دلواپسان باند خامنهای و رسانههای این باند آمریکا را به تغییر موضع در مذاکرات متهم میکنند و این تغییر موضع را دبه درآوردن آمریکا بر سر توافق لوزان میخوانند.
علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت مجلس رژیم و ولایتی مشاور خامنهای نیز همنوا با دلواپسان باند خامنهای آمریکا را به تغییر موضع متهم میکنند.
رسانههای دلواپسان باند خامنهای28اردیبهشت سخنان علاءالدین بروجردی مبنی بر این که: ”چنانچه خارجیها و غربیها بهخصوص آمریکاییها بخواهند دبه در بیاورند ما هم دبه در میآوریم“، بازتاب گستردهیی دادهاند.
دلواپسان ”دبه“ آمریکا را آنچنان مفروض که هم دولت روحانی و هم تیم مذاکرهکننده هستهیی را زیرضرب گرفتهاند و هم فراتر از آن به فکر ”مابعد دبه“ افتادهاند.
روزنامه وطن امروز29اردیبهشت94 در مطلبی با عنوان مرحله «ما بعد دبه» مینویسد: ”شواهد نشان میدهد مذاکرات هستهای اکنون در مرحله مابعد دبه به سر میبرد. این تعبیر شاید کمی سبک جلوه کند ولی کاملاً دقیق است. آمریکاییها در آخرین دور مذاکرات هستهای حتی از فکت شیت خود فراتر رفتهاند“.
رسانه باند خامنهای معتقد است ”چارچوب لوزان قابل دفاع نیست و باید اصلاح شود“ زیرا ”آمریکاییها میخواهند چارچوب لوزان را بدتر کنند. حتی اگر درخواستهای فعلی آنها پذیرفته شود، باز هم تضمینی نیست که فردا درخواستهای بیشتری را مطرح نکنند. آنچه در لوزان تفاهم شد، بهویژه در 2 بخش تحریمها و بازرسیها، با منافع ملی ایران فاصلهای قابلتوجه دارد، چه رسد به اینکه چارچوب لوزان با یک چارچوب فاجعهبارتر جایگزین شود“.
روزنامه دیگر باند ولیفقیه (سیاست روز) 29اردیبهشت 94 درمطلبی از قول ولایتی مشاور امور بینالملل خامنهای به بد عهدی آمریکاییها و به دبّه مورد ادعای دلواپسان اشاره میکند: ”چند روز پیش بود که مشاور امور بینالملل رهبر معظم انقلاب و رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام به جد به بدعهدی طرف مقابل بهخصوص آمریکاییها اشاره داشت هدف و عادت آنها همین است و بعد از اینکه مذاکرات شروع میشود، قدم به قدم از آن قول اولیه عقب مینشینند. نکتهی مهم این است که هربار مذاکره میکنند، بعدش دبّه درمیآورند و همان حرفهایی که قبلاً به نوعی دربارهی آنها تفاهم حاصل شده است، دومرتبه تکرار میکنند و بعد ادعاهای جدیدی مطرح مینمایند. این معنایش همان خوی زیادهخواهی آمریکاست که فکر میکنند میتوانند با یک کار روانی و تبلیغاتی و با کش دادن قضایا، ایران را وادار کنند بیشترین امتیاز را بدهد و کمترین نتیجه را بگیرد“.
سیاست روز در ادامه برای تأیید ادعایش در زمینه دبّه و بد عهدی آمریکا، به سخنرانی خامنهای در بیستم فروردین 94 اشاره میکند که گفته بود: ”همهی مشکل بعد از این است. ممکن است طرف مقابل که یک طرف لجوج، بدعهد، بدمعامله، اهل دبّه در آوردن، اهل چک و چانه کردن، اهل از پشت خنجر زدن و اهل این جور کارها و سیاه کاریها است، سر جزئیّات بخواهد کشور ما را، ملّت ما را، مذاکرهکنندگان ما را در یک دایرهیی محصور کند؛ ما هنوز هیچ چیز در اختیار نداریم، هیچ الزامی به وجود نیامده است“.
در شرایطی ولی فقیه نظام و رسانههای دلواپسان از بدعهدی و دبه مقامات آمریکایی هراسان هستند که مقامات آمریکایی از روز توافق لوزان تا کنون همواره بر سه موضوع تأکید گذاشتهاند:
اولا رژیم پروتکل الحاقی را بپذیرد که مفهوم پذیرش آن توسط رژیم، قبول بازرسی از سایتها و مراکز نظامی است که ولیفقیه آن را مرز سرخ اعلام کرد.
ثانیا تحریمها نه همزمان با توافق بلکه بعد از توافق و پس از راستی آزمایی اقدامات رژیم، توسط آژانس آن هم بهصورت مرحلهای و تدریجی لغو میشوند که این امر نیز مورد مخالفت خامنهای و بهعنوان مرزسرخ تعیین شد.
ثالثا در صورتیکه رژیم در راستی آزمایی مردود نشود و به قول و قرارهایش در توافق نهایی پایبند بماند، تنها تحریمهای مربوط به برنامه هستهیی لغو میشوند، و تحریمهای مربوط به برنامه موشکی، نقض حقوقبشر و تروریسم رژیم پابرجا خواهند ماند.
موضع اتحادیه اروپا نیز مشابه موضع آمریکا است. بنابراین همانطور که در فکت شیت و اظهارات مقامات آمریکایی از جمله باراک اوباما رئیسجمهور و جان کری وزیرخارجه این کشور بیان شده است خواست آمریکا واضح است.
با توجه به مواضع اعلام شده آمریکاییها و مواضع ولیفقیه ارتجاع و دلواپسان باند خامنهای، سوالی که پیش میآید چه کسی نیازمند دبه است؟
واقعیت این است که در مورد دبه درآوردن، دقیقاً قضیه معکوس مطالب فوق است زیرا با شرایط و مرزسرخهایی که ولیفقیه ارتجاع گذاشته، نشان میدهد که این رژیم است که نیازمند دبه درآوردن است.
سوال دیگری که مطرح میشود این است که درصورتی نظام دبه در بیاورد و میز مذاکره را چپ کند نتیجه چه خواهد شد؟
واضح است که در صورت پیش آمدن چنین شقی، رژیم باید بهای سخت و سنگینتری بپردازد. زیرا با اقدامات اخیر کنگره و سنای آمریکا، شرایط روزبه روز برای رژیم سختتر از گذشته خواهد شد و در چنین شرایطی باید عواقب اعمال تحریمهای بیشتر از جانب آمریکا، اتحادیه اروپا را تحمل کند و حتی پیه دخالت نظامی را هم برتن بمالد.
از طرف دیگر با توجه به بحرانهای فراگیر اقتصادی- اجتماعی که گلوی رژیم را میفشارد انتظار نمیرود که رژیم درمانده آخوندی تاب تحمل چنین شرایط سخت و سنگینی را در صحنه داخلی و بینالمللی داشته باشد. بهخصوص اینکه مردمی به جان آمده از ستم و فقر و مقاومتی سازمانیافته در کمین آن هستند. این واقعیت بنبست رژیم در تله اتمی است که نه راه پس دارد و نه راه پیش.
علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت مجلس رژیم و ولایتی مشاور خامنهای نیز همنوا با دلواپسان باند خامنهای آمریکا را به تغییر موضع متهم میکنند.
رسانههای دلواپسان باند خامنهای28اردیبهشت سخنان علاءالدین بروجردی مبنی بر این که: ”چنانچه خارجیها و غربیها بهخصوص آمریکاییها بخواهند دبه در بیاورند ما هم دبه در میآوریم“، بازتاب گستردهیی دادهاند.
دلواپسان ”دبه“ آمریکا را آنچنان مفروض که هم دولت روحانی و هم تیم مذاکرهکننده هستهیی را زیرضرب گرفتهاند و هم فراتر از آن به فکر ”مابعد دبه“ افتادهاند.
روزنامه وطن امروز29اردیبهشت94 در مطلبی با عنوان مرحله «ما بعد دبه» مینویسد: ”شواهد نشان میدهد مذاکرات هستهای اکنون در مرحله مابعد دبه به سر میبرد. این تعبیر شاید کمی سبک جلوه کند ولی کاملاً دقیق است. آمریکاییها در آخرین دور مذاکرات هستهای حتی از فکت شیت خود فراتر رفتهاند“.
رسانه باند خامنهای معتقد است ”چارچوب لوزان قابل دفاع نیست و باید اصلاح شود“ زیرا ”آمریکاییها میخواهند چارچوب لوزان را بدتر کنند. حتی اگر درخواستهای فعلی آنها پذیرفته شود، باز هم تضمینی نیست که فردا درخواستهای بیشتری را مطرح نکنند. آنچه در لوزان تفاهم شد، بهویژه در 2 بخش تحریمها و بازرسیها، با منافع ملی ایران فاصلهای قابلتوجه دارد، چه رسد به اینکه چارچوب لوزان با یک چارچوب فاجعهبارتر جایگزین شود“.
روزنامه دیگر باند ولیفقیه (سیاست روز) 29اردیبهشت 94 درمطلبی از قول ولایتی مشاور امور بینالملل خامنهای به بد عهدی آمریکاییها و به دبّه مورد ادعای دلواپسان اشاره میکند: ”چند روز پیش بود که مشاور امور بینالملل رهبر معظم انقلاب و رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام به جد به بدعهدی طرف مقابل بهخصوص آمریکاییها اشاره داشت هدف و عادت آنها همین است و بعد از اینکه مذاکرات شروع میشود، قدم به قدم از آن قول اولیه عقب مینشینند. نکتهی مهم این است که هربار مذاکره میکنند، بعدش دبّه درمیآورند و همان حرفهایی که قبلاً به نوعی دربارهی آنها تفاهم حاصل شده است، دومرتبه تکرار میکنند و بعد ادعاهای جدیدی مطرح مینمایند. این معنایش همان خوی زیادهخواهی آمریکاست که فکر میکنند میتوانند با یک کار روانی و تبلیغاتی و با کش دادن قضایا، ایران را وادار کنند بیشترین امتیاز را بدهد و کمترین نتیجه را بگیرد“.
سیاست روز در ادامه برای تأیید ادعایش در زمینه دبّه و بد عهدی آمریکا، به سخنرانی خامنهای در بیستم فروردین 94 اشاره میکند که گفته بود: ”همهی مشکل بعد از این است. ممکن است طرف مقابل که یک طرف لجوج، بدعهد، بدمعامله، اهل دبّه در آوردن، اهل چک و چانه کردن، اهل از پشت خنجر زدن و اهل این جور کارها و سیاه کاریها است، سر جزئیّات بخواهد کشور ما را، ملّت ما را، مذاکرهکنندگان ما را در یک دایرهیی محصور کند؛ ما هنوز هیچ چیز در اختیار نداریم، هیچ الزامی به وجود نیامده است“.
در شرایطی ولی فقیه نظام و رسانههای دلواپسان از بدعهدی و دبه مقامات آمریکایی هراسان هستند که مقامات آمریکایی از روز توافق لوزان تا کنون همواره بر سه موضوع تأکید گذاشتهاند:
اولا رژیم پروتکل الحاقی را بپذیرد که مفهوم پذیرش آن توسط رژیم، قبول بازرسی از سایتها و مراکز نظامی است که ولیفقیه آن را مرز سرخ اعلام کرد.
ثانیا تحریمها نه همزمان با توافق بلکه بعد از توافق و پس از راستی آزمایی اقدامات رژیم، توسط آژانس آن هم بهصورت مرحلهای و تدریجی لغو میشوند که این امر نیز مورد مخالفت خامنهای و بهعنوان مرزسرخ تعیین شد.
ثالثا در صورتیکه رژیم در راستی آزمایی مردود نشود و به قول و قرارهایش در توافق نهایی پایبند بماند، تنها تحریمهای مربوط به برنامه هستهیی لغو میشوند، و تحریمهای مربوط به برنامه موشکی، نقض حقوقبشر و تروریسم رژیم پابرجا خواهند ماند.
موضع اتحادیه اروپا نیز مشابه موضع آمریکا است. بنابراین همانطور که در فکت شیت و اظهارات مقامات آمریکایی از جمله باراک اوباما رئیسجمهور و جان کری وزیرخارجه این کشور بیان شده است خواست آمریکا واضح است.
با توجه به مواضع اعلام شده آمریکاییها و مواضع ولیفقیه ارتجاع و دلواپسان باند خامنهای، سوالی که پیش میآید چه کسی نیازمند دبه است؟
واقعیت این است که در مورد دبه درآوردن، دقیقاً قضیه معکوس مطالب فوق است زیرا با شرایط و مرزسرخهایی که ولیفقیه ارتجاع گذاشته، نشان میدهد که این رژیم است که نیازمند دبه درآوردن است.
سوال دیگری که مطرح میشود این است که درصورتی نظام دبه در بیاورد و میز مذاکره را چپ کند نتیجه چه خواهد شد؟
واضح است که در صورت پیش آمدن چنین شقی، رژیم باید بهای سخت و سنگینتری بپردازد. زیرا با اقدامات اخیر کنگره و سنای آمریکا، شرایط روزبه روز برای رژیم سختتر از گذشته خواهد شد و در چنین شرایطی باید عواقب اعمال تحریمهای بیشتر از جانب آمریکا، اتحادیه اروپا را تحمل کند و حتی پیه دخالت نظامی را هم برتن بمالد.
از طرف دیگر با توجه به بحرانهای فراگیر اقتصادی- اجتماعی که گلوی رژیم را میفشارد انتظار نمیرود که رژیم درمانده آخوندی تاب تحمل چنین شرایط سخت و سنگینی را در صحنه داخلی و بینالمللی داشته باشد. بهخصوص اینکه مردمی به جان آمده از ستم و فقر و مقاومتی سازمانیافته در کمین آن هستند. این واقعیت بنبست رژیم در تله اتمی است که نه راه پس دارد و نه راه پیش.