با گرمای تابستان در مرداد سوزان؛
در ماه «فروغ جاویدان» و ماه «30هزار سربهدار خاوران»، میهن اسیر در اعتراض و تحصن کارگران، پرستاران و معلمان، ملتهب و جوشان است. برای رژیم زهر خردهٴ آخوندی در پسا توافق: «وای از این توفان».
همچون جویبارهایی که بههم پیوسته و رودی خروشان و نیرومند را تشکیل میدهند؛ اعتراضات، تظاهرات و اعتصابات مردم و جوانان به جان آمده، در آسمان غمزدهٴ میهن نورافشانی میکند.
یکشنبه 23فروردین 94
بیش از 150نفر از معلمان و زنان قهرمان، در مقابل مجلس ارتجاع دست به تجمع اعتراضی میزنند. 17اردیبهشت 94، آتش اعتراض گر میگیرد. شمار معلمان به بیش از 3هزار نفر میرسد. آنها فریاد میکشند:
میزنم فریاد هرچه باداباد
وای از این توفان، وای از این بیداد
این رشته سر دراز دارد. روز یکشنبه دهم اسفندماه سال گذشته بود که معلمان سراسر کشور ایران بهصورتی متحد، هماهنگ، همدل و همصدا، طبق برنامه از قبل طراحی شده، به اعتصابی سراسری پیوستند و در این تحصن گسترده، فریاد خود را هر چه بلندتر به گوش آخوندهای غارتگر رساندند…
یکشنبه 18مرداد 94 تجمع و تحصن معلمان پیش دبستانی با اکثریت زنان در مقابل مجلس رژیم، شکل میگیرد.
دوشنبه19مرداد، 48ساعت تحصن شبانهروزی و شجاعانهٴ معلمان، وحشت نمایندگان مجلس رژیم را بهدنبال دارد. مهرداد باهوج لاهوتی از نمایندگان مجلس ارتجاع: «دیشب یه عدهیی از اینها، عدهیی از خانمها که از شهرستانها آمده بودند، همینجا جلوی مجلس خوابیدند. دیروز دو سه هزار نفر اینجا جمع شده بودند و الآن هم تجمع جریان داره…».
جمعه 23مرداد، تجمع اعتراضی معلمان آزاده در مقابل مجلس ارتجاع.
شنبه 24مرداد، این تجمع تبدیل به تحصن شبانهروزی میشود.
یکشنبه 25مرداد، علاوه بر معلمان، جمع کثیری از بازنشستگان فولاد کشور نیز مقابل مجلس ارتجاع تجمع میکنند. آنها خواستار پرداخت حقوقهای عقبافتاده خود میباشند.
دوشنبه 26مرداد، معلمان در مقابل مجلس ارتجاع چادر میزنند.
در این میان، حرکت اعتراضی پرستاران قهرمان نیز از چهارسوی میهن شعله میکشد:
شنبه 10مرداد، پرستاران و کارکنان بخشهای مختلف بیمارستان بوکان دست به اعتراض میزنند.
در شهرستان نورآباد ممسنی، بازداشت غیرقانونی و اهانت به خانم دکتر رزمجویی، پزشک جراح، باعث اعتراضات اقشار گسترده مردم در استانهای فارس، کهکیلویه و بویراحمد و چند استان دیگر کشور شد.
شنبه 17مرداد، پرستاران بیمارستان دکتر محمد کرمانشاهی در کرمانشاه و پرستاران بیمارستان روانپزشکی ابن سینا در مشهد تجمع اعتراضی برگزار میکنند.
یکشنبه 18مرداد، پرستاران بیمارستان قائم منطقه 9 کرج، اعتصاب میکنند. در همین روز پرسنل پرستاری بیمارستان علی ابن ابیطالب رفسنجان، تجمع میکنند.
سهشنبه 20مرداد، پرستاران بیمارستان شهدای یافتآباد تهران اعتصاب میکنند. تعدادی از پزشکان و کادر درمانی بیمارستان نیز به پرستاران اعتصابی میپیوندند.
دوشنبه 26مرداد، پرستاران بیمارستان کسری تهران دست به اعتصاب میزنند…
و باز هم معلمان: سهشنبه 27مرداد، تجمع اعتراضی همراه با تحصن شبانه روزی در برابر مجلس ارتجاع چهارمین روز خود را سپری میکند. معلمان، که از شهرهای مختلف ایران خود را به تهران رساندهاند، چندین روز است که در مقابل مجلس ارتجاع شب ظلمانی را به صبح میرسانند… و این مسیری است تا صبح پیروزی.
تحصن معلمان مقابل مجلس رژیم، نمادی است از وضعیت انفجاری جامعه که بهطور مشخص در مرحله پسا توافق، مطالبات برحق خود را فریاد میکنند. معلمان حق خود را گدایی نمیکنند، بلکه حق گرفتنی است و آنها از هماکنون برای روز معلم در 13مهر 94 فراخوان میدهند تا حماسهای دیگر خلق کنند.
در شرایطی که رژیم غارتگر آخوندی کارد فقر را به استخوان معلمان و سایر اقشار مردم رسانده، پیام تحصن، نماد ایستادگی است تا در جهت احقاق حقوق به یغما رفته از هر فرصت و هر زمان برای اعتراض استفاده شود. کارگران، پرستاران، معلمان و سایر زحمتکشان، رژیم زهر خورده آخوندی را مورد حسابرسی و فشار قرار میدهند که وعده وعیدهای داده شده برای دوران پسا توافق چه شد؟
مصطفی ناصری، از معاونان وزارت آموزش و پرورش رژیم، در یک اعتراف تکاندهنده به اسارت هزار معلم در زندانهای حکومت آخوندی اذعان میکند، (خبرگزاری فارس متعلق به سپاه پاسداران-21مرداد94)، البته این آماری است که خود رژیم میدهد. در حالیکه آمار واقعی بسا بیشتر از اینهاست.
اما، کار از کار گذشته است. هر چند رژیم با قتل و کشتار و زندان، نیازمند ارعاب مردم است، اما واقعیت این است که، «آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت». زیرا از طرف دیگر به خوبی واقف است که اگر به این تجمعات اعتراضی حمله کند بهمثابه روی آتش نفت ریختن است.
بنابراین در چنین شرایطی است که میتوان و باید تا بهزیرکشیدن این حاکمیت زهر خورده و چپاولگر دست از خیزش و اعتراض نکشید.
روشن است که بعد از حاکمیت ننگین 37ساله آخوندی، تنها سرنگونی این رژیم ضدبشری به فاجعه و ظلم و ستم بزرگی که 37سال بر مردم ایران رفت، پایان میدهد؛ و این هم به دست توانای مردم و مجاهدان آزادیستان، با گسترش خیزشهای مردمی، محقق خواهد شد.
میزنم فریاد، هر چه باداباد
میکنم توفان، سرنگون باد - سرنگون باد.
در ماه «فروغ جاویدان» و ماه «30هزار سربهدار خاوران»، میهن اسیر در اعتراض و تحصن کارگران، پرستاران و معلمان، ملتهب و جوشان است. برای رژیم زهر خردهٴ آخوندی در پسا توافق: «وای از این توفان».
همچون جویبارهایی که بههم پیوسته و رودی خروشان و نیرومند را تشکیل میدهند؛ اعتراضات، تظاهرات و اعتصابات مردم و جوانان به جان آمده، در آسمان غمزدهٴ میهن نورافشانی میکند.
یکشنبه 23فروردین 94
بیش از 150نفر از معلمان و زنان قهرمان، در مقابل مجلس ارتجاع دست به تجمع اعتراضی میزنند. 17اردیبهشت 94، آتش اعتراض گر میگیرد. شمار معلمان به بیش از 3هزار نفر میرسد. آنها فریاد میکشند:
میزنم فریاد هرچه باداباد
وای از این توفان، وای از این بیداد
این رشته سر دراز دارد. روز یکشنبه دهم اسفندماه سال گذشته بود که معلمان سراسر کشور ایران بهصورتی متحد، هماهنگ، همدل و همصدا، طبق برنامه از قبل طراحی شده، به اعتصابی سراسری پیوستند و در این تحصن گسترده، فریاد خود را هر چه بلندتر به گوش آخوندهای غارتگر رساندند…
یکشنبه 18مرداد 94 تجمع و تحصن معلمان پیش دبستانی با اکثریت زنان در مقابل مجلس رژیم، شکل میگیرد.
دوشنبه19مرداد، 48ساعت تحصن شبانهروزی و شجاعانهٴ معلمان، وحشت نمایندگان مجلس رژیم را بهدنبال دارد. مهرداد باهوج لاهوتی از نمایندگان مجلس ارتجاع: «دیشب یه عدهیی از اینها، عدهیی از خانمها که از شهرستانها آمده بودند، همینجا جلوی مجلس خوابیدند. دیروز دو سه هزار نفر اینجا جمع شده بودند و الآن هم تجمع جریان داره…».
جمعه 23مرداد، تجمع اعتراضی معلمان آزاده در مقابل مجلس ارتجاع.
شنبه 24مرداد، این تجمع تبدیل به تحصن شبانهروزی میشود.
یکشنبه 25مرداد، علاوه بر معلمان، جمع کثیری از بازنشستگان فولاد کشور نیز مقابل مجلس ارتجاع تجمع میکنند. آنها خواستار پرداخت حقوقهای عقبافتاده خود میباشند.
دوشنبه 26مرداد، معلمان در مقابل مجلس ارتجاع چادر میزنند.
در این میان، حرکت اعتراضی پرستاران قهرمان نیز از چهارسوی میهن شعله میکشد:
شنبه 10مرداد، پرستاران و کارکنان بخشهای مختلف بیمارستان بوکان دست به اعتراض میزنند.
در شهرستان نورآباد ممسنی، بازداشت غیرقانونی و اهانت به خانم دکتر رزمجویی، پزشک جراح، باعث اعتراضات اقشار گسترده مردم در استانهای فارس، کهکیلویه و بویراحمد و چند استان دیگر کشور شد.
شنبه 17مرداد، پرستاران بیمارستان دکتر محمد کرمانشاهی در کرمانشاه و پرستاران بیمارستان روانپزشکی ابن سینا در مشهد تجمع اعتراضی برگزار میکنند.
یکشنبه 18مرداد، پرستاران بیمارستان قائم منطقه 9 کرج، اعتصاب میکنند. در همین روز پرسنل پرستاری بیمارستان علی ابن ابیطالب رفسنجان، تجمع میکنند.
سهشنبه 20مرداد، پرستاران بیمارستان شهدای یافتآباد تهران اعتصاب میکنند. تعدادی از پزشکان و کادر درمانی بیمارستان نیز به پرستاران اعتصابی میپیوندند.
دوشنبه 26مرداد، پرستاران بیمارستان کسری تهران دست به اعتصاب میزنند…
و باز هم معلمان: سهشنبه 27مرداد، تجمع اعتراضی همراه با تحصن شبانه روزی در برابر مجلس ارتجاع چهارمین روز خود را سپری میکند. معلمان، که از شهرهای مختلف ایران خود را به تهران رساندهاند، چندین روز است که در مقابل مجلس ارتجاع شب ظلمانی را به صبح میرسانند… و این مسیری است تا صبح پیروزی.
تحصن معلمان مقابل مجلس رژیم، نمادی است از وضعیت انفجاری جامعه که بهطور مشخص در مرحله پسا توافق، مطالبات برحق خود را فریاد میکنند. معلمان حق خود را گدایی نمیکنند، بلکه حق گرفتنی است و آنها از هماکنون برای روز معلم در 13مهر 94 فراخوان میدهند تا حماسهای دیگر خلق کنند.
در شرایطی که رژیم غارتگر آخوندی کارد فقر را به استخوان معلمان و سایر اقشار مردم رسانده، پیام تحصن، نماد ایستادگی است تا در جهت احقاق حقوق به یغما رفته از هر فرصت و هر زمان برای اعتراض استفاده شود. کارگران، پرستاران، معلمان و سایر زحمتکشان، رژیم زهر خورده آخوندی را مورد حسابرسی و فشار قرار میدهند که وعده وعیدهای داده شده برای دوران پسا توافق چه شد؟
مصطفی ناصری، از معاونان وزارت آموزش و پرورش رژیم، در یک اعتراف تکاندهنده به اسارت هزار معلم در زندانهای حکومت آخوندی اذعان میکند، (خبرگزاری فارس متعلق به سپاه پاسداران-21مرداد94)، البته این آماری است که خود رژیم میدهد. در حالیکه آمار واقعی بسا بیشتر از اینهاست.
اما، کار از کار گذشته است. هر چند رژیم با قتل و کشتار و زندان، نیازمند ارعاب مردم است، اما واقعیت این است که، «آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت». زیرا از طرف دیگر به خوبی واقف است که اگر به این تجمعات اعتراضی حمله کند بهمثابه روی آتش نفت ریختن است.
بنابراین در چنین شرایطی است که میتوان و باید تا بهزیرکشیدن این حاکمیت زهر خورده و چپاولگر دست از خیزش و اعتراض نکشید.
روشن است که بعد از حاکمیت ننگین 37ساله آخوندی، تنها سرنگونی این رژیم ضدبشری به فاجعه و ظلم و ستم بزرگی که 37سال بر مردم ایران رفت، پایان میدهد؛ و این هم به دست توانای مردم و مجاهدان آزادیستان، با گسترش خیزشهای مردمی، محقق خواهد شد.
میزنم فریاد، هر چه باداباد
میکنم توفان، سرنگون باد - سرنگون باد.