728 x 90

ادبیات و فرهنگ,

«چرخش سیدعلی در سانتریفیوژ» ـ بیژن روشن

-

دلواپسان یک سوی من، دلدادگان یک سوی من
من خود ندانم که کجا، من را برد یابوی من
این گوید آقا جزو ماست، آن گوید او همپشت ماست
این کور کند چشم مرا، بردارد آن ابروی من
در برزخی افتاده‌ام بمب اتم بای داده ام
بین آب سنگین اراک، شد فاضلاب جوی من
این گوید آقا بای نده! آژانس را تا سر کشد
هر وقت خواهد سرزده، بازدید کند فردوی من
آن گوید آقا راضی است تا در توافق بای دهم
خواهد کشد از زیرپا، هم قالی و جاروی من
راکد شده سانتریفوژ من جای آن چرخان شدم
نک سانتریفوژ می‌شود قیسی ز زردآلوی من
من غرقه در بحران شدم، در این میان حیران شدم
سیلاب تحریم آمده در بیت تا زانوی من
خود سانتریفوژ می‌شوم کژ می‌شوم گوژ می‌شوم
ریقم برون‌رفت از تنم، زهر است چون داروی من
‎ 23 اردیبهشت 94
										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/5083ff39-c037-4e3d-9c5f-685976c41bad"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات