحمیل شد و…
روشن است که این دو دوزهبازی ناشی از ضعف و طلسمشکستگی ولیفقیه است؛ چرا که توان و جربزة آن را ندارد که مثل خمینی بگوید، از هر آنچه گفته بودم و از آبروی خودم گذشتم و زهر خوردم و دلواپسها را هم سر جایشان بنشاند! البته بهای این عجز و این موضع دوگانه از رژیم پرداخته میشه و نتیجهاش همین ازهمگسیختگی و وضعیت شیر توشیری است که بر نظام ولایت حاکم است و شکاف و شقهیی که هر روز عمیقتر میشود و بنبستی که هیچ برون رفتی از آن متصور نیست.
«چه سود از چرخیدن کلید درون قفل سفارتخانه روباه پیر، وقتی هم سانتریفیوژها از چرخش باز ایستاده باشند، هم چرخ دیگر کارخانهها؟!» (روزنامه حکومتی وطن امروز ۳/۶/۹۴).
«انگلیس از نظر اقتصادی کشوری تاثیرگذار است و انقلاب صنعتی هم از این کشور آغاز شد… صنعت نفت در ایران توسط انگلیسیها پا گرفت… انگلیسیها مدرسهای تکنیکال در آبادان تأسیس کردند که بسیاری از متخصصان قدیمی نفت ایران فارغالتحصیل همان مدرسه هستند» (روزنامه حکومتی آرمان ـ ۴/۶/۹۴).
«… تحول مهم مورد انتظار طرفین از بازسازی مناسبات، چیزی فراتر از تاثیری است که برقراری مجدد یک رابطه و بازگشایی سفارتخانهها ممکن است بر جای بگذارد» (آفتاب یزد ـ ۳/۶/۹۴).
چنانکه مشاهده میشود، شکاف و فاصلهٴ بسیار عمیقی در تلقی دو باند از بازگشایی روابط با انگلستان وجود دارد؟ در حالی که روزنامههای باند رفسنجانی روحانی از فرط ذوق و شوق ناشی از بازگشایی سفارت «دولت فخیمه»، دامن از کف داده و مقالههای متعدد درباره خدمات انگلیس به ایران و فواید رابطه با انگلیس نوشته و همچنان مینویسند؛ روزنامههای باند ولیفقیه، آن را «بسترسازی برای اجرای ”پروژه نفوذ“ » «دگردیسی خط نفوذ در ایران» و… در راستای سناریو غربی» میبینند.
از روزنامهها که بگذریم، همزمان با برپایی مراسم و جشن بازگشایی سفارت، چند قدم آنطرفتر، جماعتی از دلواپسان نظام که چند تن از نمایندههای مجلس رژیم هم در میان آنها دیده میشدند، مشغول تظاهرات بودند و شعارشان نیز «مرگ بر انگلیس!» بود؛ روی پلاکاردهایشان هم عباراتی از این قبیل دیده میشد:
- «نه تحقیر نه تحمیل، قطع مسیر ذلت»
«مگر انگلیس کیست که استقلال ما را بهرسمیت بشناسند»
«برجام یا زهر جام» ؟
«با برجام، انقلاب خمینی نمیرسد به سرانجام»
چنانکه از شعارها و پلاکاردها هم پیداست، دعوای سفارت در واقع ادامه همان دعوای زهر هستهیی است؛ همچنانکه در آنجا نیز باند رفسنجانی روحانی توافق هستهیی و زهرخوران را تنها راه نجات رژیم از کابوس جنگ و سرنگونی میبینند و آن را جرعهٴ حیات قلمداد میکنند، در نقطهٴ مقابل، باند خامنهای آن را برای رژیم، بهمنزلة زهر میدانند. از منظر این جماعت، بازگشایی سفارت یک نشانه و یک علامت از بازگشایی رابطه با غرب و باز شدن راه نفوذ غرب و مشخصاً آمریکاست؛ کما اینکه روزنامههای دلواپسان در بیان این حرف که سفارت انگلیس، سفارت نیابتی آمریکاست، تردید نمیکنند و چنان که نقویحسینی عضو کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع میگوید، از آن وحشت دارند که: «وقتی انگلیسیها به میدان میآیند باید منتظر "فتنه" باشیم».
در اینجا این سؤال مطرح میشود که موضع خامنهای در این میان چیست؟ او از طرفی فریاد میزند که ما راه نفوذ غرب و آمریکا را بستهایم و اجازهٴ نفوذ به آنها در هیچ زمینهیی نمیدهیم، اما از طرف دیگر اجازهٴ بازگشایی سفارت انگلیس را میدهد.
این موضع، دقیقاً مشابه همان موضع دوگانهٴ خامنهای در مورد مذاکرات و زهرخوران هستهیی است؛ بهرغم آن تعریف و تمجیدهای غرایی که از تیم مذاکره و از نتیجه کارشان میکرد، اما در عینحال با دوپهلوگویی و شیوه یکی به نعل و یکی به میخ، فضایی ایجاد مینمود که دلواپسان بگویند «آقا» راضی نیست، زهر هستهیی به «آقا» تحمیل شد و…
روشن است که این دو دوزهبازی ناشی از ضعف و طلسمشکستگی ولیفقیه است؛ چرا که توان و جربزة آن را ندارد که مثل خمینی بگوید، از هر آنچه گفته بودم و از آبروی خودم گذشتم و زهر خوردم و دلواپسها را هم سر جایشان بنشاند! البته بهای این عجز و این موضع دوگانه از رژیم پرداخته میشه و نتیجهاش همین ازهمگسیختگی و وضعیت شیر توشیری است که بر نظام ولایت حاکم است و شکاف و شقهیی که هر روز عمیقتر میشود و بنبستی که هیچ برون رفتی از آن متصور نیست.