بررسی روزنامههای حکومتی را با نگاهی بهعنوانهای صفحات اول روزنامههای باند رفسنجانی- روحانی آغاز میکنیم که شامل کشاکشی ناشی از سرگردانی است بین دود و دمهای اقتصادی و حملات باندی و خط نشان برای رقبا، و تأکید بر تداوم مسیر زهر خوران نظام و چالشهای در پیش رو با باند دلواپسان
آرمان: تحریف سخنان آیتالله درباره فرزندش جواب ندارد، ناگفتههای هاشمی از پرونده مهدی
آرمان: توافق هستهیی دلواپسان را متلاشی میکند
ایران: 150 شرکت ایرانی و اروپایی در نشست وین
ایران: روحانی: یک ایرانی در روزهای موفقیت ملی برای دشمن کف نمیزند
اعتماد: اصغر زاده: نگاه به شرق استراتژی اشتباه احمدینژاد بود
قانون: درباره فضا سازی تندروها علیه سفر فابیوس به تهران، به فرانسه فرصت جبران بدهیم، سیاست خارجی محل تسویهحساب داخلی نیست
اسرار: لاریجانی: برخی نباید خود را الگوی مجسم اسلام بدانند
آفتاب یزد: رئیس مجلس: توافق، پلهای برای پرش در توسعه درست کرد
مطالب مهم و اغلب سرمقالههای روزنامههای باند رفسنجانی-روحانی به دفاع از قطعنامه سازمان ملل و توافقنامه رژیم و آمریکا اختصاص یافته است، و ضمن موفقیت بزرگ خواندن آن، شرط بهرهوری از این موفقیت را دست برداشتن باند خامنهای از «آرزوهای فانتزی» و ضرورت خوردن جام زهرهای بعدی عنوان کردهاند:
ابتکار: عدهیی که خود با ماجراجویی مسئول عواقب تحریمهای ظالمانه بودهاند، اکنون با مقیاس قرار دادن شرایط دست نایافتنی و غیرواقعی پیرامون ستاندههای ظریف به داوری نشستهاند و در نتیجه حکم به باخت ایران و پیروزی مطلق طرف مقابل میدهند.
گویا در نظرشان ساحت قدرت عرصه آرزوهای فانتزی و تخیلات رمانتیک میباشد.
مردمسالاری: شرکتهای مختلف از اروپا نیز برای ورود به ایران صف کشیدهاند. همه این اخبار بهمعنای آغاز تعامل با دنیا و به حل خصومتها تعبیر میشود.
این مذاکرات میتواند تکانههای مهمیبه نوع تفکر و همچنین نحوه تعامل با دنیا را در میان مردم و نخبگان جامعه و همچنین مسئولان بهوجود آورد.
در آن سالها ادبیات مسئولان ما ادبیاتی پرخاشگر نسبت به نظم بینالملل بود و مدام شعارهایی توخالی درباره مدیریت جهان توسط «ما» مطرح میشد.
بنابراین اکنون درس و دستاورد مهمیکه از مذاکرات به دست آمده این است که برای تأمین منافع ملی خود در عرصه بینالملل باید از ادبیات دیپلوماتیک و میز مذاکره استفاده کرد.
شرق: پیآمد سنجیده مذاکرات هستهای، بهرسمیتشناختن حق غنیسازی ایران بود. اما حالا با رفع تحریمها، بهتعبیر صاحبنظران علوم انسانی، پیامدهای ناخواسته پیشی میگیرند. دوران تازهیی در زندگی ما رقم میخورد. به قول آنتونیو نگری، هیچ دورانی برای فرارسیدنش آنقدر صبر نمیکند تا یکایک زندگان کاملاً قانع شوند و اعلام آمادگی کنند.
برخی روزنامههای باند رفسنجانی- روحانی قدم فراتر نهاده و ضمن اذعان به پوچ بودن آرزوی خود از ضرورت خوراندن جامهای زهر در عرصه داخلی صحبت کردهاند، تا «شرایط برای بهبود کار» فراهم شود:
اعتماد: آنچه ذیل گشایش سیاسی و اجتماعی در کشور میآید همان مواردی است که در زیر مجموعه مفهوم جامعه مدنی قرار دارد. بخشی از این گشایش میتواند مربوط به صدور مجوز کتاب باشد. بخش دیگر میتواند مهیا شدن فضا برای گردهمایی افراد و شکلگیری تجمعات در قالب احزاب و تشکلهای شناسنامهدار باشد. یک بخش از آن مربوط به فضای مطبوعاتی کشور است تا نویسندگان و روزنامهنگاران از ترس توقیف در تبوتاب نباشند. بخش دیگر هم میتواند آزادی زندانیان سیاسی و همچنین بازتر شدن فضا برای تجمعات صنفی معلمان، دانشجویان و کارگران برای بهبود شرایط کار باشد...
البته ما به هیچوجه انتظار اعمال خارقالعاده را نداریم. ما به هیچوجه تقاضای غیرمعقولی نداریم و نباید هم داشته باشیم.
روزنامههای باند دلواپسان با علم کردن کلی گوییهای خامنهای، یک گام عقب نشسته و اصل توافقنامه را پیروزی قلمداد کردهاند، اما در لابلای سطور خود حمله به باند رقیب و ابراز وحشت از جام زهرهای دیگری را که حریف برایشان تدارک دیده؛ از یاد نبردهاند:
جوان: توافق هستهیی برای تجدیدنظرطلبان... پنجرهای است به سوی منزل کدخدا که حتی با تابش نور مصنوعی بر روشنایی آن اصرار دارند... دقت در محاورات و مکتوبات و تولیدات دو ماه گذشته نشان میدهد که تجدیدنظر طلبان سه مسأله را به بهانه پایان پرونده هستهیی کلید زدهاند. این سه اسم رمز عبارتند از 1- توسعه پساتحریم؛ 2- سیاست داخلی پساتحریم 3- قدرت منطقهیی پساتوافق... تبدیل «توسعه» به «گفتمان پساتحریم» نه برای توسعه و آبادانی واقعی کشور که با دو هدف دیگر صورت میگیرد؛ اول لجاجت با سیاست نظام که «فقط در موضوع هستهیی مذاکره میکنیم» و دوم عبور و عدول از سیاست اقتصاد مقاومتی و حرکت و هضم در پروسه جهانی شدن است.
حرف آخر باند دلواپسان در زیر تاییداهای فرمایشی توافقنامه، ضرورت صدور تروریسم و بنیادگرایی و بازگشت به رویای داشتن بمب اتمی، و اطمینان خاطر به مزدوران منطقهیی و برون مرزی نظام است، یک نمونه از سرمقاله ارگان باند فاشیستی مؤتلفه:
رسالت: سرانجام با پایان نسبی گفتگوهای هستهیی نفسی تازه خواهیم کرد و با قدرت بیشتر در داخل مسیر درست اقتدار ملی را در برابر دشمنان اسلام مدیریت خواهیم کرد. ایران اسلامی امروز پرقدرتتر از همیشه در منطقه ظاهر خواهد شد و از متحدان خود در عراق، سوریه، یمن، لبنان و هر جای دیگر حمایت خواهد کرد... باید جمعبندی گفتگوهای هستهیی و به سرانجام رسیدن آن را به یک سکو برای پرش به سوی پیشرفت در داخل و گسترش عمق استراتژی نفوذ ایران در منطقه و جهان تبدیل کنیم.
اذعان به ناکارآمدی و فساد و گرانی در روزنامههای هر دو باند اذعان به تعمیق شقه درونی در اثر زهر هستهیی است:
اعتماد: زمینخواری 6هزار میلیارد تومانی در لواسانات
اسرار: جنتی: بیقانونی و ارتشاء در برخی از دستگاهها بیداد میکند
کائنات: حباب بازار سرمایه ترکید، هیجانی نشوید
کسب و کار: کورتر شدن گره تخلفات ساخت و ساز
جهان صنعت: بررسی درآمدهای واردات و صادرات ایران؛ به نام مردم، به کام چین.
آرمان: تحریف سخنان آیتالله درباره فرزندش جواب ندارد، ناگفتههای هاشمی از پرونده مهدی
آرمان: توافق هستهیی دلواپسان را متلاشی میکند
ایران: 150 شرکت ایرانی و اروپایی در نشست وین
ایران: روحانی: یک ایرانی در روزهای موفقیت ملی برای دشمن کف نمیزند
اعتماد: اصغر زاده: نگاه به شرق استراتژی اشتباه احمدینژاد بود
قانون: درباره فضا سازی تندروها علیه سفر فابیوس به تهران، به فرانسه فرصت جبران بدهیم، سیاست خارجی محل تسویهحساب داخلی نیست
اسرار: لاریجانی: برخی نباید خود را الگوی مجسم اسلام بدانند
آفتاب یزد: رئیس مجلس: توافق، پلهای برای پرش در توسعه درست کرد
مطالب مهم و اغلب سرمقالههای روزنامههای باند رفسنجانی-روحانی به دفاع از قطعنامه سازمان ملل و توافقنامه رژیم و آمریکا اختصاص یافته است، و ضمن موفقیت بزرگ خواندن آن، شرط بهرهوری از این موفقیت را دست برداشتن باند خامنهای از «آرزوهای فانتزی» و ضرورت خوردن جام زهرهای بعدی عنوان کردهاند:
ابتکار: عدهیی که خود با ماجراجویی مسئول عواقب تحریمهای ظالمانه بودهاند، اکنون با مقیاس قرار دادن شرایط دست نایافتنی و غیرواقعی پیرامون ستاندههای ظریف به داوری نشستهاند و در نتیجه حکم به باخت ایران و پیروزی مطلق طرف مقابل میدهند.
گویا در نظرشان ساحت قدرت عرصه آرزوهای فانتزی و تخیلات رمانتیک میباشد.
مردمسالاری: شرکتهای مختلف از اروپا نیز برای ورود به ایران صف کشیدهاند. همه این اخبار بهمعنای آغاز تعامل با دنیا و به حل خصومتها تعبیر میشود.
این مذاکرات میتواند تکانههای مهمیبه نوع تفکر و همچنین نحوه تعامل با دنیا را در میان مردم و نخبگان جامعه و همچنین مسئولان بهوجود آورد.
در آن سالها ادبیات مسئولان ما ادبیاتی پرخاشگر نسبت به نظم بینالملل بود و مدام شعارهایی توخالی درباره مدیریت جهان توسط «ما» مطرح میشد.
بنابراین اکنون درس و دستاورد مهمیکه از مذاکرات به دست آمده این است که برای تأمین منافع ملی خود در عرصه بینالملل باید از ادبیات دیپلوماتیک و میز مذاکره استفاده کرد.
شرق: پیآمد سنجیده مذاکرات هستهای، بهرسمیتشناختن حق غنیسازی ایران بود. اما حالا با رفع تحریمها، بهتعبیر صاحبنظران علوم انسانی، پیامدهای ناخواسته پیشی میگیرند. دوران تازهیی در زندگی ما رقم میخورد. به قول آنتونیو نگری، هیچ دورانی برای فرارسیدنش آنقدر صبر نمیکند تا یکایک زندگان کاملاً قانع شوند و اعلام آمادگی کنند.
برخی روزنامههای باند رفسنجانی- روحانی قدم فراتر نهاده و ضمن اذعان به پوچ بودن آرزوی خود از ضرورت خوراندن جامهای زهر در عرصه داخلی صحبت کردهاند، تا «شرایط برای بهبود کار» فراهم شود:
اعتماد: آنچه ذیل گشایش سیاسی و اجتماعی در کشور میآید همان مواردی است که در زیر مجموعه مفهوم جامعه مدنی قرار دارد. بخشی از این گشایش میتواند مربوط به صدور مجوز کتاب باشد. بخش دیگر میتواند مهیا شدن فضا برای گردهمایی افراد و شکلگیری تجمعات در قالب احزاب و تشکلهای شناسنامهدار باشد. یک بخش از آن مربوط به فضای مطبوعاتی کشور است تا نویسندگان و روزنامهنگاران از ترس توقیف در تبوتاب نباشند. بخش دیگر هم میتواند آزادی زندانیان سیاسی و همچنین بازتر شدن فضا برای تجمعات صنفی معلمان، دانشجویان و کارگران برای بهبود شرایط کار باشد...
البته ما به هیچوجه انتظار اعمال خارقالعاده را نداریم. ما به هیچوجه تقاضای غیرمعقولی نداریم و نباید هم داشته باشیم.
روزنامههای باند دلواپسان با علم کردن کلی گوییهای خامنهای، یک گام عقب نشسته و اصل توافقنامه را پیروزی قلمداد کردهاند، اما در لابلای سطور خود حمله به باند رقیب و ابراز وحشت از جام زهرهای دیگری را که حریف برایشان تدارک دیده؛ از یاد نبردهاند:
جوان: توافق هستهیی برای تجدیدنظرطلبان... پنجرهای است به سوی منزل کدخدا که حتی با تابش نور مصنوعی بر روشنایی آن اصرار دارند... دقت در محاورات و مکتوبات و تولیدات دو ماه گذشته نشان میدهد که تجدیدنظر طلبان سه مسأله را به بهانه پایان پرونده هستهیی کلید زدهاند. این سه اسم رمز عبارتند از 1- توسعه پساتحریم؛ 2- سیاست داخلی پساتحریم 3- قدرت منطقهیی پساتوافق... تبدیل «توسعه» به «گفتمان پساتحریم» نه برای توسعه و آبادانی واقعی کشور که با دو هدف دیگر صورت میگیرد؛ اول لجاجت با سیاست نظام که «فقط در موضوع هستهیی مذاکره میکنیم» و دوم عبور و عدول از سیاست اقتصاد مقاومتی و حرکت و هضم در پروسه جهانی شدن است.
حرف آخر باند دلواپسان در زیر تاییداهای فرمایشی توافقنامه، ضرورت صدور تروریسم و بنیادگرایی و بازگشت به رویای داشتن بمب اتمی، و اطمینان خاطر به مزدوران منطقهیی و برون مرزی نظام است، یک نمونه از سرمقاله ارگان باند فاشیستی مؤتلفه:
رسالت: سرانجام با پایان نسبی گفتگوهای هستهیی نفسی تازه خواهیم کرد و با قدرت بیشتر در داخل مسیر درست اقتدار ملی را در برابر دشمنان اسلام مدیریت خواهیم کرد. ایران اسلامی امروز پرقدرتتر از همیشه در منطقه ظاهر خواهد شد و از متحدان خود در عراق، سوریه، یمن، لبنان و هر جای دیگر حمایت خواهد کرد... باید جمعبندی گفتگوهای هستهیی و به سرانجام رسیدن آن را به یک سکو برای پرش به سوی پیشرفت در داخل و گسترش عمق استراتژی نفوذ ایران در منطقه و جهان تبدیل کنیم.
اذعان به ناکارآمدی و فساد و گرانی در روزنامههای هر دو باند اذعان به تعمیق شقه درونی در اثر زهر هستهیی است:
اعتماد: زمینخواری 6هزار میلیارد تومانی در لواسانات
اسرار: جنتی: بیقانونی و ارتشاء در برخی از دستگاهها بیداد میکند
کائنات: حباب بازار سرمایه ترکید، هیجانی نشوید
کسب و کار: کورتر شدن گره تخلفات ساخت و ساز
جهان صنعت: بررسی درآمدهای واردات و صادرات ایران؛ به نام مردم، به کام چین.